وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

زیارت عاشورا در نگاهی دیگر

زیارت عاشورا در نگاهی دیگر
زمان انتشار :
پنج شنبه 16 آبان 1392 | 02:03
نگاهی از سر بصیرت و بینایی به حماسه حسینی، مایه توجه و تعجب انسان به واژه‏هایی چون «ابن» و «بنت» در گفت و گوهای مختلف بین فرماندهان ...

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی از سر بصیرت و بینایی به حماسه حسینی، مایه توجه و تعجب انسان به واژه‏هایی چون «ابن» و «بنت» در گفت و گوهای مختلف بین فرماندهان و سپاهیان دو سوی نبرد است.

نخست حساسیت چشم گیری برای خواننده به وجود نمی‏آید؛ اما با نگرشی دوباره حقایقی رخ می‏نماید؛ از جمله آن که بهره‏برداری از عاشورای دیروز، برای درس آموزی و عبرت پذیری امروز و فردا و فرداها خواهد بود.

این فراز از سخن را با گفتار امام حسین علیه‏السلام آغاز می‏کنیم، آن زمان که مروان با اصرار به حاکم مدینه، خواستار بیعت فوری و همراه تهدید به قتل آن حضرت شد و امام علیه‏السلام در پاسخ مروان فرمود:

ای پسر زرقاء! (زن کبود چشم) آیا تو مرا می‏کشی، یا ولید خواهد کشت؟! دروغ گفتی، به خدا سوگند گناه کردی.

امام علیه‏السلام، صبح عاشورا، خار و خاشاک و هیزم‏های پشت خیمه‏ها را آتش زد تا دشمن توان حمله از آن سو را نداشته باشد.

شمر با نگاه به چنین صحنه‏ای، زشتی و پلیدی سیرت خویش را آشکار و رو به حضرت کرد و گفت:

ای حسین! عجله کردی به سوی آتش در دنیا پیش از روز رستاخیز.

امام علیه‏السلام پس از اطمینان نسبت به گوینده سخن، که شمر است، در پاسخ به او فرمود:

یابن راعیة المعزی! انت أولی بها صلیا؛ ای پسر زن بزچران! تو سزاوارتری از من به ورود در آتش.

روز عاشورا به نیمه رسیده بود که امام علیه‏السلام با اتمام حجت و ارایه شواهد بسیار در سخنان خود، سپاه سیه روی یزید را از قتل و خون ریزی بر حذر می‏داشت. اما تأثیری در دل‏های ناپاکان نداشت؛ از این رو، با فریادی رعد آسا در برابر دل‏ها و دیده‏های دو سپاه فرمود:

الا ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین؛ بین السلة والذلة و هیهات منا الذلة؛

 آگاه باشید که آن زنازاده پسر زنازاده، مرا بین دو چیز مخیر ساخته است: شمشیر کشیدن یا خواری چشیدن؛ هیهات که تن به ذلت دهیم.

در پی این سخن، حقیقتی ژرف و شگرف را برای تمامی انسان‏ها بازگو کرد و فرمود:

یأبی الله لنا ذلک و رسوله والمومنون و حجور طابت و طهرت و أنوف حمیة و نفوس أبیه...؛

خداوند و رسول و مؤمنان برای ما خواری نپسندند و دامن‏های پاک که ما را پرورانده‏اند، شخصیت‏های با حمیت و مردان صاحب غیرت که هرگز به ما اجازه ندهند که طاعت فرومایگان (فرمانبرداری نانجیبان) را بر کشته شدن شرافتمندانه ترجیح دهیم.

هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد دارالاماره، مرکز حکومت عبیدالله بن زیاد شد، حضرت زینب علیهاالسلام خطاب به عبیدالله، او را «ابن‏مرجانه» خواند و بنا به نقل دیگری، زید بن ارقم با مشاهده اهانت عبیدالله به لب‏های مبارک سیدالشهداء علیه‏السلام، پس از خروش و فریاد در مقابل او، برخاست و مجلس او را ترک کرد و گفت:

شما ای جماعت عرب! پس از امروز همگی برده گشتید؛ پسر فاطمه را کشتید و پسر مرجانه را امیر خود نمودید!.

عبدالله بن عفیف نیز هم چون حضرت زینب و زید بن ارقم، وقتی سخن عبیدالله بن زیاد را شنید که می‏گفت:

خدای را شکر که امیرمؤمنان یزید بن معاویه و حزب او را نصرت داد و دروغ گو پسر دروغ گو، حسین بن علی و پیروان او را کشت.

شتابان از جا بلند شد و فریاد برآورد:

ان الکذاب ابن‏الکذاب أنت و أبوک، و من استعملک (ولاه) و أبوه، یا عدو الله (یابن مرجانه)، اتقتلون أبناء (أؤلاد) النبیین و تتکلمون بکلام الصدیقین (بهذا الکلام علی منابر المؤمنین)!؛

  دروغ گو پسر دروغ‏گو، تویی و پدرت و آن کسی که به تو حکم ولایت داد، یزید و پدر او. ای پسر مرجانه! آیا فرزندان پیغمبران را می‏کشید و مانند راست گویان سخن می‏گویید؟!

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:22:42
طلوع خورشید 05:41:29
اذان ظهر 11:24:15
غروب خورشید 17:06:38
اذان مغرب 17:22:39
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟