وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

صفات یاران قائم عجلّی الله تعالی الفرجه الشریف بعداز ظهور

صفات یاران قائم عجلّی الله تعالی الفرجه الشریف بعداز ظهور
زمان انتشار :
پنج شنبه 24 اسفند 1391 | 15:18
عبدالله بن جعفر حمیری درکتاب فرب الاسناد روایت کرده از حضرت صادق علیه السلام که: چون قائم خروج کند، قطایع (یعنی اراضی که به مقاطعه داده اند) موقوف دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

و به روایت دیگر:« به سه چیز حکم کند که کسی نکرده: پیری را زنا کند  و کسی را که زکات ندهد بکشد و میراث برادر را به برادری دهد که در عالم ارواح برادر بوده اند نه در این عالم»

و به روایت هروی از حضرت رضاعلیه السّلام: «اولاد قاتلان حسین علیه السّلام را به عوض کردهای پدران بکشند؛ زیرا که ایشان به عمل پدران خود راضی باشند و به آن افتخار کنند. و هر کس به چیزی راضی شود چنان باشد که خود او کرده. و اگر کسی در مغرب به کشته شدن کسی که در مشرق کشته شده راضی شود، هرآینه در نزد خدا شریک قاتل باشد».

راوی گوید: عرض کردم: قائم علیه السّلام در اول خروج خود چه می کند؟

فرمود که: «دست های بنی شبیه را می برد؛ زیرا که ایشان دزدهای بیت الله هستند».

و به روایت دیگر، رفید به حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد که: یابن رسول الله، قائم با اهل عراق به سیرت امیرالمومنین علیه السّلام رفتار می کند؟

فرمود:نه؛ زیراکه امیرالمومنین به طریقی که در جفر ابیض بود رفتار کرد و قایم رفتار کند به طوری که در جفر احمر است».

عرض کرد که: جفر احمر چیست؟

آن حضرت انگشت خود را به حلق خود گذاشت؛ یعنی: امیرالمونین علیه السّلام مدارا کرد و آن حضرت سخت می گیرد».

و در روایت عبدالرحیم قضیر، ابوجعفر علیه السّلام فرمود:«چون قیام کند حمیرا را زنده کرده اقامه حد بر او کند و انتقام فاطمه را از او بکشد».

راوی عرض کرد: از برای کدام معصیت اقامه حد او براو کند؟

فرمود:« به جهت افترای او بر مادر ابراهیم پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم».

عرض کردکه: تاخیر این حد تا زمان قایم چه سبب دارد؟

فرمود:«زیرا که خداوند محمّد صلی الله علیه و آله وسلّم برای رحمت فرستاد و قایم علیه السلام را برای عذاب و نقمت».

و در روایت ثویر بن ابی فاخته، علی بن الحسین علیه السّلام فرمود که:« چون قائم قیام کند،؛خداوند آفت را از شیعه ما زایل گرداند و دل های ایشان را چون پارۀ آهن سخت کند( یعنی شجاع گرداند ایشان را) و هریک را به قدر چهل مرد قوتّ دهد و ایشان را حکّام و بزرگان روزی زمین گرداند.

و امام صادق علیه السلام در روایت ابوبصیر فرمود که: «یا ابامحمّد، گویا قائم را می بینم که با عیال و اهل خود در مسجد سهله فرود آمده».

و محمدبن علی علیه السلام در روایت معلّی فرمود که: « عصای موسی علیه السلام در اول امر، نزد آدم علیه السّلام بوده و به شعیب علیه السّلام رسید، بعد از آن به موسی بن عمران و اندکی پیش از آن، آن را دیدم در حالتی که سبز و تر و تازه بود و چون آن وقت که از درختش بریده اند. و هر وقت که خواهی با آن سخن گویی، سخن می گوید. و آن برای قائم ما نگهداشته شده و آن حضرت با آن عصا کارها کند که موسی با آن می کرد؛ با آن خلایق را بترساند وچیزهایی را که از دروغ ساخته اند می بلعد و به هر چیز که مأمور می شود می کند و به هر سمت که رو آورد چیزهایی را که از دروغ و سحر ساخته اند فرو می برد. و از برای آن دو لب گشوده می شود؛ یکی در زمین و دیگری در سقف.و مابین آن دو لب، چهل ذراع باشد و آنچه از دروغ و سحر ساخته شده بازبان فروکشد».

و صادق علیه السّلام به ابوبصیر فرمود که: «پدرم زره رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلّم را پوشید، اندکی به زمین می کشید. و من آن را پوشیدم نزذیک بود که با قدم برابر گردد. و آن زره در قدّ قائم علیه السّلام چنان باشد که به قامت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم بود».

و در روایت حریز فرمود که: « عمر دنیا تمام نشود تا آن که مردی از ما اهل بیت بیاید که مانند داود علیه السلام و آل داود حکم کند و از ایشان شاهد و بیّنه نطلبد».

و در روایت معاویه دهنی فرمود که: «یا معاویه، مردم در این آیه که: « یٌعرَفٌ المٌجرِمٌونَ بِسِیماهُم فَیُوخَذُ بِالنَّواصِی وَ الاَقدامِ»

عرض کردم که: می گویند خدا در روز قیامت، گناهکاران را به سیمای ایشان می شناسد، پس از پیشانی و پاهای ایشان گرفته به آتش اندازد.

فرمود:« خدا مخلوقی را که خود خلق کرده چه حاجت دارد که به سیما و صورت بشناسد، بلکه وقتی قائم ما قیام کندمردم را از سیما و صورت می شناسد و امر می کند که کافر را از پیشانی و پاها بگیرند و با شدت و سختی بر او شمشیر زنند».

و ابوجعفر علیه السّلام در روایت ابوسوره می فرماید که:«ذوالقرنین در میان دو پاره ابر مخیر گردید، پس ذلول را اختیار کرد و صعب را برای صاحب شما نگه داشت. و آن ابری است که رعد وبرق وصاعقه دارد و صاحب شما به آن سوار می شود و به راه های آسمان های هفتگانه بالا می رود و به راه های زمین های هفت گونه می رسد که پنج طبقه ازآن زمین ها معمور و دو طبقه خراب است».

و حضرت رضا علیه السلام در روایت حسین بن خالد فرمود که: «چون قائم خروج کند، زمین با نور پروردگار روشن شود، و میزان عدالت در میان مردم بگذارد و کسی به کسی ظلم نکند و زمین در زیر پایش پیچیده شود وبدن مبارک او سایه ندارد. و منادی ازآسمان به نام او ندا کند و گوید که: حجّت خدا در نزد بیت الله ظهور کرده، با ا و بیعت کنید که حق با اوست».

و آن حضرت در روایت ریّان بن صلت فرمود که: «قائم دروقت خروج در سنّ پیران و صورتجوانان باشد و بدنش به طوری پر قوّت باشد که درخت رااز بیخ به دست برکند و اگر در میان کوه ها نعره زند سنگ های سخت از هیبت صدایش خرد شود و از هم بپاشد. عصای موسی علیه السلام و خاتم سلیمان علیه السلام با او باشد و او پسر چهارم ازاولاد من است، خداوند او را در پس پرده خود هر قدر که خواهد نگهدارد غایب و پنهان، پس او را ظاهر سازد و زمین را به او پر از عدل و داد کند بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد».

و به روایت دیگر آن حضرت فرمود که: «گویا اهل آن زمان را که به ظهورش نزدیک است می بینم که مایوس شده اند از ظهوراو؛ زیرا ندا کرده نشده اند به آن ندایی که شنیده می شود از دور چنان که شنیده می شود از نزدیک و آن ندا از برای مومنان رحمت و از برای کافران عذاب و نقمت باشد».

و در روایت جابر انصاری پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلّم فرمود که: «ذوالقرنین مردی بود صالح، خداوند او را بر بندگان خود حجت کرد. و او قوم خود را به سوی خدا دعوت نمود و ایشان را به تقوای امر فرمود. چون این بشنیدند، بر شاخ سرش زدند. پس مدتی از ایشان  غایب شد به حدی که گفتند: او مرده و هلاک شده و معلوم نیست که به کدام بیابان رفته! تاآن که ظاهر شد، باز بر سر شاخش زدند.

بدانید در میان شما هم کسی خواهد آمد که مانند ذوالقرنین غایب و پنهان شود، چنان که خداوند ذوالقرنین را تمکین داد و او را در روی زمین قادر و توانا نمود و اسباب همه چیز را به او عطا کرد و مشرق و مغرب را سیر کرد، قائم را نیز که از اولاد من است چنان کند و او را به شرق و غرب زمین برساند، به طوری که باقی نماند از هموار و ناهموار و کوهی که ذوالقرنین بر آن پا گذاشته مگر آن که قائم بر آن پا گذارد. و خدا خزاین و معادن زمین رتا بر او ظاهر کند و او را به رعب منصور کند، به آن که رعب او را در قلوب اندازد و زمین را پر از قسط و عدل کند چنان که پر از ظلم و جور گشته».

و در روایت ابن هاشم جعفری، حضرت عسکری علیه السلام فرمود که: «قائم علیه السّلام امر کند به خراب کردن منارها و قصرها که در مساجد باشد؛ زیرا که ساختن آنها بدعت است، نه پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلّم  مثل آن ساخته و نه امام».

و در روایت ابی الجارود، باقر علیه السلام فرمود که: «چون قائم علیه السلام از مکه بیرون رود، منادی او ندا کند لشگریان را که: کسی خوردنی و آشامیدنی با خود بر ندارد. و سنگ موسی بن عمران علیه السّلام با او باشد و آن باریک شتر است. به هر منزل فرود آید چشمه ه ا از آن سنگ جاری شود که هر گرسنه ای را سیر و هر تشنه ای را سیراب کند و چهار پایان ایشان را هم آب دهد تا آن که در پشت کوفه در نجف اشرف فرود آیند».

و در روایت ابن تغلب، صادق علیه السلام می فرماید که: «گویادر پشت نجف اشرف قائم علیه السلام را می بینم که بر اسب سیاه و سفید [ابلق] که از پیشانی تا به گلوی آن سفید می باشد سوار است و آن اسب او را چنان حرکت دهد که هیچ شهر نماند مگر آن که اهل آن گمان کنند که آن حضرت در نزد ایشان است. و چون پرچم بیرق رسول خدا را بگشاید، سیزده هزار ملک که منتظر ظهور آن حضرت می باشند نزد او آیند و آنها آنانند که در کشتی با نوح علیه السلام و در آتش با ابراهیم علیه السلام بودند و با عیسی علیه السلام به آسمان بالا رفتند، از جمله ایشان چهارهزار ملک باشند که علامت دارد و به آن نشانه در جنگ شناخته شود. وسیصد و سیزده ملک باشد که در غزوۀ بدر بودند. و چهار هزار ملک باشند که به یاری حضرت امام حسین علیه السلام نازل شدند و ماذون نشدند، پس بالا رفتند که استیذان کنند، چون برگردیدند آن حضرت را کشته دیدند، پس پژمرده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت ماندند تا روز قیامت وبراو گریه می کنند و میان قبر اوو آسمان محلّ آمد و رفت ملائکه باشد».

و در روایت ثمالی، حضرت باقرعلیه السّلام فرمود که: « گویا قائم علیه السلام را می بینم در پشت کوفه ظهور کرده و در نجف اشرف پرچم و بیرق رسول خدا صلی الله علیه و آله را گشوده، چون آن بیرق از ستون های عرش خداست و پرچمش از نصرت الهی، لهذا به هر سو از دشمنان که رو آورد آنها را هلاک کند». پس فرمود که: «آن بیرق را در وقت ظهورش جبرئیل آورد».

و به روایت دیگر: «آن بیرق را چون بجنباند، دل های مومنین مانند پارۀ آهن شود و قوّت چهل مرد یابند. و در قبور مردگان مومن فرح داخل شود و یکدیگر را به خروج قائم علیه السلام مژده دهند».

و در روایت مفضّل، صادق علیه السّلام می فرماید که: «گویا قائم را در بالای منبر کوفه

می بینم که سیصد و سیزده نفر اصحاب او را در اطراف او هستند و ایشانند صاحبان ولایت و دوستی ما و حکّام خدا بر روی زمین بر مخلوق. پس آن حضرت از زیر قبا، مکتوب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم را و عهدنامۀ او را که با مهر طلا ممهور است بیرون آورد و چون اصحاب آن را ببینند، مانند گوسفند از اطراف آن متفرّق گردند. و از ایشان کسی باقی نماند مگر وزیرو یازده نفر نقیب، چنان که در نزد موسی علیه السّلام همین قدر باقی ماند. پس اطراف عالم را بگردند و باز ناچار بر سر آن حضرت جمع شوند. به خدا قسم من می دانم آن کلام را که قائم به ایشان می گوید و ایشان بر او انکار کرده، متفرّق می شوند».

در روایت جابر، حضرت باقر علیه السّلام فرمود که: « گویا اصحاب قائم را می بینم که مابین مشرق و مغرب را احاطه کرده بر ایشان مسلط شده اند. و هیچ چیز نمانده مگرآن که مطیع و منقاد ایشان شده، حتّی درندگان روی زمین و درندگان طیور، حتّی آنکه زمین بر زمین افتخار می کند که امروز مردی از اصحاب قائم علیه السّلام از سر من گذشت».

و در روایت مفضّل، صادق علیه السّلام فرمود که: «پیراهن یوسف علیه السّلام پیراهنی است که جبرئیل آن را از برای خلیل آورد که آتش نمرود بر آن اثر نکرد، چون وفاتش رسید، آن را در میان بازوبند گذاشته به بازوی اسحاق علیه السّلام بست، و او به بازوی یعقوب علیه السّلام و چون یوسف علیه السّلام متولد شد، یعقوب آن را به بازوی او بست و آن در بازوی او بود تا آن که امرش به آنجا رسید که رسید، پس چون یوسف آن را از میان بازوبند در آورد، بویش به مشام یعقوب رسید که گفت: « اِنِّی لَاَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لَو لا اَن تُفَنِّدُونِ» و به آن پیراهن به اهلش رسید و در وقت خروج در نزد قائم باشد:. پس فرمود که: «هر پیغمبری که به علمی یا چیز دیگر رسید، آن به محمّد صلی الله علیه و آله وسلّم منتهی شد و به او رسید».

و در روایت ابوبصیر فرمود که: «خداوند بلندی و پستی های زمین را یکسان کند، به طوری که هر کس از اماکن بعیده نظر کند مولای خود را ببیند».

و به روایت دیگر: «چون قائم علیه السلام دست بر سر مردمان کشد، از برکت آن عضو عقلشان کامل گردد».

و در روایت ابوخالد کابلی؛ حضرت باقر علیه السّلام فرمود که: «چون قائم علیه السّلام داخل کوفه شود، مومنی نباشد مگر آن که در کوفه باشد یا آن که بیاید در آنجا».

صادق علیه السّلام در روایت مفضّل فرمود که: «چون قائم علیه السّلام قیام کند، زمین از نور پروردگار روشن شود به طوری که به روشنی آفتاب حاجت نباشد، و هر مرد در ایّام خلافتش آن قدر عمر کند که هزار نفر اولاد ذکور از او متولّد شود، و هیچ اٌناث در میان آن هزار متولد نشود و مسجدی در پشت کوفه بنا کند که هزار در داشته باشد و خانه ها برود تا به خانۀ کربلا متّصل گردد و سواد کوفه چنان شود که در روز جمعه از برای درک نماز جمعه براستروتندرو سوار شدند و به نماز نرسند».

امام باقر علیه السّلام در روایت ثابت فرمود که: «چون قائم علیه السّلام داخل کوفه شود، سه بیرق مخالف یکدیگر در آنجا باشد، و همه به آن حضرت اطاعت کنند، پس او داخل کوفه شد و بر منبر برآید و خطبه ادا کند با گریه، به حدی که مردم از بسیاری گریه کلام آن حضرت را نفهمند و نَشوند. و این است معنی کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم که گویا حسنی و حسینی – مردی که[از] اولاد حسین است- که قائم علیه السّلام باشد می بینم که بیرق را برافراشته و هر یک ادّعای خلافت کنند، پس حسنی بیرق را به حسینی تسلیم کند.

و چون جمعه دوم رسد. مردم عرض کنند که: یابن رسول الله، نماز با شما چون نماز با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم باشد و این مسجد گنجایش ندارد. پس به سمت نجف بیرون رود و طرح مسجدی ریزد که هزار در داشته باشد و مردم را بگیرد و بنای محکم بسازد و بفرستد از پشت سر قبر مطهّر امام حسین علیه السلام از برای اهل کوفه رودخانه ای بکنند که به سوی غریین جاری شود و در نجف ریزد و بر آن رودخانه، پل ها و آسیاها بنا شود. و گویا می بینم پیرزنی را از اهل کوفه که زنبیل گندم بر سر گذاشته می برد که در آن آسیاها آرد نماید».

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:11:12
طلوع خورشید 05:29:44
اذان ظهر 11:30:07
غروب خورشید 17:30:04
اذان مغرب 17:45:52
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟