وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

مادران چهارده معصوم علیهم السلام

مادران چهارده معصوم علیهم السلام
زمان انتشار :
یکشنبه 1 دی 1392 | 23:07
بیان و صحبت پیرامون مقام و منزلت مادر بدون یادآوری از مادران نمونه و برجسته تاریخ اسلام که مصداق بارز آنان مادران معصومین علیهم السلام می باشد، امکان پذیر نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم

بیان و صحبت پیرامون مقام و منزلت مادر بدون یادآوری از مادران نمونه و برجسته تاریخ اسلام که مصداق بارز آنان مادران معصومین علیهم السلام می باشد، امکان پذیر نیست.

مادرانی که افتخار تربیت و رشد معصومین را به عهده داشته و فرزندان آنان الگوی بشریت و انسانها در طول تاریخ بوده اند. البته ارائه توضیحات بیشتر پیرامون زندگانی این بانوان، خود کتاب جداگانه ای را می طلبد؛ امّا چون نوشتار ما پیرامون مقام مادر بود، مناسب دیدیم هر چند مختصر، نامی از مادران ائمّه اطهار علیهم السلام ببریم.

آمنه دختر وهب بن عبد مناف مادر رسول خدا صلی الله علیه و آله

آمنه مادر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله یکی از با فضیلت ترین و پاکدامن ترین زنان تاریخ است که از دامان پاک او اشرف مخلوقات یعنی خاتم الانبیاء و المرسلین پیامبر عظیم الشأن اسلام به دنیا آمده است. ابن شهر آشوب روایت کرده است که اوّل مرتبه ثویبه آزاد کرده ابولهب آن حضرت را شیر داد و بعد از او حلیمه سعدیه آن حضرت را شیر داد و پنج سال نزد حلیمه ماند.

هنگام کودکی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمنه دختر وهب از عبدالمطلب اجازه خواست تا فرزندش را نزد اقوام خود از قبیله «بنی نجار» که در مدینه ساکن بودند ببرد، آن بانوی بزرگوار، همراه «ام ایمن» و پیامبر صلی الله علیه و آله راهی مدینه شده و در منزل همسرش عبداللّه در مدینه (که قبلاً وفات یافته بود)، ساکن گردیدند.

آمنه طی اقامت یک ماهه خود در این شهر و دیدار با بستگان، به سوی مکه برگشتند، در محلی به نام «ابواء» به سختی مریض شد و فوت نمود. پیکر پاک مادر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله در همان مکان به خاک سپرده شد و ام ایمن نیز محمد صلی الله علیه و آله را به مکه بازگردانید.

فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به ایشان علاقه وافر داشتند به حدّی که وی را مادر خطاب می کردند.

وی فاطمه، دختر اسد، فرزند هاشم و از نخستین زنانی است که به پیامبر ایمان آورد. او همان زنِ پاکدامنی است که به هنگام شدت یافتن درد زایمان، راه مسجدالحرام را پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه رساند و چنین گفت:

 خداوندا! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدّم ابراهیم سازنده این خانه، تولّد این کودک را بر من آسان فرما!

امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه بنت اسد، نخستین زنی بود که پیاده از مکه به سوی مدینه مهاجرت کرد و از همه مردم نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله مهربانتر بود.

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود که امیرالمؤمنین علیه السلام گریان وارد شد. پیغمبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چرا گریه می کنی؟». گفت: «مادرم فاطمه وفات کرد».

رسول خدا به او فرمود: به خدا مادر من هم بود.

پیامبر صلی الله علیه و آله در تشییع جنازه فاطمه بنت اسد همواره زیر جنازه بود تا به قبر رسیدند سپس جنازه را گذاشت و خود داخل قبر شد و در آن دراز کشید. آنگاه برخاست وجنازه را با دست خود گرفت و داخل قبر کرد.

خدیجه مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام

خدیجه بنت خویلد، همسر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و مادر مهربان فاطمه زهرا علیهاالسلام است. او اوّلین زنی است که به پیامبر صلی الله علیه و آله و دین اسلام گرایید و با مال و ثروتِ خویش، آن حضرت را یاری داد.

وی در سن چهل سالگی به ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله در آمد. پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمانی که خدیجه زنده بود، زن دیگری اختیار نکرد. آن حضرت علاقه بسیاری نسبت به خدیجه داشت که به هیچ یک از زنان دیگرش نداشت و روایات زیادی در اوصاف وی نقل شده است. از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«أفضل نساء أهل الجنة خدیجة».

بهترین زنان بهشت خدیجه است.

در حدیث دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: به درستی که من خدیجه را بر زنان امتم برتری می دهم، همان گونه که مریم بر زنان عالم برتری داده شد. او ایمان آورد، هنگامی که مردم مرا تکفیر می نمودند، و هنگامی که مردم مالشان را از من دریغ می کردند او اموالش را در اختیار من گذاشت.

زحمات خدیجه در حمایت از اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله چنین بیان شده است. جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و گفت ای رسول خدا این خدیجه است که به نزد تو می آید و نزد او ظرفی از غذاست هنگامی که به تو رسید، از جانب پروردگارت و از جانب من به او سلام برسان و بشارت ده که خانه ای در بهشت برای اوست.

فاطمه زهرا علیهاالسلام

امام صادق علیه السلام فرمود که فاطمه علیهاالسلام را نُه نام است نزد حق تعالی: «فاطمه، صدّیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا». سپس حضرت فرمود: آیا می دانید معنای فاطمه چیست؟

فاطمه یعنی بریده شده از بدی ها.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله بر خدیجه وارد شدند، دیدند خدیجه در حال گفتگو است. از ایشان سؤال کرد: «با که سخن می گویی؟». عرضه داشت:

 فرزندی که در رَحِم من است با من حرف می زند و مونس من است.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اینک جبرئیل مرا خبر می دهد که این فرزند، دختر است و از اوست نسل طاهر و با برکت، و حق تعالی، نسل مرا از او به وجود خواهد آورد و از نسل او امامان و پیشوایان دین به هم خواهند رسید و حق تعالی بعد از انقضای وحی ایشان را خلیفه های خود خواهند گردانید.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

فاطمة بضعة منّی من سرّها فقد سرّنی و من سائها فقد سائنی فاطمة اعز الناس.

فاطمه پاره تن من است. هر کس او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است. و هر کس وی را اذیت کند مرا اذیت کرده است. فاطمه، عزیزترین مردم است.

همچنین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم فاطمه بهترین زنان عالم است. از فضائل فاطمه زهرا علیهاالسلام این است که مشمول آیات تطهیر، مباهله، مودت،و دهر است.

شهربانو مادر حضرت سجاد علیه السلام

مادر امام زین العابدین علیه السلام شهربانو، ملکه ایران، دختر یزدگرد است که دست تقدیر او را از ایران دست به دست به مدینه رسانید. این بانوی ایرانی و ملکه اسلامی در دوران زندگانی زناشویی بسیار معزّز و محترم و مورد علاقه خاندان ولایت و مکتب امامت بود و یگانه فرزندی که از او به دنیا آمد، همانا حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام است.

از امام باقر علیه السلام روایت می کنند که چون فاتحان ایران، دختر یزدگرد را اسیر کرده به نزد عمر آوردند، این ملکه عفیفه در گوشه ای قرار گرفت و از شدت ناراحتی گفت: «اف بیروج باداهرمز». یعنی سیاه باد روز هرمز که اولادش چنین اسیر و دستگیر شده است. عمر گمان کرد او را دشنام می دهد، امر کرد او را اذیت کردند امیرالمؤمنین علیه السلام حاضر بود. فرمود: تو حق نداری او را اذیت کنی. او شاهزاده محترم است. او دشنام نمی دهد؛ بلکه می گوید سیاه باد روز هرمز که دخترش به چنین روزی افتاده است و بهتر آن است که او را آزاد بگذاری هر که را خواست، به شوهری انتخاب کند. با این پیشنهاد موافقت شد و این بانو سه بار اطرافِ مجلس گردش کرد تا گمشده خود را که در خواب هم چهره زیبای او را دیده بود، پیدا کرد و حسین بن علی علیه السلام را انتخاب کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام در آنجا فرمود:

«حسینم! از این بانو برای تو بهترین مردانِ روی زمین متولّد خواهد شد و لذا علی بن الحسین را ابن الخیرتین گفتند.

خورشید جمالش مشرف از برج کمال آمد    خدا را جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد

شد از برج عبودیت عیان شمس ربوبیت    تجلّی جمال آنجا تجلّی جلال آمد

ز مشرق تافت بدری مشرق اندر لیلة القدری    که شمس طلعتش تمثال وجه بیمثال آمد

فاطمه مادر امام باقر علیه السلام

مادر امام باقر علیه السلام حضرت فاطمه، دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود که آن حضرت را ابن الخیرتین و علوی بین علوبین می نامیدند. از دعوات راوندی نقل است که روایت شده از حضرت امام باقر علیه السلام که فرمود: روزی مادرم در زیر دیواری نشسته بود که ناگاه صدایی از دیوار بلند شد و از جا کنده شد. خواست که بر زمین افتد، مادرم به دست خود اشاره کرد به دیوار و فرمود: «نباید فرود آیی». راوی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که روزی آن جناب یاد کرد جدّه اش مادر حضرت امام محمد باقر علیه السلام را، و فرمود:

کانت صدّیقة لم یدرک فی آل الحسن مثلها.

جدّه ام صدیقه بود و در خانواده حضرت امام حسن علیه السلام زنی به درجه او نبود.

امّ فروه مادر امام صادق علیه السلام

والده ماجده آن حضرت، نجیبه مکرّمه جناب فاطمه که به امّ فروه معروف است و حضرت صادق علیه السلام در حق آن بزرگوار فرموده:

کانت امّی ممّن امنت و اتّقت و احسنت و اللّه یحبّ المحسنین.

مادرم از جمله زنانی بود که ایمان آورد و تقوا و پرهیزکاری را اختیار کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

حضرت صادق علیه السلام در این بیان مختصر، مادر گرامی خود را به تمام اوصاف شریف توصیف نموده است. همان طور که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در جواب همّام بن عباده که از آن حضرت خواست که برای او متّقین را وصف کند، به کلمه

 «اتّق اللّه و أحسن فانّ اللّه مع الذین اتّقوا و الّذینهم محسنون» اکتفا کرد.

و جلالت آن بانوی بزرگوار چنان بود که به سبب آن از حضرت صادق علیه السلام به ابن المکرّمة تعبیر می کرد.

از عبدالأعلی روایت شده که گفت: امّ فروه را دیدم که کسایی پوشیده بود و طواف کعبه می کرد. وقتی به حجرالاسود رسید، حجرالاسود را با دست چپ استلام کرد. مردی در آنجا به آن مخدّره گفت: یا امة اللّه قد اخطات السنّة؛ ای کنیز خدا سنّت و آداب که حجرالاسود را با دست چپ استلام نمودی، خطا کردی». امّ فروه فرمود: «انّا لاغنیاء من علمک؛ همانا ما از علم شما بی نیازیم».

حمیده، مادر امام موسی بن جعفر علیه السلام

والده امام موسی کاظم علیه السلام علیا مخدّره حمیده است. حضرت صادق علیه السلام فرموده که حمیده. تصفیه شده از هر آلودگی و چرکی است؛ مانند شمس طلا. پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نمودند تا به من رسید، به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من رجعت بعد از من.

وقتی امام صادق علیه السلام از نام این بانو سؤال نمود، گفت: «حمیده نام دارم». حضرت فرمود که پسندیده ای در دنیا و ستایش کرده خواهی بود در آخرت.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی  رحمة الله علیه می گوید: از بعض روایات مشخّص می شود که این بانو، فقیه و عالم به احکام و مسائل بوده که حضرت صادق علیه السلام زنها را امر می فرمود که در مسائل و احکام دین به او رجوع نمایند.

نجمه، مادر حضرت رضا علیه السلام

این بانوی بزرگوار که او را تُکتَم و امّ البنین نیز می نامند، از بهترین زنان در عقل و دین و حیا بود.

حمیده مادر امام موسی بن جعفر علیه السلام روزی به حضرت گفت: «ای فرزند گرامی! تکتم زنی است که من از او در زیرکی و محاسن اخلاق بهتر ندیده ام و می دانم هر نسلی که از او به وجود آید، پاکیزه و مطهّر خواهد بود. از تو می خواهم که رعایت حرمت او بنمایی». چون حضرت رضا علیه السلام از او به وجود آمد، او را طاهره نامید.

شیخ صدوق به سند معتبر از نَجمه مادر حضرت روایت کرده است که گفت:

 چون به فرزند بزرگوار خود حامله شدم، به هیچ وجه احساس سنگینی در حمل خود نمی کردم، و چون به خواب می رفتم، صدای تسبیح و تهلیل و تحمید خداوند را از رَحِم خود می شنیدم و چون بیدار می شدم، صدایی نمی شنیدم، و چون آن فرزندِ سعادتمند از من متولّد شد، دستهای خود را بر زمین گذاشت و سرِ مطهّر خود را به سوی آسمان بلند کرد و لبهای مبارکش حرکت می کرد و سخنی می گفت که من نمی فهمیدم.

سبیکه نوبیه (خیزران)، مادر حضرت جواد علیه السلام

این بانوی بزرگ، از بانوان ارجمند و از خاندان ماریه قبطیه، همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله بوده است.

مادر حضرت جواد علیه السلام ، از فاضل ترین زنان عصر خود بوده است و چون امام جواد از او متولّد شد، حضرت رضا علیه السلام فرمود: خداوند به من فرزندی ارزانی داشت که شبیه به موسی بن عمران است که دریا را می شکافت و مانند عیسی بن مریم که مادرش مقدس و منزّه آفریده شده بود و این فرزند، عمر کوتاهی دارد و به سَمّ جفا مسموم خواهد شد. سپس فرمود:

هذا المولود الذی لم یولد مولود اعظم برکة منه.

این فرزندی است که مولودی با برکت تر از این فرزند متوّلد نشده است.

مادر گرامی آن حضرت، مظهر تقوا و فضیلت و دارای عظمت و جلال بوده است.

سمّانه، مادر امام هادی علیه السلام

مادر گرامی امام هادی علیه السلام سمّانه مغربیه، معروف به سیده است و در جنّات الخلود آمده است که آن بانو، همیشه روزه مستحبی می گرفت و در زهد و تقوا مثل و مانند نداشت.

علی بن مهزیار از حضرت هادی علیه السلام روایت کرده که فرمود: مادرم به حقّ من عارفه است و او از اهل بهشت است. به او شیطان سرکش نزدیک نمی شود و خداوند نگهبان اوست.

حُدَیث، مادر امام حسن عسکری علیه السلام

مادر امام عسکری علیه السلام از زنان صالح روزگار و دارای فضائل نفسانی بود. این بانوی گرامی در تربیت فرزند بر حسب تعلیمات امام زمان خود با کمال مراقبت می کوشید و نشو و نمای امام یازدهم، بر طبق آموزش و پرورش مکتب نبوّت بود.

این بانوی بزرگ در مدینه می زیست و زنان بزرگ عرب، پیرامون او جمع می شدند و به وسیله او کسب فیض می کردند. حُدیث یا سلیل یا سوسن از اولاد شاهان رومی بود، و همیشه مراقبت امام بود و از مدینه به سامرا و در مسافرت امام حسن عسکری علیه السلام ، ملازم رکاب او بوده و در سامرا از دنیا رفت.

نرجس، مادر امام زمان علیه السلام

نرجس، دختر بزرگترین قیصر روم و از خاندان شمعون. وصی بلافصل حضرت عیسی بن مریم علیهاالسلام بوده که دست تقدیر، این شاهزاده رومی را برای مادری حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف حفظ کرد و به عراق فرستاد.

شیخ طبرسی از بُشر انصاری که از خدمه حضرت هادی بود نقل می کند که گفت: روزی امام هادی علیه السلام مرا طلبید و فرمود: ای بشر! تو از انصاری و سابقه دوستی ما با انصار، قدیمی است و اینک می خواهم وظیفه ای به عهده تو بگذارم که فضیلتی برای تو باشد.

بشر، بسیار خوشحال شد. حضرت هادی نامه ای نوشت و سرِ آن نامه را مهر نمود و پارچه زردی که در آن 220 دینار طلا بود به من داد. فرمود: بشر، این زر و نوشته را بگیر و بر بغداد در مسیر رود فرات حاضر باش که فردا طرف عصر، کشتی یی خواهد رسید و در آن، کنیزهایی هستند که برای فروش آورده اند که فروشنده آن عمر بن یزید نخاس است. در این هنگام، کنیزان را بر مشتریان معرّفی می کنند. آن کنیز از نشان دادن خود امتناع می ورزد. در این موقع، تو خود را نزدیک به عمرو بن نخاس برسان و بگو یکی از اشراف نامه ای به خطّ رومی نوشته که من به این کنیز بدهم تا اگر به صاحب این نامه میل کند، او را خریداری کند.

بشر انصاری می گوید با حفظ این دستورات حرکت کردم و کنار دجله رسیدم. کشتی ها رسیدند و همان طور که فرموده بود، یکی پس از دیگری آن پیش بینی ها عملی می شد. من به موقع پیش رفتم و نامه را بدان کنیز دادم. گرفت و باز کرد. خواند و صدای گریه او بلند شد. گفت: مرا به صاحب این نامه رغبتی زیاد است و چنانچه مرا به او نفروشی، خود را خواهم کشت.

بشر می گوید این مقدمات، موجب شد که من در قیمت سختگیری کردم تا به آن مبلغی که حضرت هادی علیه السلام داده بود رسید و عمر و بن نخاس حاضر شد. زرها را گرفت و کنیز را تسلیم کرد. آن گاه دیدم کنیز خندان و شکفته شد. در این هنگام، کنیز باز نامه را بیرون آورد. می خواند و می بوسید و بر چشم خویش می کشید. گفتم: «نامه ای را می بوسی که صاحبش را ندیده ای و نمی شناسی». گفت: معرفت به فرزندان و اوصیای پیغمبر صلی الله علیه و آله در جان و دل من رسوخ کرده است.

 

مقام پدر و مادر در اسلام

زین العابدین احمدی، حسنعلی احمدی

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:10:06
طلوع خورشید 05:28:43
اذان ظهر 11:30:48
غروب خورشید 17:32:27
اذان مغرب 17:48:15
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟