وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

مقام مادر

مقام مادر
زمان انتشار :
دوشنبه 18 آذر 1392 | 21:27
در قرآن مجید و روایات، در احسان و نیکی کردن به مادر تأکید بیشتری شده و بعضی از آیات، احساسات و عاطفه انسان را نسبت به مادر به شدت تحریک می کند و به او تذکر می دهد که لزوم شکرگزاری از مادر، این است که او نُه ماه سنگینی تو را تحمّل کرده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در قرآن مجید و روایات، در احسان و نیکی کردن به مادر تأکید بیشتری شده و بعضی از آیات، احساسات و عاطفه انسان را نسبت به مادر به شدت تحریک می کند و به او تذکر می دهد که لزوم شکرگزاری از مادر، این است که او نُه ماه سنگینی تو را تحمّل کرده است.

انسان باید همیشه به یاد داشته باشد که مادر چه سختی هایی را در دوران بارداری تحمّل می کند و در راه حفظ و سلامت او چه فداکاری هایی نموده است.

حضرت مسیح علیه السلام اگر چه بدون پدر تولّد یافت، در مقام برشمردن افتخارات خود، نیکوکاری نسبت به مادر را ذکر می کند، و این خود، دلیل روشنی بر اهمّیت مقام مادر است. خداوند در قرآن از زبان عیسی علیه السلام می فرماید:

وَ بَرّاً بِوالِدَتی وَ لَمْ یجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیاً.(60)

خداوند مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبّار و شقی قرار نداده است.

گر چه در جهانِ امروز درباره مقام مادر سخن بسیار گفته می شود و حتی در کشور ما روز با شکوهی را به نام روز مادر نامگذاری کرده انده؛(61) امّا متأسفانه وضع تمدن ماشینی چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلی زود قطع می کند. در معارف اسلامی، اهمّیت فوق العاده ای به مقام مادر داده شده است. حتی در کتاب وسائل بابی به این امر اختصاص داده شده به نام: «باب استحباب الزیاده فی برّ الاُم علی برّ الأب».(62)

از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «یا رسول الله! من أبرّ؟»، قال: «اُمّک»، قال: «ثمَّ من؟»، قال: «اُمُّک»، قال: «ثمّ من؟»، قال: «اُمُّک»، قال: «ثمّ من؟»، قال: أباک.(63)

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! به چه کسی نیکویی کنم؟». فرمود: «به مادرت»، عرض کرد: «بعد از او به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، بار سوم عرض کرد: «بعد ازاو به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت.

در حدیث دیگری آمده است که جوانی برای شرکت در جهاد، (آنجا که جهاد واجب عینی نبود) نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. حضرت به او فرمود:

«الک والدة؟»، قال: «نعم»، قال: فالزمها فانّ الجنّه تحت قدمها.(64)

[فرمود:]آیا مادری داری؟ عرض کرد: «آری» فرمود: درخدمت مادرت باش که بهشت زیر پای مادران است.

خداوند در قرآن به زحمات فوق العاده مادر اشاره می کند و می فرماید:

وَ وَصَّینَا الاْنْسانَ بِوالِدَیهِ حَمَلَتْهُ اُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ.(65)

ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با زحمت روی زحمت حمل کرد.

مادران در دوران بارداری، دچار سستی و ضعف می شوند؛ زیرا از عصاره بدن آنان جنین پرورش می یابد. به همین دلیل، مادران در دوران بارداری، گرفتار کمبود انواع ویتامینها می شوند. خداوند در جای دیگر می فرماید:

وَالْوالِداتُ یرْضِعْنَ اَوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ کامِلَینِ.(66)

مادران، فرزندان خود را دو سالِ تمام، شیر می دهند.

حقّ شیر دادن در دوسال شیرخوارگی، مخصوص مادر است و او از کودک خود نگهداری می کند. تغذیه جسم و جان نوزاد در این مدت، با شیر و عواطف مادر، پیوند ناگسستنی دارد و حقّ نگهداری و سرپرستی را بر عهده او گذارده است.

چند دستور درباره دوران شیرخوارگی

1 - حق حضانت و نگاهداری و شیردادن در دوران نوزادی، به عهده مادر است. با اینکه ولایتِ بر اطفال صغیر به عهده پدر گذارده شده؛ امّا از آنجا که در این مدت، نوزاد به شیر و عواطف مادری احتیاج دارد، حق حفاظت فرزند در دوره کودکی بر عهده او گذارده شده است.

2 - مدت شیر دادن طفل، لازم نیست که حتماً دو سال باشد. دو سال برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را به طور کامل انجام دهد: لِمَنْ اَرادَ اَن یتِمَّ الرِّضاعَة؛ ولی مادران حق دارند با توجّه به وضع نوزاد و رعایت سلامت او این مدت را تقلیل دهند.

3 - هزینه زندگی مادر، در دوران شیردادن، از نظر غذا و لباس و حتی در صورتی که طلاق بگیرد بر عهده پدر نوزاد است تا مادر با خاطری آسوده بتواند فرزند را شیر دهد.

وَ عَلَی الْمَوْلُودِلَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کسْوَتُهُنَّ.(67)

4 - پدر و مادر، هیچ یک نباید سرنوشت کودک خود را وجه المصالحه اختلافات خویش قرار دهند و بدین وسیله، ضربه های جبران ناپذیری بر روح و روان نوزادان وارد سازند:

لا تُضارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ.(68)

مردان باید مواظب باشند که حق حضانت و نگاهداری مادران را با گرفتن کودکان در دوران شیرخوارگی از آنها پایمال نکنند و مادران هم که این حق به آنها داده شده، نباید از آن سوء استفاده کنند و از شیردادن، خودداری کرده، یا مرد را از دیدار فرزندش محروم سازند.

5 - اگر پدر کودکی فوت کند، ورثه او باید احتیاجات مادر را در دورانی که به کودک شیر می دهد، تأمین کنند:

وَ عَلَی الْوارِثِ مِثْلُ ذلِک.(69)

6 - اختیارِ از شیر باز داشتن کودک، به پدر و مادر واگذار شده است:

فَاِنْ اَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیهِما.(70)

اگر پدر و مادر بخواهند با همفکری و توافق، طفل را از شیر باز گیرند، مانعی ندارد.

گر چه مادر محبور نیست نوزاد را شیر دهد؛ ولی چه بهتر که در راه رشد کودک خود، از بعضی خواسته های خود بگذرد، به طوری که یکدیگر را راضی نگاه داشتن و با هم مشورت نمودن، جامه عمل به خود بپوشد.

7 - هرگز نمی توان از حقّ شیر دادن و حضانت مادر جلوگیری کرد؛ مگر اینکه مادر، خود امتناع ورزد و یا مانعی برای او پیش آید که در این صورت، می توان نگاهداری کودک و شیردادن به او را به دایه مناسبی واگذار کرد.(71)

پس بدون شک، اگر خدمات و زحمات فراوانی که مادر از هنگام بارداری تا وضع حمل و دوران شیرخوارگی تحمّل می کند، در نظر بگیریم، خواهیم دید که هر قدر انسان در این راه بکوشد، باز هم حقّ مادر را نتوانسته ادا کند.

روزی امّ سلمه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: «همه افتخارات، نصیب مردان شده است؛ زنان چه سهمی از این افتخارات را دارند؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

بلی اذا حملت المرأة کانت بمنزلة الصائم القائم المجاهد بنفسه و ماله فی سبیل الله فاذا وضعت کان لها من الأجر ما لا یدری أحد ما هو لعظمة، فاذا أرضعت کان لها بکلّ مصّة کعدل عتق محرر من ولد اسماعیل، فاذا فرغت من رضاعه ضرب ملک کریم علی جنبها و قال استأنفی العمل فقد غفرلک.(72)

آری! [زنان هم افتخارات فراوانی دارند]. هنگامی که زن، باردار می شود، در تمام طول مدت حمل، به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامی که وضع حمل می کند، آن قدر خدا به او پاداش می دهد که هیچ کس عظمت آن را نمی شناسد و هنگامی که فرزندش را شیر می دهد، در برابر هر مکیدنی از سوی کودک، خداوند پاداش آزاد کردن برده ای از فرزندان اسماعیل را به او می دهد، و هنگامی که دوران شیرخوارگی کودک تمام شد، یکی از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوی او می زند و می گوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز کن؛ چرا که خداوند، همه گناهان تو را بخشیده است.

درد و رنجهای مادر در راه پرورش فرزند، به جهت این است که محسوس تر است و هم به سبب اینکه زحمات مادر، در مقایسه با پدر، از اهمّیت بیشتری برخوردار است.

خداوند در قرآن عاطفه انسان را نسبت به مادر، به شدت تحریک می کند و به او تذکر می دهد که دلیل لزوم شکرگزاری از مادر، این است که نُه ماه، سنگینی او را تحمّل می کند و از نیرو و توان خود، او را نیرو می بخشد و خود، رفته رفته ناتوان می شود و به طور معمول و متعارف، تا دو سال از شیره جان خود متکفّل تغذیه فرزند می شود:

وَ وَصَّینَا الاِْنْسانَ بِوالِدَیهِ اِحْساناً حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کرْهاً و وَضَعَتْهُ کرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً.(73)

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند. مادرش او را با ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی به زمین می گذارد و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش، سی ماه است.

در حدیث آمده است که مردی، مادر پیر و ناتوان خود را بر دوش گرفته و به طواف مشغول بود. در همین هنگام، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید. عرض کرد: «آیا حقّ مادرم را توانستم ادا کنم». حضرت فرمود: نه، حتی یک نفَسِ او را جبران نکردی.(74)

نبی محترم روزی به منبر    سخن می گفت اندر حقّ مادر

که مادر، باب غفران جنان است    تو را احسان به مادر شد معین

که دارم مادری پیر و کهنسال    شب و روزم بود جویای احوال

پیاده بردمش تا کعبه بر دوش    نکردم خدمت او را فراموش

کنون گویی که دارد حقّی از من    بیان کن یا رسول اللّه ذوالمن

بفرمود: ار دَه و نُه بار دیگر    بری او را که گردد بیست بیشتر

نباشد مزد بی خوابی یک شب    که پستانت نهاد از مهر بر لب

دوران وضع حمل و شیرخوارگی برای مادران، بسیار دشوار و سخت است. رعایت نظافت و بهداشت و بر طرف ساختن احتیاجات کودک و نگهداری او از سرما و گرما، کاری بسیار سخت و خسته کننده است. مادر، همه سختی ها و ناراحتی ها را با مهر و محبّت تحمل می کند و هیچ توقّعی در برابر آن ندارد. انسان باید چنین نعمت عظیمی را ارج نهد؛ امّا انسان، هرگز قادر بر ادای حقّ مادر نیست.

چنانکه قبلاً گفته شد، از روایات استفاده می شود که حقّ مادر نسبت به فرزند، بیشتر و مهمتر است و آن به سبب مشقّتها و رنجهایی است که مادر، در به وجود آوردن و تربیت فرزند، تحمّل می کند. امام صادق علیه السلام می فرماید:

جاء رجل و سئلنی النبی صلی الله علیه و آله عن برِّ الوالدین، فقال: أبرر اُمُّک، أبرر اُمُّک، أبرر اُمُّک، أبرر أباک، أبرر أباک، أبرر أباک و بدأ بالاُمّ قبل ألاب.(75)

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! به چه کسی احسان کنم؟» فرمود: «به مادرت». عرض کرد: «بعد به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت؟» عرض کرد: «سپس به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت». عرض کرد: «سپس به چه کسی؟». فرمود: «به پدرت».

اسلام، تنها مکتب و بهترین مکتبی است که برای مادر، عالی ترین ارزشها را قائل است. امّا تجلیل از مقام مادر، چگونه است؟ آیا تنها روزی را به نام مادر نامگذاری کردن و چند مقاله درباره او نوشتن، برای بزرگداشت مقام مادر، کافی است؟

در بسیاری از کشورهای جهان، روز مادر، پُر سر و صداست و با مراسم خاصّی برگزار می شود و هدایایی از سوی فرزندان به مادران داده می شود که البته این عمل هم، پسندیده و مطلوب است؛ امّا اسلام، برای مادر مقام و ارزش خاصّی قائل شده است، تا آنجا که رسیدن به آخرین مرحله کمال و جهانِ ابدیت، یعنی بهشت را در صورت رضایت مادر، امکان پذیر می داند. پیامبر صلی الله علیه و آله در روایتی می فرماید:

الجنة تحت أقدام الاُمّهات.(76)

بهشت در زیر پای مادران است.

البته منظور این نیست که اگر کسی رضای مادر را تأمین کند و به بقیه وظایف مذهبی خود عمل نکند، به بهشت می رود؛ بلکه مقصود این است که اگر تمام وظایف دینی اش را انجام دهد، ولی توأم با رضای مادر نباشد، قطعاً در بهشت برای او جایی نیست. حتی در مسائل دینی که امر مستحبّی در کار باشد و مادر فرزند را از آن امر مستحبّی نهی کند، در این موارد، فرزندان موظف اند که نهی مادر را بپذیرند؛ و حتی اگر نهی مادر با امر خداوند معارض باشد، در جایی که واجب عینی نباشد (مثل جنگ با کفّار)، اینجا هم اطاعت از نهی مادر، بر امتثال امر خداوند، مقدّم است. در روایتی آمده که شخصی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: پدر و مادر پیری دارم که مرا از رفتن به جهاد باز می دارند. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:

فقرّ مع والدیک فوالذی نفسی بیده لأنسهما بک یوماً و لیلة خیر من جهادٍ سنة.(77)

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در این صورت، ملازم پدر و مادرت باش. سوگند به آنکه جانم در دست اوست، یک شبانه روز با آنها بودن، از جهاد یک سال، بهتر است.

مقام و منزلت مادر آن قدر است که خداوند می فرماید:

فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کریماً.(78)

یعنی کمترین اهانتی به آنها مکن و حتی اُف (کمترین تعبیر نامؤدّبانه) به آنها مگو. مبادا با نیشِ زبان و با کلمات سبک و اهانت آمیز، آنها را آزار دهید. یعنی با صدای بلند با آنها سخن مگو.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:

لو علم الله شیئاً ایسر منه و أهون منه لنهی عنه فالمعنی لا تؤذهما بقلیل و لاکثیر.(79)

اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت، خداوند از آن نهی می کرد و معنای اف، یعنی اینکه آنها را به هیچ وجه اذیت مکن.

و حتی بودن در خدمت مادر، از همه واجبات (که وجوب عینی ندارند) مهمتر است و اگر موجب ناراحتی مادر بشود، جایز نیست که انسان، به آن واجب کفایی عمل کند. در حدیث است که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! من جهاد را دوست دارم؛ ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می شود». پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

ارجع فکن مع والدتک فوالذی بعثنی بالحق لأنسها بک لیلة خیر من جهاد فی سبیل الله سنة.(80)

برگرد و با مادر خویش باش. قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، یک شب که با مادرت مأنوس باشی، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.

در روایت است که نیکی به مادر، وسیله پذیرش و قبولی توبه است. امام سجاد علیه السلام می فرماید:

جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «یا رسول الله! ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی من توبة؟» فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله : «فهل من والدیک أحَد حی؟» قال: «أبی»، قال: «فأذهب فبرّه»، قال: «فلمّا ولی»، قال رسول الله صلی الله علیه و آله : «لو کانت اُمُّه فانه لو کان اُمُه حیاً فبرها مکان أدنی أن یقبل توبته».(81)

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! من در زندگی، فراوان گناه کرده ام؛ امّا اکنون پشیمانم و می خواهم توبه کنم. چه راهی در پیش گیرم تا پروردگار، سریعاً از گناهان من درگذرد؟». فرمود: «از پدر و مادر تو کدام یک زنده اند؟». عرضه داشت: «تنها پدرم». فرمود: «برو به پدر خود خدمت کن». بعد فرمود: اگر این مرد، مادر داشت و به مادر خود خدمت می کرد،سریعتر گناهان او مورد عفو قرار می گرفت.

این است مقام و منزلت مادر؛ و در اجتماع، باید زنان را با وظایف و مسئولیت های مادری آشنا کرد. آنها باید بدانند که مادر چه وظایفی بر عهده دارند و تنها این برای آنها کافی نیست که فرزندی از آنان متولّد شود.

در روایت دیگری آمده است:

جاء رجل من الأعراب الی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال: «انّی اُرید أن أغزو و جئت استشیرک، فقال الک والدة؟» قال: «نعم، ترکتها و هی باکیة»، قال: الزمها فان الجنة عند رجلیها.(82)

مردی بادیه نشین، خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رسید و عرضه داشت: آهنگ جنگ دارم و خدمت شما رسیده ام تا در این موضوع با شما مشورت کنم». رسول خدا فرمود: «آیا مادر داری؟». عرضه داشت: «بلی، او را وداع کردم، در حالی که گریان بود». پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از او مواظبت نما. به درستی که بهشت، زیر پاهای مادر است.

خاله به منزله مادر است

از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «انّی قد ولدت بنتاً و ربَّیتها حتّی اذا بلغت فألبستها و حلَّیتها ثمَّ جئت بها الی قلیب فد فعتها فی جوفه و کان آخر ما سمعت منها و هی تقول: یا أبتاه فما کفّارة ذلک؟»، قال: «ألک اُمّ حیة؟» قال: «لا»، قال: «فلک خالة حیة؟»، قال: «نعم»، قال: «فأبررها فانّها بمنزلة الاُمّ یکفّر عنک ما صنعت».(83)

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «برایم دختری متولّد شد. او را پروریدم و بزرگ کردم تا بالغ شد. بعد لباس به او پوشانیدم و او را به زیور آراستم و او را کنار گودالی آوردم و در آن گودال انداختم. آخرین سخنی که از او شنیدم این بود که می گفت: «ای پدر! کفّاره این کردار زشت چه خواهد بود؟» پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: «آیا مادرت زنده است؟». عرض کرد: «نه». فرمود: «آیا خاله ات زنده است؟». عرض کرد: «آری». حضرت فرمود: «با او خوشرفتاری کن که او به جای مادر است و کفّاره آن کردارت خواهد بود».

 

60 - المحاسن، أحمد بن محمد بن خالد البرقی.

61 - ملاذ الأخیار، محمد باقر المجلسی.

62 - نهج البلاغه، محمّد بن الحسین الرّضی.

63 - نهج الفصاحة، ترجمه ابوالقاسم پاینده.

64 - وسائل الشیعة، محمد بن الحسین الحرّ العاملی.

65 - الوافی، الفیض الکاشانی.

66 - وفاء الوفاء، السمهودی.

67 - وفیات الأعیان، أحمد بن محمّد البرّ المکی، المعروف بابن خلّکان.

68 –سوره بقره/آیه 233

69 –سوره بقره/آیه 233

70 –سوره بقره/آیه 233

71 –تفسیر نمونه، ج 2، ص 13

72 –مستدرک الوسائل- جلد 15

73 –سوره احقاف/آیه 15

74 –فی ظلال القرآن، سید قطب، ج 7، ص 415

75 –وسائل الشیعة، کتاب النکاح، أبواب أحکام الأولاد، باب 94، ح 3

76 –  مستدرک الوسائل، أبواب أحکام الأولاد، باب 70

77 –اصول کافی، ج 2 (باب البرّ بالوالدین)، ح 10

78 –سوره اسراء ، آیه 23

79 –بحارالأنوار، ج 71، ص 42

80- جامع السعادات، ج 2، ص 260

81- بحارالأنوار، ج 71، ص 82

82- کشف الأسرار و عدّة الأبرار، ج 5، ص 542

83- اصول کافی، ج 2 (باب البرّ بالوالدین)، ص 162

 

مقام پدر و مادر در اسلام

زین العابدین احمدی، حسنعلی احمدی

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:10:39
طلوع خورشید 05:29:14
اذان ظهر 11:30:27
غروب خورشید 17:31:15
اذان مغرب 17:47:03
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟