وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

پرسش از شما و پاسخ از منابع معتبر

زمان انتشار :
دوشنبه 19 خرداد 1393 | 13:22
بدین ترتیب سخن كسانى مانند «ایجى» در مواقف و «جرجانى» در شرح مواقف و ابو زهره در كتاب «امام صادق علیه السّلام » كه مدعى شده‏اند، شیعه به قرآنى منسوب به فاطمه سلام الله علیها كه غیر از قرآن رایج میان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روایات شیعه و نیز عدم دقت در معناى مصحف ریشه دارد.

 

آیا حقیقت دارد که کتاب حضرت فاطمه سلام الله علیها مصحف است و در دست منجی عالم است؟
پاسخ:

این مساله‏ای است كه از دیرباز موضوع بحث و گفت‏وگوى عالمان و اندیشمندان بوده است.

. 1 چیستى مصحف:  كلمه «مُصْحَف» اكنون بیشتر به معناى «قرآن» به كار مى‏رود اما در لغت به معناى مجموعه برگه‏هایى است كه میان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «كتاب»خوانده مى‏شود.

حسینى جلالى، سید محمدرضا، تدوین السنة الشریفه، ص 67.

بنابراین، منظور از «مصحف فاطمه  سلام الله علیها ، كتاب فاطمه  سلام الله علیها است كه در بعضى از روایات اهل سنت نیز به آن اشاره شده است. راویانى چون «ابى‏بن كعب» وجود كتابى نزد آن حضرت  سلام الله علیها را تأیید كرده‏اند.

عبود، اسعد، صحیفة الزهرا) س (، ص 85- 65.

بدین ترتیب سخن كسانى مانند «ایجى» در مواقف و «جرجانى» در شرح مواقف و ابو زهره در كتاب «امام صادق  علیه السّلام  » كه مدعى شده‏اند، شیعه به قرآنى منسوب به فاطمه  سلام الله علیها كه غیر از قرآن رایج میان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روایات شیعه و نیز عدم دقت در معناى مصحف ریشه دارد.

معروف الحسنى، سید هاشم، سیرة الائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 98 و 99.

مصحف فاطمه و محتواى آن درباره ماهیت این مصحف در منابع شیعى روایات فراوان یافت مى‏شود. در این احادیث محتوا حجم، زمان نگارش كیفیت نگارش مصحف بیان شده است. البته در نگاه ابتدایى اختلافاتى میان این روایات مشاهده می شود اما با كمى دقت توجیه مى‏گردد.

مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 26، ص 84- 83.

بعضى از روایات مطالب آن را غیر از مطالب قرآن دانسته‏اند.

همان، ص 38 و 93.

بر اساس شمارى از احادیث در این كتاب مطالبى چون وصیت حضرت فاطمه سلام الله علیها(همان، ص 34 )مصیبت‏هاى فرزندان آن حضرت سلام الله علیها در طول زمان(همان، ص 14)، پیشگویى حوادث آینده(همان، ص 44) و تمام پادشاهانى كه بر زمین حكم خواهند(حسینى جلالى، سیدمحمدرضا، تدوین السنة الشریفه، ص 77
 ) راند، نوشته شده است.

بحارالانوار، ص 73

دسته‏اى از روایات نیز از اشتمال این مصحف بر تمام احكام حلال و حرام حتى حكم عملى كه موجب نصف شلاق مى‏شود.، سخن به میان آورده‏اند.

11 همان

بر اساس بعضى از احادیث، امام صادق  علیه السّلام حوادث تاریخى اى چون ظهور زندیقان را پیشگویى كرده و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا  سلام الله علیها مستند دانسته است.

بحارالانوار، ص 44

این روایات با هم ناسازگار نیستند زیرا ممكن است همه مطالب یاد شده در آن مصحف وجود داشته باشد و هر روایت بخشى از محتواى آن را بیان كرده است.

  زمان و كیفیت نگارش مهم‏ترین مطلب درباره این مصحف، زمان و كیفیت نگارش آن است كه مسأله ارتباط حضرت زهرا  سلام الله علیها با جبرئیل و دیگر فرشتگان الهى در همین جا مطرح مى‏گردد.

در چند روایت، كیفیت نگارش آن بدین صورت مطرح شده است: پیامبراكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم مطالب را املا مى‏كرد و حضرت على  علیه السّلام   مى‏نوشت.

همان، ص 41 و 42 و 94

 پس درباره سبب علت انتساب مصحف به حضرت فاطمه  سلام الله علیها مى‏توان گفت، آن كتاب نزد حضرت زهرا  سلام الله علیها نگهدارى مى‏شد یا آن حضرت واسطه رسیدن بعضى از مطالب به دست حضرت على  علیه السّلام   بوده است.

برخى از روایات نیز مصحف را رهاورد املا و وحى مستقیم خداوند بر حضرت زهرا  سلام الله علیها دانسته‏اند.

همان، ص 93

 بر اساس روایات دیگر، بعد از وفات پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم خداوند فرشته‏اى را نزد حضرت زهرا  سلام الله علیها مى‏فرستاد تا در غم پدر دلدارى اش دهد، وى را از مكان و جایگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد و با او درباره مطالب مختلف به گفت‏وگو بنشیند. حضرت فاطمه سلام الله علیها سخنان آن فرشته را به حضرت على  علیه السّلام   منتقل كرد و آن حضرت  علیه السّلام   آنها را به نگارش در آورد.

همان، ص 44 و 84

 روایتى این فرشته را جبرئیل  علیه السّلام   معرفى كرده است.

همان، ص 24

 میان این احادیث نیز ناسازگارى وجود ندارد زیرا مى‏توان گفت خداوند به وسیله فرشته‏اى از فرشتگان خود به نام جبرئیل سلام الله علیها با آن حضرت  سلام الله علیها سخن گفته است.

البته میان این روایات و روایت‏هایى كه مصحف را املاى رسول خدا مى‏داند، نوعى ناسازگارى مشاهده مى‏شود. آن روایات زمان نگارش مصحف را دوران حیات پیامبر مى‏داند و این روایات بعد از وفات آن حضرت. براى رفع این ناسازگارى، راه‏هاى گوناگون ارائه شده است:

منظور از رسول خدا در روایات دسته اول فرستاده خدا است ،نه پیامبر . بنابراین، مى‏توان بر فرشته‏اى از فرشتگان الهى نیز منطبق شود.) امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج 1، ص 311.) برخى از دانشمندان در نقد این سخن گفته‏اند: این توجیه نیكو مى‏نماید اما با موارد استعمال» رسول الله ناسازگار است زیرا» رسول الله «در متون اسلامى معمولًا به معناى پیامبر خدابه كار مى‏رود، نه مطلق فرستاده خدا.) همان (2. مى‏توان گفت حضرت فاطمه زهرا دو مصحف داشت. یكى از آنها ره‏آورد املاى رسول خدا بود و دیگرى نتیجه سخنان جبرئیل (با آن بانوى بزرگوار.) همان، ص 314) اشكال این توجیه آن است كه روایات از یك مصحف سخن گفته‏اند، نه دو مصحف.

دو.به نظر مى‏رسد در توجیه این ناسازگارى باید گفت، فاطمه زهرا  سلام الله علیها یك مصحف داشت. بخشى از این كتاب را به مطالب دریافتى از پدرش اختصاص داده بود و بخشى دیگر را به مطالب جبرئیل  سلام الله علیها. سه. امكان نزول جبرئیل بر فاطمه  سلام الله علیها اشكال دیگر روایات دسته اخیر، قطع وحى پس از رسول اكرم صلّی الله عایه و آله و سلّم است .

به عبارت دیگر، ما مسلمانان معتقدیم پیامبر اكرم صلّی الله عایه و آله و سلّم خاتم انبیا بوده، بعد از وفات آن حضرت صلّی الله عایه و آله و سلّم ارتباط میان زمین و آسمان قطع و وحى منقطع گشته است. بنابراین، چگونه فرشته بر حضرت زهرا  سلام الله علیها نازل مى‏شد و با آن بزرگوار گفت و گو مى‏كرد؟

در پاسخ بدین اشكال باید گفت: طبق آیات قرآنى، نزول فرشته الهى و ارتباط خداوند با غیر پیامبران از طریق فرشتگان و وحى امكان‏پذیر است، چنان كه آیات بسیار از ارتباط فرشته با حضرت مریم  سلام الله علیها سخن مى‏گوید.

آل عمران (3)، آیات 42 و 43 و 54.

 خداوند ارتباط خود با مادر حضرت موسى  علیه السّلام   را وحى مى‏خواند.

قصص (28)، آیه 7.

 وقتى امكان این ارتباط با زنانى چون مادر موسى  علیه السّلام  و حضرت مریم  سلام الله علیها پذیرفته شد، امكان و وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا  سلام الله علیها كه از سوى پیامبر اكرم صلّی الله عایه و آله و سلّم  سرور همه زنان در همه زمان‏ها معرفى شده، به طریق اولى پذیرفتنى مى‏نماید. 

منظور از انقطاع وحى و قطع ارتباط زمین و آسمان بعد از پیامبراكرم صلّی الله عایه و آله و سلّم قطع ارتباط میان خداوند و فردى به عنوان پیامبر و مأمور ابلاغ است، نه عدم امكان ارتباط زمینیان با خداوند و فرشتگان. بر اساس روایات شیعه، نوعى ارتباط میان امامان معصوم علیه السّلام  و خداوند وجود دارد.

بحارالانوار، ج 26، ص 66 و 79

 در روایات اهل سنت نیز بعضى از افراد «مُحَدَّث» معرفى شده‏اند. «محدّث» یعنى كسى كه با فرشتگان الهى نوعى ارتباط دارد و از آنها حدیث دریافت مى‏كند.

اعیان الشیعه، ج 1، ص 314 و 513

چهار. مصحف نزد چه كسى است؟ روایات شیعه نشان مى‏دهد این مصحف در زمان‏هاى مختلف نزد امامان معصوم  علیه السّلام   بوده، از امامى به امام دیگر رسیده و جز آن بزرگان كسى بدان دسترسى نداشته است. بر اساس این روایات، امامان با استفاده از آن حوادثى را پیشگویى و احكامى را بیان كرده‏اند.

بحارالانوار، ص 84- 83

 تذكر كتاب‏هایى كه اخیراً با عنوان «صحیفة الزهرا علیها السّلام» منتشر شده،

مانند عبود، اسعد، صحیفه الزهرا و قیومى اصفهانى، جواد، صحیفه الزهرا

 با «مصحف فاطمه سلام الله علیها» تفاوت دارد زیرا در این كتاب‏ها عمدتاً دعاهاى منسوب به آن حضرت  سلام الله علیها به چشم مى‏خورد، نه آنچه روایات درباره مصحف فاطمه گفته‏اند.

پرسش :

چرا در بین 124 هزار پیامبر و 14 معصوم یک نفر زن است ؟

پاسخ:

این طور نیست که فقط یک زن معصومه داشته باشیم وآن هم وجود زهرای مرضیه  سلام الله علیها باشد. ما دلیلی بر عدم عصمت بعضی از زنهای دیگر مانند زینب کبری و حضرت فاطمه معصومه نداریم.اینکه 124 هزار پیامبر همه مرد هستند برای این است که نبوت و رسالت ، کارهای اجرایی دارد و خصوصیات بدنی وجسمی مردها به گونه ای است که کارهای اجرایی وظیفه مردهاست. از طرف دیگرپشتوانه نبوت و رسالت، مقام ولایت است . کمال انسان در آن است که بشود ولی الله واین مقام اختصاص به مرد  یا زن ندارد. زنان بزرگی مانند آسیه ، مریم ، حضرت زهرا ، زینب کبری و حضرت معصومه در عالم بوده اند واینها هرکدام باحفظ مرتبه و درجه خاص خود می توانند به ولایت رسیده باشند.

 نبوت ورسالت امر اجرایی است، اینکه زنی پیامبر نشده است برای این است که زن باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد ودر جنگ و صلح فرماندهی جنگ را به عهده بگیرد. این کار اجرایی برای زنان دشوار است. چنین نیست که اگر همه پیامبران از جنس مرد بوده اند معنایش این باشد که کمال معنوی مخصوص مرد است بلکه کمال معنوی مربوط به ولایت است ودر ولایت الهی بین زن و مرد تفاوتی نیست. زن ومرد هر دو می توانند ولی الله شوند.

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

پرسش :

فایده صلوات برخاندان پیامبر چیست؟ آنها که نیازی به درود وصلوات ما ندارند.

پاسخ:

مرحوم علامه طباطبایی به فردی که چنین سوالی از ایشان کرده بود در پاسخ لطیفی فرمودند: صلواتی که ما می فرستیم اولاً از خودمان چیزی اهدا نمی کنیم بلکه به خدا عرض می کنیم واز اومی خواهیم که بر پیامبر وخاندانش رحمت ویژه بفرستد. وثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند ولی به خدا که نیازمندند وباید دائماً  فیض الهی برآنها نازل شود. درواقع بااین صلوات خود را به این خاندان نزدیک کرده ایم. بعد مثال می زدند و می فرمودند : اگر باغبانی در باغی که همه گل ها ومیوه هایش مِلک صاحب باغ است کارکند و از صاحب باغ حقوق بگیرد ، روز عید، یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد آیا عمل او موجب تقرب به صاحب باغ هست یا نه ؟ مسلماً هست.  این عمل نشانه ادب باغبان است . صلوات هم ادب ما را می رساند و الا ماکه از خودمان چیزی نداریم . بلکه از ذات اقدس الهی مسئلت می کنیم برمراتب ودرجات این بزرگواران بیافزاید  وهمین عرض ادب برای ما تقرب است.

--منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها   

پرسش :

سرّ سلام کردن بر اهل بیت چیست؟

پاسخ:

یکی از آداب مجلس علم آن است که معلم به متعلمان و مخاطبان درود فرستد و سلام کند. این ادبی است که خدا در سوره مبارکه انعام به ما آموخت. فرمود : ( واذا جاءک الذین یومنون بآیاتنا فقل سلام علیکم ) یعنی وقتی مومنی برای فراگیری علوم الهی به محضر تو آمدند بگو سلام علیکم.

انعام ( 6) ،آیه 54

مخاطبانی که در مجلس رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم شرف حضور داشتند دو گروه بودند. متوسطین آنها سلام رااز خود پیامبر وبرخی از آنها سلام را از خدا دریافت می کردند. البته سلام خدا همان اعطای سلامتی است. اینطور نیست که خدا لفظاً به کسی سلام کند ومهمترین نوع سلامتی هم سلامتی دل است. اگر دلی ازیاد غیر خداخالی بود چنین دلی سالم است. وقتی ظرف دل سالم بود جا برای مظروف وجود دارد وآنگاه است که علوم ومعارف رادر چنین ظرفی می ریزند. بنابراین خدا اول به انسان ظرف می دهد بعد ظرفیت ودر نهایت مظروف عطا می کند. ازطرف دیگر سلامت دل در شکستن دل است ولذا اگر انسان حالی پیدا کرد که دلش شکست باید شاکر باشد. اگر مطلبی فراگرفت  باید شاکر باشد. چون همه اینها ازعطایای الهی است. به هر حال سلامت دل نیمی از راه است برای اینکه ظرف سالم مادامی که تهی از مظروف باشد سودی ندارد.اینکه ما در عرض ادب به پیشگاه معصومین در زیارتها می خوانیم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته این سلامت مربوط به سلامت قلب و ظرف است وآن رحمتی که مسئلت می کنیم ناظر به مظروف است. درواقع از خدا دوچیز طلب می کنیم : یکی سلامت ظرف دل و دوم داشتن مظروف خوب ، یعنی از خدا می خواهیم که رحمت و برکات خود رابر قلب ما نازل کند و قلب مارا از یاد غیر خود تطهیر نماید.

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها  

پرسش :

حضرت موسی در شهود خداوند قوی تر بود یا اهل بیت ؟

پاسخ.

ذات اقدس الهی با چشم دیده نمی شود، صوت و آهنگ هم نیست که با گوش شنیده شود، رایحه هم نیست که با بینی حس گردد. او از مادیات هم منزه و مجرد محض است. انسان تنها ار طریق مشاهده دل می تواند آن وجود مجرد محض را تا حدودی در حد وسعت ذات خود نه در حد شناخت ذات خداوند بشناسد؛ یعنی حقیقت انسان با حقیقت حضرت حق به اندازه ای که محدود می تواند با نامحدود رابطه برقرار کند ، پیوند وجودی برقرار می سازد و او رامشاهده می کند. عمده این است که اگر درجه شهودی شاهد قوی بود ، آن ذات را قوی تر مشاهده می کند واگر ضعیف بود، ضعیف تر. وجود مبارک موسی به اندازه سعه وجودی خود با ذات اقدس الهی مرتبط بود .اهل بیت در این مورد به مقام والاتری بار می یابند. زیرا هر پیامبری به اندازه کتاب خود پیام می آورد ودرجه وجودی اش معادل همان کتاب است. قران کریم افزون بر آن که مصدق کتابهای گذشته است ، مهین بر آنها است یعنی برهمه آنها برتری و سیطره دارد. اهل بیت همتای قرانند و در هیچ درجه از درجات وجودی از قران عقب نیستند وگرنه افتراق حاصل می شود. درحالی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود : « لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»[1]. موسی در حد تورات بود و اهل بیت در حد قران. قران مهین بر تورات است و قهراً همتایان قران بر همتایان کتابهای آسمانی دیگر مهین هستند. با این براهین می توان دریافت که مقام اهل بیت از انبیای گذشته برتر ودر نتیجه شهودشان قوی تر و بیشتر است.درک ما از خودمان به صورت شهودی است نه حصولی ومفهومی. مفهوم « من» و « انا» که وسیله درک نیست و از ذهن ما غایب است . درحالی که ما از ذات خویش هرگز غیبت نداریم و همیشه ذات خود را ثابت و واحد می یابیم. کسی که بیمار است و به پزشک مراجعه می کند ، اوحقیقت مریضی را درک می کند ولی وقتی گزارش می دهد پزشک صورتی از این بیماری را در ذهن دارد و با علم حصولی از مرض بیمار باخبر می شود. خود بیماربا علم شهودی مرض خود را می یابد. شهود قلبی در سطح این احساس درونی نیست بلکه بالاتر است و مثال مذکور فقط برای این که شهود قلبی تا حدی به ذهن نزدیک شود ، مطرح گردید.

پي نوشتها

[1].  قال رسول الله (ص) « فی آخر خطبته یوم قبضه الله عزوجل الیه انّی قد تَرَکتُ فیکم أمرَینِ لن تضلّوا بعدی ما أن تمسّکم بهما کتاب الله و عترتی اهل بیتی . فانّ اللطیف الخبیر قد عهدَ الیّ اَنّهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض کهاتین ِ و جمع بین مسبّحتیه ولا اقول کهاتین ِ و جمع بین المسبحة و الوسطی فتسبقَ احداهما الاخری فتمسّکوا بهما لاتزلوا ولاتضلّوا  ولا تقدّموا فتضّلوا» . الاصول الکافی ، ج2 ، ص 414 . ودر نقل دیگر از پیامبر آمده است : « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض ». بحار الانوار ، ج 23 ، ص 133  .

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها  

پرسش:

از کجا بفهمیم که برخی از رویاها صادق است و اضغاث احلام نیست . برای مثال وقتی کسی امامان معصوم را در خواب می بیند ، آیا ممکن است شیطان در آن تصرف داشته باشد؟

جواب:

رویای صادق گاه تعبیر نمی خواهد  مانند آنچه حضرت ابراهیم در مورد ذبح فرزندش مشاهده کرد: ( انِّی أری فی المنام اَنّی أذبحکَ ).

صافات ( 37 ) ، ایه 102

 چنین خوابی تعبیر نمی خواهد. گروه دیگری از خوابهای صادق به تعبیر نیاز دارد ، یعنی قوه خیال حقیقتی را صورتگری می کند و معبّر باید عبور کند و این صورت خیالی را به معنای واقعی برساند.  گاه خوابها به اندازه ای پریشان است که همان ساخته های نفسانی است و اضغاث احلام خوانده می شوند. بنابراین اگر خوابی که انسان می بیند مستقیم باشد ، مانند آنچه معصوم می بیند ، این خواب حق و صحیح است ؛ چون در آن فضا باطل راه ندارد و شیطان امکان حضور نمی یابد. صدق و کذب سایر رویاهای صادق با معیارهایی که معبران ماهر دارند ، قابل تشخیص است. در مورد این که اگر کسی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم یا ائمه  علیه السّلام  را در خواب ببیند چگونه بفهمد که آنها خودشان هستند یا شیطان به صورت آنها درآمده است ، باید یاد آور شد روایتی داریم که می فرماید : شیطان به صورت معصوم ظاهر نمی شود. اما مشکل اینجاست که اغلب ما معصوم را ندیده ایم . اگر صورتی نورانی در خواب ببینیم و صاحب صورت ادعا کند که من فلان معصوم هستم ، چگونه بفهمیم شیطان نیست؟  چون شیطانی که ادعای ربوبیت کرده ، از کجا معلوم که ادعای نبوت و امامت نکند؟ پس اگر کسی در بیداری یکی از ذوات مقدس معصوم را ببیند و بعد در خواب صورتی نورانی مشاهده کند و بشناسد که چهره همان امام معصوم است ، این خواب صحیح است. اما اگر صورت ناشناسی را دید واین صورت ناشناس ادعای امامت کرد، تشخیص آن مشکل است. چون امام را قبلاً ندیده است و شیطان می تواند ادعای دروغین کند . البته او نمی تواند به شکل امام ومعصوم در آید ولی همان گونه که ادعای ربوبیت کرده ، می تواند ادعای امامت کند .

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها    

پرسش :

استغفار ائمه با توجه به مقام عصمت آنها چگونه توجیه می شود؟

جواب:

استغفار و توبه داراى مراتب و درجاتى متناسب با عاملان آن است. توبه گنه‏كاران از گناه است و توبه اهل سلوك از پرداختن به غير خدا و توجه به غير حق مى‏باشد.  توبه و استغفار اولياى الهى و معصومان نيز مرتبه‏اى بالاتر دارد. آنان چون مستغرق در ذات جميل الهى اند و توجه به مقام ربوبى- كه كمال مطلق است- دارند، وقتى به خود و اعمال خويش مى‏نگرند با تمام عظمت و بزرگى آن اعمال، آنها را در برابر عظمت بى نهايت الهى بسيار كوچك و مايه سرافكندگى و شرمندگى مى‏بينند. مانند آنكه مهم‏ ترين دارايى ‏اش مقدارى آب گل‏ آلود بود و آن را براى سلطان هديه برد و چون فر و شكوه شاهى را بديد از آنچه آورده بود سخت شرمسار و سرافكنده گرديد. آرى امام على  علیه السّلام   همان عبادتى را كه افضل از عبادت ثقلين است در برابر جمال و جلال الهى، برگ سبز درويش مى‏بيند و سر به زير مى‏افكند و اين خود يكى از عالى‏ترين مراتب عبوديت مطلقه و فناى فى الله است. از طرف ديگر امام راحل در كتاب «آداب الصلاه» در شرح حديث نبوى «ليغان على قلبى وانى لاستغفرالله كل يوم سبعين مره» فرموده‏اند: روبه‏رو شدن با برخى مانند ابوجهل‏ها و ابوسفيان‏ها موجب كدورت مى‏شدند و بر قلب پيامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم زنگار مى‏زدند. از اين رو حضرتش براى زدودن اين زنگار استغفار مى‏فرستد. از اين رو مى‏توان گفت:استغفار براى اولياى الهى بيشتر جنبه دفع دارد و براى ما جنبه رفع دارد يعنى ما استغفار مى‏كنيم تا لغزش‏هايى كه مرتكب شده‏ايم بخشيده شود و آن‏ها استغفار مى‏كنند تا نلغزند و اصلًا گناه سراغ آن‏ها نيايد. علاوه بر اينكه نفس استغفار، براى ايشان عبادت است. آن بزرگان با عبادت و اطاعت درجات عصمت خويش را شدت مى‏بخشند لذا استغفار و توبه در بالا رفتن درجات عصمت آنها دخالت دارد.

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادیآملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها  

پرسش :

میزان علم معصوم به غیب چقدر است وآیا در مسایل دنیوی هم از این علم بهره ای می برد یا نه ؟ اگر جواب مثبت است ، پس چرا حضرت علی  علیه السّلام   مدتی پس از خلافت فرمود: اگر می دانستم چنین مسایلی پیش می آید،بیعت نمی کردم؟

جواب:

معصوم به اذن خدا از غیب باخبر است و اواز همه آنچه در مصالح امت اسلامی دخالت دارد ، آگاه است ، ولی باید به چند نکته توجه داشت:

1. علم غیب تکلیف آور نیست؛ یعنی اگر علم از راه شرایط حجیت ومانند اینها حاصل شود، انسان در برابرش تکلیف دارد ولی علمی که از ناحیه غیب به دست آید، تکلیف آور نیست.

2.از سوی دیگر سنت خداوند اقتضا دارد که معصومان هم مانند افراد دیگر آزموده شوند وآسیب ببینند. بنابراین نبایداز آن علم استفاده کنند یا مأمور به استفاده نبودند. البته گاه از غیب برای یاری دین کمک می گرفتند ولی اساس بر این است که در جریان امور عادی ازعلم غیب بهره نبرند.     

پرسش :

میزان علم معصوم به غیب چقدر است وآیا در مسایل دنیوی هم از این علم بهره ای می برد یا نه ؟ اگر جواب مثبت است ، پس چرا حضرت علی  علیه السّلام   مدتی پس از خلافت فرمود: اگر می دانستم چنین مسایلی پیش می آید،بیعت نمی کردم؟

جواب:

معصوم به اذن خدا از غیب باخبر است و اواز همه آنچه در مصالح امت اسلامی دخالت دارد، آگاه است، ولی باید به چند نکته توجه داشت:

1. علم غیب تکلیف آور نیست ؛ یعنی اگر علم از راه شرایط حجیت ومانند اینها حاصل شود، انسان در برابرش تکلیف دارد ولی علمی که از ناحیه غیب به دست آید، تکلیف آور نیست.

2. از سوی دیگر سنت خداوند اقتضا دارد که معصومان هم مانند افراد دیگر آزموده شوند وآسیب ببینند. بنابراین نبایداز آن علم استفاده کنند یا مأمور به استفاده نبودند. البته گاه از غیب برای یاری دین کمک می گرفتند ولی اساس بر این است که در جریان امور عادی ازعلم غیب بهره نبرند. 

پرسش:

گفته شده رسیدن به مقام امامت محال است  ولی انسان می تواند به مقام شاگردان امامان معصوم برسد. از سوی دیگر در احادیث آمده است: انسان می تواند به مقامی برسد که به خدا امر ونهی کند و خداوند مطیع او شود. آیا این مقام از مقام امامان کمتر است؟

 جواب:

انسانهای کامل همان انبیا و اولیایند. کسانی که در شمار امت آنها جای دارند، هرگز نمی توانند به مقام آنها برسند. البته انسان می تواند به مقام ولایت برسد واز اولیای الهی شود. اما مقام نبوت و امامت به نص ونصب خدا وابسته است نه کسب.  پس چند مطلب داریم که باید از هم تفکیک شود:

 

1. نبوت ، رسالت و امامت انتصابی است نه اکتسابی.

 2. ولایت یعنی نزدیکی به خدا و تقرب الی الله به گونه ای که خدا کارهای انسان را برعهده گیرد، هرچه خدا فرمود انسان اطاعت کند و تحت تدبیر مستقیم خدای سبحان باشد. این امر برای هر انسانی ممکن است.

3.مؤمنانی که در شمار امت جای دارند ، همان طور که از نبوت و امامت و رسالت بی بهره اند، به مقام ولایتی که در حد انبیا و اولیا باشد، نیز دست نمی یابند. بسیار بعید است امت به جایی برسد که درحد پیامبر گردد، اما می تواند به آنها نزدیک شود. مقام ولایت تا روز قیامت باز و ولی الله شدن ممکن است.درباره بخش دوم سوال باید یادآور شد این مطلب در دعای ماه رجب آمده و به مقام فعل ناظر است وگرنه محال است انسان به جایی برسد که به خدا فرمان دهد و خدا از او اطاعت کند. البته در مقام فعل، گاه خداوند می فرماید: ( من ذا الذی یقرض الله قرضاً حسناً )( بقره ( 2) ، آیه 245 )

یا در روایات هست که خدا به برخی از انبیا فرمود : من بیمار شدم چرااز من عیادت به عمل نیاوردید، آن قدر مومن در پیشگاه خدای سبحان عظمت دارد که خدا مریضی مومن را، مریضی خود می داند، چون مومن در حقیقت آیت ونشانه خداست. دراین گونه موارد که اشاره به مقام فعل است نه مقام ذات، از امر ونهی سخن به میان میآید.  یعنی مومن به جایی می رسدکه مظهر اسمی از اسمای خدا می شود. این مظهر که اسمی از اسمای برتر است دستور می دهد و مظاهر دیگر اسمای الهی اطاعت می کنند، نه این مومن فرمان دهد و خدا اطاعت کند.

منبع:پرسش و پاسخهاي دانشجويي

 

        

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:16:46
طلوع خورشید 05:49:17
اذان ظهر 12:44:38
غروب خورشید 19:39:46
اذان مغرب 19:57:29
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟