وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

نخستین كسی كه برای امام حسین علیه السّلام گریه كرد، چه كسی بود؟

نخستین كسی كه برای امام حسین علیه السّلام  گریه كرد، چه كسی بود؟
زمان انتشار :
یکشنبه 18 آبان 1393 | 20:02
در کتب اهل سنت مواردی از ذکر یاد ابی عبد الله علیه السلام حتی قبل از تولد ایشان وقبل از زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

نخستین كسی كه برای امام حسین علیه السّلام  گریه كرد، چه كسی بود؟

جواب:

در کتب اهل سنت مواردی از ذکر یاد اباعبد الله علیه السلام حتی قبل از تولد ایشان وقبل از زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است:

ذکر شهادت حضرت سیصد سال قبل از بعثت

 حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ثنا محمد بن غورك ثنا أبو سعید التغلبی عن یحیى بن یمان عن إمام لبنی سلیم عن أشیاخ له غزوا الروم فنزلوا فی كنیسة من كنائسهم فقرأوا فی حجر مكتوب:

أیرجوا معشر قتلوا حسینا شفاعة جده یوم الحساب

فسألناهم منذ كم بنیت هذه الكنیسة قالوا قبل أن یبعث نبیكم بثلاث مائة سنة قال أبو جعفر الحضرمی وثنا جندل بن والق عن محمد بن غورك ثم سمعته من محمد بن غورك

المعجم الكبیر الطبرانی ج3/ص124

با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم.پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود:

آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟

وروینا أن صخرة وجدت قبل مبعث النبی صلى الله علیه وسلم بثلاث مائة سنة وعلیها مكتوب بالیونانیة

أیرجو معشر قتلوا حسینا

التبصرة ابن جوزی ج2/ص17

به ما خبر داده شد که صخره ای در بیت المقدس سیصد سال قبل ازبعثت رسول خدا پیدا شده است که بر روی آ ن با زبان سریانی نوشته شده بوده است:

آبا امتی که حسین را می کشند...

شبیه این دو روایت در کتب ذیل آمده است:

تهذیب الكمال ج6/ص442 بغیة الطلب فی تاریخ حلب ج6/ص2653 صبح الأعشى فی صناعة الإنشا ج13/ص234 الخصائص الكبرى سیوطی ج1/ص63 و...

طبق اقرار برخی علمای اهل سنت حاکم نیشابوری هم شبیه این روایت را (در مورد وجود نوشته ای با این اشعار) با اضافه ای در کتاب امالی خویش آورده است اما متاسفانه اکنون این روایت در کتاب وی یافت نمی شود وآن اضافه این است که علاوه بر بیت مذکور در آن نوشته نام ابراهیم خلیل الله (ظاهرا به عنوان نویسنده) موجود بوده است.

حدیث أنس أن رجلا من أهل نجران احتفر حفیرة فوجد فیها لوحا من ذهب فیه مكتوب:

اترجو أمة قتلت حسینا شفاعة جده یوم الحساب

وكتب ابراهیم خلیل الله فجاؤا باللوح إلى رسول الله فقرأه ثم بكى وقال من آذانى وعترتى لم تنله شفاعتى حا فى أمالیه

تنزیه الشریعة علی بن محمد بن علی بن عراق الکنانی ج1/ص409

روایت انس كه شخصی از اهل نجران گودالی می کند پس در آن لوحی از طلا پیدا کرد که در ان نوشته بود آیا امتی که.... ونوشته بود ابراهیم خلیل الله پس این لوح را به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آوردند. پس آن را خواند و گریه نمود.سپس فرمود هرکس که من را اذیت کند و خانواده ام را شفاعت من به وی نخواهد رسید.

 حاکم در کتاب امالی

روایات اهل سنت در مورد اشک ریختن بر اباعبد الله علیه السلام

اما آنچه که در کتب اهل سنت در مورد اشک ریختن برای امام حسین علیه السلام موجود است در مورد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بوده است:

ما در اینجا تنها عبارت ذهبی را که در بین اهل سنت به تعصب معروف است نقل می نماییم و قسمت های مهم را ترجمه می کنیم:

وقال الإمام أحمد فی مسنده ثنا محمد بن عبید ثنا شرحبیل بن مدرك عن عبد الله بن نجی عن أبیه أنه سار مع علی وكان صاحب مطهرته فلما حاذى نینوى وهو سائر إلى صفین فنادى اصبر أبا عبد الله بشط الفرات قلت وما ذاك قال دخلت على النبی صلى الله علیه وسلم وعیناه تفیضان فقال قام من عندی جبریل فحدثنی أن الحسین یقتل بشط الفرات وقال هل لك أن أشمك من تربته قلت نعم فقبض قبضة من تراب فأعطانیها فلم أملك عینی أن فاضتا وروى نحوه ابن سعد عن المدائنی عن یحیى بن زكریا عن رجل عن الشعبی أن علیاً قال وهو بشط الفرات صبراً أبا عبدالله و ذكر الحدیث

وقال عمارة بن زاذان ثنا ثابت عن أنس قال استأذن ملك القطر على النبی صلى الله علیه وسلم فی یوم أم سلمة فقال یا أم سلمة احفظی علینا الباب لا یدخل علینا أحد فبینا هی على الباب إذ جاء الحسین فاقتحم الباب ودخل فجعل یتوثب على ظهر النبی صلى الله علیه وسلم فجعل النبی صلى الله علیه وسلم یلثمه فقال الملك أتحبه قال نعم قال فإن أمتك ستقتله إن شئت أریتك المكان الذی یقتل فیه قال نعم فجاءه بسهلة أو تراب أحمرقال ثابت فكنا نقول إنها كربلاء

عمارة صالح الحدیث رواه الناس عن شیبان عنه

وقال علی بن الحسین بن واقد حدثنی أبی ثنا أبو غالب عن أبی أمامة قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لنسائه لا تبكوا هذا الصبی یعنی حسیناً فكان یوم أم سلمة فنزل جبریل فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم لأم سلمة لا تدعی أحداً یدخل فجاء حسین فبكى فخلته أم سلمة یدخل فدخل حتى جلس فی حجر رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال جبریل إن أمتك ستقتله قال یقتلونه وهم مؤمنون قال نعم وأراه تربته رواه الطبرانی

وقال إبراهیم بن طهمان عن عباد بن إسحاق وقال خالد بن مخلد واللفظ له ثنا موسى بن یعقوب الزمعی كلاهما عن هاشم بن هاشم الزهری عن عبد الله بن زمعة قال أخبرتنی أم سلمة أن رسول الله صلى الله علیه وسلم اضطجع ذات یوم فاستیقظ وهو خاثر ثم اضطجع ثم استیقظ وهو خاثر دون المرة الأولى ثم رقد ثم استیقظ وفی یده تربة حمراء وهو یقبلها فقلت ما هذه التربة قال أخبرنی جبریل أن الحسین یقتل بأرض العراق وهذه تربتها

وقال وكیع ثنا عبد الله بن سعید عن أبیه عن عائشة أو أم سلمة شك عبد الله أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لها دخل علی البیت ملك لم یدخل علی قبلها فقال لی إن ابنك هذا حسیناً مقتول وإن شئت أریتك من تربة الأرض التی یقتل بها

رواه عبد الرزاق عن عبد الله بن سعید بن أبی هند مثله إلا أنه قال أم سلمة ولم یشك

وإسناده صحیح رواه أحمد والناس

وروی عن شهر بن حوشب وأبی وائل كلاهما عن أم سلمة نحوه

تاریخ الإسلام ذهبی ج5/ص102

احمد بن حنبل در مسندش گفته است که... همراه علی می رفت وظرف آب حضرت را همراه داشت. پس وقتی به نینوا رسید. در حالیکه به صفین می رفت پس صدا زد که ای ابا عبد الله در شط فرات صبر کن. گفتم این چه معنی دارد؟ فرمودند: به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتم وحال آنکه دو چشم ایشان (مانند چشمه) می جوشید. پس به من فرمودند که جیریل در کنار من ایستاد وگفت که حسین در کنار شط فرات کشته می شود. وگفت آیا می خواهی که بوی تربت وی را احساس کنی؟ گفتم آری، پس کفی از خاک وی را گرفته به من داد، پس نتوانستم که جلوی اشک چشم خود را بگیرم...

از انس نقل شده است که فرشته باران در روز ام سلمه(روزی که رسول خدا در خانه وی بودند) از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه حضور گرفت. پس حضرت فرمودند که ای ام سلمه، مراقب در باش که کسی بر ما وارد نشود. در این هنگام حسین علیه السلام آمد پس با اصرار وارد اتاق شد و بر پشت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پرید.ورسول خدا او را بوسیدند ؛ پس فرشته باران گفت: آیا او را دوست می دارید؟ حضرت فرمودند: آری، گفت: بدرستی که امت تو او را بعد از تو می کشند. اگر بخواهید مکان شهادت وی را به شما نشان خواهم داد. پس حضرت قبول فرمودند. پس وی حضرت را در کنار تپه ای یا خاک سرخی آورد.

ثابت گفت: ما آن را کربلا می گفتیم. روایتهای عماره روایات خوبی است.

...رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به همسرانشان فرمودند این کودک (حسین) را به گریه نیندازید. پس نوبت ام سلمه شده بود که جبریل نازل شد پس حضرت به ام سلمه فرمودند که نگذار کسی وارد اتاق شود. پس حسین آمد و شروع به گریه کرد. پس ام سلمه اجازه داد که ایشان وارد شود. پس وارد شده بر دامان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشست. پس جبریل گفت که امت تو او را خواهند کشت. حضرت پرسیدند او را می کشند وحال آنکه مومنند!!!(ادعای ایمان دارند؟) گفت آری وتربتش را به حضرت نشان داد.

...ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روزی خوابیده بودند ، پس در حالت ناراحتی بیدار شدند، سپس دوباره استراحت فرموده ودوباره بیدار شدند و حال آنکه گرفتگی ایشان کمتر بود.دوباره خوابیدند وبیدار شدند و در دستشان خاک سرخی بود که آن را می بوسیدند. سوال کردم که این خاک چیست؟ فرمودند جبریل به من خبر داد که حسین در عراق کشته خواهد شد و این تربت وی است...

رسول خدا به وی فرمودند که فرشته ای به نزد من آمد که تا کنون نیامده بود.پس گفت که فرزندت حسین کشته خواهد شد و اگر بخواهی خاک زمینی را که در آن کشته می شود به تو نشان دهم..... سندش صحیح است احمد و عده ای آن را نقل کرده اند.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:24:24
طلوع خورشید 05:43:23
اذان ظهر 11:23:43
غروب خورشید 17:03:40
اذان مغرب 17:19:45
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟