وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

مشخصات کعبه

مشخصات کعبه
زمان انتشار :
دوشنبه 10 شهریور 1393 | 23:50
بنابراین خلقت زمین پیش از خلقت آسمانها بوده و گسترانیدن زمین، پخش روزیها و کشتزارها و گیاهها بودکه پس از خلقت آسمان بود .

 

ب

از ابن عباس روایت کرده اند که خداوند عز و جل دو هزار سال پیش از خلقت جهان خانه کعبه رابا چهار رکن بر آب خلق فرمود آنگاه زمین را از زیر خانه کعبه بگسترانید .

از عبدالله بن عمر نیز روایت کرده اند که خداوند عز و جل خانه کعبه ار دو هزار سال پیش از زمین خلق فرمودو زمین را درآن بگسترانید .

بنابراین خلقت زمین پیش از خلقت آسمانها بوده و گسترانیدن زمین، پخش روزیها و کشتزارها و گیاهها بودکه پس از خلقت آسمان بود .

کعبه و حرم مکه

منابع عربی که قرآن نیز از آن جمله است می گویند که ابراهیم { ابراهیم خلیل الله جد اعلایبنی اسرائیل پسر ( تارخ ) بت تراش بود و در حدود دو هار سال قبل از میلاد درشهر« اور » در ساحل فرات متولد شد .

در آن زمان مردم بابل و اور بت پرست بودند . آبراهیم آنان را به پرستش خدای یگانه دعوت کرد ، بنابراین روزی تبری بدست گرفت و به بت خانه رفت و چند بت را شکست .« نمرود » پادشاه بابل فرمان داد او را در آتش افکندند ، بفرمان خدا آتش اورا نسوزانید و پس از چند روز سالم از آن بیرون آمد و با پیروان خود به سرزمین فلسطین رفت .

خانه کعبه را با کمک پسر خود اسماعیل بنا کرد .

خدای تعالی به اوالهام کرد که پسر خود اسماعیل را ( به روایت مسلمین ) با اسحق پسر دیگر خود را ( به روایت یهود ) قربانی کند و چون در صدد اجرا امر برآمد به ذبح گوسفندی در عوض فرزند مامور شد .

ابراهیم در 170 سالگی در گذشت . دو پسرش یکی موسوم به اسحاق پدر بنی اسرائیل از ساره و دیگری اسماعیل از هاجر پدر عرب اسماعیلی یا عدنانی است }

گاهی به ملاقات فرزند خود اسماعیل می رفت و خدا وی رابه بنای کعبه مامور کرد.

ابراهیم بنای کعبه را بر عهده گرفت. اسماعیل سنگها رابرای او بالا می برد تاخانه تمام شد.  خداوند در قرآن مجید در سوره بقره آیه 127 دراین باب گوید : « هنگامی که ابراهیم بااسماعیل پایه های خانه را برآورد و ( گفتند ) خداوندا از ما بپذیر زیرا تو شنوا و دانایی »

پس از بنای کعبه خبر آن به وسیله مسافران در عربستان شیوع یافت و خداوند نیز به ابراهیم فرمان داد که :« و مردم را ندای حج ده، تا پیاده سوی تو آیند و سوار بر مرکبان سبک رو از دره های عمیق بیایند »

کعبه خانه کوچکی بود به شکل مربع و چهار دیواری که اکنون « مسجد الحرام » نامیده می شود و اطراف آن را چهار دیوار گرفته بوده و چون شکل آن مکعب بود کعبه نامیده شد . کعبه نشانه مجدوافتخارات سیصد و شصت قبیله عرب بود که در نقاط مختلف عربستان زندگی می کردند وهر کدامشان دراطراف کعبه بتی برای خود داشتند .

صورت ابراهیم از مسیح را در کعبه رقم زده بودند و سنگی سیاه که آنرا « حجر الاسود » می گفتند بر دیوار آن نصب بود .

عربها معتقد بودند که این سنگ از آسمان افتاده و آن را مقدس ومحترم می دانستند.« هبل» نیز که از همه بتها محترم تر بود در اندرون کعبه جای داشت .

هبل را از عقیق ساخته بودند وآنرا پیشوای بت ها می دانستند .

حمایت قریش از کعبه

مردم قریش در مکه اقامت گرفتند و منصبهای کعبه را به خود اختصاص دادند و برای آنکه اهمیت کعبه راافزایش دهند، قسمتی از زمینهای مجاور را منطقه حرم قراردادند که در آنجا خونریزی و تجاوز ممنوع بود .

مکه به سبب خانه کعبه اهمیتی خاص داشت و قریشیان با تولیت کعبه و اقامت در مکه به نزد قبایل عرب احترامی به سزا داشتند .

مردم قریش روابط زائران کعبه را که همه ساله از قبایل مختلف عرب به سوی مکه می آمدند نظم دادند ، از این رومکه محل آمد و رفت قبایل عرب شد که دائماً برای زیارت و تجارت به آنجا می آمدند بنابراین مردم قریش در میان قبایل دیگر منزلتی خاص یافتند .

شاید از همین رو بود که مردمان قریش پس از ظهور اسلام استعداد و لیاقت خود را در فنون سیاست و جنگ و لشکرکشی نمودار کردند و بعضی از آنها در میدان جنگ و سیاست شهرتی به سزا بدست آوردند .

تنظیم امور مکه

یکی از آثار قصی ایجاد « دارالندوه»( جای مشورت و مشاوره کردن ) و ریاست آن جا با او بود . سران و بزرگان قبایل در آنجا گرد هم می آمدند و در باره کارهای مهم شورت میکردند و دختران را به شوهر می دادند .

کسانی می توانستند در دارالندوه حاضر شوند که دست کم چهل سال داشته باشند .

پرچم قریش نیز بدست قصی بود که به فرمان وی آن را برای جنگ آماده می کردند .

به علاوه قصی تولیت کعبه و سقایت حجاج و رفادت راعهده دار بود .

سقایت به معنی آب دادن است . چون در مکه آب کم بود .

 در موسم حج جند حوض برای حاجیان ترتیب می دادند و در آن آب می ریختند و غالباً آب حوضها را با شیره خرما و مویز شیرین می کردند .

رفادت غذایی بود که برای زائران و حاجیان مهیا می کردند و هر یک از مردم قریش برای تهیه آن از مال خود سهمی می دادند .

کار رفادت پس از قصی به فرزند او عبد مناف رسید و پس از او فرزندش هاشم عهده دار آن شد .

سپس نوبت به عبدالمطلب فرزند هاشم رسید و پس از وی ابوطالب به جایش نشست .

بجز آنچه که گفتیم منصب های دیگری بود که میان بزرگان قریش تقسیم شده بودتا بر سر آن نزاع رخ می داد ، چنان که میان هاشم بن عبد مناف با برادر زاده او امیه بن عبد شمس بر ریاست قریش نزاع رخ داد .

امیه با عموی خود رقابت می کرد و ریاست قریش را حق خود می دانست و عاقبت هم این 

موضوع میان اعقاب آنها کینه و دشمنی بوجود آورد .

ماههای حرام

مردم قریش ماههای حج را ماههای حرام می نامیدند .

 درماههای حرام اطراف حرم بازارهای تجارت تشکیل میشد و مردم ازهر طبقه و قیله در آنجا به داد وستد مشغول می شدند و بتانی راکه در اطراف کعبه جای داشت زیارت می کردند.  دراثنای ماههای حرام افراد قبایل ازتجاوز یکدیگر در امان بودند و ا گر کسی در آن هنگام حتی دشمن خونی خودرا در منطقه حرم می دید متعرض او نمی شد .

ولی یکبار چنان شد که مردم کنانه و قریش از روی اظطرار در ماههای حرام به جنگ پرداختند که در تاریخ عرب به نام جنگ « فجار » شهره شد، زیرا در اثنای آن حرمت حرم و کعبه رعایت نشد و بر خلاف رسوم دیرین عرب در منطقه حرم جنگ و ستیز رخ داد .

 پس از آن مردم قریش برای استقرار نفوذ خویش و تجدید اعتبار حرم « پیمان فضول »را بستد که به موجب آن همه افراد قریش متعهد شدند که نگذارند در منطقه حرم کسی به دیگری ستم کند و همه مظلوم رابر ضد ظالم کمک کنند و دراین جهت میان قریشیان و مردم دیگر تفاوت نگذارند .

عبدالمطلب

احترام و نفوذ قریش در میان قبایل، روز افزون بود تا نوبت ریاست قریش به عبدالمطلب رسید.

درزمان وی چاه زمزم دوباره  حفر شد و هم در زمان او ابرهه که از جانب حبشه فرماندار یمن بود، در صدد بر آمد کعبه را ویران کند و برای این منظور با سپاهی فراوان به سوی مکه هجوم برد ولی به مقصود نرسید وسپاهش تلف شد و خانه خدا سالم ماند و شهرت و اهمیت آن در نواحی عربستان بیشتر شد و قبایل دور دست به قصد زیارت آن بار سفر بستند.

ابرهه و هجوم به مکه

داستان هجوم ابرهه چنان بود که او می خواست در صنعا پایتخت یمن معبدی بسازد و مردم رابه زیارت آن وادار کند تا از زیارت کعبه چشم بپوشند.  

برای این منظور از قیصر روم کمک خواست.  قیصر گروهی از صنعتگران رابرای بنای معبد به یمن فرستاد و همین که کار بنا به پایان رسید ابرهه نامه ای به نجاشی نوشت که در نظر دارد حاجیان عرب رابه سوی معبد یمن متوجه سازد و تجارت قریش رابه صنعا منتقل کند.

مردم عرب و مخصوصاً قبایل نزدیک کعبه و مکه سخت خشمگین شدند و یکی از مردم به نام بنی مالک بن کنانه به سوی یمن رفته و به معبد صنعا در آمد و شبانگاه اثاث آن رابه هم ریخت و دیوار معبد رابه کثافت آلود و فرار کرد .

 ابرهه خشمگین شد و قسم یاد کرد که کعبه را ویران کند. برای این منظور سپاهی از حبشیان فراهم کرد و فیلی در پیشاپیش آن جای داد و به سوی کعبه روی آورد و نزدیک مکه در جایی که « مغمس » نام دارد و تا مکه دو میل فاصله است اردو زد .

به گفته طبری وقتی ابرهه در مغمس فرود آمد ، یکی از افراد خود را با گروهی فرستاد که تا نزدیک مکه رفتند و اموال مکیان رابه یغما بردند .

 در آن میانه دویست شتر از عبدالمطلب بود. که درآن هنگام سمت ریاست قریش راداشت. مردم قریش و کنایه و قبایل دیگر که در منطقه حرم بودند می خواستند با افراد ابرهه جنگ کنند ولی متوجه شدند که تاب مقاومت با سپچاه او را ندارند.

 پس از آن ابرهه مردی را حناطه نام به مکه فرستادو به او گفت : پیشوای این شهر را بجوی و به وی بگو که شاه می گوید من برای جنگ شما نیامده ام بلکه می خواهم کعبه را ویران کنم و اگر از در ستیزدرنیائید به خونریزی نیاز ندارم.

 بنابراین اگر پیشوای آنها سر پیکار ندارد او را پیش من آر. وقتی حناطه به مکه در آمد و از پیشوای قریش پرسید، گفتند پیشوای ما عبدالمطلب پسر هاشم است.

 حناطه به نزد عبدالمطلب رفت و پیغام ابرهه را گفت.

 عبدالمطلب گفت : ما مایل به جنگ نیستیم وطاقت ستیز نداریم.

 این خانه خداو خانه ابراهیم خلیل است.

حناطه گفت : بنابراین به نزد ابرهه بیا، زیرافرمان داده که تو را به نزد او ببرم .

عبدالمطلب به اتفاق بعضی از فرزندان خویش به همراه حناطه به لشکر گاه ابرهه رفت و به حضور او رسید و به وسیله مترجم گفت حاجت من این است که دویست شترم را باز پس دهند.

ابرهه جواب داد: من وفتی ترا دیدم احترامت در دلم راه یافت و چون سخن گفتی در نظرم خوارشد.

آیا درباره دویست شتر خود سخن می گویی و از خانه ای که زیارتگاه تو و پدران تو است و من برای ویران کردن آن آمده ام چشم می پوشی؟

عبدالمطلب گفت: من صاحب شترانم، خانه نیز صاحبی دارد که آن را حمایت می کند، پس از آن به ابرهه پیشنهاد کرد که یک سوم اموال تهامه رابگیر و از ویران کردن خانه چشم بپوشد. ابرهه پیشنها را نپذیرفت. عبدالمطلب از پیش او بیرون شد و با گروهی از قریش در پیشگاه کعبه برای دفع ابرهه دعا کرد .

ابرهه برای هجوم به مکه آماده شد.  خداوند از جانب دریا پرندگانی را سوی سپاه او فرستاد که در منقار و چنگال هر کدامشان سه سنگ بود که آن را بر سپاه ابرهه انداختند و به هر که خورد بی درنگ جان داد.

این حادثه در قرآن ( سوره فیل آیه اول تا چهارم ) یاد شده، خداوند گوید :

« آیا ندیدی پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟  فکرشان را در گمراهی قرار داد و پرندگانی را دسته دسته  به سوی آنها فرستاد که سنگ هایی از گل پخته بر آنها انداخت و مانند برگ خورد شده ریز ریزشان کرد »

ابرهه و سپاهش فراری شدند، آنها که جان به در برده بودند راه خویش رفتند. به گفته بعضی مورخان از این سپاه جز ابرهه و یکی دیگر کسی به یمن نرسید.

 پروفسور براون در باره این عادثه می گوید: « عام الفیل در تاریخ زندگانی ملی عرب آغاز عصری نوین است »  مسلم است که این رویداد بزرگ تاریخی برای همه قبایل عرب، خاصه طایفه قریش، فوائد بسیار داشت، به همین جهت آنرا مبدا تاریخ خود کردند.

عزیمت سپاه ابرهه تنها در موقعیت آنی عربها موثر نبود، بلکه در جریان تاریخ عربستان موثر افتاد و زمینه را برای پیدایش وبسط اسلام مهیا کرد، زیرا اگر سپاه ابرهه بر مکه تسلط می یافت وکعبه را ویران می کرد، تاریخ عربستان دگرگون می شد و دین مسیح درآن سرزمین رواج می یافت و مکه مقام خود را به صنعا می داد.

وقتی خبر شکست ابرهه در میان عربها منتشر شد، احترام و اهمیت کعبه فزونی گرفت و مردم گفتند : مردم مکه افراد خدایند که آنها را از شر دشمن محفوظ داشت .

تجارت قریش

مکه مانند بیشتر نقاط عربستان سرزمینی خشک و بی آب و سنگستانی بود .

 مردم مکه به اقتضای محیط زندگانی خود غالباً چالاک و پرکار بودند و چون نزدیک کعبه می زیستند به نزد قبایل عرب احترامی به سزا داشتند.

وضع مکه با زراعت و کشاورزی مناسب نبود، از این رو مکیان که مردمی فعال بودند با تجارت وداد وستد روزگار می گذرانیدند .

صرف نظر از احترام و نفوذی که مکیان در عربستان داشتند، وضع جغرافیایی مکه نیز آنها را در کار تجارت کمک می کرد.

مکه مرکز رفت و آمد کاروانها بود و واسطه بازرگانی میان یمن و شام و حبشه بشمار می رفت .

کاروانهایی که از شام به سوی یمن  یا از یمن به شام می رفت از مکه می گذشت.

 چاه زمزم نیز به اهمیت مکه کمک می کرد زیرا کاروان ها میتوانستند در کنار آن بار بیاندازند، آب بیاشامند و از رنج سفر بیاسایند .

کاروانهای قریش با امنیت و اطمینان درسراسر عربستان رفت و آمد می کردند و با آنکه قبایل عرب دائماً با همدیگر به کشمکش و نزاع بودند ، به سبب احترام و نفوذ مکیان کسی متعرض آنان نمی شد.

این کاروانها به غزه و بیت المقدس ودمشق می رفتند و کالای خود را با کالاهای دیگر مبادله می کردند.

 بندر جده که تامکه نزدیک چهل میل فاصله دارد، واسطه ارتباط با حبشه بود.

بارگانان قریش با عبور از دریای سرخ برای داد و ستد به حبشه می رفتند.

مردم قریش از بازارهای صنعا و عمان مواد معطر وبخور و پارچه های ابریشمی و پوست و کالاهای دیگر را همراه می بردند و از بازارهای شام گندم و مصنوعات شامی و روغن زیتون و چوب می خریدند و کالاهای هر محل را به محل دیگرمی بردند و از این راه وسائل زندگانی خویش را فراهم می کردند .

تجارت گذشته از اینکه وسائل زندگانی مردم قریش را فراهم می کرد، برای آنها فوائد مهم دیگر نیز داشت، زیرا چون در اثنای سفر از شام و حبشه و مصر می گذشتند.

وبا ملل مختلف از قبیل ایرانیان و رومیان و دیگران معاشرت می کردند، ازوضع اجتماعی ومعنوی آنها مطلع میشدند و این قضیه در پرورش افکارشان موثر بود، تا آنجا که مردم قریش از لحاظ  فکر و تربیت از سایر قبایل عرب ممتاز بودند، از این روکارهای کعبه را به خوبی سامان می دادند و آمد و رفت زائران را آسان می کردند و رغبت عربها را به زیارت کعبه می افزودند .

قریشیان تنها به تجارت علاقمند  بودند بلکه به چابکسواری و جنگجوئی نیز راغب بودند و از دوران طفولیت دراین زمینه مارست داشتند.

 آنان چون ثروت داشتند زندگیشان بهتر از قبایل دیگر بود و چون به سبب حرم و کعبه در نظر اعراب اهمیت و نفوذ داشتند، کمتر به جنگ و خونریزی برمی خواستند و جمعیتشان روزبروز فزونی می گرفت .

تعلیم وتعلم درعربستان

محققاً درآن روزگار معلم به آن معنی که ما تصور می کنیم در عربستان نبود، زیرا غالب عربها مردمی بودند، صحرانشین و از علوم مختلف که زائیده زندگانی مدنی است خبر نداشتند و اگر هم بعضی افراد کم و بیش در این زمینه چیزهایی می دانستند چنان نبود که به همه کس تعلیم دهند.

بنابراین مردم عرب و مکیان به تعلیم کودکان خود اهمیت نمیدادند و کودک عرب خواندن ونوشتن نمی آموخت .

پیغمبراسلام اولین کسی بود که به تعلیم عربها همت گماشت و پس از جنگ بدر، مقرر داشت اسیرانی که توان پرداخت فدیه نداشتند بجن آن ده نفراز مسلمانان را خواندن و نوشتن بیاموزند و آزاد شوند .

وضع دینی عربها

تاریخ از وضع دینی عربهای جاهلیت اطلاعات کافی نمی دهد، همین قدر می دانیم که در آن روزگار بیشتر عربها بت پرست بودند.

 گویند بت پرستی را عمرو خزاعی در میان عرب ها رواج داد. دور نیست که وی بتی را از شام به مکه برده باشد.

به گفته شهرستانی : نخستین کسی که بت ها را درکعبه جای داد عمرو خزاعی بود.

 هنگامی که طایفه خزاعه بر مکه تسلط

 یافتند و کارهای کعبه را بدست گرفتند، وی به جانب شام سفرکرد و درآنجا کسانی را دیدی که بت می پرستیدند و از آنها در این زمینه توضیح خواست، گفتند: اینان خدایانی هستند که ما به صورت هیکلهای آسمانی و اشخاص انسانی ساخته ایم.

ازآنها کمک میخواهیم و ما را کمک می کنند، از آنها آب می طلبیم و ما را سیراب می کنند » عمرو دلباخته بتان شد و از آنها تقاضا کرد بتی بدو بدهند که بت هبل را بدو دادند و آنرا به مکه آورد و در کعبه جای داد .

ولی هبل تنها معبود عرب نبود، پس از آن درنواحی مختلف عربستان، بتان بسیار به صورت خانه و درخت و سنگ و امثال آن پدید آمد که عربها به پرستش آن می پرداختند .

قربانی کردن برای خدایان نیز به نزد عربها معمول بود. منذربن ماء السماء پادشاه حیره اسیران مسیحی را به ستاره زهره پیشکش می کرد. عرب های شبه جزیره سینا نیز کسانی را برای زهره قربانی میکردند . مدتها پیش از عربها این عادت در بنی اسرائیل رواج داشته است این گونه عادات و رسوم که زائیده دوران جاهلیت بود به هنگام ظهور اسلام از میان رفت و آثار آن محو شد .

چنانچه از مندرجات قرآن مستفاد میشود، عربها در عین بت پرستی به خدای متعال نیز معتقد بوده اند وبتان راوسیله ارتباط با خداوند می دانسته اند.

قرآن از زبان عربها در این باب می گوید: « بتها را می پرستیم برای اینکه ما را به خدا نزدیک کنند » ( سوره زمر آیه سوم )

قرآن بعضی بتان عرب رانام می برد و از همه معروف تر سه بت : لات و عزی ومنات است  هبل از همه بزرگتر بود ودر داخل کعبه جای داشت این بت را از عقیق به شکل انسان ساخته بودند .

 شماره بتان خیلی زیاد بود ، چنانکه گفته اند مسلمانان پس از فتح مکه سیصدو شصت بت از مسجد الحرام بیرون آوردند .

عربها گذشته از پرستش بتان برای انجام کارهای خود با آن مشورت می کردند و به وسیله تبر در پیشگاه هبل با بتان دیگر قرعه می زدند و به وسیله آن از نظر خدایان مطلع می شدند.

وضع دینی اعراب در موقع میلاد حضرت رسول  صلی الله علیه وآله وسلم

هنگام تولد محمد صلی الله علیه وآله وسلم  بت پرستی رو به ضعف و انحطاط داشت و بعضی از عربها به دنیای دیگر معتقد بودند .

دین مسیح در عربستان نفوذ کرده بود ودین یهود پیروان بسیار داشت .

نفوذ یهود یگری و مسیحیگری عقیده طرفداران توحید را نیرو می داد، ولی هیچ یک از این دینها در عربستان رواج نیافته بود، زیرا مبادی مسیحیگری پیچیده ومشکل بود و ذهنهای ساده از تصور آن عاجز می ماند .

به علاوه اختلاف فرقه های مسیحی، اعراب بدوی را از پیروی آن بیزار می کرد .

یهود دیگری دین بنی اسرائیل بود که خودشان را قوم برگزیده خدا می دانستند و عربها نمی خواستند استقلال خود را فدای دین یهودکنند .

کیش توحید نیز با مبادی ثنویت منافات داشت و پیش از این گفتیم که بعضی عربها مبادی مذکور را از اعراب حیره آموخته بودند .

 بنابراین هیچ یک از این کیش ها نمی توانست درعربستان رواج پیدا کند، ولی شیوع اندیشه دینی و رواج مبادی دین زردشت و موسی و مسیح زمینه را برای ظهور مصلح بزرگ، یعنی محمد  صلی الله علیه وآله وسلم  پیغمبر مسلمانان فراهم آورده بود .

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:07:56
طلوع خورشید 05:40:54
اذان ظهر 12:37:18
غروب خورشید 19:33:52
اذان مغرب 19:51:41
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟