وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

شرح زيارت عاشورا(9)

 شرح زيارت عاشورا(9)
زمان انتشار :
یکشنبه 19 آبان 1392 | 20:25
اللهم اجعلني عندک وجيها بالحسين عليه‏السلام في الدنيا والاخرة يا اباعبدالله اني اتقرب الي الله و...

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعلني عندک وجيها بالحسين عليه‏السلام في الدنيا والاخرة

يا اباعبدالله اني اتقرب الي الله و الي رسوله و الي اميرالمؤمنين و الي فاطمة و الي الحسن و اليک بموالاتک و بالبرائة ممن اسس اساس الظلم والجور عليکم و ابرء الي الله و الي رسوله ممن اسس اساس ذلک و بني عليه بنيانه و جري في ظلمه و جوره عليکم و علي اشيائکم برئت الي الله و اليکم منهم و اتقرب الي الله ثم اليکم بموالاتکم و موالاة وليکم و بالبرآئة من اعدائکم والناصبين لکم الحرب و بالبرائة من اشياعهم و اتباعهم

اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولي لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.

پروردگارا! مرا به واسطه حضرت امام حسين عليه‏السلام نزد خود در دو عالم صاحب منزلت و آبرومند گردان.

اي اباعبدالله! من به درگاه خدا و درگاه رسولش و به نزد حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام و حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو قرب مي‏طلبم، به واسطه‏ دوستي و محبت نسبت به تو و بيزاري مي‏جويم از آن کساني که پايه ظلم و بيداد را بر شما بنا نهادند

و بيزارم از پيروان آن‏ها و به درگاه خدا و نزد شما اولياي خدا، از آن مردم ستم کار ظالم بيزاري مي‏جويم

و اول به درگاه خدا، سپس نزد شما تقرب مي‏جويم، به سبب دوستي شما و دوستي دوستان شما و سبب بيزاري جستن از دشمنان شما و بيزاري از مردمي که با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شيعيان و پيروان آن‏ها هم بيزاري مي‏جويم.

به سوي خدا و بعد به سوي شما به وسيله‏ دوستي با شما و دوستي با دوستان شما و توسط بيزاري جستن از دشمنانتان و برپا کنندگان جنگ براي شما و از پيروان آن‏ها و همراهانشان بيزاري مي‏جويم

به درستي که من در صلحم با هر که با شما در صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر کس که با شما در جنگ است، و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما.

محبت و عزت‏

دوستي خداوند سبحان، مايه‏ قرب و نزديکي نسبت به اوست. از صفات برجسته‏ اهل ايمان اظهار محبت نسبت به خداوند است.

خداوند در قرآن مي‏فرمايد:

يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون

اي اهل ايمان! از خدا بترسيد و (به وسيله‏ ايمان و پيروي اولياء حق) به خدا توسل جوييد و در راه او جهاد کنيد، باشد که رستگار شويد.

محبت نسبت به ائمه عليه‏السلام، موجب کمال انسان مي‏شود.

کسب منزلت از مظهر عزت‏

عزت و سربلندي از صفات انسان‏هاي بزرگ و آزاده است.

امام حسين عليه‏السلام مظهر عزت است و شهادت او نيز برکات فراواني داشت و موجب عزت اسلام و مسلمين گرديد، زيرا کشتي نجات و چراغ هدايت در دو جهان است:

اباعبدالله عليه‏السلام، مظهر عزت است.

تعاليم اسلام همگي در جهت عزت بخشيدن به انسان و رهايي ساختن وي از دل بستن به امور است که با مقام انسانيت سازگاري ندارد.

اسلام انسان را از عبادت، خشوع و هرگونه سرسپردگي به معبودهاي دروغين که با عزت انسان سازگار نيست رهانيده است و از او مي‏خواهد جز در مقابل خدا در برابر هيچ کس سر تسليم فرود نياورد و فقط خداوند در نظر او بزرگ و با عظمت باشد.

هر چند همه‏ رهبران الهي از همه صفات کمال به طور کامل برخوردارند و در همه ابعاد کاملند؛ ولي اختلاف موقعيت‏ها سبب شده است تا يکي از ابعاد شخصيت انساني در هر يک از آن بزرگواران به طور کامل تجلي يابد و آن امام به عنوان اسوه و مظهر آن صفت مطرح گردد.

امام حسين عليه‏السلام مظهر کامل اين صفت به شمار مي‏آيد، به گونه‏اي که آن حضرت «سرور آزادگان جهان» لقب گرفته است.

آن حضرت حتي در دشوارترين موقعيت‏ها حاضر نشد در مقابل دشمن سر تسليم فرود آورد و براي حفظ جان خويش کم‏ترين نرمشي که برخاسته از ذلت باشد، نشان دهد.

حماسه عاشورا، سراسر آزادي و آزادگي و عزت و مردانگي و سربلندي است.

اعمال و سخنان سالار شهيدان عليه‏السلام سرمشق تمامي آزادگان جهان در همه زمان‏هاست.

امام حسين عليه‏السلام فرمود:

من مرگ (در راه خدا) را جز شهادت، و زندگي با ستمگران را جز ذلت و فرومايگي نمي‏دانم.

سرور آزادگان جهان وقتي شب تاسوعا براي آخرين بار تسليم و بيعت يا جنگ و شهادت به او عرضه شد، پاسخ داد:

به خدا سوگند نه هرگز دست ذلت به شما مي‏دهم و نه مثل بردگان فرار مي‏کنم.

و نيز در روز عاشورا فرمود:

زنازاده فرزند زنازاده مرا به انجام دادن يکي از دو کار مجبور کرده، شمشير و کشته شدن يا ذلت، ذلت از ما خانواده بسيار دور است. خداوند و پيامبرش صلي الله عليه و آله و سلم و مؤمنان و دامن‏هاي پاکي که در آن‏ها پرورش يافته‏ايم، آن را براي ما نمي‏پسندند.

آن حضرت در آخرين لحظه‏هاي زندگي، انسان‏ها را به آزادگي دعوت کرد و فرمود:

اگر دين نداريد و از معاد نمي‏ترسيد، در دنياي خود آزادمرد و جوانمرد باشيد.

ثمره‏ فداکاري و ايثار

خداوند در برابر ايثار و فداکاري امام حسين عليه‏السلام، چند کرامت را به وي اعطا فرمود.

محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام چنين روايت مي‏کند که فرمودند:

ان الله عوض الحسين عليه‏السلام من قتله أن الامامة من ذريته والشفاء في تربته و اجابة الدعاء عند قبره و لا تعد أيام زائريه جائيا و راجعا من عمره

به درستي که خداوند متعال در عوض ايثار و فداکاري امام حسين عليه‏السلام، استقرار امامت در نسل و فرزندان او، شفا در تربت او، استجابت دعا در کنار مرقد مطهرش و طول عمر براي زائرانش به وي اعطا فرمود.

فاسئل الله الذي اکرمني بمعرفتکم و معرفة اوليائکم و رزقني البرآئة من اعدائکم ان يجعلني معکم في الدنيا والآخرة و ان يثبت لي عندکم قدم صدق في الدنيا و الاخرة.

پس از کرم حق درخواست مي‏کنم که به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامي سازد و هميشه بيزاري از دشمنان شما را روزي من گرداند.

درخواست مي‏کنم که مرا در دنيا و آخرت با شما هم‏نشين کند و در دو عالم، به مقام صدق و صفاي با شما، مرا ثابت بدارد.

اهميت شناخت امام

در اين فراز از زيارت، مهم‏ترين نعمتي را که خداوند به ارادتمندان خاندان نبوت عطا فرموده، مورد قدرداني قرار مي‏گيرد.

زاير تقاضا مي‏کند که اين نعمت از او سلب نشود، چرا که مهم‏ترين سؤال در قيامت، از همين نعمت است. خداوند مي‏فرمايد:

ثم لتسألن يومئذ عن النعيم

آن گاه از نعمت‏ها شما را در آن جا باز مي‏پرسند.

ابوحنيفه از امام صادق عليه‏السلام درباره‏ تفسير اين آيه سؤال کرد.

امام صادق عليه‏السلام سوال را به او برگرداند و فرمود:

به عقيده‏ تو نعيم چيست؟

عرض کرد: غذا است و طعام و آب خنک.

حضرت فرمود:

اگر خدا بخواهد تو را روز قيامت در پيشگاهش نگه دارد تا از هر لقمه‏اي که خورده‏اي و هر جرعه‏اي که نوشيده‏اي از تو سؤال کند بايد بسيار درآن جا بايستي!

عرض کرد: پس نعيم چيست؟

حضرت فرمود:

ما اهل بيت هستيم، که خداوند به وجود ما به بندگانش نعمت داده و ميان آن‏ها بعد از اختلاف الفت بخشيده، دل‏هاي آنان را به وسيله‏ ما به هم پيوند داده و برادر خود ساخته، بعد از آن که دشمن يکديگر بودند و به وسيله‏ ما آن‏ها را به اسلام هدايت کرده است. آري! «نعيم» همان پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و خاندان او است.

در تفسير نمونه آمده است:

تفسير اين روايات ظاهراً مختلف، اين گونه است که «نعيم» يک معني بسيار گسترده دارد که همه‏ مواهب الهي را اعم از معنوي مانند دين و ايمان و اسلام و قرآن و ولايت و انواع نعمت‏هاي مادي را اعم از فردي و اجتماعي شامل مي‏شود.

نعمت «ايمان و ولايت»، چون اهميت بيش‏تري دارند، بيش‏تر سؤال مي‏شود، که آيا حق آن‏ها ادا شده است يا نه؟

ظاهراً رواياتي که نعمت مادي را از شمول اين آيه نفي مي‏کند ناظر به اين معنا است که شما نبايد مصداق‏هاي مهم‏تر را رها کرده و به مصداق کوچک‏تر روي آوريد و در حقيقت هشداري است به مردم در زمينه‏ي سلسله‏ مراتب مواهب و نعمت‏هاي الهي و اين که در برابر آن‏ها مسؤوليت سنگين دارند.

به هر حال راه رسيدن به مرتبه‏ کامل خداشناسي و توحيد، معرفت نسبت به اهل بيت عليهم‏السلام و پيروي از آنان مي‏باشد.

قبول ولايت موجب تقرب به درگاه خداوند متعال مي‏گردد.

حق شناسي‏

حق شناسي، پيروي از مکتب اهل بيت عليهم‏السلام است.

قنبر، به همراه امام علي عليه‏السلام وارد مسجد کوفه شد. در اين هنگام مردي مشغول نماز بود و بسيار نيکو نماز مي‏خواند.

او به حضرت علي عليه‏السلام عرض کرد: من مردي را نديدم که از او زيباتر نماز بخواند!

حضرت علي عليه‏السلام فرمود: قنبر! عبادت با ولايت ما ارزش دارد، اگر کسي هزار سال عبادت داشته باشد، اما از نعمت ولايت ما بي‏بهره باشد، عبادت او ارزشي نيست...

افرادي به ديدار حضرت علي عليه‏السلام آمدند.

آن حضرت، به قنبر فرمود: ببين اينان کيانند؟

قنبر گفت: اينان شيعيان شما هستند.

حضرت عليه‏السلام فرمود: چرا سيماي شيعه را در آنان نمي‏بينم؟!

قنبر پرسيد: سيماي شيعه کدام است؟

حضرت عليه‏السلام فرمود: شکمي خالي از گرسنگي (اهل روزه مستحبي بودن) لب‏هاي خشک، چشماني گريان (از خوف خدا).

در کتاب زيارت در پرتو ولايت، در شرح اين فراز از زيارت آمده است:

آري! سر عظمت معصومين در رسيدن به قله‏ رفيع بندگي حق تعالي است و بندگي و عبوديت مطلق حق تعالي، از بالاترين مراحل کمال انسانيت است.

با اين اطاعت و عبوديت است که نفس انسان مؤمن به خدا نزديک و رضايت او را جلب مي‏نمايد و در پيشگاه خدايش به نيايش پرداخته و ارتباط محکم را با خدايش ايجاد و به دست مي‏آورد و کمالات انساني را از او کسب مي‏نمايد.

خداوند از رسولش به عنوان «عبده» ياد مي‏کند، چرا که اين کلمه از «عبدالله» نيز بالاتر است، زيرا اين عبوديت، حاکي از هويت مطلقه است که بالاتر از او مقام الوهيت است.

خداوند سبحان، درباره‏ حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم تعبير خاصي دارد. در حالي که بعضي از انسان‏ها تحت تدبير اسماي جزئيه حق هستند؛ مثلا عبدالباسط، عبدالکريم يا... هستند، پيامبر اسلام، مقامي برتر از مقام مربوبيت ايشان نيست و نهايي‏ترين مرحله و مرتبه را داراست.

آن حضرت از اين باب که منتسب به عالي‏ترين اسم از اسماي حسناي خداوند متعال است و کامل‏ترين عبوديت از آن اوست، خداوند متعال با جامع‏ترين کلمه به او اشاره مي‏کند:

و أن الي ربک المنتهي

و کار خلق عالم به سوي خدا منتهي مي‏شود.

رحمت خاصه‏ خدا

نکته ظريف و جالبي که انسان بايد به آن توجه و عنايت داشته باشد، اين است که همان گونه که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آينه دار جمال رحمت خاصه خداست، به اين معنا که رأفت و مهرباني و رحمت خداوند، در آينه‏ پيامبر منعکس شده است. انسان‏ها نيز براي اين که از رحمت خداوند برخوردار باشند، بايد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پيروي نمايند.

به عنوان مثال، اگر کسي بخواهد با مردم، خوش برخورد باشد، بايد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پيروي کند، تا مردم نيز به او علاقمند باشند.

خداوند به پيامبرش مي‏فرمايد:

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک...

مرحمت خدا تو را با خلق خوشخوي گردانيد و اگر سخت دل بودي، مردم از گرد تو متفرق مي‏شدند.

ثمره‏ عبوديت و بندگي‏

راز و رمز عروج، «عبوديت» است. انسان در سير و سلوک عرفاني خود، بايد با برنامه‏ بندگي و پرستش خداوند متعال سير کند که خداوند متعال اين راه عبوديت را مقرر فرموده است؛ گويي راه ديگري تعيين نشده است.

سبحان الذي أسري بعبده

هر چند (أسري) جنبه اخباري دارد، يعني خبر مي‏دهد از جرياني که بين خدا و عبد خدا واقع شده، ولي جنبه‏ انشايي نيز دارد، گويي به اين معنا هست که اگر کسي از راه عبوديت گام برداشت و عبوديت را کامل کرد، خداوند متعال به چنين عبدي، سير مي‏دهد؛ زيرا در آيه، به عنوان «عبد» مطرح شده است و «باء» (بعبده)، اشاره به مصاحبت و همراهي دارد، گويي آن کس که راه عبوديت را انتخاب کرد و در آن راه شبانه رفت که (ان ناشئة الليل هي أشد و طا و أقوم قيلا) (سير نمود) خداوند نيز با او همراهي مي‏کند و برنامه «اسراء» بردن در شب (سير دادن) را نسبت به وي جاري مي‏سازد.

و اين آيه جنبه‏ حکمي و دستوري دارد و در شمار آيات الاحکام است، زيرا برنامه عبوديت و سير را نشان مي‏دهد.

البته مطالب در اين باب بسيار است، ولي از نظر عملي و دستوري، يکي از وظايف الهي لااقل براي اهل معرفت و عرفان اين است که از راه عبوديت به مراحل عالي برسند تا خداوند متعال، حقايق عالم هستي را به آنان نشان دهد، چون خداوند فرموده است:

لنريه من آياتنا

گويي عبوديت، اساس و پايه‏ نشان دادن و به رؤيت رساندن خداوند سبحان، آيات خود را به عباد و بندگان خالصش مي‏باشد.

از متفرع شدن اين جمله (انه هو السميع البصير) به دنبال (لنريه من آياتنا) مي‏توان اين احتمال را داد که (انه) به «عبد» برگردد که مصداق آن، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي‏باشد؛ گويي آن حضرت از راه عبوديت، آن قدر اوج گرفته است که خداوند، آياتش را به او ارائه داده است تا او سميع و بصير شود، چه بسا اهل فن بر اساس جهاتي، يا به تناسب واژه‏هاي «سميع» و «بصير»، (انه) را به خداوند متعال ارجاع داده‏اند، ولي آن چه ذکر شد يک احتمالي است در ذيل آيه‏ شريفه، که جاي دقت و تأمل مي‏باشد.

البته منافاتي ندارد که عنواني مانند «سميع» همانند «رحيم» و«رؤوف» بر عبدالهي در اين‏گونه موارد که حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم مي‏باشد، اطلاق گردد، آن گونه که در آيه آمده است:

لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمؤمنين رؤوف رحيم

نيز براي رفع استبعاد در اطلاق «سميع» و «بصير» بر حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به اين آيه مي‏توان توجه کرد:

انا خلقنا الانسان من نطفة أمشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا

بديهي است که «سمع» و «بصر» به عنوان مرتبه‏اي از مراتب آن‏ها در انسان اطلاق شده است.

از اين رو اين دو وصف، مراتبي دارد که بر مواردي، منطبق و متصف مي‏باشد و اختصاصي به حق متعال ندارد. البته ممکن است ادعا شود که (انه هو السميع البصير) با توجه به اشباه و نظاير آن در قرآن اختصاص به حق متعال دارد.

زمينه‏ عروج‏

انسان به روح وابسته است و اگر بندهاي شهواني و آرزوهاي نفساني گسسته شود، آن چنان شکوه و عظمتي پيدا مي‏کند که فوق تصور است.

بايد براي صيقل روح و صفاي قلب، درون را به زيور تقوا آراست و جامه‏ ريا را از تن بيرون آورد.

‏و آن زمان که روح، از دام نفس رها گردد، نغمه‏هاي عالم قدس را مي‏شنود.

سالک، پس از هر ذکر، اين عبارت را بر زبان آرد يا بر دل بگذراند که:

الهي أنت مقصودي و رضاک مطلوبي

خداوندا! مقصود من تو هستي و رضاي تو

بر اين اساس، وقتي انسان سالک دانست که بدن مانند پوشاکي براي روح است، در جست و جوي آن حقيقت که لباس تن را پوشيده است برمي‏آيد؛ چرا که روح آدمي يک ايده‏آل بيش‏تر ندارد، و آن «لقاء الله» است.

ياد خدا براي روح و جان انسان، هم چون غذا و آب براي تن است، همان گونه که خداوند مي‏فرمايد:

ألا بذکر الله تطمئن القلوب

آگاه باشيد تنها با ياد خدا، دل‏ها آرامش مي‏يابد.

حضرت سيدالساجدين امام زين العابدين عليه‏السلام در مناجات محبين و دوستداران خدا فرموده است:

الهي من ذا الذي ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا و من ذا الذي أنس بقربک فابتغي عنک حولا

معبود من، کيست که شيريني محبتت را چشيد و به جاي تو ديگري را برگزيد؟ و کيست که به قربت انس گرفت، و خواست از تو جدا شود.

در اين مقام است که انسان به طور عيني درمي‏يابد خطاب خداوند را که فرمود:

يا أيها الانسان انک کادح الي ربک کدحا فملاقيه

برنامه‏ ملاقات با حضرت حق را خداوند مقرر فرموده، لذا براي راه ملاقات به کتاب الهي که نوشته و پيام دوست است، مراجعه کرده، اين بخش از آيه‏ شريفه را مي‏يابد:

فمن کان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعبادة ربه أحدا

و هر کس به لقاي رحمت او اميدوار است، بايد نيکوکار شود و هرگز در پرستش خدا، احدي را شريک نسازد.

البته از اين برنامه انسان مي‏تواند واجد تحصيل نفس مطمئنه و آسايش انساني و تکميل شخصيت نفساني، با تحقق مراتب عالي اطمينان گردد، تا در شعاع اين خطاب پروردگار قرار گيرد:

يا أيتها النفس المطمئنة، ارجعي الي ربک راضية مرضية، فادخلي في عبادي، و ادخلي جنتي

(به اهل ايمان خطاب لطف شود) اي نفس قدسي مطمئن و دل آرام. امروز به حضور پروردگارت باز آي که تو خشنود و او راضي (از اعمال) توست. باز آي و در صف بندگان خاص من در آي. و در بهشت داخل شو.

نقل شده که در يکي از مواقف حساس انساني فرشته‏ مقرب الهي به مؤمن مي‏گويد:

يا ولي الله... افتح عينک فانظر...

اي ولي خدا! چشم‏هايت را باز کن.

پس نگاه و نظر کن که در آن حال رسول اکرم و اميرمؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم‏السلام را مشاهده مي‏کند و خطاب مي‏شود:

... والأئمة عليهم‏السلام رفقاؤک

ائمه عليهم‏السلام رفيقان تو هستند

آن گاه منادي از طرف رب العزة و الجلال ندا سر مي‏دهد:

يا أيتها النفس المطمئنة، ارجعي الي ربک راضية مرضية

بر اساس اين گفتار ارزشمند، اگر انسان‏ها که اسير قفس تن هستند و از پرواز به ملکوت عالم محروم، به گونه‏اي با انسان‏هاي کامل پيوند برقرار کنند، به اندازه‏ گستره‏ وجود خويش، به مقام کرامت نزديک شوند که هر انساني، سرمايه‏ رسيدن به آن مقام منيع را داراست که (و لقد کرمنا بني آدم) که جرعه نوش از پيمانه‏ عشق و جام سبوي کريمان باشند.

کرامت خداوند

حمران، از امام صادق عليه‏السلام سؤال کرد در مورد مصيبت‏هاي اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام که ستمگران آن‏ها را کشتند و بر مسند و مقام آن‏ها نشستند، آيا ايشان را مغلوب کردند؟

امام باقر عليه‏السلام فرمود:

ای حمران، آن‏ها وقتي مبتلا به اين ستمگران شدند، تصميم مي‏گرفتند از خدا بخواهند ايشان را دفع نمايد، هم چون نخي که پاره شود. قدرت و مکنت آنان از هم مي‏پاشيد و تار و مار مي‏شدند.

مبادا خيال کني گرفتاري آن‏ها به واسطه‏ گناهي بود که مبتلا به آن شده، يا کيفر عمل ناشايستي بود که انجام داده بودند، بلکه به واسطه‏ مقام و موقعيت‏هايي بود که خداوند مي‏خواست به آن‏ها کرامت فرمايد.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:22:42
طلوع خورشید 05:41:29
اذان ظهر 11:24:15
غروب خورشید 17:06:38
اذان مغرب 17:22:39
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟