وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

شرح زيارت عاشورا(14)

شرح زيارت عاشورا(14)
زمان انتشار :
یکشنبه 19 آبان 1392 | 21:17
اللهم ان هذا يوم تبرکت به بنو امية، و ابن‏اکلة الاکباد اللعين ابن‏اللعين، علي لسانک و لسان نبيک صلي الله عليه و آله و سلم، في کل موطن و موقف وقف فيه نبيک صلي الله عليه و آله

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم ان هذا يوم تبرکت به بنو امية، و ابن‏اکلة الاکباد اللعين ابن‏اللعين، علي لسانک و لسان نبيک صلي الله عليه و آله و سلم، في کل موطن و موقف وقف فيه نبيک صلي الله عليه و آله

بارالها! اين روز (عاشورا) روزي است که بني اميه آن را مبارک شمردند و پسر هند جگرخوار و يزيد پليد لعين پسر معاويه‏ ملعون عيد گرفتند. اينان که به زبان تو و زبان رسول تو که درود خدا بر او و آل اطهارش باد، در هر مکاني که پيامبرت ايستاده بود، مورد لعن قرار گرفتند.

عناد بي‏رحمان، دليل محکم بيزاري از آنان‏

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، رسالتش را در غدير خم به اوج رساند و دين را کامل کرد و خداوند مهر تائيد بر آن نهاد.

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، پذيرش ولايت علوي را تنها راه نجات رستگاري امت دانست و کساني که در غدير حضور داشتند بر اين باور بيعت کردند.

پس از رحلت جانسوز رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بيعت شکنان براي جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم طرحي ننگين ريختند.

شوراي سقيفه، بر خلاف نظر پيامبر، مسند نشين خلافت را تعيين کردند و از سوي ديگر ناتواني صحابه در هدايت امت اسلامي و عدم پاسخ گويي به نيازهاي جامعه، انديشمندان را بر آن داشت تا از درياي علوم علوي بهره گيرند و براي التيام زخم‏هاي ستم ديدگان، دست نياز به سوي عدالت وي دراز کنند.

بدين ترتيب، عطش جامعه به برقراري عدالت اجتماعي سبب پذيرش خلافت علي عليه‏السلام شد و حضرت با شرايطي بدين خواست پاسخ مثبت داد؛ ولي دريغ که وقتي خورشيد عدالت و ستم ستيزي علي عليه‏السلام بر گستره زمين پرتو افکند، بني اميه علم مخالفت برافراشت.

مظلوميت امام علي

حضرت علي عليه‏السلام، که تاکنون از کينه‏ دشمنان، زخم‏ها برداشته بود، از ناداني مردم اندوهگين شد و بر جهل ستم‏شان اشک ريخت.

خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام نشان مي‏دهد که آن حضرت، بني اميه را ستمگر مي‏خواند و آن‏ها را شايسته حکومت نمي‏دانست.

آن بزرگوار در خطبه‏اي فرمود:

بني اميه! تو را چه شده است؟ خداوند هدايتتان نکند. جز ستمگر و نابود کننده فرزندانم و تجاوزگر به حريم حرمتم کسي در بني اميه نيست.

اينان همواره ستم پيشه بوده، بر حرام دنيا طمع مي‏ورزند و در درياي هلاکت و خون شناورند.

آن حضرت عليه‏السلام در خطبه‏اي ديگر فرمود:

به خدا سوگند، اگر بني اميه بر سر کار بمانند، هر حلال را حرام و هر حرامي را حلال مي‏کنند.

هيچ پيماني استوار نمي‏ماند. هيچ خانه و خيمه‏اي در آبادي و بياباني نيست مگر آن که اين گروه به ستم آن را ويران مي‏کند و با بدرفتاري مردمانش مي‏گريزاند.

اينان در ستم تا آن جا پيش مي‏روند که هميشه دو دسته از مردم گريان باشند؛ دسته‏اي که دين خود را از دست داده و گروهي که به دنياي خويش نرسيده است... ممکن است کسي گمان کند که دنيا چون شتري زانو بسته، در اختيار فرزندان اميه است تا شيرش را به مردم بخورانند يا چون چشمه‏اي آميخته است تا مردم را به آبشخور آن کشانند؛ نه تازيانه‏شان از مردم برداشته مي‏شود و نه شمشيرشان. اين چيزي جز پندار نادرست و دروغين نيست.

بهره بني اميه از خوشي چندان است که لختي شيريني را در کام کشند و سپس يکباره برونشان اندازد.

آن حضرت نگراني از آينده امت اسلامي در حکومت امويان را چنين بيان مي‏فرمايد:

فتنه‏ بني اميه ترسناک‏ترين فتنه‏هاست، آشوبي سر در گم و تار.

حکومت آنان بر همه مردم است و آزارشان دامنگير دين باوران.

به خدا سوگند، پس از من فرزندان اميه را براي خود اربابان بدي خواهيد يافت؛ چون ماده شتر پير و بدخويي که با دست در زمين کوبد، با پا لگد زند و با دهان گاز مي‏گيرد و نمي‏گذارد شيرش را بدوشند.

پيوسته با شما چنين کنند تا از شما جز آن که به آن‏ها سودي مي‏رساند يا زياني از آنان دفع مي‏کند، کسي باقي نماند.

بلاي آنان با چهره‏اي زشت و ترس آور و ظلمتي هم سان تاريکي عصر جاهليت بر سرتان فرود مي‏آيد و نور هدايت در آنان آشکار نيست.

گفتار امام عليه‏السلام نشان مي‏دهد که از نظر امام عليه‏السلام، وجود بني اميه در رأس حکومت و صحنه‏ سياسي جامعه براي اسلام و مسلمانان خطرناک و زيان‏آور بود.

بر اين اساس، وقتي آن حضرت به خلافت ظاهري رسيد، تقريباً همه افراد بني اميه را که از طرف خلفاي پيشين بر مناطق مختلف حکومت مي‏کردند، از صحنه سياسي برکنار کرد و به جاي آنان صالحان را فرماندار ساخت.

البته فرزندان اميه، در برابر اين اقدام خاموش نماندند؛ به کارشکني پرداختند و مقدمات نبرد صفين را آماده کردند.

مظلوميت امام حسن

امام حسن عليه‏السلام نيز با حضور بني اميه در صحنه سياسي جامعه اسلامي مخالف بود.

صلح آن حضرت با معاويه هرگز به معناي موافقت و همراهي با بني اميه نبود؛ زيرا چنان که در سخنان حضرتش ديده مي‏شود، صلح وي پيامد ستم پيشگي بني اميه و عدم درک صحيح مردم از مسائل اجتماعي و سياسي بود.

آن حضرت بارها فرمود:

اگر ياوري داشتم، خلافت را به معاويه واگذار نمي‏کردم؛ و صلح من تنها براي حفظ جامعه اسلامي از خونريزي و برادرکشي و پاسداري از اسلام است.

پس از آن که معاويه به خلافت رسيد، در مجلسي، که امام حسن عليه‏السلام نيز حضور داشت، گفت: چون حسن بن علي مرا شايسته خلافت ديد و خود را سزوار اين نيافت، با من بيعت کرد و خلافت را به من وانهاد.

پس از او، امام حسن عليه‏السلام بر منبر قرار گرفت و بعد از سپاس خداي تعالي و يادآوري آيه مباهله و وقايع آن فرمود:

معاويه گمان مي‏کند من او را شايسته خلافت مي‏دانم و خودم را براي اين کار سزوار نمي‏بينم. او دروغ مي‏گويد: چنان که در کتاب خدا و گفتار پيامبر آمده است، ما از خود مردم به آن‏ها سزاوارتريم.

پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، ما اهل بيت مظلوم واقع شديم.

خداوند بين ما و کسي که به ما ستم روا داشته، (و) به حق ما تجاوز کرده است، حکم خواهد کرد؛ کسي که مردم را بر ما شوراند، ما را از بيت المال محروم ساخت و فدک را از مادر ما غصب کرد.

به خدا سوگند، اگر آن هنگام که حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم رحلت فرمود، مردم با پدرم بيعت مي‏کردند، آسمان و زمين برکت‏هاي خود را بر آنان فرومي‏فرستاد: و تو، اي معاويه و قريش و آزادشدگان و فرزندان آنان در آن طمع نمي‏کرديد.

اي مردم! اگر شرق و غرب جهان را بگرديد، جز من و برادرم فرزندي براي پيامبر نمي‏يابيد؛ و من تنها براي دوري از آشوب و رعايت مصلحت امت با اين شخص بيعت کردم.

بدين سبب آن حضرت، پس از امضاي پيمان صلح به مدينه هجرت فرمود و در آن جا به افشاي ماهيت بني اميه و نشر ديدگاه‏هاي سياسي فرهنگي خود پرداخت.

وجود امام حسن عليه‏السلام حتي در مدينه نيز براي خلافت بني اميه خطرناک بود و گفتار و کردار آن حضرت نقشه‏هاي امويان را خنثي مي‏کرد.

بدين سبب، معاويه نتوانست وجود حضرت را تحمل کند و سرانجام وي را به شهادت رساند.

امام حسين عليه‏السلام نيز، چون پدر بزرگوار و برادر گرامي‏اش، با امويان به مبارزه برخاست و ماهيت ضد ديني آن‏ها را افشا کرد.

آن حضرت خلافت را حق مسلم خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‏دانست و از آن دفاع مي‏کرد.

امام عليه‏السلام، در نامه‏اي که براي سران بصره فرستاد فرمود:

خداوند حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم را به رسالت برگزيد، او نبوت را شرافت بخشيد و آن گاه که رسالت خويش به پايان رساند، وي را به سوي خود خواند.

ما اهل بيت وصي و وارث او هستيم.

براي جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از ديگران شايسته‏تريم.

هر چند زماني براي حفظ انسجام و يگانگي مسلمانان سکوت کرديم؛ ولي به اين حق، از کساني که آن را در دست گرفته‏اند، سزوارتريم.

من شما را به پيروي از کتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دعوت مي‏کنم؛ زيرا امروز سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مرده، بدعت در دين آشکار شده است.

مظلوميت امام حسين

آن حضرت، در ميان ياران خود و سپاه حر بن يزيد، چنين فرمود:

اي مردم! اگر تقوا پيشه کنيد و بدانيد که حق از آن کيست، رضايت خدا را به دست آورده‏ايد.

ما اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، از کساني که بي هيچ حقي ادعاي خلافت مي‏کنند و با شما دشمني مي‏ورزند و ستم روا مي‏دارند، به ولايت و خلافت شايسته‏تريم.

تحليل امام عليه‏السلام از جامعه‏اي که بني اميه بر آن فرمان مي‏راند، بسيار دقيق و روشن است، آن حضرت در خطبه‏اي فرمود:

الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه

آيا نمي‏بينيد که به حق عمل نمي‏شود و از باطل جلوگيري نمي‏گردد.

آن بزرگوار هم چنين فرمود:

بدانيد که بني اميه اطاعت خداي رحمان را به اطاعت شيطان عوض کرده است.

تظاهر به فساد کرده و حدود الهي را تعطيل ساخته است.

آن‏ها به بيت المال چنگ افکنده‏اند، حرام خدا را حلال و حلال خدا حرام کرده‏اند.

امام حسين عليه‏السلام امويان را شايسته حکومت بر امت مسلمان نمي‏دانست و فرمود:

سوگند به آن که جانم در دستان اوست، وظيفه امام عمل کردن به کتاب خدا و عدالت پيشگي و کرنش در برابر حق است. پيشواي امت بايد بر اساس فرمان خدا عمل کند.

بر اين اساس، امام حسين عليه‏السلام حماسه‏ عاشورا و نهضت حسيني را برپا نمود.

مظلوميت امام سجاد

موضع گيري سياسي امام سجاد عليه‏السلام از ويژگي خاصي برخوردار بود، امامت آن حضرت با خلافت عبدالملک بن مروان و وليد بن عبدالملک همزمان بود.

در اين دوره، از نظر امام عليه‏السلام زمينه مبارزه نظامي وجود نداشت؛ زيرا آن حضرت طعم تلخ بي‏وفايي مردم را در کربلا چشيده بود و مي‏دانست جامعه براي دريافت معارف و فرهنگ آمادگي ندارد. در اين موقعيت سيل عقايد ضد ديني جامعه اسلامي را فراگرفته بود و مردم، بويژه نسل جديد، به احکام و مباني اسلام پايبند نبودند.

امام سجاد عليه‏السلام، با تشخيص درست واقعيات جامعه، به ايجاد انگيزه‏هاي معنوي در مردم پرداخت و آن‏ها را به خداترسي و کرنش در برابر معبود يکتار فراخواند.

آن حضرت، در قالب دعا و تضرع و گريه، فضايي معنوي در جامعه پديد آورد و اعمال ستم پيشگان بني اميه را مورد اعتراض قرار داد.

آن بزرگوار در يکي از دعاهايش چين مناجات مي‏کند:

اللهم ان هذا المقام لخلفائک و أصفيائک و مواضع أمنائک في الدرجة الرفيعة التي اختصصتهم بها قد ابتزوها، و أنت المقدر لذلک، لا يغالب أمرک، و لا يجاوز المحتوم من تدبيرک کيف شئت و أني شئت، و لما أنت أعلم به غير متهم علي خلقک و لا لارادتک حتي عاد صفوتک و خلفاؤک مغلوبين مقهورين مبتزين، يرون حکمک مبدلا، و کتابک منبوذا، و فرائضک محرفة عن جهات أشراعک، و سنن نبيک متروکة، اللهم العن أعداءهم من الأولين والآخرين، و من رضي بفعالهم و أشياعهم و أتباعهم

پروردگارا، دولت و حکومت ويژه خلفا و برگزيدگان توست.

آنان که از سوي تو چنين فرمان داشتند و براي نمايندگي‏ات در زمين از شايستگي برخوردار بودند.

تو چنين خواسته‏اي و اراده تو به هر چه بپيوندد، با مصلحت مطلق و خير محض مقرون است؛ ولي برگزيدگان پاکدامن و شايسته تو مقهور و مغلوب و مظلوم به سوي تو بازگشتند.[ حقوق آن‏ها را پايمال و به آن‏ها ستم شده است] آن‏ها فرمان تو را دست خوش تعطيل و اهمال يافتند، کتابت را متروک و سنت‏هاي پيامبرت را پايمال ديدند.

پروردگارا! بر دشمنان برگزيدگانت و آنان که به دشمني اين قوم راضي‏اند، لعنت و نکبت فرو فرست و پيروان گمراه و سياه کارشان را از درگاه خود دور ساز.

مظلوميت امام باقر

امام باقر عليه‏السلام نيز در برابر امويان واکنش نشان داد و هر گونه همکاري با آن‏ها را نفي کرد.

جابر بن عبدالله انصاري از امام باقر عليه‏السلام پرسيد: مراد از آيه 165 سوره بقره چيست؟ در اين آيه مي‏خوانيم:

و من الناس من يتخذ من دون الله أندادا يحبونهم کحب الله...

بعضي از مردم معبودهايي جز خداوند براي خود برمي‏گزينند و آن‏ها را چون خدا دوست دارند.

امام عليه‏السلام فرمود:

آنان دوست داران بني اميه‏اند که امويان را پيشواي خود داشتند و امامت کساني که خداوند برگزيده بود، نپذيرفتند.

اي جابر، به خدا سوگند! مصداق اين آيه پيشوايان ستمگر و طرفداران آن‏هايند.

ابوبصير رحمه الله از آن حضرت عليه‏السلام درباره کساني که در دستگاه حکومتي بني اميه کار مي‏کردند، پرسيد.

حضرت فرمود:

نبايد، حتي به قدر کشيدن قلمي، در دستگاه آن‏ها بود؛ زيرا مردم به چيزي از دنياي آنان نمي‏رسند مگر آنکه به همان اندازه دينشان را از دست بدهند.

کليني روايتي در خور توجه از رويارويي امام باقر عليه‏السلام با بني اميه نقل کرده است. او مي‏گويد:

روزي امام باقر عليه‏السلام در مسجدالحرام نشسته بود که از بني اميه و دولت آن‏ها سخن به ميان آمد.

فردي گفت: کاش شما همراه بني اميه بوديد و حکومت در دستانتان بود.

امام فرمود:

ما أنا بصاحبهم و لا يسرني أن أکون صاحبهم ان أصحابهم أولاد الزنا ان الله تبارک و تعالي لم يخلق منذ خلق السماوات و الأرض سنين و لا أياما أقصر من سنينهم و أيامهم

  با آن‏ها همکاري نمي‏کنم و همراهي با آنان مرا شادمان نمي‏سازد. همانا ياران آن‏ها فرزندان نامشروع شمرده مي‏شوند. وقتي آفريدگار زمين و آسمان را آفريد، روزگاري کمتر از روزگار امويان تقدير نکرد.

مظلوميت امام صادق

امام صادق عليه‏السلام نيز چون پدران ارجمندش، در برابر امويان واکنشي حساب شده نشان داد.

يکي از کارگزاران دستگاه اموي نزد امام صادق عليه‏السلام آمد و گفت: در حکومت، منشي ديوان بودم و از اين راه ثروت بسيار به دست آوردم در اين باره چه مي‏فرماييد؟

حضرت فرمود:

اگر بني اميه کساني را نمي‏يافتند که بر ايشان بنويسند، لشکرياني گرد آورند، در راه استواري حکومتشان بستيزند، و در جماعت و دولتشان حاضر شوند، هرگز حق ما اهل بيت را نمي‏گرفتند؛ و اگر مردم از آن‏ها کناره‏گيري کنند، حکومتشان پايدار نخواهد ماند.

در اين ميان، واکنش نظامي، آخرين وسيله ائمه معصوم عليهم‏السلام در مبارزه با ستم بني اميه بود. چنان که گفتيم، برخي از معصومان عليهم‏السلام، به سبب موقعيت خاص جامعه، به مبارزه فرهنگي سياسي مي‏ پرداختند؛ اما گاهي نيز تنها راه دفاع از ارزش‏هاي اسلامي واکنش نظامي و استفاده از شمشير بود.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:59:48
طلوع خورشید 06:24:05
اذان ظهر 11:34:03
غروب خورشید 16:43:57
اذان مغرب 17:01:26
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟