وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

علامات ظهور

علامات ظهور
زمان انتشار :
شنبه 30 فروردین 1392 | 09:10
برخی از علامات ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه

بسم الله الرحمن الرحیم

درکتاب اسالی – از طالقانی او از جلودی.... او از عبدالله بن سلمان که کتابهای سماویه را خوانده بود روایت نموده او گفته که در انجیل خواندم و اوصاف رسول خدا صلّ الله علیه و آله و سلّم را ذکر نموده تا اینکه گفته که خدای تعالی به حصرت عیسی علیه السّلام فرمود: که ترا از روی زمین بسوی خو د برمی دارم بعداز آن درآخرزمان بر زمین فرود می آورم تا اینکه از امت این پیغمبر کارهای عجیبه ببینی و در دعوای رجال لعین بایشان نصرت و یاری بکنی و ترا دروقت نماز فرود می آورم برای اینکه با ایشان نماز بگذاری بدرستی که ایشان امت مرحومه اند.

در کتاب قرب السناد ازهرون او از ابن صدقه از امام جعفرصادق علیه السّلام او از پدرانش:روایت نموده او گفته آن حضرت گفت که رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: که حال شما چگونه می باشد در وقتیکه زنان شما ضایع و فاسد یعنی زناکار و جوانان شما فاسق یعنی لواطه کننده شوند و به معروف امر نکنید و از منکرنهی ننمائید در آنحال گفته شد که یا رسول الله آیا اینکه فرمودی خواهد شد؟فرمود:آری بدتر از این هم خواهد شد و چگونه می باشد، حال شما در وقتی که بمنکر امر بکنید و از معروف نهی نکنید گفته شد یا رسول الله آیا این میشود، فرمود :آری بدتر از این هم خواهد شد و چگونه باشد حال شما در وقتیکه معروف را میان خلایق منکر ببینید و منکر را معروف.

در کتاب مذکور از قول امام صادق علیه السّلام از خسف بیدا یعنی از فروبردن بیابان لشگر سفیانی را پرسیدم فرمود: که آیا هلاکت واقع خواهد شد در مسافتی که از آنجا دوازده میل راهست تا بمسافتی که در ذات الجیش است و آن نام جائیست درمیان مکه و مدینه که از آنجا تا بمیقات گاه اهل مدینه یک میل راهست چنان نقل نموده اند که گردنبند عایشه در آنجا گسیخت – علی بن ابراهیم درتفسیر خود از ابی الجارود و او از امام باقر علیه السّلام درخصوص قول خدایتعالی روایت نموده  ان الله قادر علی ان ینزل آیه یعنی بدرستیکه خدای تعالی قادر است براینکه آیتی نازل گرداند آن حضرت فرمود که خدای تعالی بعداز این در آخر زمان آیات و علامت چندی بتن مینماید از آن جمله دابه الارض و دجال و فرود آمدن عیسی علیه السّلام از آسمان و طلوع آفتاب از مغرب است و نیز از ابی الجارود او از آن حضرت درخصوص قول خدایتعالی « قل هوالقادر علی ان یبعث علیکم من فوقکم » روایت نموه که مراد از عذاب دجال و صیحه است یعنی آیه اینست که بگو خداوند کردگارقادراست براینکه ازجانب بالای سرشما عذاب بفرستد « اومن تحت ارجلکم » یعنی خدا قادراست براینکه از سمت زیر پای شما برشما عذاب بفرستد آن حضرت فرمود که مراد از این عذابفرو بردن زمینست « اویلبسکم شیعا» یعنی قادراست براینکه بپوشاند بشما اختلاف نمودن را درخصوص دین آن حصرت فرمود که یعنی درخصوص دین با یکدیگر اختلاف نمائید و یکدیگر را قدح وذم بکنید «و بذیق بعضکم باس بعض» یعنی قادراست بر اینکه بچشاند به بعضی از شما وحدت بعضی دیگر را آن حضرت فرمود یعنی بعضی از شما بعضی دیگر را بکشد و همه اینها در میان اهل قبیله خواهد شد.

در کتاب قرب الاسناد از ابن عیسی او از اسباط روایت نموده او گفته که بخدمت ابی الحسن علیه السّلام عرض کردم فدای تو شوم ثعلبه بن میمون او از علی بن مغیره و او از زید قمی او از علی بن الحسین علیه السّلام بمن خبر داد که آن حضرت فرموده که قائمعجّل الله تعالی فرجه الشریف ما در سالی دروقت حج کردن خلائق قیام می کند آن حضرت فرمود آیا قیام قائمعجّل الله تعالی فرجه الشریف بدون خروج سفیانی میشود – یعنی بدون آن نمیشود زیرا که ظهور قائمعجّل الله تعالی فرجه الشریف حتمیست از خدا و خروج سفیانی حتمیست از خدا یعنی قضای الهی بآنها جاری شده باید تحقق بهم رسانند و ظهور قائمعجّل الله تعالی فرجه الشریف نمیشود مگر با خروج سفیانی. عرض کردم که فدای تو شوم آیا امسال واقع میشود فرمود هر وقتی که خدا بخواهد واقع می گردد عرض کردم آیا در سال آینده واقع می شود فرمود که خدای تعالی هرچیزرا می خواهد می کند.

در کتاب مذکور از ابن عیسی ازو از بزنطی او از امام صادق علیه السّلام روایت نموده که آن حضرت فرمود: که پیش از این قتل بیوح خواهند کرد عرض کردم که بیوح چیست؟ فرمود قتل دائمی که هرگز آرام نمی گیرد یعنی از ظهوراین امر مدت مدیدی خلایق یکدیگر را می کشند. در کتاب مذکور باین اسناد روایت نموده که از امام رضا علیه السّلام شنیدم می فرمود: که ابی حمزه می گفت که جعفر گمان نموده که پدرم امام موسی کاظم علیه السّلام اوست قائم و جعفر ندانسته است که پیش از ظهور این امر پاره کارها از جانب خدای تعالی حادث شود بخداوند عالم سوگند یاد می کنم هرآینه خدای تعالی برای پیعمبر خود حکایت می کند میفرماید  ما ادری ما یفعل بی ولا بکم ان اتبع الا ما یوحی الی  یعنی رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم می گوید که من نمیدانم بمن و بشما چه خواهد شد من تابع آن نیستم مگر بچیزی که بمن وحی شده میشود و حال آنکه باقر علیه السّلام میفرمود که چهار حادثه پیش از قیام قائم علیه السّلام ظاهر میشود که دلالت بظهور آن حضرت سه حادثه از آنها گذشته و یکی دیگر باقی مانده. عرض کردیم که فدای تو شویم آنها که گذشته اند کدامند؟ فرمود:ماه رجبست که صاحب خراسان در آن ماه از خلافت خلع شد و دیگری ماه رجبست که در آن ماه بروی پسر زبیده خروج کرده او را از خلافت خلع نموده وسوم ماه رجبست که محمد بن ابراهیم در کوفه در آن ماه خروج نمود. عرض کردیم که آیا رجب چهارم بآن متصل است فرمود که امام باقر علیه السّلام بدین نهج فرمود – مؤلف برای تفسیر مجلات این حدیث بیانی ایراد نموده گفته که مراد از اینکه امام باقر علیه السّلام بدین نهج فرمود این است وامام باقرعلیه السّلام خوب کرد که اتصال رجب چهارم به رجب سوم بیان ننمود و خلع صاحب خراسان اشاره است به خلع امین پسر هارون الرشید که برادرش مامون را از خلافت چنانچه او را از خلافت خلع نموده و امر کرد که نام وی را از دراهم و خطبه ها محو نمایند و دوم اشاره است به خلع محمد امین را و سوم اشاره است به ظهور محمدبن ابراهیم بن اسمعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن علیه السّلام  که مشهور بابن طباطباست که در شهر کوفه ده روز ازماه جمادی الاخر گذشته نزدیک به سال دویستم هجرت خروج نمود و احتمال هست که مراد از قول آن حضرت باقر علیه السّلام بدین نهج فرمود: تصدیق اتصال رجب چهارم به رجب سوم متصلست و مراد از چهارم هم ورود خود آن حضرت باشد به خراسان که درماه رجب واقع شده باشد.

درکتاب مذکور باسناد گذشته روایت نموده بزنطی گفته که از امام رضا علیه السّلا م پرسیدم که آیا این امر نزدیکست فرمود که: امام  صادق علیه السّلام از پدرش امام باقرعلیه السّلام نقل نمود که آن حضرت فرمود: اول علامات فرج در سال یکصدونود و پنجم هجری خواهد شد و در سال صد و نود و ششم طوایف عرب جلوها را از سرهای خود درآرند یعنی نزاع و قتال برپا می کنند و در سال صدونود و هفتم فنا واقع می شود و در سال صدو نود و هشتم جلاء وطن اتفاق می افتد آیا نمی بینی که بنی هاشم با اهل و ا ولاد از وطن پراکنده می شوند عرض کردم که مراد از کسانیکه جلاء وطن می کنند ایشانند فرمود: مخیر ایشانند و در سال صد نود و نهم خداوند عالم انشاءالله بلا را زایل می گرداند و در سال دویستم خدای تعالی می کند چیزی را که می خواهد پس عرض کردیم که فدای تو شویم بما خبر ده از چیزهائی که در سال دویستم شدنی است فرمود: که اگر به کسی خبردادنی باشم هرآینه بشما خبر میدهم بدرستی که از مکان شما خبردادنی باشم هر آینه به شما خبر می دهم.

– عرض کردم که فدای تو شوم تو در سال او از پدرت نقل نمودی که انقضاء و زوال سلطنت آل فلان در سر فلانست و بعداز ایشان برای بنی فلان سلطنت نخواهد شد. فرمود: که اینرا بتو گفتم عرض کردم که خدای تعالی کارهای ترا اصلاح نماید وقتیکه سلطنت ایشان بآخر رسید آیا کسی از قریش بسلطنت میرسد بطوری که امرش قوام بگیرد، فرمود: نه عرض کردم پس چه میشود فرمود: چیزی میباشد که شما آنرا می گوئید عرض کردم که آیا مراد تو خروج سفیانی است فرمود:  نه عرض کردم که قیام قائم علیه السّلام را اراده می کنی فرمود: خدایتعالی هرچه می خواهد می کند .عرض کردم آیا قائم علیه السّلام توئی فرمود: لاحول ولا قوه الا بالله، بعداز آن فرمود: که پیشتر از این امر علامتهای حادثه که در بین الحرمین واقع میشود ظاهر خواهد شد عرض کردم که آن حادثه چیست؟ فرمود: طایفه بعداز این می آیند که فلان شخص از آل فلان پانزده نفر مرد می کشد – مؤلف برای تفسیرمجملات این حدیث بیان ایراد نموده گوید: که قول آن حضرت اول علامات فرج اشاره است بوقوع مخالفت درمیان امین و مأمون و خلع کردن امین مامونرا از خلافت زیرا که این قضیه اول اغتشاش و پریشانی کار بنی عباس بود در سال صدو نود وششم هجری نزاع شدت بهم رسانید و جنگ درمیانشان برپا گردید و در سالی که بعداز آن بود بسیاری از لشگریان فانی گردیدند و در سال آینده آن امر و بزرگان اکثر بنی عباس کشته شدند و ذکر آن حضرت بنی هاشم و از راه تقیه بود از این جهت فرمود: که غیر ایشانند و در سال صد ونود و نهم خدای تعالی بسبب مخذول و منکوب نمودن دشمنان اهل بیت علیه السّلام بلا را از ایشان زایل گردانید مأمون به خدمت آن حضرت عریضه نوشت از او استمداد می نمود و اورا احضار می کرد و قول آن حضرت که در سال دویستم خدا می کند چیزی را که می خواهد اشاره است به بسیاری تعظیم مأمون و خواستن وی، آن حضرت را در سال دویست و یکم داخل خراسان و در ماه رمضان امر بیعت را برای آن حضرت منعقد ساخت و معنی قول آن حضرت که از مکان شما خبر دارم اینست که آمدن شما ار در این وقت و پرسیدن این مسئله را از من پیشتر از این خبردارم یعنی اینها را میدانم اظهار آنها را بشماها مصلحت نمی بینم و قول آن حضرت که فلان شخص از آل فلان پانزده نفر مرد می کشد اشاره است ببعضی از حوادث که برای بنی عباس در اواخر دولتشان یا اینکه تا وقت انقراض ایشان در زمان هلاکوخان رو داد.

در تفسیر علی بن ابراهیم از ابی الجارود اواز امام باقر علیه السّلام درخصوص قول خدای عزوجل « قل اریتم این اتیکم عذابه بیاتا او نهارا » یعنی شب یا روز « ماذا یستعجل منه المجرمون» روایت نموده که آن حضرت فرمود: مراد از عذاب در این آیه عذابیست که در آخرزمان به فاسقان اهل قبله یعنی اهل اسلام نازل می شود در حالتیکه می گویند عذاب برمانازل نخواهد شد. در کتاب مذکور از ابی الجارود او از امام باقرعلیه السّلام در تفسیر قول خدای تعالی « و لو تری اذ فزعوا فلا فوت» روایت نموداه که آن حضرت فرمود: که فزع و بیم ایشان بسبب صدائیست که از آسمان شنیده می شود معنی آیه اینست که اگر ایشان را ببینی در حالتیکه از صدائیکه از آسمان می رسد فزع واضطراب می کنند هرآینه امرشدیدی خواهد شد خواهی دید پس از عذاب الهی با گریختن یا غیر آن خلاص نخواهدشد و در تفسیر قول خدای عزوجل « واخذوا من مکان قریب» فرمود که: زمین ایشان را اززیر قدمهایشان فرو میبردظاهر معنی آیه ایشان گرفته شده می شوند از مکانی که نزدیک است.

مولف برای این حدیث بیان ایراد نموده گوید که بیضاوی گفته که فرغ و بیم ایشان دروقت مردن یا درحشر یا در روز دعوای بدر است و جواب لو انداخته شده تقدیر کلام اینست که « لرایت امرا قطیعا » ومعنی فلافوت اینست که از عذاب خدا با گریختن و غیرآن رها نمی توانند بشوند «واخذوا من مکان قریب» یعنی از روی زمین ایشان را گرفته در زیرخاک می گذارند یا اینکه از موقف حساب به آتش جهنم یا اینکه از صحرای بدر بقلیب برده می شوند «وانی لهم التناوش» یعنی از کجا به سهولت وآسانی ایمان را اخذ می کنند – مولف گوید که صاحب کشاف گفته که از ابن عباس مرویست که این آیه درخصوص خسف بیدا یعنی فروبردن زمین لشگر سفیانی را نازل شده و شیخ امین الدین طبرسی نقل نموده که ابی حمزه ثمالی گفته که از علی ابن الحسین علیه السّلام و حسن بن علی علیه السّلام شنیدم می فرمودند: که مراد از قول خدای عزوجل «واخذوا من مکان قریب» لشکریست که از زیر قدمهایشان گرفته به زمین فرو برده میشوند. ابی حمزه نیز گفته که عمروبن مره و حمران بن اعین به من خبردادند گفتند: که از مهاجر مکه شنیدم می گفت که از ام سلمه شنیدم می گفت که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: که پناه برنده بیت الله پناه می برد و لشگری برای گرفتن وی از عقبش فرستاده می شود وقتیکه به بیابان مدینه می رسند بزمین فرورفته می شوند. واز حذیفه یمانی روایت شده او گفته که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فتنه را که درمیان اهل مشرق و اهل مغرب واقع شده نی است ذکر نموده بعداز آن فرمود: در وقتی که ایشان در این حالت می باشند ناگاه سفیانی از سمت وادی یابس در اثنای اشتغال نائره این فتنه برایشان خروج می کند تا اینکه دردمشق فرود می آید از آنجا لشگری بسمت مشرق و لشگری بسوی مدینه می فرستد تا اینکه لشگر اول در ارض بابل که از جمله نواحی بلده ملعونه یعنی بغداد است فرود می آیند و بیشتر از سه هزار نفر می کشند و بیشتر از صد نفرزن را رسوا می کنند و سیصد نفر جوان را از بنی عباس بقتل می رسانند بعداز آن رو بسمت کوفه متوجه می شوند و حوالی آنرا خراب می کنند بعداز آن از آنجا بیرون شده به سمت شام می روند در آن اثنا لشگری از کوفه با علم هدایت برافراشته بیرون می آیند و باین لشگر سفیانی می رسند و ایشان را بالمرة بقتل می رسانند حتی احدی از ایشان خلاص نمی شود که خبر ببرد وهمه اموال غنیمت و اسیران را که در دست ایشان بود مستخلص می کنند بعداز آن از آنجا بیرون شده بسمت مکه متوجه می شوند تا اینکه به بیدا می رسند در آنجا خداوند کردگار جبرئیل علیه السّلام را می فرستد و می فرماید که یا جبرئیل برو وایشان را هلاک گردان پس جبرئیل ایشان را بپای خود چنان می زند که خدای با آن زدن همه ایشان را بر زمین فرو می برد و خلاص نمی شود مگر دو مرد از قبیله جهینه از ابن جهة این مثل گفته شد که خبر یقین در قبله جهینه است اینست معنی قول خدای تعال «اذ فزعوا» تا آخر – وثعلبی هم این را در تفسیر خود ذکر نموده و اصحاب ما در اثنای احادیث مهدی عجلّی الله تعالی فرجه الشریف ازامام باقر علیه السّلام و از امام صادق علیه السّلام مثل این حدیث را روایت نموده اند بعداز آن مؤلف به تفسیر آخر این آیه پرداخته می گوید و قالوا یعنی می گویند در روز قیامت یا در وقت دیدن شدت قتال و ظهور قائم عجلّی الله تعالی فرجه الشریف یا در وقت خسف که در حدیث سفیانیست « آمنا به وانی لهم التناوش» یعنی از کجا با این ایمان منتفع می شوند که از راه اضطرار وناچاری آنرا قبول نموده اند خداوند عالم بیان نمود که ایشان از این ایمان منتفع نمیشوند چنانچه احدی را ممکن نیست که از دست کس دیگر که از او دوراست چیزی را بگیرد در تفسیر مذکور از حسین ابن محمد اوز معلی او از محمد بن جمهور او از ابن محبوب او از ابی حمزه روایت نموده او گفته که از باقر علیه السّلام قول خدای عزوجل را «وانی لهم التناوش من مکان بعید» پرسیدم فرمود که ایشان مهدیعجلّی الله تعالی فرجه الشریفرا در وقتی میطلبند که هرگز باو نمیرسند و حال آنکه خدای تعالی اور ا بایشان عطا فرموده بود در وقتی که اگر اورا در آن وقت میطلبیدند هرآینه باو میرسیدند.

مولف گوید: قول آن حضرت که هرگز باو نمی رسیدند این است که بعداز آنکه آثار قیامت ظاهر می شود وتکلیف ساقط گردد یا بعد از مردن یا در وقت فرو بردن زمین ایشان را مهدی عجّلی الله تعالی فرجه الشریف را می طلبندو حصول این مطلب برای ایشان میسر نمی شود و وجه آخر اظهر است زیرا که حدیث دیگر باین معنی دلالت دارد – شیخ شرف الدین نجفی در کتاب کنزالفواید از محمد بن عباس او از محمد بن حسن ابن علی صباح مداینی او از حسن بن محمد بن شعیب او از موسی بن عمر بن یزید او از ابی عمیز او از منصور بنی یونس او از اسمعیل بن جابر اواز ابی خالد کابلی او از امام باقر علیه السّلام روایت نموده که آن حضرت فرمود قائم علیه السّلام بیرون می آیند تا اینکه بمن می رسد و آنجا ئی است دریک منزلی مکه که الان بمرالظهران مشهور است در آنجا باو خبر می رسد که حاکمی که در مکه تعیین نموده بودی کشته گردید چون این خبر را میشنود بسوی ایشان برمیگردد و دعوا میکند و زیاده ای این خبر خبر دیگر نمی کند بعدازآن می رود خلایق را دعوت می کند تا اینکه به بیدا می رسد درآن حال لشگر از جانب سفیانی بیرون آیند خدای تعالی به زمین او می فرماید ایشان را از پاهایشان فرو می کشد. این است معنی قول خدا تعالی « ولو تری اذفزعوا فلا فوت واخذوا من مکان قریب و قالوا آمنا به » یعنی می گوید که به قیام قائم علیه السّلام ایمان آوردیم و آن را تصدیق کردیم « قد کفروا به من قبل » یعنی و حال آنکه پیشتر از این قیام اورا انکار نموده اند « ویقذفون بالغیب من مکان بعید»

در تفسیر علی ابن ابراهیم «سال سائل بعذاب واقع» یعنی سائلی پرسید عذابی را که واقع شدنی است گفت: که این عذاب برکدام شخص خواهد شد خدای تعالی فرمود که برکافران – علی بن ابراهیم گوید که از امام باقر علیه السّلام معنی این آیه را پرسیدند فرمود که مراد از عذاب آتشی است که از سمت مغرب بیرون می شود و ملکی از ملائکه آنرا از پس میراند تا اینکه به محله طایفه بنی سعد بن همام می رسد و در نزد مسجد ایشان می ایستد وهمه خانه

های بنی امیه را با اهل سکنه آنها می سوزاند وهیچ خانه از خانه هائی که به آل محمدصلّی الله علیه وآله وسلّم در آنجا ستم و تعدی نموده اند و ایشان را در آنجاها که کشته اند باقی نمی گذارد مگراینکه بسوزاند واینکه گفتم مهدی است یعنی از علامات ظهور اوست یا اینکه این ماجرا در وقت ظهورش خواهد شد – شیخ صدوقدر کتاب خصال از ابن ولید او از صفار اواز از ابن معروف اوازابن فضال او از ظریف بن ناصح او از ابی الحصین روایت نموده او گفته که از امام صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود: که از رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم پرسیدند:که در روز قیامت کِی قیام خواهد نمود فرمود: در وقتیکه علم نجوم را تصدیق و قدر الهی را تکذیب نمایند.

شیخ طوسی در کتاب امالی از شیخ مفید او ازاحمد بن محمد بن عیسی علوم...... از حسین بن خالد روایت نموده او گفته که به خدمت ابی الحسن رضا علیه السّلام عرض کردم که عبدالله بن بکیر حدیثی روایت نموده و تاویل می کرد دوست می دارم که آنرا به خدمتت عرض نمایم تا ببینم چه می فرمائی فرمود: که این حدیث کدام است گفتم که ابی بکیر از عبید زراره روایت نموده او گفت: که در ایام خروج محمد بن عبدالله بن حسن در خدمت امام صادق علیه السّلام بودم ناگاه مردی از اصحاب ما داخل خدمت آن حضرت گردید و عرض کرد. که فدای تو شوم محمد بن عبدالله خروج نموده مردم باو بیعت کرده اند آیا درخصوص خروج نمودن با وی چه می فرمائی آن حضرت فرمود: که آرام بگیر مادامی که آسمان و زمین آرام گرفته اند در آن حال عبدالله بن بکیر گفت: پس بنابراین مادامی که آسمان و زمین قرار گرفته اند خروجی واقع نخواهد شدپس نه قائمی هست و نه خروج، امام رضا علی السّلام در جوابش فرمود: که امام صادق علیه السّلام راست فرموده و امر چنان نیست که ابن بکیر تاویل نموده و مراد امام صادق علیه السّلام این است که قرار بگیرد. مادامی که آسمان از ندا و زمین از فرو بردن لشگر قرار گرفته یعنی آرام بگیرد مادامی که از آسمان بنام قائم علیه السّلام ندا نرسیده و زمین لشگر سفیانی را فرو نکشیدهشیخ صدور در کتاب معانی الاخبار از پدرش........ او از حسین بن خالد او از ابی الحسن رضا علیه السّلام روایت نموده که به خدمت آن حضرت عرض کردم که او از عبید بن زراره نقل نمود که او گفت در سالی که ابراهیم بن عبدالله به حسن خروج نمود به خدمت امام صادق علیه السّلام شرفیاب گردیدم و عرض کردم که فدای تو شوم این مرد یعنی ابراهیم بن عبدالله سخنان مردم را در خصوص خروجش متفق نموده ایشان باطاعتش تعجیل و مسارعت کرده اند آیا در این باب چه می فرمائی فرمود: که از غضب خدا بپرهیزید و قرار بگیرید مادامی که آسمان و زمین قرار گرفته اند و عبدالله بن بکیر می گفت که به خدا سوگند یاد می کنم هرآینه اگر عبیدبن زراره در این روایت امام صادق علیه السّلام باشد لازم آید که نه خروجی باشد و نه قائم علیه السّلام. راوی گوید وقتیکه سخن به اینجا رسید امام رضا علیه السّلام فرمود: که حدیث بنهجی است که قرار بگیرد مادامی که آسمان از ندا نمودن به صاحب تو و مادامی که زمین از فروبردن لشگر قرار گرفته – شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار و امالی هر دو از ابن ولید او از محمد به عطار و محمد بن ادریس در یکجا ایشان از اشعری او از حکم بن سالم او از کسی که باو خبر داده او از امام صادق علیه السّلام روایت نموده که آن حصرت فرمود: که ما آل ابی سفیان دو اهل بیتیم با همدیگر عداوت می کنیم در سر اینکه ما می گوئیم که خداراست گفته ایشان گویند که خدا دروغ گفته تا اینکه ابی سفیان با رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم و معاویه با علی بن ابی طالب علیه السّلام و یزید با حسین بن علی علیه السّلام جنگیدند و سفیانی با قائم عجلّی الله تعالی فرجه  الشریف قتال خواهد نمود.

محمد بن حسن صفار در کتاب بصایر الدرجات از پدرش او از علی او از پدرش او از نوفلی او از سکونی او از امام صادق علیه السّلام روایت نموده که آن حضرت گفت: که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: که زمانی به امت من می آید که آن زمان باطنشان خبیث و ظاهرشان از راه طمع دنیا خوب و زیبا می باشد یعنی طاعت و عبادات را برای طمع دنیا می کنند نه برای اجر وثواب که در نزد خداست کارهای ایشان در آنوقت از راه ریای محض می شود که اصلا خوف الهی با آن مخلوط نمی باشد در آن حال عذاب خداوند عالم همه ایشان را فرا می گیرد و هر قدری که باو دعای غریق دعا می کنند مستجاب نمی شود – شیخ صدوق د رکتاب ثواب الاعما باین اسناد روایت نموده که امام صادق علیه السّلام گفت: که رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: که بعداز این زمانی به امت من می آید که در آن زمان از قرآن باقی نمی ماند، مگر رسمی و از اسلام باقی نمی شود مگر اسمی که خودشان را با آن می نمامند یعنی خودشان را مسلمان می خوانند وحال آنکه ایشان دورترین خلایقند از آن و مسجدهایشان معمور(عمارت) می شود و حال آنکه از جهت هدایت خراب است فقهاء ایشان بدترین فقهاء زیر آسمانند فتنه از ایشان سرمی زند وبه سوی ایشان برمی گردد.

درکتاب کمال الدین از ابن مغیره، او به اسناد خود از سکونی، او از امام صادق علیه السّلام، اواز پدرانش روایت نموده که رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود که اسلام در اول ظهورش غریب بود و بعداز این هم غریب خواهد شد پس طوبی باد برای غرباء اسلام یعنی کسانی که در اول ظهوراسلام یا در آخرزمان که اسلام را در این دو وقت رونق و رواج نمی باشد اسلام و ایمان خودشان را نگه می دارند هرآینه در میان خلایق بمنزله غربا می باشند، پس طوبی باد برای ایشان، گوارا باد.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:53:30
طلوع خورشید 06:17:12
اذان ظهر 11:29:32
غروب خورشید 16:41:44
اذان مغرب 16:59:04
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟