وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

عید نوروز پیش از اسلام و بعد از اسلام

عید نوروز پیش از اسلام و بعد از اسلام
زمان انتشار :
دوشنبه 4 فروردین 1393 | 21:30
بهر حال دین باوران ایرانی فقط به تقریرعقلی آن از سوی اسلام اکتفا نکردند، آن را با دعاهای اسلامی حتی به زبان عربی که زبان قرآن است تقویت نمودند.

بسم الله الرحم الرحیم
    ز کوی یار می آید نسیم باد نورزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی  
ایرانیان بیش از هزار سال قبل از ورود اسلام به ایران، نوروز را گرامی می داشتند و برای برگزاری هر چه بهترش ابتکاراتی به خرج می دادند و می دهند که بعضی از این نوآوری ها به صورت رسوم دیرینه، دیر پاییده است. آنگاه که اسلام این مرز و بوم را روشنی بخشید، بعضی از این رسوم نه تنها رنگ نباخت بلکه بیشتر جلا گرفت، چرا که با سه دستور اخلاقی شرع تطابق طبعی دارد.

یکی آنکه صله رحم، این دستور جدی دین، در این عید به جدیت عمل می شود. قهرها به آشتی بدل می گردد، نفرت ها و کینه ها با خاکروبه از خانه می رود. لااقل سالی یک بار همه اقوام دور و نزدیک همدیگر را می بینند و محرم ها بر روی یکدیگر بوسه می زنند. دیگر آنکه تمیزی و سلیقه و نظافت، دستور دیگر شرع، از امور شخصی به کوچه و خیابان بازار هم راه می یابد. اما سومی کمی بوی فلسفه می گیرد، بدین معنا که رفتار آدمی در مواجهه با نوروز با طبیعت همسویی می یابد.

اگر اینها خوب است، چگونه می تواند تقریر اسلام نباشد؟ اما این تقریر عقلی را شاید اول بار شکی که حکم به جواز شرعی اش داد، این گونه گفته باشد: اگر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلّم می شنید ایرانیان در نوروز نو می شوند و کینه ها را دور می ریزند، عید نوروز را تحسین می کرد. سپس آنهایی که در نقل قول چندان امانتدار نیستند این کلام را این گونه نقل کرده اند که پیامبر چگونگی برگزاری عید نوروز ایرانیان را شنید و آن را تحسین کرد. دو حدیث موثق یکی از حضرت امیر مومنان علی علیه السلام و دیگری از حضرت صادق علیه السلام نقل است که این دو امام عید نوروز ایرانیان را ستوده اند. بهر حال دین باوران ایرانی فقط به تقریرعقلی آن از سوی اسلام اکتفا نکردند، آن را با دعاهای اسلامی حتی به زبان عربی که زبان قرآن است تقویت نمودند. روشنفکران مسلمانی که جامعیت اسلام را چنان باور دارند که در آن خلایی نمی یابند که با رسوم ملی خویش بخواهند آن را پر سازند نیز این عید را گرامی داشته اند. در گرامیداشت عید نوروز امام خمینی سلام الله علیه نیز نقش دارد. چرا که ده سال از 57 تا 67 هر ساله لحظه ای پس از تحویل، سیمای جمهوری اسلامی ایران، سیمای او را نشان می داد که برای مردم خویش پیام دارد و سال نو را تبریک می گوید و مردم مسرور که اولین پیام تبریک را از رهبر خویش می شوند. دیوان ایشان نیز با غزلی برای نوروز آغاز می شود. از دیدگاه امام اعیاد مذهبی فطر، قربان، غدیر، بعثت، تولد حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم و دیگر پیامبران و ائمه هدی اعیاد اصیل هستند اما برای اعیاد ملی نیز اهمیتی درخور قائل است و بدان ها بها می دهد.

تاریخچه ای از نوروز

نوروز پیش از اسلام

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت داده اند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود». ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران». سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی، و طالع سرطان بود.

اکثر مردم نوروز و جشن های جنبی آن را جشن هايی با گذشته صد در صد ايرانی می دانند. از طرفی، شواهد مختلف نشان دهنده اين مطلب هستند که اين جشن ها تاريخی فراتر از قوم «ايرانی» (به معنای قوم هندو-اروپايی مهاجری که در حدود سال 3000 سال قبل به ايران آمدند) دارند و احتمالا از مراسم قبل از آريايی اين فلات سرچشمه می گيرند و چه بسا اقوام عيلامی، کاسی، گوتی و ديگر اقوام باستانی نيز آنها را جشن می گرفته اند.

می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آيين های جوامع کشاورزی مقيم ايران بوده است. اما اقوام ايرانی بعد از مهاجرت به اين کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس اين مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقايد خود (تشبيه حلول بهار به پيروزی راستی بر دروغ )، آنرا تبديل به جشنی کاملا ايرانی کردند. اين جشن، که شايد از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسيله اين مردم برگزار می شده، تا مدت ها جشنی مردمی بوده که توانسته به دليل طبيعت غير دينی و غير سياسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبديل شود و کم کم به صورت جشنی درآيد که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نيز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسياری در دست است. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دست های اين خدا، حمايت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از اين مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بيايند. اهميت اين مراسم را در آنجايی می توانيم ببينيم که بعد از تسخير بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشايارشاه نيز هرساله اين مراسم را انجام می دادند.  پايان جشن های بهاری در روز سيزدهم بهار( که اولين بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشت های خارج از شهر اعلام می شده (نمونه اين رسم را می توان در داستان حضرت ابراهيم مشاهده کرد).

مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت اشکانی باز می گردد. از مراسم نوروز در دوران ساسانی اطلاعات جامعی در دست است. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.

کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا به نام «دریک» ضرب نمود. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است. با استناد بر نوشته‌های بابلی ها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند، می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش، (۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.

استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بوده است، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دوران های مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد. اين مشکل گاهشماری بوسيله ستاره شناس بزرگ، عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد،

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهم ترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند. در دوران اشكانيان ايام نوروز به پنج روز كاهش يافته بود. اما اردشير به تقاضاي تنسر موبدِ موبدان (روحاني ارشد زرتشتيان) روز ششم فروردين- زادروز زرتشت- را بر آن اضافه كرد و چون ايرانيان روز هفتم فروردين را خوش‌يمن مي‌دانستند و بيشتر ازدواج‌ها را به اين روز موكول مي‌كردند، از آن زمان ايام نوروز كه روزهاي روح ابدي، شادي‌ها و پاكي‌ها بشمار مي آمدند ، به هفت روز افزايش يافت و ايرانيان در اين هفت‌روز دست از كار مي‌كشيدند. در دوران ساسانیان متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد. در طول حكومت ساسانيان اهميت نوروز افزايش يافت. نه تنها يك عيد ملي بود بلكه ايام تميز كردن محيط‌زيست، پوشيدن لباس نو، تميز كردن بدن، استغفار از گناهان، دلجويي از پيران، تجديد دوستي‌ها، استحكام خانواده، و بيرون كردن افكار بد و پليدي‌ها از روح و روان به شمار مي‌آمد. در اين عهد، تشريفات نوروزي مفصل شد، از جمله روشن كردن آتش روي بام‌ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليدي‌ه به عقيده بعضى نخستين كسى كه از ((نوروز)) تجليل كرد, و آن روز را عيد ملى شمرد, جمشيد بود.

آقا محمد مقدس اصفهانى, الاوائل, ص584.

 جمشيد بر سراسر جهان تسلط يافت, و سرزمين ايران را آباد كرد, و اسباب كارها و امور, در نوروز براى او تكميل و موزون گرديد, از اين رو اين روز, آغاز سال عجم گرديد.

علامه مجلسى, بحار, ج59, ص141.
 
جمشيد پسر تهمورث, از شاهان افسانه اى پيش از تاريخ ايران (قبل از مادها) است. روزى كه او بر تخت سلطنت نشست, اولين روز بهار بود; آن را ((نوروز)) خواند و جشن گرفت. جمشيد مدتى طولانى سلطنت كرد, تا آن كه مغرور شد و خود را خداى جهان ناميد. سرانجام ضحاك با همكارى و هميارى مردم, او را از سلطنت خلع كرد, و روزى در كنار درياى چين او را ديد, و با اره, دو نيمش كرد.

جمعى از دانشمندان و نويسندگان, دائره المعارف يا فرهنگ و هنر, ص1260.

 و به زندگى سلطه جويانه اش پايان داد.
بنا به روايتى, امام صادق علیه السّلامفرمود: ((نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه تنها خداى يكتا را بپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ايمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان علیه السّلامبياورند, و روزى است كه كشتى نوح علیه السّلامبر كوه جودى نشست...))

بحار, ج59, ص92 و ج;11 ص342.
و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: ((نوروز همان روزى است كه ابراهيم خليل علیه السّلامبت هاى قومش را ـ كه در آن روز براى شركت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شكست.))

بحار, ج12, ص43. (ماجراى شكستن بت ها در عصر نمرود, به دست حضرت ابراهيم, درقرآن سوره انبيإ,آيه58آمده است)
مجوسيان نيز از قديم, به نوروز اهميت مى دادند و در آن روز به همديگر تبريك مى گفتند و براى همديگر هديه مى فرستادند. هم چنين گفته اند: در عصر خلافت اميرمومنان على علیه السّلام, مجوسيان چند ظرف نقره كه در آن ((شكر)) ريخته بودند, در نوروز به آن حضرت هديه كردند, آن حضرت هديه آنها را پذيرفت و ((شكر)) ها را بين ياران خود تقسيم كرد, و آن ظروف را به عنوان جزيه (ماليات سرانه آنها) قبول كرد.

علامه مجلسى, بحار, ج41, ص118.
بنابر همان روايت امام صادق علیه السّلام, حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائيل قبل از اسلام ـ به فرمان خدا كه در آيه 243 بقره به آن اشاره شده است ـ در نوروز رخ داده است:

همان, ج59, ص92.

 كه در يكى از شهرهاى شام, بر اثر رواج بيمارى طاعون, بسيارى مردند. اين بيمارى در حقيقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود, زيرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود, ولى آنها سرپيچى كرده بودند. در اين ميان هزاران نفر (طبق پاره اى روايات, ده هزار يا هفتاد هزار يا هشتاد هزار نفر) به بهانه گريز از طاعون, از شهر خارج شدند, و پس از فرار, در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با ناديده گرفتن اراده الهى, و چشم دوختن به عوامل طبيعى, دچار غرور شدند, خداوند آنها را نيز در همان بيابان با همان بيمارى نابود ساخت. ساليانى گذشت, و حضرت حزقيل علیه السّلامـ يكى از پيامبران بنى اسرائيل ـ از آن جا عبور مى كرد, و از خدا خواست كه آنها را زنده كند, خداوند دعاى او را اجابت كرد. آن روزى كه آنها زنده شدند, نوروز بود.

علامه طبرسى, تفسير مجمع البيان, تفسير قرطبى و آلوسى, تفسير روح البيان, ذيل آيه 243 بقره.
از مجموع اين مطالب به دست مىآيد كه نوروز, قبل از اسلام, روز محترم و خاصى بود, و با پيدايى رخدادهايى در آن روز كه غالبا مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن افزوده شد.

نوروز پس از اسلام یاعید نوروز از دیدگاه اسلام

عيد به معني بازگشت است كه از ريشه "عود" گرفته شده است و راغب اصفهاني)مفردات راغب‏ (  ‎ ‎نيز عيد را به معناي بازگشت به وضعيت مطلوب و به روزهاي سرور و شادي ذکر  کرده است. در تعاليم اسلامي هم عيد به معني توجه به خداوند و از غير او چشم پوشي نمودن و به عبارت ديگر مرتکب گناه و معصيت نشدن و  بازگشت به فطرت پاک اوليه مي باشد.
امام خميني نيز دراين باره مي فرمايند:عيد واقعي آن است که انسان رضاي خداوند را به‌دست آورد و درون خود را اصلاح نمايد.

صحيفه نور، ج20،ص3

در قرآن کريم، واژه عيد فقط يك بار در آيه ذيل آمده است.

(
اللهم انزل علينا مائده من السمإ تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك).
خدايا! نازل كن براي ما مائده‏اي از آسمان كه براي اولين و آخرين از ما عيد باشد و نشانه‏اي از تو.

سوره مائده، آيه 114

 در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است. به روزهايي كه مشكلات از قوم و جمعيتي برطرف مي شود و بازگشت به پيروزيها و راحتي هاي نخستين مي كنند، عيد گفته مي شود. ‏عيد از نظر علي علیه السّلام نيز اين است كه:

 هر روزي كه در آن روز، معصيت خدا نشود و گناهي انجام نگيرد، آن روز را عيد خوانده است.
"
كل يوم لا يعصي الله تعالي فيه فهو يوم عيد" و اين فرمايش اميرمومنان علیه السّلام اشاره به اين موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پيروزي و پاكي و بازگشت به فطرت نخستين است.

تفسير نمونه، ج 5، ص 131.‏

در اصطلاح نيز به روزهايي که داراي شادي و سرور براي ملتي يا قومي باشد، عيد  گفته مي شود که طبيعتاً اين امر يكي از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعي يك ملت است.
"نو" در زبان پارسي به معناي جديد و روز به معناي آغاز روشنايي پس از شب است. بنابراين، نوروز در كلام به معناي "روز جديد" است. نوروز در اولين روز بهار كه طول روز و شب مساوي است اتفاق مي افتد. نوروز واژه‌اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مي‌‌‌يابد گذارده مي‌شود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.‏بيروني(متوفي 440 هجري قمري) در "آثار الباقيه"  در تعريف نوروز نقل مي‌كند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست."

‏ ر ک : "آثار الباقيه"  ابو ريحان بيروني-ترجمه اكبر داناسرشت، تهران، اميركبير، 1363‏
اگرچه نوروز عيد باستاني ايراني هاست و ريشه اي قبل از اسلام دارد اما دين مبين اسلام هنگام ورود اين عيد و شادماني را پذيرفت و طرد نکرد. رهبر معظم انقلاب فرمايشات داهيانه اي در اين زمينه دارند که به خوبي ارتباط ميان نوروز و اسلام را مشخص مي کند.
ايشان مي فرمايند" در تعاليم اسلام نکته‏اي وجود دارد که خوب است برادران و خواهران به آن توجّه کنند.
اسلام با سنّتهايي که از قبل از اسلام باقيمانده است، دو نوع رفتار مي‏کند. اوّلاًبعضي سنّتهاي غلط را به ‏کلّي از بين مي‏برد و نابود مي‏کند؛ چون سنّتهاي درستي‏‎ ‎نيست. مثل اينکه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمي‏داشتند، يا بيشترِ‎ ‎ملتهاي غيرمسلمان، جنس زن را تحقير و اهانت مي‏کردند! اسلام اين سنّت را به ‏کلّي از‎ ‎بين برد؛ چون به

کلّي غلط بود.ثانياً اسلام بعضي از سنّتها را از بين نبرده‎ ‎است. کالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض کرده است؛ مثل بسياري از‎ ‎اعمال و مراسم حج. اين طوافي را که ملاحظه مي‏کنيد، قبل از اسلام هم بود؛ منتهامحتواي طواف، محتواي شرک بود! اسلام آمد و اين عمل را از محتواي شرک آلود، خالي و‎ ‎از محتواي توحيد پُر کرد. طواف در آن زمان، مظهر گرايش انسان به آلهه و اربابِ‎ ‎ادّعايي و پنداري بود؛ آن را تغيير داد و مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود - يعني حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را‎ ‎عوض کرد. اسلام در بسياري از مواقع، با سنّتها اين کار را مي‏کند. مردم ما عينِ‎ ‎همين کار را با نوروز کردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواي آن را عوض کردند. نوروز‎ ‎در ايران، جشني در خدمت حکومتهاي استبدادي قبل از اسلام بود! به همين خاطر است که "نوروز باستاني"، "نوروز باستاني" مي‏گويند! "نوروز" اش خوب است، ولي "باستاني" اش‎ ‎بد است! "باستاني" يعني اين که همه اين جشنهاي دوره سال - مثل جشن "نوروز"، يا جشن "مهرگان"، يا جشنهاي ديگري نظير "خردادگان"، "مردادگان" و جشنهاي گوناگوني که قبل‎ ‎از اسلام بوده است - در خدمت حکومتهاي استبدادي و سلطنتهاي پوسيده دوران جاهليت‎ ‎ايران بود! محتواي نوروز، محتواي مردمي و خدايي نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در‎ ‎آن نبود؛ جهات عاطفي و انساني و مردمي در نوروز نبود! ملت ايران نوروز را نگه‎ ‎داشتند؛ اما محتواي آن را عوض کردند. اين محتواي امروز نوروز ايراني، غير از محتواي‏‎ ‎باستاني است.نوروز براي ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً : توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحويلِ‎ ‎سال که مي‏شود، مردم دعا مي‏خوانند، "يا محوّل الحول والاحوال" مي‏گويند، آغاز سال‎ ‎را با ياد خدا شروع مي‏کنند، توجّه خود را به خدا زياد مي‏کنند. اين، ارزش است.ثانياً نوروز را بهانه‏اي براي ديد و بازديد و رفع کدورتها و کينه‏ها و محبّت به‎ ‎يکديگر قرار مي‏دهند. اين همان برادري و عطوفت اسلامي و همان صله رحم اسلام است؛‎ ‎بسيار خوب است. ضمناً نوروز را بهانه‏اي براي زيارت اعتاب مقدّسه قرار مي‏دهند؛ به‎ ‎مشهد مسافرت مي‏کنند - که هميشه يکي از پرجمعيت‏ترين اوقات سال در مشهد مقدّس،اوقات عيد نوروز بوده است - اين بسيار خوب است.

بيانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج، امام رضا (ع) - 01/01/1377 ‏

ولایت مدار | 17:48 - دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389


امام صادق علیه السّلام فرمود: ((نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه تنها خداى يكتا را بپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ايمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان علیه السّلام بياورند, و روزى است كه كشتى نوح علیه السّلامبر كوه جودى نشست...)) و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: ((نوروز همان روزى است كه ابراهيم خليل علیه السّلام بت هاى قومش را ـ كه در آن روز براى شركت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شكست.)) 

پس از اسلام نيز طبق پاره اى روايات, از اين روز تجليل شده است. هم چنين بروز رخدادهايى مهم موجب افزايش عظمت و احترام آن شده است.
در حديث ((معلى بن خنيس))

معلى بن خنيس از دوستان و شيفتگان امام صادق علیه السّلامبود, مرحوم شيخ طوسى(ره) در شإن او مى نويسد: ((و كان محمودا عنده و مضى على منهاجه; معلى, در محضر امام صادق علیه السّلامشخص ستوده اى بود, و در حالى كه در صراط امام صادق علیه السّلامبود, از دنيا رفت. )) و شيخ بهايى(ره) مى گويد: ((الحق ان معلى بن خنيس, ممدوح جدا; حق اين است كه معلى بن خنيس حقيقتا مورد ستايش است.)) علامه عليارى, بهجه الامال, ج7, ص48) از گفتنى ها اين كه: داوود بن على, فرماندار مدينه, به فرمان عبدالله سفاح (اولين خليفه عباسى) معلى بن خنيس را دستگير كرد و به او گفت: ((فهرست شيعيان را به من بده.)) معلى نام آنها را فاش نساخت, و با قاطعيت گفت: اگر شيعيان, زير قدم هايم باشند, قدمم را برنمى دارم, داوود فرمان داد گردن او را زدند, و پيكر مطهرش را به دار آويختند, هنگامى كه امام صادق علیه السّلاماز شهادت او آگاه شد, فرمود: ((قطعا براى داود نفرين مى كنم.)) امام صادق علیه السّلاممشغول نماز شد و هنوز سر از سجده بلند نكرده بود كه صداى شيون بلند شد, و گفتند داود بن على از دنيا رفت... (اقتباس از: محمد بن يعقوب كلينى, اصول كافى, ج1, ص512 و 513.)
امام صادق علیه السّلامبه داوود بن على در مورد كشتن معلى اعتراض كرد و فرمود: ((قتلت رجلا من إهل الجنه; تو مردى از اهل بهشت را كشتى.)) (علامه عليارى, بهجه الامال, ج7,ص48)

 از امام صادق علیه السّلام ـ كه علامه مجلسى مى گويد آن را در كتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز, بعد از اسلام اشاره شده است, از جمله فرمود:
و هو اليوم الذى نزل فيه جبرئيل على النبى صلّی الله علیه و آله و سلّم, و هو اليوم الذى حمل فيه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم اميرالمومنين علیه السّلام على منكبه حتى رمى اصنام قريش من فوق البيت الحرام فهشمها, و كذلك ابراهيم, و هو اليوم الذى امر النبى اصحابه ان يبايعوا عليا بامره المومنين, و هو اليوم الذى وجه النبى عليا علیه السّلام الى وادى الجن يإخذ عليهم البيعه له, و هو اليوم الذى بويع لاميرالمومنين علیه السّلام فيه البيعه الثانيه, و هو اليوم الذى ظفر فيه باهل النهروان, و قتل ذوالثديه, و هو اليوم الذى يظهر فيه قائمنا و ولاه الامر و هو اليوم الذى يظفر فيه قائمنا بالدجال, فيصلبه على كناسه الكوفه, و ما من يوم نيروز, الا و نحن نتوقع فيه الفرج, لانه من ايامنا و ايام شيعتنا, حفظته العجم, و ضيعتموه إنتم; نوروز روزى است كه:
1ـجبرئيل بر پيامبر نازل شد;
2ـپيامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم, على علیه السّلام را بر دوش خود گرفت, تا على علیه السّلام بت هاى قريش را از بالاى خانه كعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم علیه السّلام در چنين روزى بت ها را شكست;
3ـپيامبرصلّی الله علیه و آله و سلّم به اصحاب خود امر كرد (در روز غدير خم) با على علیه السّلام به عنوان اميرمومنان, بيعت كنند;
4ـ پيامبرصلّی الله علیه و آله و سلّم على علیه السّلام را به ((وادى جنيان)) فرستاد, تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد;
5 ـ در چنين روزى (بعد از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على علیه السّلام بيعتى دوباره شد;
6ـ در چنين روزى على علیه السّلام(در عصر خلافتش) در جنگ نهروان بر خوارج پيروز شد, و مخدج ذوالثديه (سردمدار خوارج) را كشت;
7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب, آشكار مى شود;
8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودكامه عصر) پيروز مى گردد, و او را در ميدان كناسه كوفه به دار مى كشد;
9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد, مگر اين كه ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم, زيرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند, ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد)).

 علامه مجلسى, بحار, ج59, ص92

چنان كه گفته آمد پديدار شدن نه رخداد بسيار بزرگ, پس از ظهور اسلام موجب عظمت و پاسداشت نوروز شده است.
عالم بزرگ و مجتهد سترگ, بنيانگذار حوزه علميه نجف اشرف, شيخ طوسى (متوفاى سال 460 هـ.ق) در كتاب ((المصباح المتهجد)) از معلى بن خنيس روايت مى كند كه امام صادق علیه السّلامفرمود: ((هرگاه نوروز فرا رسيد, در آن روز غسل كن, و پاكيزه ترين لباس ها را بپوش, و با بهترين عطرها خود را خوشبو نما, و در اين روز روزه بگير, و پس از انجام نافله نمازها, و پس از نماز ظهر و عصر, دو نماز دو ركعتى (به نيت نماز نوروز) بخوان; در نماز اول, در ركعت اول پس از حمد, ده بار سوره قدر, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره كافرون را بخوان, و در نماز دوم, در ركعت اول, پس از حمد, ده بار سوره توحيد, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره ناس و سوره فلق را بخوان, و پس از نماز, سجده شكر به جاى آر, و در اين سجده, دعاى زير را بخوان, كه در اين صورت خداوند گناهان پنجاه سال تو (يا پنج سال تو) را (اگر با شرايط باشد) مى بخشد)). آن دعا اين است: ((اللهم صل على محمد و آل محمد, الاوصيإ المرضيين, و على ارواحهم و اجسادهم[ ((...دعا در مفاتيح الجنان, ذكر شده است] . در نوروز اين فراز از دعا را بسيار برخوان: ((يا ذاالجلال والاكرام.)) 

دربارهای نخستین خلفای اسلام به نوروز اعتنائی نداشتند و حتی هدایای این جشن را به عنوان خراج سالیانه می‌پذیرفتند، ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود، هدایای نوروز را از نو معمول داشتند و امیران ایشان برای جلب منافع خود مردم را به اهداء تحف دعوت می‌کردند ـ اندکی بعد این رسم نیز از طرف خلفای مزبور به عنوان گران آمدن اهداء تحف بر مردم منسوخ گردید و با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد، ولی در تمام این مدت ایرانیان مراسم جشن نوروز را برپا می‌داشتند.

در نتیجه ظهور ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذ برمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تشکیل سلسلۀ طاهریان، جشن‌های ایران از نو رونق یافتند. گویندگان دربارۀ آنها قصاید پرداختند و نویسندگانی آنها را مدون ساختند.  نوروز در دربار عباسیان بسیاری از رسوم خویش را حفظ کرد و از آن جمله اخذ مالیات از مردم که در زمان ساسانیان معمول بود در این زمان هم اجرا گردید و نوروز معتضدی و متوکلی در اثر همین امر پیدا شد. تقدیم هدایا از جانب بزرگان و امیران اسلامی و دیگران به خدمت خلفا از مراسم عادی به شمار رفت. در زمان عباسیان به نظر می‌رسد که خلفا برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. از آن پس هدیۀ  نوروز از رسوم درباری گردید. نوشتن نامه‌های تبریک ( به نظم و نظر) نیز برای خلفا معمول بود. این رسم ها ویژه خلفا نبود، بلکه مردم عهد عباسیان نیز بدان اکتفاء می‌کردند. نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.                                      

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:08:59
طلوع خورشید 05:27:43
اذان ظهر 11:31:30
غروب خورشید 17:34:51
اذان مغرب 17:50:39
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟