وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

شرح زيارت عاشورا(6)

شرح زيارت عاشورا(6)
زمان انتشار :
یکشنبه 19 آبان 1392 | 17:03
فلعن الله امة اسست اساس الظلم والجور عليکم اهل البيت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التي رتبکم الله فيها و لعن الله امة قتلتکم و لعن الله الممهدين لهم بالتمکين من قتالکم...

بسم الله الرحمن الرحیم

فلعن الله امة اسست اساس الظلم والجور عليکم اهل البيت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التي رتبکم الله فيها و لعن الله امة قتلتکم و لعن الله الممهدين لهم بالتمکين من قتالکم برئت الي الله و اليکم منهم و من اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الي يوم القيمة.

پس خداوند لعنت کند مردمي را که اساس ظلم و بيداد را بر شما اهل بيت بنياد کردند و خداوند لعنت کند گروهي را که شما را از مقام و مرتبه‏ (خلافت) خود منع کردند و رتبه‏اي را که خداوند، مخصوص به شما گردانيده بود، از شما گرفتند.

و خداوند لعنت کند گروهي را که شما را کشتند و خداوند لعنت کند آن مردمي را که از امراي ظلم، براي کشتن شما اطاعت کردند.

من به سوي خداوند و به سوي شما از آن ظالمان و پيروان و همراهان و دوستانشان بيزاري مي‏جويم. اي اباعبدالله! من تا روز قيامت با هر که با شما در صلح است، در صلح هستم و با هر که با شما در جنگ است درستيزم.

پايه گذاران ظلم و ستم بر اهل بيت

لفظ «لعن» به معناي دور ساختن آميخته با غضب و خشم است، اما کاربردهاي گوناگوني دارد.

جابر جعفي رحمه الله از امام باقر عليه‏السلام نقل مي‏کند که آن حضرت فرمود:

من لم يعرف سوء ما اتي الينا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما رکبنا به فهو شريک من أتي الينا فيما و لينا به

کسي که ظلم‏هايي را که بر ما روا شده، از بين بردن حق ما و آن چه را که با آن مواجه شديم نداند، پس او شريک کساني است که اين ستم‏ها را بر ما وارد کرده‏اند در آن چه که بر ما احاطه کرد.

در حقيقت، دستور لعن و نفرين بر ظالمين، روح ستيز و مبارزه با ستم پيشگان را تقويت مي‏کند.

ائمه معصوم عليهم‏السلام نه تنها با دولت‏هاي فاسد و غاصب مبارزه کردند، بلکه مسلمانان را به جهاد بر عليه آن‏ها فراخواندند و اجازه ندادند تا با آنان همکاري شود؛ آن‏گونه که در اخبار نيز وارد شده که ائمه معصوم عليهم‏السلام، مدح ظالمين را نيز حرام مي‏دانستند.

چرا که آماده کردن بستر ظلم براي ظالمين، حتي اگر از موارد بسيار ناچيز هم باشد، به جهت اين که نوعي هم دلي با ظالم را در پي دارد، عقوبت آن محشور شدن با ظالم است.

امام صادق عليه‏السلام از جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت فرمود:

اذا کان يوم القيامة نادي مناد أين اعوان الظلمه و من لاق لهم دواتا او ربط کيسا او مدلهم عدة قلمه فاحشروهم معهم

در قيامت منادي صدا مي‏زند کجايند ياران ستمگران و آنان که در دواتشان ليقه نهادند، يا کيسه‏ زر براي ايشان بستند يا براي آنان قلمي به دوات آغشتند. پس اينک با همان ياران ستمگرشان محشورشان کنيد.

بر اين اساس است که امام صادق عليه‏السلام فرمود:

روز عاشورا، سخت‏ترين حادثه براي خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است، هر چند روزي که به در خانه علي و فاطمه و فرزندان آن دو آتش زدند و بر اثر لگدکوب شدن، محسن کشته شد، روز بسيار تلخ و غمباري بود، زيرا در آن روز پايه‏ ستم بر اهل بيت استوار گرديد.

لعن بر مستکبرين‏

امام باقر عليه‏السلام که در دوران پر از خفقان اموي نمي‏توانست نامي از بنيان گذاران ستم بر خاندان نبوت را ببرد، تنها القاب آنان را ذکر فرمود، آن طور که در ابتدا و انتهاي زيارت، به صورت کلي فرموده است:

«اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد»

امام صادق عليه‏السلام، نيز بعد از هر نماز فريضه، چهار مرد و چهار زن را لعن مي‏فرمود:

سمعنا أباعبدالله عليه‏السلام و هو يلعن في دبر کل مکتوبة أربعة من الرجال و أربعا من النساء فلان و فلان و فلان و يسميهم و معاوية و فلانة و فلانة و هندا و أم الحکم أخت معاوية

مرحوم شيخ صدوق رحمه الله در کتاب «خصال» روايتي را آورده که حضرت علي عليه‏السلام از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم چنين نقل مي‏کند:

سبعة لعنهم الله و کل نبي مجاب المغير لکتاب الله و المکذب بقدر الله والمبدل سنة رسول الله والمستحل من عترتي ما حرم الله عزوجل والمتسلط في سلطانه ليعز من أذل الله و يذل من أعز الله و المستحل لحرم الله و المتکبر عبادة الله عزوجل

هفت گروه هستند که مورد لعنت خدا و هر نبي‏اي که دعاي او به اجابت مي‏رسد، قرار گرفته‏اند:

1- تغيير دهنده‏ کتاب خدا

2- تکذيب کننده‏ قدر الهي

3- کسي که با روش رسول خدا مخالفت کند

4- آن کس که ذريه‏ مرا که خدا احترامشان را واجب فرض کرده، هتک نمايد

5- کسي که به زور به قدرت و سلطنت برسد، تا عزيزان خدا را خوار و ذليلان حق را عزيز کند

6- آن که حرام‏هاي خدا را حلال بشمارد

7- آن که از پرستش خدا سرباز زند

محدث قمي رحمه الله در کتاب منتهي الآمال، از امام حسن عسکري عليه‏السلام روايتي را در ثواب لعن نقل مي‏کند که به قسمتي از آن اشاره مي‏شود:

امام عسکري عليه‏السلام فرمود:

پدرم از جدم، از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل کرد که فرمود:

هر کس ما اهل بيت را نمي‏تواند ياري دهد، در خلوت، دشمنان ما را لعنت کند... ملائکه وقتي صداي او را مي‏شنوند، برايش استغفار مي‏کنند و او را مي‏ستايند و مي‏گويند:

اللهم صل علي روح عبدک هذا الذي بذل في نصرة اوليائه جهده و لو قدر علي اکثر من ذلک لفعل

خدايا! درود خود را بر روح اين بنده‏اي که در راه ياري اولياء خود، تمام کوشش خويش را به کار برد نازل فرما. اگر بيش‏تر از اين مي‏توانست انجام مي‏داد.

از جانب خداوند ندا مي‏آيد که ملائکه من! دعاي شما را در حق اين بنده‏ام مستجاب کردم و نداي شما را شنيدم و صلوات و درودم بر روح او با ارواح ابرار. او را از برگزيده‏ها قرار دادم، يعني از نيکان برگزيده.

بر اين اساس، لعن دشمنان خاندان نبوت و امامت، علاوه بر اخباري که ذکر شد، سيره معصومين عليهم‏السلام، بويژه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام بوده که فرمود:

لا دعون عليک في دبر کل صلوتي

تو را بعد از هر نماز نفرين خواهم کرد.

بر اساس اين آيه‏ شريفه است:

ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة و أعد لهم عذابا مهينا

کساني که خدا و پيامبر را آزردند، خداوند آن‏ها را در دنيا و آخرت لعنت مي‏کند و براي ايشان عذابي خوار کننده در نظر دارد.

به هر حال، خلافت و جانشيني بعد از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم را با دسيسه و نيرنگ غصب کردند.

آن مقام، توسط عده‏اي ربوده شد، خلافت و حکومت ظاهري بر مردم مسلمان و حاکميت اسلامي که نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم عهده‏دار آن بود، در ظاهر غصب شد؛ اما آن چه مسلم است، مقام و مرتبت معنوي آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم -که بر تمام عالم گسترده شده - و ولايت تکويني را - که بر تمام موجودات عالم دارند - در عالم واقع غصب نمي‏شود، و دست افراد از اين منصب و جايگاه الهي کوتاه است.

اما با اين وجود، وجود نازنين حضرت علي عليه‏السلام از آن اعمال زشت و غاصبانه، نگران و ناخشنود بود، تا آن جا که فرمود:

فصبرت و في العين قذي، و في الحلق شجا، أري تراثي نهبا

 يعني صبر کردم در حالتي که چشمانم را خاشاک و غبار و گلويم را استخوان گرفته بود و ميراث خود را به تاراج رفته مي‏ديدم.

همان گونه که امام حسين عليه‏السلام در لحظه‏اي که تيري به پيشاني مبارکش زده شد و خون به صورت مبارک حضرت جاري بود فرمود:

اللهم انک تري ما أنا فيه من عبادک هؤلاء العصاة اللهم أحصهم عددا و اقتلهم بددا و لا تذر علي وجه الأرض منهم أحدا و لا تغفر لهم أبدا

خدايا تو مي‏بيني آنان را که من در بين آن‏ها هستم از ميان بندگانت؛ اين‏ها گنهکارند. خدايا تو به حسابشان برس و به بدترين وضع آن‏ها را بکش و بر روي زمين احدي از آن‏ها باقي مگذار و هرگز آن‏ها را نيامرز.

تبري از ظالمين و غاصبين حق آل محمد

مسلمانان بايد دوست و دشمن خويش را بشناسند؛ با دوستان مهرورزي کنند و از دشمنان بيزاري جويند.

بيزاري جستن از غاصبين حق آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم، نکته‏اي است که امام باقر عليه‏السلام در زيارت حضرت اباعبدالله عليه‏السلام در فقره‏هايي از آن ياد مي‏کند، و از آن جا که معصومين عليهم‏السلام مفسران حقيقي و واقعي قرآن هستند، در آموزه‏هاي عترت، تفسير روشن آياتي از قرآن کريم را مشاهده مي‏کنيم:

و من يتول الله و رسوله والذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون

آن که در پوشش ولايت خدا و رسولش درآيد و در کنار اهل ايمان باشد، به يقين سعادتمند و کامياب است؛ زيرا گروهي که هدفي جز خدا ندارند، و حزب الله خوانده مي‏شوند، همواره پيروزند.

خداوند راه سعادت را به خوبي تبيين مي‏فرمايد:

لا تجد قوما يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم أو أبناءهم أو اخوانهم أو عشيرتهم أولئک کتب في قلوبهم الأيمان و أيدهم بروح منه و يدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم و رضوا عنه أولئک حزب الله ألا ان حزب الله هم المفلحون

هرگز مردمي که ايمان به خدا و روز قيامت آورده‏اند، چنين نخواهي يافت که دوستي با دشمنان خدا و رسول کنند و هر چند آن دشمنان پدران يا فرزندان و برادران و خويشان آن‏ها باشند.

اين مردم پايدارند که خدا بر دلهايشان نور ايمان نگاشته و به روح قدس الهي آن‏ها را مؤيد و منصور گردانيده و در قيامت به بهشتي داخل کند که نهرها زير درختانش جاري است، در حالي که در آن جاويدانند، خدا از آن‏ها خشنود و آن‏ها هم از خدا خشنودند، اينان به حقيقت حزب خدا هستند. الا اي اهل ايمان! بدانيد که حزب خدا رستگاران عالم‏اند.

همان گونه که در زيارت جامعه‏ کبيره نيز، امام هادي عليه‏السلام اين چنين زيبا فرمود:

السلام علي الأئمة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة والذادة الحماة و أهل الذکر و أولي الأمر و بقية الله و خيرته و حزبه و عيبة علمه و حجته و صراطه و نوره و رحمة الله و برکاته

سلام بر پيشوايان خلق که داعيان به سوي حق و رهبر و رهنماي بزرگ و واليان و حاميان دين خدائيد و اهل ذکر (و واقف اسرار قرآن) و فرمانداران از جانب خدا و آيات باقي و برگزيدگان خاص ربوبي و سپاه و نيروي الهي و مخزن علم رباني و حجت‏هاي بالغه و طريق روشن حضرت حق و نور خدا و برهان او؛ سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

بر اساس فرمايش امام معصوم عليه‏السلام، چون ائمه معصوم عليهم‏السلام «حزب الله» هستند، پس مخالف و دشمن آنان، «حزب شيطان» است. بر اين اساس، بيزاري از ظالميني که نسبت به آل محمد عليهم‏السلام ستم کرده‏اند، از ثمرات ايمان به حساب مي‏آيد.

نکته ديگر اين که غاصبين حق ائمه معصوم عليهم‏السلام با آرمان‏هاي والاي آن حضرات مخالف بودند، و نيز علاوه بر جلوگيري از نشر آثار و انديشه‏هاي آن‏ها، وجود مقدس معصومين عليهم‏السلام را نيز تحمل نمي‏نمودند و آنان را به گونه‏هاي مختلف به شهادت مي‏رساندند.

بر اين اساس، براي هميشه، استحقاق لعن و نفرين را دارند.

راهي براي اختصار لعن و سلام‏

تذکر: «لعن» موجب حساسيت بعضي شده، ولي بايد دانست که اساساً لعن، حق انساني انسان است که در مواردي اگر به حقش رسيدگي نشود، جواز لعن هست، مانند مورد «لعان» که در منابع فقه از کتاب و سنت، به آن تصريح شده است. نيز لعن بر ابطال کنندگان و تغيير دهندگان وقف و موقوفات، که منصوص است.

البته «لعن» غير از «سب» است؛ به اين معنا که سب و ناسزا گفتن شايسته نيست.

درباره‏ اختصار صد مرتبه لعن و سلام زيارت عاشورا، مي‏توان به اين طريق عمل کرد که مرحوم فقه سالک الي الله، حضرت آية الله حاج شيخ حسن علي تهراني خراساني معروف به «مرواريد» قدس سره (که بين ما و ايشان عقد اخوت محقق شده) فرمود:

نوعي اختصار از امام هادي عليه‏السلام نقل شده (گويا در کتاب صدف که در کتابخانه‏ آستان قدس رضوي عليه‏السلام هم هست، ذکر شده). مثلا پس از قرائت کامل يک مرتبه اللهم العن اول ظالم...، 99 مرتبه اللهم العنهم جميعا بگويند. نيز وقتي که السلام عليک و علي الأرواح... قرائت کردند، در پايان 99 مرتبه اين عبارت را بگويند: السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين. نيز ممکن است همان موقعي که لعن و سلام را مي‏خواند، بگويد «صد مرتبه» (مأئة مرة)، مانند آن که گفته مي‏شود «صد بار سلام».

تولي و تبري در اسلام‏

هر متاع يا پديده‏اي در دنيا، ترازوي خاص خود را دارد. به عنوان مثال، درجه حرارت يا برودت هوا با دستگاه مخصوصي اندازه‏گيري مي‏شود؛ فشار آب رودخانه را با وسليه مخصوصي مي‏سنجند؛ در مسايل ادبي براي سنجش شعر، اوزان مخصوصي وجود دارد.

اعمال انسان نيز در قيامت با ترازوي خاص اندازه‏گيري مي‏شود و کيفيت و کميت آن را با روش خاصي محاسبه مي‏کنند.

خداوند در اين باره مي‏فرمايد:

والوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فأولئک هم المفلحون، و من خفت موازينه فأولئک الذين خسروا أنفسهم بما کانوا بآياتنا يظلمون

محشر حقاً روز سنجيدن اعمال است، پس آنان که در آن ميزان حق وزين و نيکوکار بودند، البته رستگار خواهند بود و آنان که سبک وزن بودند، آن کساني هستند که چون به آيات و رسولان خدا ستم کرده‏اند، بر خود زيان رسانيده‏اند.

در قيامت، اعمال، عقايد و اخلاق مردم را با «حق» مي‏سنجند.

حق در يک کفه ترازو و اعمال و اخلاق انسان در طرف ديگر قرار مي‏گيرد تا مشخص شود چه عملي حق دارد و کدام از حق بي‏بهره است.

آنان که اعمالشان سنگين است، اهل سعادت هستند و آنان که اعمالشان سبک است، از سعادت محرومند.

تاثير محبت به اهل بيت‏

ابوبصير رحمه الله از شاگردان امام باقر و امام صادق عليهم‏السلام است.

وي چنين روايت مي‏کند که معصوم عليه‏السلام فرمود:

وقتي بنده مؤمن، وارد قبر و برزخ مي‏شود، شش چهره‏ نوراني نيز با او وارد مي‏شوند.

در بين اين شش صورت، يکي از همه نوراني‏تر، پر بهاتر و زيباتر است.

يکي از آن‏ها طرف راست او در قبر قرار مي‏گيرد، ديگري طرف چپ، سومي روبرو، چهارمي پشت سر، پنجمي نزديک پاهاي او.

سپس آن که از همه نوراني‏تر است، بالاي سر او مي‏ايستد.

اين شش صورت در برابر هر گونه حادثه و مشکلي که بخواهد به او آسيب برساند، از وي حمايت مي‏کنند.

اگر از طرف راست اين مؤمن، بخواهد به وي آسيب برساند، آن که طرف راست اوست حفظش مي‏کند، نيز از طرف چپ، روبرو، پشت سر، زير پا، بالاي سر.

آن گاه معارفه‏اي در همان برزخ بين اين صورت‏هاي نوراني برقرار مي‏شود و يکديگر را معرفي مي‏کنند.

آن که از همه نوراني‏تر است از ديگران مي‏پرسد خدا جزاي خير به شما بدهد، شما کيستيد؟

آن که طرف راست اين بنده‏ مؤمن قرار دارد مي‏گويد: من نماز او هستم.

آن نوري که پايين پاي اوست مي‏گويد: من نيکي‏هايي هستم که او به برادران مؤمن روا داشته است. خيري که به ديگران رسانده به صورت نوراني مجسم شده و پايين پاي انسان قرار مي‏گيرد که از آن طرف به انسان گزندي وارد نشود.

آن صورت نوراني که روبروي او ايستاده مي‏گويد من روزه او هستم. روزه هم به صورت نوراني در قبر، جلو او قرار مي‏گيرد و آن صورت نوراني که پشت سر اوست نمي‏گذارد از پشت سر به او آسيبي برسد و مي‏گويد: من حج و عمره‏ي او هستم.

آن گاه اين پنج نفر که خود را معرفي کردند، از صورتي که بالاي سر مؤمن ايستاده سوال مي‏کنند، تو کيستي که از همه ما نوراني‏تر هستي؟

مي‏گويد: من ولايت خاندان پيغمبرم:

«أنا الولاية لآل محمد صلوات الله عليهم اجمعين»

آري! دوستي آن خاندان و محبت علي و اولادش عليهم‏السلام به اين صورت تجسم پيدا مي‏کند. پيروي آن‏ها به اين صورت درمي‏آيد که از همه نوراني‏تر است و بر انسان اشراف دارد.

اين همان حکمت محبت است؛ زيرا گاهي انسان، اهل بيت عليهم‏السلام را تصور مي‏کند و به آن‏ها علاقه‏ صوري دارد و گاهي هم، تشنه آنان است که اين انسان تا به چيزي معرفت پيدا نکند، محبت پيدا نمي‏کند.

ارزش انسان به مقدار محبت اوست و هر کسي با محبوبش محشور مي‏شود.

اگر انسان خواست دوست علي و اولادش عليهم‏السلام بشود که ذخيره‏اي بالاتر از مسأله «تولي» و «تبري» نيست، بايد بعد از معرفت خدا، آنان را اولياي خويش قرار بدهد. لذا يکي از واجبات تشهد، گفتن «اللهم صل علي محمد و آل محمد» است.

درود بر اين خاندان در کنار «شهادتين» در متن عبادت قرار گرفته است.

نقش تولي و تبري در انسان‏

زيباترين کلام را، حضرت امام باقر عليه‏السلام در بياني ارزنده فرموده‏اند که تولي و تبري مي‏تواند حجاب بين انسان و خدا را تا حدي که آن انسان ظرفيت آن را داشته باشد، برطرف نمايد و به سوي حضرت حق متعال حرکت کند و در مقابل، خداوند نيز با نظر رحمت او را دريابد. به اين روايت دقت کند:

من سره ان لا يکون بينه و بين الله حجاب حتي ينظر الي الله و ينظر الله اليه، فليتول آل محمد، و يبرأ من عدوهم...

 کسي که دوست دارد بين او و خدا حجابي نباشد، تا به حدي که به اندازه معرفت و ظرفيتي که دارد نظر به سوي خدا داشته باشد، و خداوند با لطف و رحمت خويش نيز به او نظر کند، پس دوست دار آل محمد عليهم‏السلام باشد و از دشمنان آنان نيز دوري جويد...

امام رضا عليه‏السلام در نامه‏اي که به مأمون نوشته‏اند، شرايط ايمان را معرفت قلبي و اقرار به زبان دانستند، سپس فرمود:

والبراءة عن الذين ظلموا آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم و هموا باخراجهم، و سنوا ظلمهم و غيروا سنة نبيهم صلي الله عليه و آله و سلم...

از ديگر آثار ايمان، برائت و بيزاري از کساني است که در حق آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم ظلم کرده، به اخراج ائمه طاهرين عليهم‏السلام اهتمام کرده، ظلم به آن حضرت را پايه گذاري کردند و سنت حضرت نبي مکرم صلي الله عليه و آله و سلم را تغيير دادند.

احترام به فرهنگ عاشورا

زيارت عاشورا، شيواترين بيان شيعيان و محبين اهل بيت عليهم‏السلام است.

آنان، پيروان امام حسين عليه‏السلام هستند، که لحظه لحظه‏ عمرشان را در آرزوي زندگي در خط سرخ شهادت در جبهه‏ حسيني سپري مي‏کنند، و وفاداري خويش را به پيامبر و خاندان پاکش اعلان مي‏نمايند و در حقيقت، پس از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز پذيراي فرمان حضرت علي عليه‏السلام شدند و...

بنابراين، عاشورا، که مرز تشخيص دو محور حق و باطل است، بايد کلاس درس مستمر براي شيعيان باقي بماند، لذا صلوات و سلام و درود بي‏پايان، بر کساني است که سر بر آستانه‏ امام حسين عليه‏السلام گذارده‏اند و لعن و طرد و بيزاري، از کساني مي‏شود که به هر نحوي، اهل بيت عليهم‏السلام را اذيت و آزار نمودند.

پس شيعيان هر چه دارند، به برکت محمد و آل محمد عليه‏السلام است، لاجرم به پاس اين نعمت پيوسته، اظهار ارادت و متابعت مي‏کنند و از مخالفين و دشمنان و سرکوب گران، به شدت اظهار بيزاري و انزجار مي‏نمايند، زيرا سیدالشهداء عليه‏السلام، آن چنان ارزش و شخصيتي به ملت اسلام داد که هميشه روح سازش ناپذيري در مقابل کساني که در جنگ و ستيز با خدا دارند را در دل مسلمانان زنده کرد.

امام حسين عليه‏السلام به مردم عشق و ايده داد، به طوري که احساس استغناء و بي‏نيازي در مردم پيدا شد و معناي مبارزه با ظلم را آموختند.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:26:08
طلوع خورشید 05:45:20
اذان ظهر 11:23:17
غروب خورشید 17:00:51
اذان مغرب 17:17:00
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟