وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

خطبه تکان دهنده زینب سلام الله علیها

خطبه تکان دهنده زینب سلام الله علیها
زمان انتشار :
یکشنبه 25 آبان 1393 | 01:22
خاندان اهل بيت حرام هاي خدا را بيان دارنده است و حلال هاي او را رخصت دهنده و مستحبات را نماينده. و شريعت را راهگشاينده و اين همه را با رساترين تعبير، گوينده و با روشن ترين بيان رساننده.

بسم الله الرحمن الرحیم

گواهي مي دهم كه پدرم، محمد، بنده و فرستاده اوست. پيش از آن  كه او را بيافريند، برگزيد و پيش از پيغمبري تشريف انتخاب  بخشيد و به نامي ناميد كه سزاوارش بود و اين هنگامي بود كه  آفريدگان از ديده نهان بودند و در پس پرده ي بيم نگران و در پهنه ي بيابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پايان كار همه  كارها را دانا بود و بر دگرگوني هاي روزگار محيط، بينا و به  سرنوشت هر چيز، آشنا.

خاندان اهل بيت حرام هاي خدا را بيان دارنده است و حلال هاي او را رخصت دهنده و مستحبات را نماينده. و شريعت را راهگشاينده و اين همه را با رساترين تعبير، گوينده و با روشن ترين بيان رساننده.

فلسفه بعثت پيامبر صلي  الله  عليه  و  آله وسلّم

محمدصلي الله عليه و آلهوسلّم را برانگيخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را كه مقدر ساخته بود، به انجام رساند. پيغمبر كه درود خدا بر او باد.

ديد هر فرقه اي ديني گزيده و هر گروه در روشنايي شعله اي خزيده  و هر دسته اي به بتي نماز برده و همگان ياد خدايي را كه  مي شناسند، از خاطر سترده اند.

پس خداي بزرگ تاريكي ها را به نور محمد صلي الله عليه وآلهوسلّم روشن ساخت و دل ها را از تيرگي كفر بپرداخت و پرده هايي را كه بر ديده ها افتاده بود، به يك سو انداخت. سپس به اهل مجلس  نگريست و چنين فرمود:

عهد بندگان با خدا

شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام و حاملان دين و احكام و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلق هستيد. حقي را از خدا عهده داريد و عهدي را كه با او بسته ايد، پذيرفتار.

جايگاه اهل بيت عليهم السّلام

ما خاندان را در ميان شما به خلافت گماشت و تاويل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت هاي آن آشكار و آنچه در باره ماست، پديدار و برهان آن روشن و از تاريكي گمان به كنار و آواي آن  در گوش، مايه آرام و قرار و پيرويش راهگشاي روضه رحمت  پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار است. دليل هاي روشن  الهي را در پرتو آيت هاي آن مي توان ديد و تفسير احكام واجب او را از مضمون آن بايد شنيد. حرام هاي خدا را بيان دارنده است و حلال هاي او را رخصت دهنده و مستحبات را نماينده.

و شريعت را راه گشاينده و اين همه را با رساترين تعبير، گوينده و با روشن ترين بيان رساننده.

فلسفه احكام

سپس ايمان را واجب فرمود و به آن زنگ شرك را از دل هاي شما زدود و با نماز، خودپرستي را از شما دور نمود. روزه را نشان دهنده دوستي خالص ساخت و زكات را مايه افزايش روزي بي دريغ و حج را آزماينده درجه دينو عدالت را نمودار مرتبه يقين و پيروي ما را مايه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستي ما را عزت مسلماني و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب  بقا زندگاني، وفاي به نذر را موجب آمرزشو تمام پرداختن  پيمانه و وزن را مانع از كم فروشي و كاهش قرار داد.

تبعيت از نهي خدا

فرمود مي خواري نكنند تا تن و جان از پليدي پاك سازند و زنان  پارسا را تهمت نزنند تا خويش را سزاوار لعنت نسازند. دزدي را منع كرد تا راه عفت پويند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طريق يكتاپرستي جويند. پس چنان كه بايد، ترس از خدا را پيشه  گيريد و جز مسلمان نميريد. آنچه فرموده است  به جا آريد و خود را از آنچه نهي كرده، باز داريد كه تنها دانايان از خدا مي ترسند.

خداوند زكات را مايه افزايش روزي بي دريغ و حج را آزماينده درجه دين و عدالت را نمودار مرتبه يقين و پيروي ما را مايه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستي ما را عزت مسلماني و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب  بقا زندگاني، وفاي به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن  پيمانه و وزن را مانع از كم فروشي و كاهش قرار داد.

من فاطمه دختر محمد صلي  الله عليه وآله وسلّم هستم

مردم! چنان كه در آغاز سخن گفتم، من فاطمه ام و پدرم محمد صلي   الله   عليه   و  آله است. همانا پيغمبري از ميان شما به سوي شما آمد كه رنج  شما بر او دشوار بود و به گرويدن شما اميدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار بود. اگر او را بشناسيد مي بينيد او پدر من است؛ نه پدر زنان شما و برادر پسر عموي من است؛ نه مردان شما. او رسالت  خود را به گوش مردم رساند. آنان را از عذاب الهي ترساند. فرق  و پشت مشركان را به تازيانه توحيد خست و شوكت  بت پرستان را در هم شكست تا جمع كافران را از هم گسست. صبح ايمان دميد و نقاب از چهره حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواي دين در مقال شد و شياطين سخنور، لال.

بعثت، صعود از ذلت  به اوج عزت

در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكي( گودي و گودال، شيار و جاي پست و گود) از آتش بوديد خوار و در ديده همگان بي مقدار. لقمه هر خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب  هر رونده بوديد. نوشيدني تان آب گنديده و ناگوار، خوردني تان  پوست جانور و مردار بود. پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و همجوار تا آن كه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك  مذلت  برداشت و سرتان را به اوج رفعت  برافراشت.

علي عليه السّلام كيست؟

پس از آن همه رنج ها كه ديد و خستگي كه تحمل كرد، رزم آوران  ماجراجو و سركشان درنده خو و جهودان دين به دنيا فروش و ترسايان حقيقت فروش، از هر سو به وي تاختند و با او نرد مخالفت  باختند. هرگاه آتش كينه افروختند، آن را خاموش ساخت  و گاهي كه گمراهي سر برداشت، يا مشركي دهان به بيهودگي گشاد، برادرش، علي را در كام آنان انداخت. علي باز نايستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشير يكسره كرد. او اين رنج را براي خدا مي كشيد و براي تحقق اوامر خدا تلاش مي كرد و در آن خشنودي پروردگار و رضاي پيغمبر صلي الله عليه و آلهوسلّم را مي ديد و سروري  اولياي خدا را مي خريد. همواره دامن به كمر زده نصحيت كننده، تلاش و كوشش كننده بود.

فرمود مي خواري نكنند تا تن و جان از پليدي پاك سازند و زنان  پارسا را تهمت نزنند تا خويش را سزاوار لعنت نسازند. دزدي را منع كرد تا راه عفت پويند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طريق يكتاپرستي جويند.

نفاق رخ نمود:

اما شما در آن روزها در زندگي راحت، آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد. وقتي خداي تعالي همسايگي پيغمبران را براي  رسول خويش گزيد، دورويي آشكار شد و كالاي دين بي خريدار. و گمراهي دعويدار و هر گمنامي سالار و هر ياوه گويي در كوي و برزن و در پي  گرمي بازار. شيطان از كمينگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و ديد چه زود سخنش را شنيدند و سبك در پي  او دويدند و در دام فريبش خزيدند و به آواز او رقصيدند....

خطبه حضرت زینب سلام الله علیها

آری؛ کلام خدا راست و عین حقیقت است. یزید! از این که زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته  ای و ما را همانند اسیران کافر به این شهر و آن شهر کشانده ای، گمان کردی که ما نزد خدا خوار و پست شدیم و تو در پیشگاه او منزلت یافتی؟ با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته  ای و با نگاه غرورآمیز و نخوت بار به اطراف خود می  نگری، در حالیکه شادمانی از اینکه دنیایت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبی را که حق ما خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، در دست گرفته ای.

اگر چنین خیال باطلی در تو پیدا شده، لحظه  ای بیندیش! مگر تو فراموش کرده  ای کلام خدا را که می  فرماید:« آنان گمان نکنند که مهلت یافتن خیر و سعادتشان است. نه تنها به نفع  شان نیست، بلکه برای آن است که بر گناهان خود بیافزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است»

اشاره به منزلت خاندان پیامبر صل الله علیه و آله و سلّم

ای فرزندان بردگان آزاد شده! آیا عدالت این است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا را در میان نامحرمان به اسارت بگیری؟ زنان و کنیزان خود را پوشیده نگاه داری، ولی خاندان رسالت را با دشمنان  شان در شهرها و آبادی  ها بگردانی تا بادیه نشینان، خویشان و غریبه  ها و اراذل و اشراف آنان را ببینند؛ در حالی که کسی از مردان آنان همراهشان نیست و سرپرست و حمایت کننده  ای ندارند؟

چگونه امید خیر می  توان داشت از فرزند کسی که می  خواست با دهان خود جگر پاکان را ببلعد و گوشت و خون او از شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه می  توان انتظار کوتاه آمدن از کسی داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت به خاندان ما نگریسته است؟

یزید! این جنایات بزرگ را انجام داده ای، آنگاه نشسته ای و بی آنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری، با خود ندا سرمی دهی که ای کاش پدران من حضور داشتند و از سرشادمانی و سرور فریاد برمی آوردند و می  گفتند: « ای یزید! دست مریزاد»؟ این جمله جسارت آمیز را می گویی، در حالی که با چوب  دستی بر دندان  های مبارک سید جوانان بهشتی می کوبی؛
زهی بی شرمی و بی حیایی! چگونه چنین یاوه  سرایی نکنی؟ تو بودی که زخم  های گذشته را شکافتی و دست خود را به خون پیامبر آغشته ساختی و ستارگان روی زمین ازآل عبدالمطللب نسل جدید را خاموش نمودی و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت پرستی) را ندا می دهی و گمان داری که با آنان سخن می  گویی.

به زودی خودت به جمع آنان ملحق می  گردی و در آن جایگاه، عذابی ابدی در انتظار توست که آرزو می  کنی ای کاش دستم  شکسته و زبانم لال می  شد و هرگز چنین کارهای ناشایستی را انجام نمی  دادم.

یزید پاسخگو در محشر

پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند، انتقام بکش و آتش غضب را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست. یزید! بدان که با این جنایت هولناک، پوست خود را شکافتی و با این عمل وحشیانه ات، گوشت خود را پاره کردی. به زودی در عرصه محشر به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کشانده خواهی شد در حالی که بار سنگینی از مسئولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پاره های تنش را بر دوش داری. آن روز همان روزی است که خداوند همه پراکنده  ها را یک  جا جمع می نماید و حق هر حق  داری را به صاحبش باز می  گرداند.

مقام بلند شهید نزد خداوند

«گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده  اند، مردگانند؛ بلکه زنده  اند و نزد پروردگار خود، روزی می  خورند.» ای یزید! برای تو همان بس که خدا در کارت داوری کند و پیامبر دشمنت باشد و جبرئیل نیز از او حمایت کند. به زودی آنان که تو را حمایت کردند و بر این جایگاه نشاندند و بر گرده مسلمانان سوار نمودند، درخواهند یافت چه ستمگری را انتخاب نمودند. به زودی درخواهید یافت که کدامیک از شما بدبخت  تر و پست  تر از همگان هستید.

ای فرزند معاويه!اگرچه سختی  ها و پیشامدها و فشار روزگار، مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهری  ات می بینم و بسیار توبیخ و سرزنش می  کنم. چگونه سرزنش نکنم در حالی که چشم  ها در فراق دوستان، گریان و دل  ها در فراق عزیزان، سوزان است.

شکایت به پیشگاه خداوند

آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست شیطان کشته شوند! دستان جنایتکار شما، به خون ما خاندان پیامبر آغشته شده است و دهان  تان از گوشت ما پر و مالامال است.آری! راستی جای شرم نیست که آن بدن  ای پاک و پاکیزه روی زمین بمانند و گرگ  های بیابان به سراغ آنها بروند و تو مغرور و سرمست، بر اریکه  ی قدرت تکیه زنی و به خود ببالی؟
ای پسر ابوسفيان!اگرچه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمرده  ای و به آن می  بالی، طولی نمی  کشد که مجبور می  گردی غرامت و تاوان آن را پس دهی. البته در روزی که هیچ نوع اندوخته نیک و مفیدی همراه نداشته باشی و مجبور باشی به تنهایی سزای اعمال خود را بچشی. « و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی  ورزد.» ما از بیدادگری  های تو، به پیشگاه او شکایت می  بریم؛ و او تنها پناهگاه و امید ماست.

یاد ائمه در دلها باقی است

زید! هر آنچه می  خواهی مکر و فریب و سعی خود را به کار گیر، ولی بدان که هر چه تلاش و مکر به کارگیری، باز هرگز توان آن را نداری که ذکر خیر ما را از یادها بیرون ببری.هرگز قدرت نداری که وحی ما را نابود و ذکر ما را خاموش سازی و به آرزوی پلید و دیرینه خود نایل شوی. سعی و تلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ و عار اعمالت را از دامنت پاک سازد.
هرگز!هرگز! آگاه باش که عقل تو بسیار ناتوان، و دوران زندگی و عیشت به سرعت از بین  رفتنی و جمع تو رو به زوال و پریشانی است. روزی فرا می رسد که منادی حق فریاد بر می  آورد: « لعنت خدا بر ستمکاران و بیدادگران باد!»
اکنون من نیز حمد خدا را می  گویم که سر آغاززندگی دودمان ما را با سعادت و آمرزش قرین ساخت و پایان زندگی ما را با شهادت سرشار از رحمت به پایان برد.

فضل برای شهداء

از خداوند متعال می  خواهم ثواب و فضل خویش را بر شهیدان تکمیل فرماید و اجر و مزد آنان را افزون سازد و امانت  داری و جانشینی ما را از آنان به ترتیب خوب و نیکو قرار دهد؛ زیرا خداوند بخشنده و مهربان است. او تنها پناهگاه و امید ما و نیکوکارترین و بهترین وکیل و مدافع حق ماست»

یزید پس از شنیدن این سخنان گفت: « فریاد ناله و صیحه زنندگان بسی پسندیده است و حق است زنان داغدیده  ی نوحه  گر از غصه جان از بدن  شان خارج شود.» سپس با بزرگان شام مشورت کرد که با اسیران چه رفتاری کند.

آنان توصیه کردند همه  ی اسیران را بکشد، ولی نعمان بن بشیر گفت:فکر کن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با اسیران چگونه رفتار می  کرد، تو نیز همانگونه رفتار کن.

لهوف سید بن طاووس، ص 215 و 221.

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:22:42
طلوع خورشید 05:41:29
اذان ظهر 11:24:15
غروب خورشید 17:06:38
اذان مغرب 17:22:39
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟