وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

شرح زيارت عاشورا(18)

شرح زيارت عاشورا(18)
زمان انتشار :
یکشنبه 19 آبان 1392 | 21:22
اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علي مصابهم الحمد لله علي عظيم رزيتي اللهم ارزقني شفاعة الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه‏السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علي مصابهم الحمد لله علي عظيم رزيتي اللهم ارزقني شفاعة الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه‏السلام.

پروردگارا! ستايش مي‏کنم به ستايش شکرگزاران تو بر غم و اندوهي که به من در مصيبت رسيد.

حمد خدا را بر عزاداري و اندوه و غم بزرگ من.

خدايا! شفاعت حسين را روزي که بر تو وارد مي‏شوم، نصيبم بگردان و ثابت بدار برايم قدم راستي را در نزد خودت، همراه حضرت حسين و اصحابش، آنان که فدا کردند جانشان را در راه حسين که بر او سلام باد.

شکر نعمت

زائر، در اين فراز از زيارت، پس از اهداي تحيت و اظهار محبت و ابراز برائت از ظالمان، در حالي که به سجده افتاده است و بيني بر خاک مي‏سايد، شاکر نعمت‏هاي الهي است و مهم‏ترين درخواستش را؛ يعني شفاعت امام حسين عليه‏السلام را از خداوند سبحان طلب مي‏کند.

استفاده از نعمت‏هاي الهي‏

قرآن کريم وقتي چشم و گوش و عقل و هوش را نعمت مي‏شمارد که انسان از طريق اين‏ها به تدبر و تفکر در آيات الهي بپردازد و بر ميزان معرفت و محبتش نسبت به خالق چشم و گوش و آفريدگار عقل و هوش بيفزايد.

امام حسين عليه‏السلام نيز در دعاي عرفه فرمود:

و متعني بجوارحي و اجعل سمعي و بصري الوارثين مني...

خدايا! موفقم کن که از اعضاء و جوارح خود بهره‏برداري کنم و چشم و گوش و قواي ظاهر و باطنم؛ پس از مرگ من وارث من باشند.

وارث سعادتمند آن کسي است که از مورثش ثروت فراواني باقي بماند که در سايه‏ آن به آسايش برسد.

چشم و گوش انسان پس از مردن در صورتي مي‏توانند وارث خوشبختي باشند که مورثشان چيزي که به جا مي‏گذارد، از دريچه‏ اين چشم و گوش ديدني‏ها و شنيدني‏هايي ذخيره کرده و باقيات صالحاتي فراهم کرده باشد.

در اين صورت است که چشم و گوش و دست و پا و دل و مغز، وارث خوشبختي خواهد بود و در پرتو آن باقيات صالحات، به سعادت و آسايش جاودانه خواهند رسيد.

سيدالشهدا عليه‏السلام در دعاي عرفه فرمود:

عميت عين لا تراک عليها قيبا و خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبک نصيبا

واي بر بدبختي و کوري و نابينايي! آن چشمي که در دنيا تو را اي خدا، حاضر و ناظر بر حرکات و سکناتش نديده و هم چنان بي‏پروا و بي‏اعتنا به فرمانت به همه جا خود را کشيده و در هر منظر و چشم‏انداز نامرضي تو، بي‏ترس از آتش قهرت چريده و سرانجام با دست خالي از سود جاوداني معرفت و محبت به خانه‏ قبرش خزيده است.

وا اسفاه از اين زيان و خسران! اين بنده‏ي بي‏چاره‏اي که يک عمر در اين بازار دنيا دويده و سايه‏ عمر

عزيز از کف داده و عاقبت محروم از سود جاودان و بي‏حظ و نصيب، از مايه‏ حيات ابدي در کفن پيچيده و رفته است.

گوشي که در اين ايام مهلت، هر صداي آتش افروزي را در خود جا داده و اعتنايي به نداي حيات بخش انبيا و اوليا ننموده است. فردا شهيق لرزاننده‏ جهنم را در خود جا خواهد داد که:

اذا ألقوا فيها سمعوا لها شهيقا و هي تفور

اگر بنا شود که هر چشم و گوش ناپاک و هر دل و مغز هوس بازي، به بهشت خدا راه بيابد، پس بهشت عين صحنه‏ دنيا خواهد شد که پاک و ناپاک و خبيث و طيب با هم بياميزند، در حالي که اين چنين نيست:

في جنة عالية، قطوفها دانية

 در بهشت عالي رتبه، که ميوه‏هاي آن نزديک است.

لا يسمعون فيها لغوا و لا تأثيما

لغو و گناه را در آن جا نمي‏شنوند.

بر اين اساس، بالاترين نعمت براي انسان آن نيرو و آن وسيله‏اي است که تمام اين اسباب و وسايل حياتي را از بدن و اعضاي بدن و قواي جسمي و روحي و ساير شرايط زندگي، همه را در راه تأمين هدف اساسي از خلقت انسان که تقرب جستن به خالق سبحان است، بيفکند و آدمي را وادار کند که تمام شئون حياتي خود را در همان راه به کار برده و به منظور نيل به آن هدف اصلي، فعاليت کند و آن نيرو و آن وسيله، همان نيروي دين است که در همه جا و همه حال و هر مرحله‏اي از زندگي، خدا و قرب او را به انسان نشان مي‏دهد و خاطر نشان مي‏سازد که در نظر گرفتن هر هدفي جز خدا و رضاي او، سبب ابطال عمر و تضييع حيات است و افتادن در آتش حسرت و ندامت و محروميت، عاقبت آن است.

از اين روي، در اين قسمت از زيارت زمزمه مي‏کنيم که چه سعادتي بالاتر از اين که پس از اهداي تحيت و اظهار محبت و ابراز برائت از ظالمان، در حالي که به سجده مي‏افتيم و بيني بر خاک مي‏ساييم، شاکر نعمت‏هاي الهي باشيم و شفاعت امام حسين عليه‏السلام را طلب کنيم!

اکنون که مطلب به اينجا رسيد، مناسب است مطالبي درباره‏ «شفاعت»، ذکر گردد:

جلوه‏اي از شفاعت اهل بيت

«شفاعت» يک اصل قرآني و اسلامي است و ترديد در اين مسأله راه ندارد.

برخي از آياتي که در اين زمينه در قرآن کريم آمده اين گونه است:

من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه

چه کسي جز به اذن او در نزد وي شفاعت مي‏کند.

 و لا يشفعون الا لمن ارتضي

جز کساني که خدا از آنان خشنود باشد، شفاعت نخواهند کرد.

و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن أذن له

 جز به اجازه و اذن او شفاعت کننده‏اي نخواهد بود.

لا يملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهدا

 جز آن که با خداي پر مهر پيماني بسته باشد، همه و همه از شفاعت بي‏بهره‏اند.

و کم من ملک في السماوات لا تغني شفاعتهم شيئا الا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء و يرضي

و چه بسيار فرشتگان در آسمان‏هايند که شفاعت آنان سود نمي‏دهد مگر پس از آن که خدا براي هر کس که خود مي‏خواهد اجازه دهد و خشنود باشد.

در آن روز شفاعت سود نمي‏دهد، مگر اين که خداي پر مهر اجازه دهد.

ياد معاد

برانگيخته شدن انسان‏ها در روز رستاخيز، هماره ذهن انسان را به خود مشغول مي‏کند.

ائمه‏ معصوم عليهم‏السلام نيز همواره به مسأله‏ قيامت و روز رستاخيز مي‏انديشند.

به عنوان نمونه، حضرت زهرا عليهاالسلام نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مي‏انديشيد. فکر زنده شدن، عرضه شدن به محضر عدل الهي، عريان بودن انسان‏ها در قيامت و غيره، او را در اندوه فرومي‏برد.

امام علي عليه‏السلام در اين زمينه فرمود:

روزي پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم نزد فاطمه عليهاالسلام رفت و او را اندوهناک ديد. فرمود: دخترم! چرا اندوهگيني؟!

حضرت زهرا عليهاالسلام پاسخ داد:

پدر جان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مي‏دهد.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

آري دخترم! آن روز، روز بزرگي است؛ اما جبرئيل از سوي خداوند برايم خبر آورد من اولين کسي هستم که برانگيخته مي‏شوم؛ سپس ابراهيم و آن گاه همسرت علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام برانگيخته مي‏شود. پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوي تو مي‏فرستد.

وي هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت برقرار مي‏سازد. آنگاه اسرافيل لباس‏هاي بهشتي برايت مي‏آورد و تو آنان را مي‏پوشي. فرشته‏ ديگري به نام «زوقائيل» مرکبي از نور برايت مي‏آورد که مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مرکب سوار مي‏شوي و زوقائيل آن را هدايت مي‏کند.

در اين حال، هفتاد هزار فرشته با پرچم‏هاي تسبيح پيشاپيش تو راه مي‏سپارند.

اندکي که رفتي، هفتاد هزار حورالعين در حالي که شادمانند و ديدارت را به يکديگر بشارت مي‏دهند، به استقبالت مي‏شتابند.

در دست هر يک از حوريان منقلي از نور است که بوي عود از آن برمي‏خيزد... آنان در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حرکت مي‏کنند.

هنگامي که به همان اندازه از آرامگاهت دور شدي، «مريم» دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مي‏آيد و بر تو سلام مي‏گويد.

آنان سمت چپت قرار مي‏گيرند و همراهت حرکت مي‏کنند. آن گاه مادرت «خديجه»، اولين زني که به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته که پرچم‏هاي تکبير در دست دارند، به استقبالت مي‏آيند.

وقتي به جمع انسان‏ها نزديک شدي، «حواء» با هفتاد هزار حورالعين، به همراه «آسيه» دختر مزاحم نزدت مي‏آيد و با تو رهسپار مي‏شود.

«فاطمه جان»! هنگامي که به وسط جمعيت حاضر در قيامت مي‏رسي، کسي از زير عرش پروردگار به گونه‏اي که تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مي‏زند:

چشم‏ها را فروپوشانيد و نظرها را پايين افکنيد تا «صديقه فاطمه»، دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و همراهانش عبور کنند.

پس هيچ کس جز ابراهيم خليل الرحمان و علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام به تو نگاه نمي‏کنند.

نيز رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

روز قيامت، دخترم فاطمه بر مرکبي از مرکب‏هاي بهشت وارد عرصه‏ محشر مي‏شود.

مهار آن مرکب، از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشک بهشتي و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدي از نور قرار دارد که بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است.

فضاي داخل آن گنبد انوار عفو الهي و خارج آن پرتو رحمت خدايي است. بر فرازش تاجي از نور ديده مي‏شود که هفتاد پايه از در و ياقوت دارد که همانند ستارگان درخشان نور مي‏افشانند.

در هر يک از دو سمت راست و چپ آن مرکب، هفتاد هزار فرشته به چشم مي‏خورد. جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداي بلند ندا مي‏کند: نگاه خود فراسوي خويش گيرید و نظرها پايين افکنيد، اين فاطمه دختر محمد است که عبور مي‏کند.

در اين هنگام، همه، حتي پيامبران و صديقين و شهدا، همگي از ادب ديده فرومي‏گيرند تا فاطمه عليهاالسلام عبور مي‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مي‏گيرد.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به فاطمه زهرا عليهاالسلام درباره‏ چگونگي حضورش در عرصه‏ قيامت فرمود:

سپس منبري از نور برايت برقرار مي‏سازند که هفت پله دارد و بين هر پله‏اي تا پله‏ ديگر صف‏هايي از فرشتگان قرار گرفته‏اند که در دستشان پرچم‏هاي نور است. هم چنين در طرف چپ و راست منبر حورالعين صف مي‏کشند... آن گاه که بر بالاي منبر قرار مي‏گيري، جبرئيل مي‏آيد و مي‏گويد:

اي فاطمه! آن چه مايلي از خدا بخواه...

شکايت در دادگاه عدل الهي‏

درخواست نخست حضرت زهرا عليهاالسلام در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شکايت از ستمگران است.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

هنگامي که فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مي‏گيرد، خود را از مرکب به زير انداخته، اظهار مي‏دارد:

الهي و سيدي، ميان من و کسي که مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داوري کن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حکم کن...

بر اساس روايتي ديگر، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

دخترم فاطمه در حالي که پيراهن‏هاي خونين در دست دارد، وارد محشر مي‏شود، پايه‏اي از پايه‏هاي عرش را در دست مي‏گيرد و مي‏گويد:

اي خداي عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داوري کن.

 به خداي کعبه سوگند، به شکايت دخترم رسيدگي مي‏شود و حکم الهي صادر مي‏گردد.

ديدار حسن و حسين

دومين درخواست حضرت زهرا عليهاالسلام در روز قيامت از خداوند چنين است:

خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.

در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام به سوي فاطمه زهرا عليهاالسلام مي‏شتابند، در حالي که خون از رگ‏هاي بريده‏ امام حسين فوران مي‏کند.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

هنگامي که به فاطمه گفته مي‏شود وارد بهشت شو، مي‏گويد:

هرگز وارد نمي‏شوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه کردند؟

به وي گفته مي‏شود:

به وسط قيامت نگاه کن.

پس بدان سمت مي‏نگرد و فرزندش حسين را مي‏بيند که ايستاده و سر در بدن ندارد.

دختر پيامبر ناله و فرياد سر مي‏دهد.

فرشتگان نيز (با ديدن اين منظره) ناله و فرياد برمي‏آورند.

امام صادق عليه‏السلام فرمود:

حسين بن علي عليهماالسلام در حالي که سر مقدسش را در دست دارد، مي‏آيد.

فاطمه با ديدن اين منظره ناله‏اي جانسوز سر مي‏دهد.

در اين لحظه، هيچ فرشته‏ مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمني نيست مگر آن که به حال او مي‏گريد.

در اين موقعيت، خداوند به خشم آمده، به آتشي به نام «هبهب» که هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگي در آن راه نمي‏يابد و هيچ اندوهي از آن جا بيرون نمي‏رود، دستور مي‏دهد قاتلان حسين بن علي را برگير و جمع کن... آتش به فرمان پروردگار عمل کرده، همه آنان را برمي‏چيند...

شفاعت براي دوستان اهل بيت

سومين درخواست حضرت زهرا عليهاالسلام در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل بيت عليهم‏السلام است که مورد قبول حق قرار مي‏گيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مي‏دهد.

امام باقر عليه‏السلام فرمود:

هنگامي که فاطمه به در بهشت مي‏رسد، به پشت سرش مي‏نگرد. ندا مي‏رسد:

اي دختر حبيب! اينک که دستور داده‏ام به بهشت بروي، نگران چه هستي؟

فاطمه عليهاالسلام جواب مي‏دهد:

پروردگارا! دوست دارم در چنين روزي با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مي‏رسد: اي دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر که در قلبش دوستي تو يا يکي از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

شفاعت دوستان فاطمه از ديگران‏

عظمت و مقام حضرت زهرا عليهاالسلام در روز قيامت چنان است که خداوند به خاطر «فاطمه»، به دوستان آن حضرت مقام شفاعت مي‏دهد.

امام محمد باقر عليه‏السلام به جانب جابر رحمه الله فرمود:

جابر! به خدا سوگند، فاطمه عليهاالسلام با شفاعت خود در آن روز، شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مي‏سازد، چنان که کبوتر دانه‏ خوب را از دانه بد جدا مي‏کند.

هنگامي که شيعيان فاطمه همراه وي در بهشت مي‏رسند، خداوند در دلشان مي‏افکند که به پشت سر بنگرند. وقتي چنين کنند.

ندا مي‏رسد: «دوستان من»! اکنون که شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟

آنان عرضه مي‏دارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزي مقام و منزلت ما براي ديگران آشکار شود.

ندا مي‏رسد: دوستانم! برگرديد و بنگريد و هر که به خاطر دوستي فاطمه، شما را دوست داشت و هر که به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتي را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت کنيد.

ورود حضرت زهرا به بهشت‏

فاطمه زهرا عليهاالسلام، پس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانش و رسيدگي به شکايتش در دادگاه عدل الهي به فرمان خدا، با جلال و شکوه خاصي وارد بهشت مي‏شود.

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در اين باره فرمود:

روز قيامت، دخترم فاطمه در حالي که لباسهاي اهدايي خداوند را که با آب حيات آميخته شده، پوشيده، محشور مي‏شود و همه‏ مردم از مشاهده‏ اين کرامت تعجب مي‏کنند.

آن گاه لباسي از لباس‏هاي بهشت بر وي پوشانده مي‏شود. بر هزار حله بهشتي براي او با خط سبز چنين نوشته شده است:

دختر پيامبر را به بهترين شکل ممکن و کامل‏ترين هيبت و تمام‏ترين کرامت و بيشترين بهره وارد بهشت سازيد.

پس فاطمه عليهاالسلام را به فرمان پروردگار در کمال عظمت و شکوه، در حالي که پيرامونش هفتاد هزار کنيز قرار گرفته‏اند، به بهشت مي‏برند.

استقبال حوريان بهشتي‏

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:

هنگامي که به در بهشت مي‏رسي، دوازده هزار حوريه، که تاکنون به ملاقات کسي نرفته و نخواهند رفت، در حالي که مشعل‏هاي نوراني به دست دارند و بر شتراني از نور که جهازهايشان از طلاي زرد و ياقوت سرخ و مهارهايشان از لؤلؤ و مرواريد درخشان است سوارند، به استقبالت مي‏شتابند.

پس وقتي داخل بهشت شدي، بهشتيان به يکديگر ورودت را بشارت خواهند داد و براي شيعيانت سفره‏هايي از گوهر، که بر پايه‏هايي از نور برقرار ساخته‏اند، آماده مي‏سازند و در حالي که هنوز ساير مردم گرفتار حسابرسي‏اند، آنان از غذاهاي بهشتي مي‏خورند.

اولين سخن در بهشت‏

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

هنگامي که فاطمه عليهاالسلام داخل بهشت مي‏شود و آن چه خداوند برايش مهيا کرده مي‏بيند، اين آيه را تلاوت مي‏کند:

ستايش و سپاس ويژه خدايي است که اندوهمان را زدود. پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است؛ پروردگاري که در سايه‏ بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه هميشگي‏مان فرود آورد. ما در آن جا با رنج و ملالي روبه‏رو نمي‏شويم.

نور فاطمه در بهشت‏

ابن‏شهرآشوب مي‏نويسد:

در بسياري از کتاب‏ها، از جمله کشف اللئام و الفضائل، در معناي اين آيه‏:

لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا

و نمي‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايي را

آورده‏اند که ابن‏عباس گفت: ناگهان بهشتيان نوري مي‏بينند که باغ‏هاي بهشت را نوراني مي‏کند، اظهار مي‏دارند:

خدايا، تو در کتابي که بر پيامبرت فرستادي، فرمودي: (لا يرون فيها شمسا)؛ بهشتيان در بهشت خورشيدي نخواهند ديد.

ندا مي‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلکه علي عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام از چيزي تعجب کرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمود:

هرگاه اولياي خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبياء، همه به ديدارت مي‏شتابند.

ولايت، مظهر و تقدير خدا

يک دانه‏ گندم که در دل خاک رشد و نمو مي‏کند، با حرکتي منظم، راهي را طي مي‏کند. در عالم خويش، مقصد را مي‏فهمد و مسير را تشخيص مي‏دهد و برنامه‏ سير را هم درک مي‏کند.

خداوند مي‏فرمايد:

ان من شي‏ء الا يسبح بحمده...

و موجودي نيست جز آن که ذکرش تسبيح و ستايش اوست...

کل قد علم صلاته و تسبيحه...

همه به تسبيح و ثناي خدا مشغولند...

هر چه در عالم هست، تسبيح و تحميد خداوند را مي‏کنند.

رضا و تسليم‏

امام صادق عليه‏السلام فرمود:

خداوند در روي زمين، بندگاني دارد از بندگان خالص که هر تحفه‏اي از آسمان بيايد، از ايشان برمي‏گرداند و به ديگران مي‏رساند و هر بلايي که بيايد، متوجه آن‏ها مي‏سازد.

و اين شدت علاقه و محبت خداوند، تا آن جا است که همه چيز را از آن بنده‏ خالص مي‏گيرد:

خداوند متعال وقتي بنده‏اي را دوست داشته باشد، او را مبتلا مي‏کند، اگر علاقه شديد به او داشته باشد، همه چيزش را مي‏گيرد.

راوي مي‏پرسد افتناء چيست؟

فرمود: مال و فرزند برايش نمي‏گذارد.

ايوب پيامبر عليه‏السلام نمونه‏اي از اين عنايت بود که مال و فرزند و همه‏ زندگي او را گرفت.

در کربلا چه گذشت؟

بدن مبارک امام عليه‏السلام، جراحت‏هاي فراوان برداشته بود.

ديگر توان و قدرت جسمي او تمام شده بود. ناگاه تيري به سينه‏ مبارک آن حضرت اصابت نمود و حضرت از روي اسب به زمين افتاد.

در آن حال فرمود:

الهي رضا بقضائک و تسليما لأمرک لا معبود سواک يا غياث المستغيثين.

آري! امام حسين عليه‏السلام با آن همه صحنه‏هاي تکان دهنده‏اي که در روز عاشورا اتفاق افتاد، به راستي هيچ کس را غير از خدا نمي‏ديد، در نتيجه‏ نعمت فراواني به آن حضرت عليه‏السلام داده شد، چرا که هرگاه شدت محنت و رنج و بلا، بيش‏تر باشد، شکر بيش‏تري لازم دارد و عالي‏ترين نوع سپاس گزاري و شکر، سر به سجده نهادن است:

اقرب ما يکون العبد الي الله و هو ساجد باک

 نزديک‏ترين حالات بنده به خداي متعال، حال سجده است که گريه کند.

و حضرت امام علي عليه‏السلام در رابطه با حقيقت و روح پيام سجده‏اي که در زيارت عاشورا به آن توصيه شده است فرمود:

سجده‏ نفساني (که روح سجده)، رها بودن دل است از امور فناپذير و نيز روي آوردن با همه‏ وجود، به امور جاودان و بريدن کبر و تعصب بي‏جا، و کندن همه‏ي علايق دنيوي و آراسته گرديدن به اخلاق نبوي.

بر همين اساس در اين فراز مي‏گوييم:

اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علي مصابهم

پروردگارا! ستايش مي‏کنم به ستايش شکرگزاران تو بر غم و اندوهي که به من در مصيبت رسيد.

ائمه معصوم عليهم‏السلام که تربيت کنندگان روح انسان‏ها هستند، به شيعيان توصيه دارند که شاکر بر مصائب و سختي‏ها باشند.

از برکات زيارت عاشورا، شناخت چنين مقامي است که زائر در حال سجده، بيني بر خاک بسايد و شاکر نعمت‏هاي الهي بوده، راضي به رضايت خداوند باشد و اميد است که در سايه‏ اين دوستي و مودت با اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام، در راه مقام به قرب و رضاي الهي توان گام برداشتن پيدا کند.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:59:48
طلوع خورشید 06:24:05
اذان ظهر 11:34:03
غروب خورشید 16:43:57
اذان مغرب 17:01:26
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟