وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

حرکت کاروان اسرای کربلا به سوی شام

حرکت کاروان اسرای کربلا به سوی شام
زمان انتشار :
چهارشنبه 4 مهر 1397 | 20:50
تاریخ وقوع: ۱۹ محرم پس از رسیدن نامه‌ی یزید مبنی بر این‌که سر مبارک سیدالشهدا(ع) و کسانی‌که با او کشته شده‌اند و آن‌چه از آن‌ها غارت شده و اهل و عیال او را نزد او بفرستند، عبیدالله بن زیاد، دستور داد اسیران کربلا آماده شوند و امر کرد امام سجاد(ع) را با زنجیر ببندند. سربازان نیز دست‌های او را به گردنش زنجیر کردند و سپس او و سایر اسرا را در پشت سرهای شهدا روانه کردند. مخفّر بن تعلبه عایزی و شمر بن ذی‌الجوشن همراه‌شان به راه افتادند و رفتند تا به گروهی که سر امام حسین، نزدشان بود، سپس به شام رسیدند.

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت کاروان اسرای کربلا به سوی شام

تاریخ وقوع: ۱۹ محرم

پس از رسیدن نامه‌ی یزید مبنی بر این‌که سر مبارک سیدالشهدا(ع) و کسانی‌که با او کشته شده‌اند و آن‌چه از آن‌ها غارت شده و اهل و عیال او را نزد او بفرستند، عبیدالله بن زیاد، دستور داد اسیران کربلا آماده شوند و امر کرد امام سجاد(ع) را با زنجیر ببندند.

سربازان نیز دست‌های او را به گردنش زنجیر کردند و سپس او و سایر اسرا را در پشت سرهای شهدا روانه کردند. مخفّر بن تعلبه عایزی و شمر بن ذی‌الجوشن همراه‌شان به راه افتادند و رفتند تا به گروهی که سر امام حسین، نزدشان بود، سپس به شام رسیدند.

امام سجاد، در طول راه به حمد خدا و تلاوت قرآن و استغفار مشغول بود و حتی یک کلمه با سربازان عبیدالله، سخن نگفت تا کاروان به شام رسید.

امام صادق، از پدرش از امام زین‌العابدین، نقل کرده است که فرمود:« مرا بر شتری لنگ سوار کردند، بدون روپوشی و جهازی، و سر سیدالشهدا، بر نیزه‌ی بلندی بود و زنان بر اشتران پالان‌دار پشت سر من بودند و جماعتی که ظلم و ستم را از حد گذرانده بودند، با نیزه‌ها جلو و عقب و اطراف ما بودند. هر گاه یکی از ما می‌گریست، سرش را به نیزه می‌کوبیدند تا آن‌گاه که وارد دمشق شدیم و کسی فریاد زد:« ای اهل شام، این‌ها اسیران اهل بیت ملعون هستند.»

مورخّین مسیر طی‌شده بین کوفه و شام را در تواریخ آورده‌اند و به وقایع متعددی در طول راه اشاره کرده‌اند که به بخشی از آن اشاره می‌شود:

۱(در یکی از توقف‌گاه‌ها که آب قافله تمام شد و راه را هم گم کرده بودند، امام سجاد از شدت بیماری و تشنگی نزدیک بود جان بدهد، حضرت زینب، او را زیر سایه شتری نشاند و همچنان که بادش می‌زد، می‌گفت: ای برادرزاده، برای من دشوار است که تو را در این حال ببینم.

۲(در شهر عقلان، جوانی بازرگان به نام زریر خزاعی وقتی شهر را مزیّن دید و مردم را شادمان، شرح حال اسرا را   پرسید و پس از اطلاع از هویت آنان، به سراغ کاروان رفت. با مشاهده  امام سجاد، به گریه افتاد.

حضرت سجاد، از او خواست به سربازانی که سر مقدس امام حسین را بر نیزه حمل می‌کردند، بگوید جلوتر بروند تا مردم به آن نگاه کنند و چشم از زنان اهل بیت بردارند. زریر ۵۰دینار به سربازان داد و خواسته امام را برآورده کرد، سپس برگشت و پرسید: «اگر حاجت دیگری دارید بفرمایید تا انجام دهم.»

 

امام فرمود: زنان لباس و پوشش می‌خواهند. زریر بلافاصله جامه‌های فراوانی برای زن‌ها فراهم کرد. سربازان خبردار شدند و او را آن قدر زدند تا از هوش رفت.

۳(در شهری به نام حراّن، یک مرد یهودی به نام یحیی با مشاهده تلاوت آیات قرآن توسط سر مبارک سیدالشهدا، متعجب و متنبه شد و جامه‌ای از خز را به حضرت سجاد، هدیه داد.

۴(امام زین‌العابدین، در شهرهای سیبور، بعلبک و حلب با دیدن بی‌احترامی مردم به اسرا و شادمانی آنان اشعاری با این مضمون خواند:

«آل رسول بر شتران بی‌جهاز سوار شوند و آل مروان بر مرکب‌های آراسته. این همان زمان است که شگفتی‌هایش از نظر بزرگان، پایان‌پذیر نیست و مصائبش نامشخص است.

ای کاش می‌دانستم مشغله‌های زمان تا به کجا ما را به دنبال خود می‌کشاند. ما را بر شتران عریان و بی‌جهاز در هرشهر و دیاری می‌گردانند و کسانی از آنان که مهار شتران را در دست گرفته‌اند حمایت می‌کنند

گویا ما در میان آن‌ها چون اسیران رومیانیم و آن‌چه پیامبر فرموده نادرست بوده! وای بر شما که به رسول خدا کفر ورزیدید.

شما به گم‌کرده‌ای می‌مانید که راه‌ها را نمی‌شناسد. من فرزند امام هستم. چه شده است که حق من بین این گروه کفّار ضایع شده است.»

{حوادث منزلگاه های از کوفه تا شام}

 

1-خرابه و دیر نزدیک فرات

نیاز به آب و تراکم شهرها و روستا ها در حاشیه فرات، باعث شد تا کاروان مسیر خویش را از کنار فرات انتخاب کند. فرماندهان و سربازان برای استراحت و صرف غذا متوقف شدند و به خوردن و آشامیدن شراب و شادی پرداختند. سرها را از صندوق بیرون آوردند و دست به دست گرداندند.

سلیمان بن مهران اعمش می گوید: در طواف کعبه بودم، دیدم مردی می گرید و می گوید اللهم اغفرلی و انا اعلم انک لا تغفر. گفتم چرا چنین می گویی؟

پاسخ داد: من یکی از چهل نفری بودم که سر حسین(ع) را به شام می بردند. وقتی به اولین منزل بر دیر نصارا رسیدیم، سر را بر نیزه کردیم و به طعام نشستیم. ناگهان دستی پیدا شد و با قلمی آهنین بر دیوار نوشت: اترجوا امة قتلت حسینا     شفاعة جده یوم الحساب
بسیار ترسیدیم. یکی از ما تصمیم گرفت دست را بگیرد اما دست ناپدید شد
.

در برخی روایات، وقتی از راهب پرسیدند گفت: 500 سال قبل از بعثت پیامبر شما، این جمله نگاشته شده است. (در برخی اقوال 300 سال) این ابیات را به خط سریانی نیز نقل کرده اند.

2-منزل دوم نزدیک قادسیه

 

منزلگاه قادسیه همان سرزمین مشهور عراق است که جنگ میان سپاهیان اسلام و یزدگرد سوم ساسانی رخ داد. قادسیه در 15 فرسنگی کوفه است. در این منزل ام کلثوم با آه و اندوه این اشعار را زمزمه کرد:

«ماتت رجالی و افنی الدهر ساداتی .... مردان ما را کشتند و روزگار، بزرگان را از ما گرفت و اندوه و سوزش ما را افزود.
مردان پستی که می دانستند ما دختران رسول خدا هستیم بر ما هجوم آوردند و ما را بر شتران برهنه سوار کردند. گویی ما غنایم برای آنان بودیم.
ای رسول خدا، بر تو سخت و سنگین است کاری که کردند.
ای گروه، شما کافر به رسول خدا شدید. وای بر شما ای گمراهان کافر»

آیا این سروده از ام کلثوم است یا نوعی زبان حال که شاعری سروده و بعدها به ام کلثوم منسوب شده است، جای تامل دارد.

 

 

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:23:50
طلوع خورشید 05:42:44
اذان ظهر 11:23:53
غروب خورشید 17:04:38
اذان مغرب 17:20:42
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟