وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

خلاصه ای از زندگینامه حضرت رقیه (ع)

خلاصه ای از زندگینامه حضرت رقیه (ع)
زمان انتشار :
دوشنبه 9 مهر 1397 | 20:09
خلاصه ای از زندگینامه حضرا رقیه (ع) رقیه فرزند امام حسین(ع) امام سوم شیعیان است. نام مادر او در منابع نیامده است. در برخی گزارش‌های نسبت ‌شناسی در میان دختران امام حسین(ع) نام برده شده است .

خلاصه ای از زندگینامه حضرا رقیه (ع)

رقیه فرزند امام حسین (ع)امام سوم شیعیان است. نام مادر او در منابع نیامده است.

در برخی گزارش‌های نسبت ‌شناسی در میان دختران امام حسین(ع)نام برده شده است .

ابن فندقدر کتاب لباب الانساب از دختری به نام رقیه برای امام حسین(ع) در کنار فاطمه و سکینه یاد کرده است .

ابن فندق وی در جای دیگر فاطمه، سکینه، زینب و ام کلثوم را دختران امام حسین ذکر می‌کند و می‌افزاید زینب و ام کلثوم در کودکی از دنیا رفتند.

محمد بن طلحه شافعی دختران امام را چهار تن دانسته و تنها از زینب، سکینه و فاطمه نام برده‌است و نام دختر چهارم را ذکر نکرده است.

 نجم الدین طبسی از گزارش ابن فندق و مطالب السئول به این نتیجه رسیده که نام دختر چهارم امام حسین(ع) رقیه و کنیه او ام‌کلثوم است با این حال بیشتر منابع تاریخی دختری به نام رقیه برای امام ذکر نکرده‌اند؛ شیخ مفید تنها سکینه و فاطمه را به عنوان دختران امام حسین(ع) ذکر می‌کند

یکی  از کتاب‏های کهن که در زمینه حضرت رقیه  مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است.  وی می‏نویسد:

«شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود:

خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتن دار باشید

سن حضرت رقیه و تاریخ شهادت ایشان

مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال ۶۱ ه .ق، پرپر شده است.

 

چگونگی شهادت و مرقد مطهر حضرت رقیه

بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می ‏شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می ‏رفت.

از داخل خرابه های شام، صدای یک  کودک به گوش می ‏رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می ‏دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می ‏گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود.

در این حال یزید، دستور داد سرامام حسین علیه‏ السلامرا به رقیه نشان بدهند.

 وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه‏ السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را  روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت.

مرقد مطهر حضرت رقیه علیها السلام در سوریه نزدیک به قبر حضرت زینب علیها السلام است.

 

اسيري حضرت رقيه سلام‌الله عليها

حضرت رقيه (عليها السلام)در واقعه عاشورا حدود سه يا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسين (عليه‌السلام) و يارانش در عصر عاشورا به همراه ديگر زنان بني‌هاشم توسط سپاه يزيد به اسيري رفت.

اما داستان شهادت حضرت رقيه عليهاالسلام از درون خرابه‌هاي شام، صداي كودكي به گوش مي‌رسيد. همه آنهايي كه در ميان اسرا بودند، خوب مي‌دانستند كه اين صداي رقيه، دختر كوچك امام حسين عليه‌السلام است. او حالا از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را ديده بود. يزيد دستور داد سر امام حسين عليه‌السلام را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتي حضرت رقيه عليها‌السلام و امام حسين عليه‌السلام باز هم به هم رسيدند، اتفاق جانسوزي افتاد.

* اين بار، پدر در سوگ رقيه سلام‌الله عليها نشست

چقدر بي‌تابي دخترم! اين همه دلشكستگي چرا؟مگر دست‌هاي كوچكت در امتداد نيايش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نكرد؟ اينك آمده‌ام در ضيافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات. كوچك دلشكسته‌ام! پيش‌تر نيز با تو بودم و مي‌ديدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خيمه آه مي‌كشيدي و در آميزه خار و تاول، آبله و اشك، صحراي گردان را به اميد سر پناهي مي‌سپردي.

مهربان دلشكسته‌ام! صبور صميمي! مسافر غريب و كوچك من!

مگر نگفتي بابا كه آمد، آرام مي‌گيرم؛ اين همه ناآرامي چرا؟ مگر نگفتي بابا كه آمد سر بر دامانش مي‌گذارم و مي‌خوابم؟ نه ...، نه دختركم نخواب! مي‌دانم اگر بخوابي، ديگر عمه نمي‌خوابد. مي‌دانم خواب تو، آرامش همه را آشفته مي‌كند.

نخواب دخترم!

دخترم! بگذار لب‌هاي چوب خورده‌ام امشب ميهمان بوسه‌اي باشد از پيشاني سنگ خورده‌ات؛ از گيسوي پريشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌هاي معصوم تازيانه ديده‌ات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم. دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد؛ و چنين شد كه رقيه سلام‌الله عليها، هنگامي كه سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد.

 

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:23:50
طلوع خورشید 05:42:44
اذان ظهر 11:23:53
غروب خورشید 17:04:38
اذان مغرب 17:20:42
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟