وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

داستانهایی از حضرت امام حسین علیه السلام دراصول کافی

داستانهایی از حضرت امام حسین علیه السلام  دراصول کافی
زمان انتشار :
چهارشنبه 22 مهر 1394 | 21:03
خبر از شهادت امام حسین علیه السلام قبل از تولد او آغاز هجرت بود، هنوز امام حسین علیه السلام، به دنیا نیامده بود، جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و عرض کرد: اى محمد! خداوند تو را به نوزادى از فاطمه سلام الله علیها بشارت مى دهد، که به دنیا مى آید، و امت تو بعد از تو او را مى کشند.

بسم الله الرحمن الرحیم

معصوم پنجم: امام حسین علیه السلام
خبر از شهادت امام حسین علیه السلام  قبل از تولد او

آغاز هجرت بود، هنوز امام حسین علیه السلام، به دنیا نیامده بود، جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و عرض کرد:

اى محمد! خداوند تو را به نوزادى از فاطمه  سلام الله علیها بشارت مى دهد، که به دنیا مى آید، و امت تو بعد از تو او را مى کشند.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از این خبر نگران شد…

بار دیگر جبرئیل نازل گردید و همین خبر را داد، باز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگران شد.
جبرئیل به آسمان صعود کرد و سپس بازگشت، عرض کرد:

اى محمد! پروردگارت سلام مى رساند و مژده مى دهد که مقام امامت و ولایت را در ذریه او قرار دادم.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از نگرانى بیرون آمد و گفت : راضى شدم.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همین مطلب را به فاطمه سلام الله علیها خبر داد، فاطمه سلام الله علیها نگران شد، وقتى پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به فاطمه سلام الله علیها فرمود:

خداوند، مقام امامت را در ذریه او قرار مى دهد، فاطمه سلام الله علیها شاد شد و گفت :

خشنود شدم .

گفتار امام حسین علیه السلام  به مرد کوفى پیرامون علم امامان علیه السلام
امام حسین علیه السلام  با کاروان خود از حجاز به سوى کوفه رهسپار بود، در همان سفرى که در کربلا به شهادت رسید در سرزمین ثعلبیه  (یکى از منزلگاههاى بین کوفه و مکه ) یک نفر از اهالى کوفه نزد امام حسین علیه السلام آمد و سلام کرد، امام حسین علیه السلام جواب او را داد و به او فرمود:
از اهل کجا هستى ؟.
او گفت : از اهل کوفه هستم .
امام حسین که مى خواست حجت را بر او تمام کند، و گویا او از کوفه فرار کرده بود و لازم بود که نصیحت شود به او فرمود:

سوگند به خدا اى برادر کوفى، اگر در مدینه تو را دیده بودم ، جاى پاى جبرئیل را در خانه ما به تو نشان مى دادم و محلى که جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در آن محل نازل مى شد، مشاهده مى کردى، اى برادر کوفى ! با اینکه سرچشمه علم مردم در نزد ما است، آیا مردم، عالم شدند و ما جاهل ماندیم، این از مطالبى است که هرگز پذیرفته نیست .

مهدى عجل الله تعالی فرجه و شریف انتقام گیرنده خون حسین علیه السلام

هنگامى که امام حسین علیه السلام  با آن وضع جانسوز به شهادت رسید، صداى گریه و ناله فرشتگان بلند شد، و گفتند:

اى خدا! با حسین  علیه السلام ، برگزیده تو و پسر پیامبر تو این گونه رفتار کنند؟.
خداوند سایه و شبح حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه و شریف را به آنها نشان داد و فرمود:

 بهذا انتقم لهذا: با این قائم انتقام خون حسین علیه السلام را مى گیرم .

داستان شیر و فضه در کربلا
هنگامى که امام حسین  علیه السلام  در کربلا به شهادت رسید، دشمنان خواستند بدن اطهرش را زیر سم ستوران قرار دهند، فضه کنیز حضرت زهرا سلام الله علیها در کربلا بود، جریان را به زینب  سلام الله علیها خبر داد، و سپس گفت :

اى بانو من سفینه غلام آزاد شده ، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم سوار بر کشتى شده بود، و به سفر مى رفت ، کشتى شکست ، و خود را (به کمک امواج دریا) به جزیره اى رسانید، در آنجا شیرى دید، هراسان شد و به شیر گفت :

من غلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هستم .

شیر براى او فروتنى کرد، تا آنجا که او را سوار بر پشت خود کرد و به جاده راهنمائى نمود، اکنون همان شیر در ناحیه اى از این دشت  است، به من اجازه بده نزد او بروم و جریان را به او بگویم تا همانگونه که آن شیر، سفینه را از نگرانى خارج ساخت ، ما را نیز از نگرانى بیرون آورد.

فضه نزد آن شیر رفت و گفت :

آیا مى دانى که مى خواهد بدن اطهر امام حسین علیه السلام را زیر سم ستوران قرار دهند؟.
شیر برخاست و به قتلگاه آمد، دستهاى خود را روى جسد امام حسین علیه السلام  نهاد، سواران به طرف بدن مطهر آمدند، هنگامى که آن شیر را دیدند، عمر سعد گفت :

فتنه و بلائى دیده مى شود، تا خاموش است آن را بر نینگیزید، باز گردید و پراکنده شوید.

سواران، ترسیدند و بازگشتند به این ترتیب، آن شیر به قدر توان خود از امام حسین علیه السلام حمایت کرد.

سوگوارى رباب براى امام حسین  علیه السلام

هنگامی  که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، یکى از همسران او که از طایفه کلبیه بود (یعنى رباب مادر سکینه ) براى مصائب آن حضرت مجالس ‍ سوگوارى بپا کرد، او گریه مى کرد و خدمتکاران و حاضران گریه مى کردند، به طورى که اشک چشمانتان خشک و تمام شد، در آن هنگام یکى از کنیزان همچنان گریه مى کرد و اشک مى ریخت، رباب او را طلبید و فرمود:

چرا در میان ما که اشک چشممان خشک و تمام شده ، تنها تو مانده اى که هنوز اشک از چشمانت سرازیر است .

کنیز گفت : من وقتى که به دشوارى مى افتم، شربت سویق ( بدست آمده از آرد نرم ) مى آشامم ، از این رو اشکم تمام نشده است .

رباب دستور داد، شربت سویق تهیه کردند، خود و سایر بانوان از آن نوشیدند،

و به آنها گفت :

هدف من از تهیه این شربت این بود تا بنوشید و براى گریه و ریختن اشک براى مصائب حسین  علیه السلام  قوت و نیرو بگیرید.

و نیز نقل شده که شخص ناشناسى ، چند پرنده سیاه رنگ براى رباب  سلام الله علیها فرستاد، تا بوسیله آنها بر سوگوارى حسین  علیه السلام  کمک شود، او وقتى که آنها را دید،  پرسید این ها چیست ؟ گفتند: هدیه اى است که فلانى فرستاده تا برسوگوارى حسین  علیه السلام  کمک شوى، او گفت:

 ما که عروسى نداریم ، اینها را براى چه مى خواهیم ، سپس ‍ دستور داد آنها را از خانه بیرون کردند و بعد از رفتن آنها، اثرى از آنها دیده نشد و به طور عجیبى ناپدید شدند.

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 05:00:23
طلوع خورشید 06:24:42
اذان ظهر 11:34:32
غروب خورشید 16:44:18
اذان مغرب 17:01:48
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟