وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

کانون تشیع و واقعه ظهور

کانون تشیع و واقعه ظهور
زمان انتشار :
شنبه 12 بهمن 1392 | 14:27
روایاتی که پیرامون نهضت جهانی حضرت بقیّة الله الاعظم- أرواحنا لتراب مقدمه الفداء- در منابع معتبر اهل تسنّن آمده است دست کمی از روایات شیعیان ندارد، و حتی در «صحاح ششگانه» ای که صحیح ترین کتب اهل سنت است، در باب های مختلف، روایات مربوط به قائم- عجل الله فرجه الشریف- آورده شده است....

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

روایاتی که پیرامون نهضت جهانی حضرت بقیّة الله الاعظم- أرواحنا لتراب مقدمه الفداء- در منابع معتبر اهل تسنّن آمده است دست کمی از روایات شیعیان ندارد، و حتی در «صحاح ششگانه» ای که صحیح ترین کتب اهل سنت است، در باب های مختلف، روایات مربوط به قائم- عجل الله فرجه الشریف- آورده شده است.

الف-صحیح بخاری: کتاب الأحکام و باب نزول عیسی بن مریم علیه السلام
ب-صحیح مسلم: باب الفتن، اشراط السّاعة، و باب نزول عیسی بن مریم علیه السلام
ج-سنن ابن ماجة: باب خروج المهدی علیه السلام
د-سنن ابی داود: در کتاب المهدی علیه السلام
ه-سنن ترمذی: باب ما جاء فی المهدی علیه السلام

در مسند احمد بن حنبل، پیشوای حنبلی ها و دیگر سنن و جوامع اهل تسنّن، روایات حضرت مهدی علیه السلام مشروحاً آمده است.

الف) روایات چند از اهل سنّت

در این جا یادآوری این نکته لازم است که در کتاب های اهل سنّت به غیر از این که روایات کلی در خصوص «مهدی موعود علیه السلام» آورده اند، به اوصاف و خصوصیات آن حضرت نیز پرداخته اند.
مثلاً در سی و پنج کتاب از دانشمندان آنان تصریح کرده اند که آن حضرت، فرزند بلافصل امام حسن عسکری علیه السلام می باشد.
و در روایات متعدد، اوصاف و نشانه های آن حضرت را آورده اند، برای اطّلاع بیشتر چند حدیث نبوی از کتاب های آنان، می آوریم:

1.لا تذهب الدنیا حتّی یملک العرب، رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛ دنیا از بین نمی رود تا آن که مردی از اهل بیت من، عرب را مالک شود و نام او مساوی نام من است.

احادیث المهدی: ابوبکر بن خُثیمة
2.لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم، لطوّل الله ذلک الیوم حتی یلی رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛ اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، البته خداوند آن روز را طولانی می کند تا مردی از اهل بیت من که همنام من است، (رهبری) آن را به دست گیرد.

احوال صاحب الزّمان: سعدالدین حموی (م722 ق).
3.لا تقوم الساعة حتّی یلی رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛ قیامت به پا نمی شود تا مردی از اهل بیت من که نامش مساوی نام من است، به ولایت آن برسد.

أخبار المهدی: حمّاد بن یعقوب رواجنی.
4.لاتنقضی الأیام و لایذهب الدهر حتّی یملک العرب، رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛  روزها منقصی نمی شود و روزگار نمی گذرد تا مردی از اهل بیت من که همنام من است، رهبری آن را به دست می گیرد.

اربعین حدیث فی المهدی: ابو نعیم اصفهانی (م 430 ق).
5.یخرج رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی و خلقه خلقی فیملأها قسطاً و عدلاً؛  مردی از اهل بیت من خروج می نماید که همنام من و اخلاقش، اخلاق من است، و زمین را پر از عدل و داد می کند.

أربعین حدیث فی المهدی: ابوالعلاء همدانی.
6.لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد، لطوّل الله ذلک الیوم حتّی یبعث رجلاً اسمه اسمی؛  اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن را طولانی می کند تا مردی را برانگیزد که هم نام من است.

ارشد المستهدی فی نقل بعض الأحادیث الواردة فی شأن الامام الهمدی: محمد علی حسین بکری.
7.یلتفت المهدی و قد نزل عیسی بن مریم کأنّما یقطر من شعره الماء، فیقول المهدیّ: تقدّم صلّ بالناس، فیقول: انّما أقیمت الصلوة لک، فیصلّی خلف رجل من ولدی؛ مهدی ملتفت می شود که عیسی بن مریم فرود آمده است؛ مانند این که از موهایش، آب می چکد. مهدی به او می گوید: جلو ایستاده برای مردم نماز بخوان. می گوید: یقیناً نماز به خاطر تو اقامه شده است، پس پشت سر مردی از اولاد من، نماز می گذارد.
8.منّا الّذی یصلّی عیسی بن مریم خلفه؛  از ماست کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند.

البرهان فی علامات مهدی آخرالزّمان: علاء الدین علی بن حسام الدّین مشهور به متقی هندی جونپوری (م 975 ق).
9.لاتقوم الساعة حتّی یملک رجل من أهل بیتی القسطنطنیة و جبل الدیلم، ولو لم یبق إلاّ یوم، لطوّل الله ذلک الیوم حتّی یفتحها؛  قیامت بر پا نمی شود تا مردی از اهل بیت من بر «قسطنطنیه» و «کوه دیلم» غالب شود و اگر بیش از یک روز (از عمر دنیا) نماند، خداوند آن یک روز را به قدری بلند می کند تا دنیا را فتح نماید.

البرهان: محمد بن عثمان کراجکی
10.انّ خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی، الإثنا عشر اوّلهم علیٌ وآخرهم المهدی؛  جانشینان و اوصیای من و حجت های خدا بر مردم بعد از من دوازده نفرند اولشان علی و آخر آن ها مهدی است

البیان فی أخبار صاحب الزمان: محمد بن یوسف گنجی شافعی ( م 658 ق)
11.المهدیّ طاوس أهل الجنّة؛  مهدی طاوس اهل بهشت است.

البیان فی أخبار صاحب الزمان: محمد بن یوسف گنجی شافعی ( م 658 ق)
12.یکون من بعدی اثناعشر أمیراً، کلّهم من قریش؛  بعد از من دوازده امیر است همگی از قریش می باشد.

تلخیص البیان فی علامات مهدی آخرالزّمان: ابن کمال پاشا حنفی (م 940 ق).
13.المهدی منّا یختم الدین کما فتح بنا»؛  مهدی از ما است و دین را به پایان می برد آن گونه که با ما (آغاز کرد و) گشود.

تلخیص البیان فی أخبار مهدی آخرّالزمان: علاء الدّین علی بن حسام الدّین مشهور به متقی هندی جونپوری (م 975ق).
14.سلمان فارسی گوید: بر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم وارد شدم، دیدم حسین بن علی علیهما السلام روی ران اوست، دو چشم او را می بوسد و به دهانش بوسه می زند و می گوید: «أنت سید بن سیّد، أخو سیّد، أنت إمام ابن إمام أخو إمام، أنت حجّة و أنت أبو حجج تسعة، تاسعهم قآئمهم؛  تو آقایی و فرزند آقا و برادر آقایی، تو امام و فرزند امام و برادر امامی، تو حجتی و برادر حجت و پدر نُه حجت، و نهمی آن ها قائم آن هاست.

التّوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدّجال و المسیح: شوکانی.
15.حافظ جعانی با سند خود از امام زین العابدین علیه السلام فرمود: نحن فلک الجاریة فی اللجج یأمن من رکبها و یغرق من ترکها، و إن الله تبارک و تعالی أخذ میثاق من یحبّنا وهم فی أصلاب آبائهم، فلایقدرون علی ترک ولایتنا لأن الله عزّوجلّ جبلتهم علی ذلک؛  ماییم کشتی های جریان یافته در دریاها (و طوفان ها)، هر کس به آن سوار شود در امان است و ترک کننده آن غرق می شود، خدای تبارک و تعالی پیمان دوستداران ما را اخذ کرده، در حالی که آنان در صلب های پدران خود بودند. پس قادر نیستند ولایت ما را ترک نمایند؛ زیرا خدای عزّوجلّ محبّت ما را در فطرت آن ها قرار داده (و خمیره ی وجود آن ها را با ولایت ما عجین کره) است...

الجواب المقنع المحرّر فی الرّدّ علی من طغی و تجبّر بدعوی انّه عیسی أوی المهدی المنتظر: محمد بن حبیب الله بن مایابی جکنی شنقیطی.
16.شیخ حموینی در فرائد السمطین از سلیمان بن اعمش از امام علی بن حسین علیهما السلام فرمود: «... نحن أمان لأهل الأرض کما أنّ النجوم أمان لأهل السماء، و بنا یمسک السماء أن تقع علی الأرض الا بإذنه، و بنا ینزّل الله الغیث و تنشر الرحمة و تخرج برکات الأرض، ولولا ما علی الأرض منّا لساخت بأهلها، ثمّ قال: و لم تخل الأرض منذ خلق الله آدم علیه السلام من حجّة الله فیها، إمّا ظاهر مشهور أو غائب مستور، و لا تخلوا الأرض إلی أن تقوم الساعة من حجّة فیها، ولولا ذلک لم یُعبد الله...؛ ماییم سبب امنیّت برای اهل زمین، آن گونه که ستارگان امان اهل آسمان هایند و با ما آسمان از فرو ریختن نگه داشته می شود، مگر به اذن خدا و به سبب ما خداوند باران را نازل و رحمتش را پخش و برکات زمین را بیرون می آورد.

الرّدّ علی من حکم و قضی، أنّ المهدی جاء و مضی: ملاعلی قاری هروی، (م 1014 ق)
اگر کسی از ما نبود، زمین اهلش را فرومی برد! سپس فرمود: زمین از زمان خلقت آدم علیه السلام از حجت خالی نمانده است و حجّت، یا ظاهر و مشهور بوده و یا غایب و مستور و زمین تا روز قیامت خالی از حجت نخواهد ماند، اگر این نبود خدا پرستش نمی شد...
17.مأمون در ضمن نامه ای جواب مفصلی به خویشان و اقربای خود نوشت:... ثمّ نحن و بنوعلیّ کنّا یدأ واحدة حتی قضی الله الأمر إلینا، ضیّقنا علیهم قتلناهم أکثر من قتل بنی أمیه إیّاهم. هیات! إنّه من یعمل مثقال ذرّة شرّاً یره. هیهات! ما لکم إلاّ سیف یأتیکم الحسینی الثائر، فیحصدکم حصداً و یحصد السفیانی المرغم القآئم المهدی، و عند قآئم المهدی تحقن دمائکم...؛ سپس ما و فرزندان علی یک دست و (متّحد) بودیم تا قضای الهی سلطنت را به سوی ما کشاند، ما (زندگی دنیا را) به آن ها تنگ گرفتیم و بیش از بنی امیّه ایشان را به قتل رساندیم. هیهات! هرکس کوچک ترین عمل شّری نماید جزایش را می بیند.
هیهات! برای شما نخواهد بود، مگر شمشیر «حسینی». انقلابی می آید، پس شما را درو می کند درو کردنی و قائم مهدی، سفیانی را نیز درو می نماید و نزد او پوزه اش را به خاک می مالد، خون شماها محفوظ می ماند...

الرّدّ علی من کذّب الأحادیث الصحیحة الواردة فی المهدیّ: محسن بن عماد
از این نامه ی مأمون و سخنان جدّش منصور درباره ی قائم علیه السلام و اخبار زیادی از این قبیل، معلوم می شود که مسأله ی حضرت مهدی موعود علیه السلام از مسایل جا افتاده و مسلّمات و مورد قبول آن زمان بوده است.
18.ابن حجر در کتاب الصواعق المحرقة می گوید:... لو لم یکن فی الآتین- أی فی نسل علیّ و فاطمه- إلاّ الإمام المهدی لکفی؛  اگر کسی در آینده از نسل علی و فاطمه نبود، مگر امام مهدی، کفایت می کرد.

رسالة فی المهدی (علیه السلام): ابن حجر مکّی، (م 973 ق).
19.ابی سعید خدری گوید: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بالای منبر فرمود: إنّ المهدیّ من عترتی من أهل بیتی یخرج فی آخر الزمان، تنزل له السماء قطرها و تخرج له الأرض بذرها، فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً؛  مهدی از عترت من و از اهل بیتم است که در آخرالزمان خروج می کند. آسمان قطراتش را به او فرو می ریزد و زمین تخم هایش را می رویاند. پس زمین را از عدل و قسط لبریز می نماید، آن گونه که از ستم و بیداد پر شده است.

رسالة مهدیّ آل الرّسول: علاء الدّین علی بن حسام الدّین مشهور به متّقی هندی جونپوری (م 975 ق).
20.زرّبن حبیش از عبدالله بن مسعود گفت: رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم فرمود : « لایذهب الدنیا حتی یلی أمّتی رجل من أهل بیتی یقال له: المهدی؛  دنیا پایان نمی یابد تا این که زمام امور امّتم را مردی از اهل بیت من به دست گیرد که به او مهدی گفته می شود.

صاحب الزّمان: ابوالعنبس محمد بن اسحاق بن ابراهیم کوفی، قاضی صمیرة، (م 275 ق).

چند سال قبل شخصی به نام ابومحمد از کشورکنیا سؤالی درباره ی ظهور مهدی منتظر علیه السلام از «رابطه العالم الاسلامی» که از متنفذترین مراکز مذهبی حجاز و مکّه است، کرد. دبیر کل رابطة، محمّد صالح القزّاز در پاسخی که برای او فرستاده است، ضمن تصریح بر این که ابن تیمیة مؤسس مذهب وهّابی ها نیز احادیث مربوط به ظهور مهدی را پذیرفته، متن رساله کوتاهی را که پنج تن از علمای معروف فعلی حجاز در این زمینه تهیه کرده اند، برای او ارسال داشته است.
در این رساله پس از ذکر نام حضرت مهدی علیه السلام و محل ظهور او، یعنی مکه چنین می خوانیم:... به هنگام ظهور، فساد و کفر و ستم، جهان را فرا می گیرد، خداوند به وسیله ی او، جهان را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.
او آخرین خلفای راشدین دوازده گانه است که پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم خبر آن ها را در کتب صحاح داده است. احادیث مربوط به مهدی را بسیاری از صحابه پیامبر نقل کرده اند، از جمله عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب، طلحة بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عباس، عمار بن یاسر، عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدری، ثوبان، قزة بن اساس مزنی، عبدالله بن حارث، ابوهریره، حذیفه بن یمان، جابربن عبدالله، ابو امامه، جابر بن ماجد، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عمر بن حصین، و ام سلمة. این ها بیست نفر از کسانی هستند که روایات «مهدی» را نقل کرده اند و غیر از ایشان، افراد دیگری نیز وجود دارد.
سخنان فراوانی نیز از خود صحابه نقل شده است که در آن بحث از ظهور مهدی شده که آن ها را نیز می توان در ردیف روایات پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم قرار داد؛ زیرا این مسأله از مسایلی نیست که بتوان با اجتهاد، چیزی پیرامون آن گفت، بنابراین ایشان نیز مطلب را از پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم شنیده اند.
سپس اضافه می کند هم احادیث بالا که از پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم نقل شده و هم شهادت و گواهی صحابه در این جا در حکم حدیث است، این احادیث در بسیاری از کتب معروف اسلامی، و متون اصلی، اعم از سنن و معاجم و مسانید آمده است که از جمله ی آن ها کتب ذیل می باشند:
سنن ابوداود، سنن ترمذی، ابن ماجه، ابن عمرو الدانی، مسند احمد، ابن یعلی، بزار، صحیح حاکم و معاجم طبرانی، (کبیر و متوسط)، رویانی، دار قطنی، ابونعیم در «اخبار المهدی»، خطیب در تاریخ بغداد، ابن عساکر در تاریخ دمشق و...
سپس اضافه می کند که بعضی از دانشمندان در این زمینه کتاب های مخصوص تألیف کرده اند از جمله، ابونعیم در «اخبار المهدی»، ابن حجر هیثمی در «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر»، شوکانی در «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر، والدجال، و المسیح»، اوس عراقی مغربی در «المهدی»، ابوالعباس بن عبدالمؤمن المغربی در «الوهم المکنون فی الردّ علی ابن خلدون» و آخرین کسی که در این زمینه بحث مشروحی نگاشته، مدیر دانشگاه اسلامی مدینه است که در چندین شماره ی مجله ی دانشگاه مزبور در این مضمون، بحث نموده است.
عدّه ای از بزرگان دانشمندان قدیم و جدید اسلام نیز در نوشته های خود تصریح کرده اند که احادیث در زمینه ی «مهدی» در سر حدّ تواتر است (و به هیچ وجه قابل انکار نمی باشد) از جمله السّخاوی در «کتاب فتح المغیث»، محمّد بن احمد السناوینی در «شرح القصیدة»، ابوالحسن الأبری در مناقب الشافعی، این تیمیة در کتاب «فتاوایش»، سیوطی در «الحاوی»، اوس عراقی در تألیفی در زمینه «مهدی»، شوکانی در التوضیح فی تواتر ماجاء فی المنتظر، محمّد جعفر کنانی در «نظم المتناثر»، ابوالعباس بن عبدالمؤمن در الوهم المکنون...
تنها ابن خلدون است که خواسته، احادیث مربوط به مهدی را با احادیث بی اساس و مجعولی مانند: «لامهدیّ الاّ عیسی» مهدی جز عیسی نیست، مورد ایراد قرار دهد. البته بزرگان پیشوایان و دانشمندان اسلام گفته ی او را رد کرده اند، به خصوص «ابن عبدالمؤمن» در ردّ گفتار او کتاب ویژه ای نوشته است که از سی سال قبل در شرق و غرب انتشار یافته است.
حافظ احادیث و دانشمندان بزرگ احادیث نیز تصریح کرده اند که احادیث مهدی مشتمل بر احادیث « صحیح» و «حسن» است و مجموع آن «متواتر» می باشد؛ بنابراین اعتقاد به ظهور مهدی (بر هر مسلمانی) واجب است و این جزء عقاید اهل سنّت و جماعت محسوب می شود و جز افراد نادان وبی خبر یا بدعت گذار، آن را انکار نمی کند.
به عقیده ی ما، بحث فوق چنان روشن است که نیاز به هیچ گونه توضیح اضافی ندارد. با این حال، آیا کسانی که می گویند، عقیده به ظهور مهدی، یک فکر وارداتی است، در اشتباه بزرگی نیستند؟!
در این جا لازم می دانیم که چند گفتار دیگر از چند نفر از علمای معروف اهل سنت بر آن چه گذشت بیافزاییم.

1-    دانشمند معروف، شیخ منصور علی ناصف نویسنده ی کتاب «التّاج» و الجامع الاصول می نویسد: در میان علمای گذشته و حال مشهور است که سرانجام، مردی از اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) ظاهر می شود که بر تمام کشورهای اسلامی مسلط می گردد و مسلمانان از او پیروی می کنند و در میان ایشان عدالت را اجرا می نماید و دین را تقویت می کند، احادیث «مهدی» را بسیاری از بزرگان صحابه و محدثین نقل کرده اند و ... کسی که هم چون ابن خلدون آن ها را ضعیف شمرده، خطا کرده است.
2- خود «ابن خلدون» هم که در مخالفت با احادیث مهدی معروف است، نتوانسته شهرت احادیث مهدی را در میان همه ی دانشمندان اسلام انکار کند؛ آن جا که می گوید: در میان مسلمانان در تمام اعصار و قرون این چنین مشهور بوده است که در آخرزمان، مردی از اهل بیت علیهم السلام ظهور می کند که آیین اسلام را تأیید کرده و عدالت را آشکار می سازد و مسلمانان از او پیروی می کنند.
3- محمّد شبلنجی دانشمند معروف مصری در کتاب «نورالأبصار» می نویسد: در اخبار متواتری از پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم آمده است که مهدی از خاندان او است او همهی زمین را پر از عدل خواهد کرد.
4-  شیخ محمّد صبّان در کتاب «اسعاف الرّاغبین» چنین می گوید: اخبار متواتری که از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم نقل شده است که گواهی می دهد «مهدی» (سرانجام) قیام می کند و او از خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم است و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
5-  ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقة» از ابوالحسن آمری چنین نقل می کند: اخبار متواتر و فراوانی از پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم نقل شده که سرانجام «مهدی» ظهور می کند و از اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم است و ... زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
6- نویسنده ی کتاب «التّاج» پس از اشاره به کتاب (شوکانی) عالم معروف اهل سنت که تمام آن پیرامون تواتر احادیث مربوط به «مهدی» و خروج دجال و بازگشت مسیح است، بحث مشروحی در زمینه ی تواتر احادیث مربوط «مهدی» دارد که می گوید: هذا یکفی لمن کان عنده ذرّه من الإیمان و قلیل من الإنصاف؛ آن چه که گفته شد برای کسانی که یک ذرّه ایمان و کمی انصاف دارند، کافی است.

دانشمند معاصر آقای علی دوانی در کتاب «دانشمندان عامّه و مهدی موعود» اسامی 100 نفر از بزرگان اهل سنت را نقل کرده که در کتاب های خود به ولایت حضرت ولی عصر علیه السلام اعتراف کرده است و او را فرزند بلافصل امام حسن عسکری علیه السلام دانسته اند.

صفة المهدی: ابونعیم اصفهانی.

ب) دلاّل حدیث

فردی از اهل بیت تسنّن به نام زائدة از «زُرّ بن حبیش» از عبدالله بن مسعود، در ضمن حدیثی مشهور از رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم نقل می کند: «اگر از عمر دنیا بیش از یک روز نمانده باشد، خدای تعالی آن روز را طولانی خواهد نمود، تا این که مردی از من و یا اهل بیت من را بر می انگیزد که نام او، نام من است «نام پدر او، نام پدر من است» او زمین را پر از عدل و داد کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد

العرف الوردی فی أخبار المهدی: جلال الدین سیوطی (م 910 ق).
دانشمندان علم رجال درباره ی «زائده» راوی این حدیث گفته اند، (او به احادیث می افزوده است) در هیچ یک از منابع حدیثی سنّی و شیعه جمله ی «اسم ابیه اسم أبی» (نام پدر او، نام پدر من است) وجود ندارد.
من نمی دانم این دلاّل حدیث، به چه منظوری آن را اضافه کرده است! آیا می خواست با این کارش، یکی از زمامداران عباسی، به نام (محمد بن عبدالله منصور، ملقب به مهدی) بر اعتقادات این امت اضافه نماید و یا (محمد بن عبدالله بن حسن مثنی، ملقّب به نفس زکیه) را تأیید کند؟ والله الاعلم.
حافظ گنجی شافعی در کتاب خود «البیان فی أخبار صاحب الزمان» چنین می گوید: «احادیثی که از رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم وارده شده است، تماماً از جمله (نام پدر او، نام پدر من است) خالی است، آن گاه پس از ذکر حدیث بالا از «زائده»، چنین می گوید: ترمذی حدیث را نقل کرده، امّا کلمه ی فوق را ذکر نکرده است و در اکثر روایات حافظان مورد اعتقاد، فقط جمله ی «نام او، نام من است» آمده است.
سخن قطعی در این میان، آن است که احمد بن حنبل که در ضبط و اتقان او بحثی نیست، در مُسند خود این حدیث را در مواضع فراوانی، به این چنین (اسمه اسمی) ذکر نموده است.

العرف الوردی فی أخبار المهدی: یوسف بن یحیی دمشقی شافعی، (م 685 ق).

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:11:12
طلوع خورشید 05:29:44
اذان ظهر 11:30:07
غروب خورشید 17:30:04
اذان مغرب 17:45:52
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟