وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

شرح زيارت عاشورا(16)

شرح زيارت عاشورا(16)
زمان انتشار :
یکشنبه 19 آبان 1392 | 21:19
السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام عليک يا اباعبدالله و علي الأرواح التي حلت بفنآئک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل والنهار و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

سلام بر تو اي اباعبدالله و بر ارواحي که در جوار رحمت تو درآمدند. سلام خدا بر تو، روز و شب تا زنده هستم و مادامي که شب و روز باقي است و خدا اين زيارت مرا آخرين عهد با حضرتت قرار ندهد. سلام بر حسين و بر علي فرزند حسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب حسين.

تجارت مطلوب‏

امام حسين عليه‏السلام در نزد خداوند جايگاه ويژه‏اي دارد.

عهد بستن انسان با امام حسين عليه‏السلام ويژگي‏هاي خاص خود را مي‏طلبد که يقيناً داراي منزلت فراواني است.

انسان‏هاي مؤمن، با قرائت زيارت پر فيض عاشورا، به آسودگي‏هاي روحي و صفاي باطني دست پيدا مي‏کنند.

افزون بر اين، بايد بستري فراهم گردد، تا انسان‏هايي که از آلودگي‏هاي روحي رنج مي‏برند، با قرائت زيارت پر فيض عاشورا، روح خود را پالايش داده و در کمين لحظه‏هاي ناب بنشينند و آن گاه از صفاي باطن لذت ببرند.

افرادي که در زندگي‏هاي مادي غرق گشته‏اند، مي‏توانند وقتي از اين طريق، صفايي به باطن وجودشان رسيد، از برکات معنوي اين دعا بهره‏مند گردند.

اين فرصتي است که خداوند متعال، به وسيله‏ برکات وجود ارزنده امام حسين عليه‏السلام، براي همه‏ انسان‏ها قرار داده است.

انسان‏ها با توبه از کارهايي که روح آنان را دچار تاريکي‏ها و آلودگي‏هايي کرده است، ضمن دگرگوني عميق در سراسر اعضاء و جوارح خويش، مي‏توانند از راه عهد بستن با امام حسين عليه‏السلام به امتيازات ويژه‏اي دست پيدا کنند.

اين چيزي است که انسان‏هاي مؤمن در تمامي لحظات سعي در به دست آوردن آن دارند و از هيچ فرصتي دريغ نمي‏کنند، اما لذت کار زماني دو چندان مي‏شود که بتوانيم انسان‏هاي نااميد را نيز در کنار اين سفره باعظمت و پرنعمت بنشانيم.

چه بسا افرادي که بر اثر لغزش‏هايي که در زندگي براي آنان رخ داده، به دنبال مددکار باشند.

اکنون براي تبيين بيش‏تر، مطالبي را يادآور مي‏شويم:

بخشندگي خدا

حضرت علي عليه‏السلام به امام حسن عليه‏السلام چنين وصيت فرمود:

در توبه و در طلب خشنودي‏اش را بر تو گشوده، پس هرگاه او را بخواني صدايت را مي‏شنود و هر گاه با او نجوا کني، راز گويي و نجوايت را مي‏داند، پس نياز خود را با او در ميان مي‏نهي و درون خويش را براي او آشکار مي‏کني و از غم‏هايت به سويش شکوه مي‏بري و بر طرف شدن گرفتاري‏هايت را از او طلب مي‏کني و بر کارهايت از او ياري مي‏طلبي و از خزانه‏هاي رحمتش آن مقدار که غير او را بر عطا کردنش قدرت نيست از او درخواست مي‏کني مانند: افزوني در عمرها و سلامتي بدن‏ها و فراخي روزي‏ها.

تحول و انقلاب دروني، سيئات اعمال را در آينده به حسنات تبديل مي‏کند؛ به اين معنا که وقتي در سايه‏ توبه، عمل نيک انجام مي‏دهد، خداوند سبحان به او توفيق عنايت فرموده است و بر همين اساس، گناهان توبه کننده بخشيده شده و از نامه عمل وي محو مي‏گردد.

نقش زيارت پر فيض عاشورا براي همه‏ انسان‏هايي که خواستار کسب معنويت هستند، حائز اهميت است.

اين معامله‏ پر سود، که با يادماني از مصائب حضرت امام حسين عليه‏السلام و اهل بيتش شکل مي‏گيرد، يکي از جلوه‏هاي فضل و بزرگواري حضرت حق متعال مي‏باشد.

در تفسير نمونه روايتي از ابوذر رحمه الله نقل شده است که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

روز قيامت که مي‏شود، بعضي از افراد را حاضر مي‏کنند، خداوند دستور مي‏دهد گناهان صغيره او را به او عرضه کنيد و کبيره‏ها را بپوشانيد.

به او گفته مي‏شود تو در فلان روز، فلان گناه صغيره را انجام دادي و او به آن اعتراف مي‏کند، ولي قلبش از کبائر ترسان و لرزان است.

در اين جا هر گاه خدا بخواهد به او لطفي کند، دستور مي‏دهد به جاي هر سيئه، حسنه‏اي به او بدهيد.

عرض مي‏کند: پروردگارا! من گناهان مهمي داشتم که آن‏ها را در اين جا نمي‏بينم!

ابوذر مي‏گويد: در اين هنگام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تبسم کرد، که دندان‏هايش آشکار گشت.

سپس اين آيه را تلاوت فرمود:

فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات

 پس خدا گناهان آن‏ها را به ثواب‏ها تبديل گرداند.

از اين روي، انسان‏ها مي‏توانند با استفاده از منزلتي که امام حسين عليه‏السلام در درگاه خداوند سبحان دارد، به بخشش و بزرگواري ويژه‏اي در محو شدن گناهان خود، دست يابند.

اکنون که کلام به اين جا رسيد، مطلب را به صورت کلي‏تر بيان مي‏کنيم:

نجات جامعه اسلامي‏

براي به دست آوردن ويژگي‏هاي عالي انساني بايد به اخلاق الهي متخلق شد؛ يعني بايد به سيره و روش زندگاني ائمه‏ معصوم عليهماالسلام درس زندگي گرفت.

بر اين اساس آگاهي از فلسفه‏ قيام حسيني و پيروي از سيره عملي امام حسين عليه‏السلام راهکاري است که ما را مي‏تواند به سعادت جاويدان نايل کند؛ اين يک شعار نيست، بلکه زمينه ساز يک شعور فراگير، براي افکار انسان‏هاي عصر حاضر است.

با نزديک شدن به صفات ائمه معصوم عليهم‏السلام، انسان، اسما و صفات حسناي الهي را دارا مي‏شود و از عيوب منزه مي‏گردد و به طهارت و کمال مي‏رسد.

براي روشن شدن مطلب، اين مثال را مي‏آوريم:

امتحانات فکري و عملي خداوند براي انسان در مراحل مختلف زندگي، موجب باز شدن بازسازي و پاک سازي وجود او مي‏شود همانند:

الذي خلق الموت والحياة ليبلوکم أيکم أحسن عملا

خداوند، مرگ و حيات را آفريد، تا شما را امتحان (و روشن) کند، که از جهت عملي کدام يک از شما بهترين هستيد.

راه نجات جامعه انساني نيز در بازگشت به چشمه‏ سار جوشان و استفاده از برکات فراوان آن است.

جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمان‏هاي اسلامي است، که جامعه ديروز جاهلي؛ زيرا اصول حاکم بر نظام جاهلي قديم، در شکل‏هاي جديدتر ارائه شده است و جاهليت جديدي را در قالب نظام‏هاي عربي و الحادي ترسيم کرده است.

اکنون، با آرامش خاطر از اين که کمي تدبر کرده‏ايم و نسبت به گام‏هاي مؤثر در زندگي، انديشه داشته‏ايم، به متن عميق اين فراز از زيارت بازمي‏گرديم:

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

اين فراز از زيارت، به چه نکاتي اشاره کرده است؟

شخصيت علي بن الحسين

نام سه نفر از فرزندان حضرت سيدالشهداء، علي بوده است که در واقع هر سه، علي بن الحسين هستند و به نام‏هاي «علي اکبر» و «علي اوسط» و «علي اصغر» معروفند و به نظر مي‏آيد که علي اکبر (در زيارت عاشورا به علي بن الحسين خطاب شده) فرزند بزرگ حضرت بوده است، زيرا زماني که سر مبارک حضرت اباعبدالله عليه‏السلام را در مجلس يزيد آوردند، يزيد، امام سجاد عليه‏السلام را طلبيد و از او سؤال کرد: نام تو چيست؟

فرمود: علي بن الحسين

يزيد گفت: مگر خدا علي بن الحسين را نکشت؟

حضرت فرمود:

من برادري داشتم که علي نام داشت و از من بزرگتر بود و شما او را کشتيد.

بنابراين به نظر مي‏آيد با اين دلائل ايشان بزرگتر از امام سجاد عليه‏السلام بوده است.

نقل مي‏کنند که روزي معاويه در ايام خلافت خود به يکي از دوستانش به نام «مغيره» گفت چه کسي از مردم سزاوارتر به امر خلافت است؟

پاسخ داد: جز تو کسي را سزاوار نمي‏دانيم.

معاويه گفت: نه، چنين نيست! بلکه سزاوارتر براي خلافت، علي ابن‏الحسين عليه‏السلام است که جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است و جامع شجاعت بني هاشم و سخاوت بني اميه بوده حسن منظر، و فخر و فخامت ثقيف را داراست.

اين تعريف را شخصي مثل معاويه بر زبان جاري مي‏کند که دشمن درجه‏ اول خاندان نبوت است و اين حاکي از اين است که امتيازات فرزند دلبند سيدالشهداء، علي بن الحسين (علي اکبر) به قدري چشم‏گير است که دوست و دشمن را به اعجاب واداشته است.

علي بن الحسين عليهماالسلام (علي اکبر) از مادري به نام «ليلي»، دختر «ابي‏مرة بن عروة بن مسعود ثقفي» متولد گرديد، که از نظر حسب و نسب در افق بلندي قرار دارد.

يک نمونه‏ عالي که از آن مي‏توان به عظمت آن اسوه تقوي، علم، فضيلت و شجاعت پي برد، فرمايش امام حسين عليه‏السلام در مورد ايشان است که او را چنين معرفي فرمود:

خدايا! تو شاهد باش بر اين قوم. جواني براي جنگ با آنان مي‏رود که در خلق و خوي و گفتار، شبيه‏ترين مردم است به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هر گاه ما به نبي تو اشتياق پيدا مي‏کرديم، به روي او نظر مي‏انداختيم.

بسياري از تاريخ نويسان مذاهب اسلامي ايشان را اولين شهيد هاشمي برشمرده‏اند و زيارت معروف به «زيارت ناحيه مقدسه» نيز مؤيد همين مطلب است.

زيارت ناحيه مقدسه، از جمله زياراتي است که در شأن شهداي کربلا وارد شده و نام تمام شهداء را يکايک بيان کرده است. شيخ مفيد رحمه الله فرموده اين زيارت از طرف ناحيه‏ مقدسه در سال 252 هجري خارج شده است.

در کتاب «زيارت در پرتو ولايت» در اين باره چنين آمده است:

در زيارت مذکور (يعني زيارت ناحيه‏ مقدسه) مي‏گوييم:

سلام بر تو که نخستين شهيد از نسل بهترين زاده‏ دودمان ابراهيم خليل هستي. سلام خدا بر تو و بر پدر تو.

نکاتي چند در اين زيارت قابل بررسي و دقت است:

ناحيه مقدسه

«ناحيه» را عموماً به حضرت ولي عصر - عجل الله تعالي فرجه الشريف - نسبت مي‏دهند، ولي ممکن است اختصاص به خصوص آن حضرت نداشته باشد، بلکه اعم باشد؛ زيرا وقتي امام معصوم عليه‏السلام به خاطر مصالح، يا محدوديت‏ها، با مردم ارتباط مستقيم ندارند، «ناحيه مقدسه» گفته مي‏شود، گرچه غالباً چنين تصور مي‏شود که زيارت معروف به «ناحيه مقدسه»، از ناحيه‏ حضرت ولي عصر - عجل الله تعالي فرجه الشريف - رسيده است.

هنگامي که در تاريخ آن دقت مي‏شود، معلوم مي‏گردد که تاريخ صدورش - که در سال 252 هجري است - مربوط به زمان حضرت امام هادي عليه‏السلام است؛ يعني حدود چهار سال قبل از تولد حضرت ولي عصر عليه‏السلام مي‏باشد.

احتمال دارد که اين زيارت، از ناحيه‏ حضرت امام هادي عليه‏السلام باشد، زيرا تاريخ انشاء آن - که نوشته شده است - درست با زمان ايشان مطابقت مي‏کند. البته از جهات ديگر هم مؤيداتي وجود دارد، زيرا همان طور که گفتيم وقتي نوعي محدوديت بوده، به صدور آن از جانب امام عليه‏السلام، «ناحيه» گفته مي‏شده است، خواه دسترسي نداشتن به امام معصوم عليه‏السلام به خاطر محدوديت ملاقات باشد و خواه به علت غيبت معصوم عليه‏السلام؛ حضرت امام هادي عليه‏السلام نيز در محدوديت و تحت نظر بودند، و به همين خاطر مردم نمي‏توانستند خدمت ايشان برسند.

بر اين اساس اگر کلام و مطلبي از ايشان صادر مي‏شده، احياناً «ناحيه‏ مقدسه» اطلاق مي‏کرده‏اند.

نتيجه اين که لفظ «ناحيه» تنها اختصاص به پيام‏هاي حضرت ولي عصر عليه‏السلام ندارد.

از طرف ديگر در عصر و زمان آن حضرت عليه‏السلام، خلفاء و حاکمان ستمگر، حتي سعي در براندازي نام دودمان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم داشتند و به خصوص مي‏کوشيدند تا حماسه‏ کربلا را که حرکت دهنده و آگاه کننده جامعه بود، از ميان بردارند، لذا دستور محو نام آن‏ها و انهدام قبور مطهر شهداي کربلا را دادند و اين قضيه در زمان متوکل عباسي در چند نوبت اتفاق افتاد و حتي محل مرقد مطهر حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام و اصحاب باوفاي آن حضرت را براي کشاورزي در نظر گرفتند.

امام هادي عليه‏السلام براي احياي آثار ائمه عليهم‏السلام در همان عصر، همان گونه که به انشاي «زيارت جامعه‏ کبيره» پرداختند، به انشاء «زيارت شهداء کربلا» - که با نام و خصوصيات قاتلين آن‏ها همراه بود - اقدام کردند، تا براي هميشه اين نام‏ها در تاريخ زنده بماند و اگر اقدام صريح و شجاعانه‏ آن حضرت نبود، از نام و خصوصيات آنان اطلاعي به ما نمي‏رسيد.

بر اساس آن چه بيان شد، تاريخ زيارت شهداء (معروف به زيارت ناحيه) با زمان حضرت امام هادي عليه‏السلام مطابقت دارد.

مرحوم علامه مجلسي رحمه الله مي‏نويسد:

تاريخ صدور زيارت که سال 252 ذکر شده، چهار سال قبل از ولادت حضرت قائم عليه‏السلام است.

لذا ايشان احتمال داده است که از ناحيه‏ حضرت امام حسن عسکري عليه‏السلام باشد.

اما بايد اين نکته را دقت نمود که اين تاريخ صدور، با زمان امامت حضرت هادي عليه‏السلام منطبق است، و اگر چه امام حسن عسکري عليه‏السلام متولد شده بودند، اما هنوز به امامت نرسيده بودند، هر چند منافاتي ندارد که امام حسن عسکري عليه‏السلام زيارتي را انشاء فرموده باشند.

سلام بر اولاد حسين

تاريخ نويسان و محدثين، در تعداد اولاد حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام اختلاف نظر دارند.

گروهي تعداد آن‏ها را شش نفر دانسته‏اند و برخي ديگر هشت نفر و نيز بعضي از مورخين بين نه تا ده نفر برشمرده‏اند.

شش نفر از فرزندان حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام در جريان کربلا حضور داشته‏اند.

از آن جمله، امام سجاد عليه‏السلام و نيز علي اکبر و علي اصغر عليهماالسلام بوده‏اند که اين دو بزرگوار به شهادت رسيدند.

هم چنين سه دختر حضرت که به نام‏هاي سکينه، فاطمه صغري و رقيه معروف بودند.

البته بيش‏تر مورخين، «رقيه» را ذکر نکرده‏اند.

کمال الدين بن طلحة در مطالب السؤل، فرزندان حضرت را شش پسر و چهار دختر گفته، ولي نام دختر چهارم را نياورده است؛ اما منتخب التواريخ جريان وفات «رقيه»، دختر حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام در «شام» را ذکر کرده است.

علامه کبير مرحوم حاج ميرزا ابوالحسن شعراني رحمه الله در کتاب شريف نفس المهموم، تحت عنوان «در وفات دختر صغير امام عليه‏السلام» جريان وفات دختر چهارساله حضرت اباعبدالله عليه‏السلام را از کامل بهايي نقل مي‏کند.

مسلم است که دو فرزند حضرت اباعبدالله عليه‏السلام در واقعه‏ عاشورا به شهادت رسيدند، يکي علي بن الحسين معروف به «علي اکبر» بودند و ديگري طفل شيرخوار حضرت به نام «عبدالله»، معروف به «علي اصغر» که در حالي که در دامن امام عليه‏السلام بودند، تير دشمن او را شهيد کرد، لذا در زيارت ناحيه‏ مقدسه مي‏خوانيم:

سلام بر عبدالله شيرخواره که تير دشمن او را به خون غلطانيد، آن که خونش به آسمان بالا رفت و آن که با تير، در دامن پدرش ذبح گشت. خداوند قاتلش، حرملة بن کاهل اسدي را لعنت کند.

اصحاب امام حسين

تعداد اصحاب امام حسين عليه‏السلام را حدود هفتاد و چند نفر ذکر کرده‏اند.

علامه مجلسي رحمه الله در بحارالأنوار چهل تن پياده و سي و دو تن سواره ذکر کرده که تعداد و نام آن‏ها در زيارت ناحيه مقدسه ذکر شده است.

از زبان امام سجاد

خلوص و از جان گذشتگي و صفا و صميميت اصحاب امام حسين عليه‏السلام، گوياي عظمت روح و جانفشاني اين انسان‏هاي وارسته در راه اهداف والاي فرزند پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم است.

امام سجاد عليه‏السلام فرمود:

من به نزديک پدرم رفتم تا ببينم براي ياران خود چه مي‏فرمايد و در آن شب، من مريض بودم. پس شنيدم که پدرم بعد از حمد و ثناي الهي فرمود: اما بعد، به راستي که ياراني را باوفاتر و بهتر از ياران خود و اهل بيتي را نيکوتر و جوانمردتر از اهل بيت خود سراغ ندارم. پس خدا از جانب من به شما بهترين پاداش را مرحمت کند. آگاه باشيد که من اکنون از اين جماعت گمان ديگر دارم، متوجه باشيد که من به شما اجازه‏ مرخص شدن دادم و ديگر عذر و بيعتي بر شما نيست. الآن شب است و کسي شما را نمي‏بيند. از تاريکي شب استفاده کنيد، بر مرکب سوار شويد و به هر سو که مي‏خواهيد برويد.

در اين جا هر کدام از برادران، فرزندان و خواهرزادگان حضرت، فرزندان عبدالله بن جعفر و ساير اصحاب، وفاداري خود را به حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام اعلام نمودند.

آن گاه حضرت در حق همه دعاي خير نمود و پرده از جلوي چشم آن‏ها برداشت. پس ديدند آنچه را که خداوند براي آن‏ها از نعمت‏هاي بهشت آماده ساخته بود و حضرت منزل‏هايشان را به آنان نشان داد.

در حال جنگ نيز هر کدام بر ديگري سبقت مي‏گرفت تا زودتر به جايگاه بهشتي‏اش نائل گردد.

اصحاب اباعبدالله، هم از طرف دوست آزاد بودند و هم از طرف دشمن.

از اين که حضرت فرمود: آن‏ها با غير من کاري ندارند و خودش هم شخصاً به آن‏ها اجازه رفتن داد و فرمود:

از تاريکي شب استفاده کنيد و سر را هم پايين انداخت که آن‏ها با ديدن حضرت شرمنده نشوند.

معلوم مي‏شود ماندن آن‏ها نه از ترس دشمن بود و نه از رودربايستي دوست، بلکه انتخابي بود که به دنبال تشخيص حق نمودند.

به همين خاطر اصحاب سيدالشهداء عليه‏السلام، بنا به فرمايش حضرت «از نيکوکارترين و باوفاترين مردم بودند» و اين بيان، نشان از اين دارد که حتي از اصحاب رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و امام علي عليه‏السلام بالاترند، چرا که حضرت عليه‏السلام، لياقت و شايستگي را در آن‏ها مشاهده کرد و انقطاع کامل از عالم ملک را در آن‏ها ديد؛ پرده از جلوي چشمشان برگرفت و آنان عالم ملکوت را مشاهده کردند.

بر اين اساس، راه رسيدن به «ملکوت»، واصل شدن به کمال انقطاع است.

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:22:42
طلوع خورشید 05:41:29
اذان ظهر 11:24:15
غروب خورشید 17:06:38
اذان مغرب 17:22:39
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟