وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

چرا هنگام مرگ چشمان محتضر اشک آلود می شود؟

چرا هنگام مرگ چشمان محتضر اشک آلود می شود؟
زمان انتشار :
پنج شنبه 23 آذر 1391 | 00:33
آن هنگام رسول خدا صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم را می نگرد و خرسند می شود و آن اشک شوق است...

در بحارالانوار آمده است که از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:

چرا هنگام مرگ چشمان محتضر اشک آلود می شود؟

حضرت فرمود: آن هنگام رسول خدا صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم را می نگرد و خرسند می شود و آن اشک شوق است.

بحارالانوار، ج 6، ص 191

همچنین به همان سند در بحارالانوار نقل شده که سعید بن سیار می گوید: وارد شدم بر یکی از دو فرزندان سابور که او و برادرش اهل تقوا و پرهیزگاری بودند.

یکی از آنها مریض شد (شاید او زکریا بن سابور بود) و او را در حال احتضار دیدم پس او دست خود را گشود و گفت: یا علی! دستم سفید و نورانی شد.

سعید می گوید: بعدها وارد شدم بر امام صادق علیه السّلام و محمد بن مسلم نیز نزد او بود من به گمان اینکه محمد بن مسلم قضیه آن محتضر را به امام خبر داده از جای بلند شدم که بروم. پس آن حضرت کسی را نزد من فرستاد و من نزد او بازگشتم.

حضرت فرمود: قضیه آن مردی که هنگام احتضار بر او حاضر بودی را بگو. آن مرد در آن هنگام چه می گفت؟

گفتم: او دست خود را گشود، سپس گفت: یا علی! دستم سفید و نورانی شد.

پس آن حضرت فرمود: به خدا قسم او را دید، به خدا قسم او را دید.

(حقّ الیقین، ج 2، ص 62)

نیکی به پدر و مادر آسانی سکرات مرگ و مدارای «عزرائیل» با او می شود

شیخ صدوق از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: هرکس بخواهد حق تعالی سکرات مرگ را بر او آسان کند، باید صله ارحام و خویشان خود را به جای آورد، و به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید، و هرگاه چنین کند، خداوند دشواری های مرگ را بر او آسان کند، و در زندگی خود هرگز دچار فقر نگردد.

امالی شیخ طوسی، ص 432

و روایت شده است که حضرت رسول صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم در هنگام وفات جوانی نزد او حاضر شده و به او فرمود بگو: «لا اله الا الله»، آن جوان زبانش بسته شد و نتوانست بگوید، هرچه حضرت شهادتین را برای او تکرار می کرد او نتوانست بگوید.

حضرت به آن زنی که نزد سر جوان بود فرمودند:  که آیا این جوان مادر دارد؟

عرض کرد: بله، من مادر او هستم.

فرمود: آیا تو بر او خشمناکی؟

بلی و الان شش سال است که با او سخن نگفته ام.

حضرت فرمود که اینک از او راضی شو.

آن زن گفت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله، و چون اینکه کلمه را که نشانۀ رضایت او از پسرش بود گفت، زبان آن جوان باز شد.

حضرت به او فرمود: بگو: لا اله الا الله، جوان این جمله را عرض کرد،

حضرت فرمود: چه می بینی؟

عرض کرد: می بینم مرد سیاهی و زشت روئی با جامه های چرک و بدبو و گندیده، نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته.

حضرت فرمود: بگو:یا مَنْ یقْبَلُ الْیسیرَ وَ یعْفُو عَنِ الْکَثیرِ، إقبَلْ مِنِّی الْیسیرَ، وَاعْفُ عنّی الْکَثیرَ، إنّکَ أنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیم.

جوان آن کلمات را گفت، آنوقت حضرت به او فرمود: نگاه کن، چه می بینی؟

گفت: می بینم مردی سفید رنگ، نیکو صورت، خوشبو با جامه های خوب نزد من آمده و آن سیاه پشت کرده و می خواهد برود؛ حضرت فرمود: این کلمات را دوباره بگو، او باز گفت، حضرت فرمود: چه می بینی؟ عرض کرد: آن سیاه را نمی بینم، و آ ن شخص نیکو روی نزد من است، پس در همین حال  جوان وفات کرد.

منازل الآخرة، چاپ انتشارات گوهر ماندگار، ص 14 – 15

«عزرائیل» جان انسان های مؤمن و کافر را چگونه می گیرد؟

ملک الموت روح انسان مؤمن و مسلمان را از پای او خارج می سازد تا کمتر زجر بکشد و شاهد و مرگش نباشد و در افراد کافر ملک الموت روحشان را از چشمانشان به وسیلۀ میله های گداخته از آتش خارج می سازد تا شاهد مرگ و زجر خویش باشند.

معاد، اثر شهید آیت الله دستغیب

پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم فرمود: ای علی! هنگامی که «عزرائیل» نزد کافری می آید تا روح او را قبض کند، همراه خود سیخی آتشین بیاورد و به وسیلۀ آن، روح او را از کالبدش بیرون بکشد، در این هنگام جهنّم صیحه کشد.

سپس علی علیه السّلام از رسول خدا صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم چنین پرسید: آیا از امت تو (مسلمانان) کسی اینگونه سخت، قبض روح می شود؟

پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم فرمود: آری، سه کس این گونه قبض روح شوند، حاکم ستمگر، و خورندۀ مال یتیم از روی ظلم و کسی که گواهی دروغ بدهد.

تحف العقول، ج 1، ص 70

قرآن کریم در سورۀ نازعات می فرماید:وَ النَّازِعاتِ نَزٛعٰا؛ قسم به فرشتگانی که جان کافران را می گیرند.

عبدالله بن مسعود گوید: «مراد جان های کافر است که ملک الموت آن را از زیر مو و ناخنی بیرون می آورد تا به حلق رسد، آن گاه آنها را رها می کند تا به جای اول بازگردد و بار دیگر آن را بیرون کند.

مقاتل می گویند:

«ملک الموت و یارانش جان کافران را مانند سیخ قلّاب که در پشم تر فرو کنند می گیرند و آن دارای شاخه ها و شعبه هایی است که از جان آن کافر درآویزد. سُدّی می گوید: منظور جان های کافران است که در سینه غرق می شود و معنای آن این است که کافران در وقت مرگ خود را چون غرق شده می بینند.

سپس می فرماید: و النّا شطات نشطا.

عبدالله بن مسعود می گوید: مراد جان های مؤمن است که هنگام بیرون آمدن از بدن شادابند، زیرا هیچ مؤمنی نیست در حال مرگ، مگر اینکه بهشت را به او عرضه می کنند تا او بهتر و نیکوتر از جای ها و نعمت هایی که در آن جا باشد ببیند و حوریان او را می خوانند که نزد ما بیا و او با شوق به رفتن آن جایگاه می شتابد.

تفسیر روض الجنان، ج 11، ص 383

عزرائیل نسبت به مؤمنین و کافرین و سپردن آنها به هفت فرشته

قرطبی در تفسیر آیۀ حتّی اذا جاء احدکم الموت به نقل از ابن عباس می گوید:

اعوان ملک الموت روح را از جسد بیرون می آورد و آن را به ملک الموت می سپارند.

و به نقل از کعبی می گوید:

ملک الموت روح را قبض می کند که اگر آن روح مؤمن باشد او را به هفت فرشتۀ رحمت می سپارد و آنها را مژده ثواب می دهند و به سوی آسمان می برند و سپس او را به بهشت علّیین می برند و اگر آن روح کافر باشد او را به هفت ملائکه عذاب می سپارند و او را به عذاب و شکنجه خبر می دهند و به آسمان می برند و سپس او را به سجّین (بازداشتگاه دوزخ) باز می گردانند.

تفسیر الجامع، ج 17 و 18، ص 10

و نیز می گوید:

عیسی بن مریم علیه السّلام به حواریین خود گفت: از خداوند بخواهید تا جان کندن را برایتان آسان کند و نیز می گوید: به روایتی دیگر، رنج جان کندن از ضربه شمشیر و بریدن با تیغ ارّه و پاره شدن بدن با مقراض دردناک تر است.

تفسیر الجامع، ج 17 و 18، ص 10

کافر متحضر و عزرائیل

هنگامی که کافر محتضر می شود، پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السّلام و جبرئیل و ملک الموت نزد او حاضر می شوند. امیرالمؤمنین نزدیک او می شود و عرض می کند: یا رسول الله! این شخص از دشمنان خدا و رسول و اهل بیت او بود، به او غضب کن. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به جبرئیل می گوید: این دشمن خداوند و رسول و اهل بیت او بود، به او غضب کن و بر او سخت بگیر. سپس فرشته ای به او نزدیک می شود و می گوید:

ای بندۀ خدا! آیا برائت آزادی برای خود گرفتی؟ آیا برائت از آتش جهنّم گرفتی؟ آیا در زندگی خود به ریسمان نجات چنگ زدی؟

آن محتضر می گوید: نه. ملک الموت به او می گوید: ای دشمن خدا! بیم باد تو را به خشم خداوند بزرگ و عذاب و آتش جهنّم؛ ای دشمن خدا! بدان آنچه را که از آن بیم داشتی همانا بر تو می رسد.

سپس باور می کند که دیگر راه نجاتی نیست و ترس و وحشت در دل او ایجاد می شود و برای روح او سیصد اهریمن گماشته می شود که همه آنها بر روی او آب دهان می اندازند و او را نهیب می زنند و هنگامی که او را در قبر می گذارند، دری از درهای جهنّم به قبر او باز می شود و شعله های جهنم بر او سرازیر می شود.

حق الیقین، ج 2، ص 62

««عزرائیل» جان کافر را سخت می گیرد

حضرت امام صادق علیه السّلام فرموده اند: وقتی که مرگ کافر برسد، رسول خدا و علی و امامان و جبرئیل و میکائیل و ملک الموت پیش او حاضر می شوند. پس جبرئیل پیش او می آید و می گوید: ای رسول خدا، همانا این شخص بغض داشت به شما اهل بیت، پس بغض داشته باش به او. رسول خدا می فرمایند: ای جبرئیل، این شخص بغض داشت به خدا و رسول او  و اهل بیت رسول او پس بغض داشته باش به او.

پس جبرئیل گوید: ای ملک الموت، این شخص بغض داشت به خدا و رسول او  و اهل بیت رسول او پس بغض داشته باش به او و سخت بگیر بر او.

پس ملک الموت نزدیک او می شود و گوید: ای بنده خدا آیا آزادی خود را گرفتی؟ برائت و امانت خود را گرفتی؟ آیا در دنیا به نگهبان بزرگ تمسک جستی؟ می گوید: نه. پس ملک الموت به او می گوید: بشارت باد بر تو ای دشمن خدا به غضب خداوند و عذاب او و آتش جهنم، اما آنچه را که آرزو داشتی از تو فوت شد، و از آنچه که می ترسیدی بر تو نازل شد. پس از آن جانش را به سختی بیرون آورد، به روح او سیصد شیطان را که آب دهن به روی او می افکنند و از بوی آنها اذیت شود می گمارد. وقتی او را در قبر می گذارند دری از درهای آتش جهنم به رویش باز می شود که حرارت و شعله آن آتش او را در بر می گیرد.

چهل حدیث، ص 460

عزرائیل و قبض روح انسان

شیخ مفید با سند خود از امام صادق نقل می کند که آن حضرت فرمود: چون خداوند بخواهد روح انسان فاجر را بستاند، به فرشتۀ مرگ می گوید: با یاران خودت به نزد دشمنم که انواع نعمتهایم را به او دادم و او را به دارالسلام دعوت کردم، ولی دعوت مرا نپذیرفت و نعمت مرا ناسپاسی کرد برو و روح این خبیث را بگیر و به دوزخش بینداز. پس ملک الموت با قیافه ای خشمناک و وحشتناک مانند شب تاریک می آید، نفسش مانند شعله های آتش و چشمانش چون برق جهنده و صدایش چون رعد کوبنده و سرش در آسمان و پایش در هوا که یک پا در مشرق و یک پا در مغرب ات و در دستش گرزهایی است که شاخه های زیاد دارد و همراه وی پانصد نفر از فرشتگان عذاب است که در دست هریک یک تازیانه آتشین و بالاپوشی سیاه و درشت بافت و قطعه ای از آتش جهنم است. در این هنگام فرشته مرگ به او نزدیک می شود و جرعه ای از شراب دوزخ در گلویش می ریزد. شخص بدکار که این جریان را می بیند عقلش حیران می شود، می نالد و می گوید مرا به دنیا بازگردانید. خواسته ای اجابت نمی گردد .

آنها کلمة هو قائلها (سورۀ مؤمنون) ؛ این سختی است که او گوینده آن است.

الاختصاص، ص 359

آیا مؤمن می تواند از قبض روح خود جلوگیری کند؟
در کتاب معانی الاخبار وغیره به سند های متعدّدی از امام صادق (علیه السّلام) نقل کرده

  که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند :
اگرمؤمن خداوند را قسم  دهد که اورا نمیراند ،  خداوند او را نمی میراند  ولی  اگر  اجل اوسرآمد ، خداوند عزّوجل دوگل خوشبو برای او می فرستد که یکی نامش مسنیّه (یعنی فراموشکننده) ودیگری مسخیّه (یعنی سخی کننده ) است . هنگامی که مسنیّه را می بوید،اهل ومال خود را فراموش می کند ووقتی گل مسخیّهرا می بوید ،روح خودراسخاوت  مندانه تحویل میدهد واز دنیا روی میگرداند وبه سوی آنچه که نزد خداوند متعال است

می شتابد

 حقّ الیقین ، ج2، ص 62
در روایت فرست بن ابراهیم آمده که از امام صادق علیه السّلام پرسیدم
:آیا مؤمن از قبض روح خود جلو گیری می کند؟
حضرت فرمود
: نه به خدا قسم
عرض کردم
: پس او چگونه قبض روح می شود؟
حضرت فرمود
:
هنگامی که ملک الموت نزداومی آید اوناراحت می شود، ملک الموت به او می گوید
:ناراحت نباش، به خدا قسم من برای تو از پدرومادرت شفیق ترومهربان تر می باشم.

سپس حضرت فرمود: هرگاه ملک الموت نزد تو حاضر شد، دیده های خودرا بگشا و نگاه کن که رسول خدا و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و دیگر ائمّۀ معصومین و حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها را می بینی که به تو خوش آمد می گویند.

حضرت فرمود: «آری آنها را می بیند و به او بشارت می دهند، آیا ندیده ای محتضر را که (هنگام مرگ) دیده هایش را به یک سو خیره می کند؟!

راوی عرض کرد: آری.

حضرت فرمود: تنها نگاه او به آنهاست.

سپس راوی عرض کرد: فدایت شوم، هم مؤمن و هم کافر آنها را می بینند؟

حضرت فرمود:

وای بر تو! همانا کافر در آن هنگام به پشت سر خود می نگرد، زیرا ملک الموت از پشت سر برای قبض روح او می آید، اما مؤمن را از رو به رو قبض روح می کند و آن هنگام ندای منادی از عرش اعلی از طرف پروردگار عزّوجل روح او را ندا می کند و می گوید:

 یٰا اَیُّها النَفٛسُ المُطٛمَئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی

سورۀ فجر، آیۀ 28

ای دارای نفس ثابت به ایمان، به سوی خدای خود بازگرد که تو از خدای خود راضی و خداوند هم از تو راضی است، پس داخل شو در گروهی که تنها مرا می پرستیدند و داخل شو در بهشتی که من برای تو قرار دادم.

در آن هنگام ملک الموت به روح او می گوید: من مأمورم که تو را مخیّر کنم بین بازگشت به دنیا و بیرون شدن از آن، پس در آن وقت برای او هیچ چیزی بهتر از جدا شدن روح او نیست.

حق الیقین، ج 2، ص 59

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:55:28
طلوع خورشید 06:19:23
اذان ظهر 11:30:49
غروب خورشید 16:42:07
اذان مغرب 16:59:31
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟