وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

تسلیم بودن در برابر خدا

تسلیم بودن در برابر خدا
زمان انتشار :
چهارشنبه 15 آذر 1391 | 14:59
از حضرت زین العابدین علیه السّلام (در همین راستا) آمده که فرموده: «همانا خداوند عزوجل با عقل های ناقص و آراء باطل و معیارهای فاسد درک نمی شود و جز با تسلیم به دست نمی آید، پس هر کس به ما تسلیم گردد [از هلاکت دین] سالم ماند و با اقتدای به ما هدایت شود و هرکس به قیاس و رأی خود عمل کند هلاک می گردد

چند روایت

از حضرت زین العابدین علیه السّلام (در همین راستا) آمده که فرموده:

«همانا خداوند عزوجل با عقل های ناقص و آراء باطل و معیارهای فاسد درک نمی شود

و جز با تسلیم به دست نمی آید، پس هر کس به ما تسلیم گردد

[از هلاکت دین] سالم ماند و با اقتدای به ما هدایت شود

و هرکس به قیاس و رأی خود عمل کند هلاک می گردد و هر کس از آنچه ما می گوییم

یا حکم می کنیم در سینه خود تنگی احساس کند،

به آن [خدایی] که سبع مثانی و قرآن عظیم را نازل فرموده، کافر شده است در حالی که خود کافر نیست. »

کمال الدین، ج2، ص 324

حضرت علی علیه السّلام در همین رابطه (بطلان شنیده ها) فرمودند:

ای مردم! آن کس که از برادرش، اطمینان و استقامت در دین و

درستی راه و رسم را سراغ دارد، باید به گفتۀ مردم در مورد او گوش ندهد.

آگاه باشید! گاهی تیرانداز، تیر افکند و تیرها به خطا می رود؛

سخن نیز چنین است، دربارۀ کسی چیزی می گوید

که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است و خدا شنوا و گواه است.

بدانید میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.

 (پرسیدند، معنای آن چیست؟امام علیه السّلام انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود)

باطل آن است که بگویی «شنیدم» و حق آن است که بگویی «دیدم».

نهج البلاغه، خطبه141، ص261

حضرت علی علیه السّلام در این خطبه به صراحت مردم را از «عیب جویی»

و «سخن چینی» برحذر داشت و آن راه امری باطل و تباه شده تلقی نمود.

متأسفانه می بینیم که با وجود دسترسی مردم به فرمایشات مولای متقیان علی علیه السّلام؛

این دو خصلت بد و فرجام در میان مردم آن چنان شایع است

که بسیاری از امور زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد. از جمله:

1. چه ازدواج های نیک و خجسته ای که بر اثر دخالت ها و

قضاوت های نزدیکان و صرفاً بر اساس «شنیده ها» صورت نگرفت.

2. چه ظلمو ستم هایی که به خاطر توجه بی مورد به صحبت های دیگران

(در حالی که هیچ گونه سند و مدرکی دال بر گناهکاری فرد مورد نظر وجود ندارد) روا داشته شد.

3. چه ذهنیت های غلط و نادرستی که در نزدمردم نسبت به «شخصی»، صرفاً به خاطر اهمیت دادن به شایعات به وجود آمد.

بدین ترتیب آن 313 نفر کسانی هستند که هر چند خودشان در معرض این ستم ها و قضاوت های ناعادلانه قرارمی گیرند،

امّا هرگز در مورد دیگران این چنین ناآگاهانه قضاوت نمی کنند و حتی اگر عیبی را از کسی مشاهده نمایند،

به کتمان و پوشیده داشتن آن عیب کاملاً واقف هستند.

برای آگاهی بیشتر به منطق، طرز تفکر و کردار برآمده از

چنین تفکری به جا است این رویداد تاریخی را مرور نماییم.

جنگ صفین

 «در جریان جنگ صفین -که در سال 37 هجری قمری بین حضرت علی علیه السّلام و

معاویه و سپاهیان دو طرف به وقوع پیوست- تسلط بر آبراهۀ فرات چندین نوبت بین دو سپاه دست به دست شد.

به عبارت دیگر، زمانی، حضرت علی علیه السّلام بر آبراهۀ فرات تسلط پیدا می کرد

و در برهۀ دیگری، این امتیاز در اختیار معاویه قرار می گرفت.

هر چند حضرت علی علیه السّلام همواره می کوشید با حمله و یورش نظامی و استفاده از تکنیک های نظامی،

بر این امتیاز دست یابد، امّا معاویه همواره با خدعه و نیرنگ از یک طرف و ایجاد اخلال،

عوام فریبی و تعذیری منافقین و افراد ساده لوح که متأسفانه خصلت کوفیان طرفدار حضرت علی علیه السّلام بود،

می کوشید بر این امتیاز و بهره استراتژیک دست یابد.

با این حال معاویه بر این روش ناجوانمردانه و غیر اخلاقی بسنده نمی نمود

و به محض این که آبراهه فرات را در اختیار می گرفت، آب را بر سپاه حضرت علی علیه السّلام می بست

و آن ها را تشنه و معذّب نگاه می داشت

و با ایجاد شایعات و ذهنیت های غلط در میان کوفیان،

آن ها را نسبت به امیر و فرمانروای خود، «بدبین» و «گستاخ» می نمود.

از جمله این ذهنیت های غلط که با وجود گذشت قرن ها، هم چنان

در ذهن حتی «شیعیان و محبّان» حضرت علی علیه السّلام باقی مانده

ـ که اگر سابقۀ این ذهنیت را جست و جو کنیم، به کسی غیر از معاویه نمی رسیم، ـ

زیرا که با پیشنهاد صلح، خود را صلح دوست و مصلحت گرا معرفی می نمود و

با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات سموم حضرت علی علیه السّلام را جنگ طلب و خشونت گرا قلمداد می کرد.

این در حالی است که حضرت علی علیه السّلام در این سیاست و شیوه خود هرگز از این شیوه ها استفاده نمی کرد

و به آنچه امروز به «جنگ روانی» مشهور است، دست نمی زد. از طرف دیگر،

در زمان ها و مقاطعی که آبراهه ای فرات را در اختیار می گرفت، هرگز آب را بر شامیان نمی بست

و این حلال خدا را بر آنان حرام نمی کرد. حتی با وجود این که می دید در هر مرتبه که معاویه بر آب تسلط می یابد،

همچنان به مرام ناجوان مردانه خود ادامه می دهد، به مقابله مثل اقدام نمی نمود.

این حرکت ناجوانمردانه معاویه، حتی عمر و عاص را که در حیله گری نظیر نداشت، به جوش آورد

و فریاد اعتراض را بلند کرد. منطق عمر و عاص دراین وضعیت «مقابله به مثل» بود

و عقیده داشت که آب را بر سپاه کوفه حلال و فرصت استفاده از آن را به کوفیان بدهد،

زیرا می گفت که آنان (کوفیان) نیز آب را در اختیار ما قرار می دهند و اگر تو (معاویه) بر این منطق خود پافشاری نمایی،

اولاٌ، کوفیان در نبرد جسورتر می شوند (زیرا چیزی برای از دست دادن ندارند)

ثانیاً، ماهیت شوم تو (معاویه) و ادعاهای واهی تو مبنی بر صلح و مدافع حقوق مردم بودن آشکار می گردد و

ثالثاً، ممکن است در دفعات بعد که آن هاآب را به دست گرفتند،

دیگر مرام قبلی خود را ترک کرده و آب را بر ما ببندد و سپاهیان ما را دچار سختیی نمایند.

در این واقعیت تاریخی، سه طرز تفکر از سه شخصیت دینی و سیاسی وجود دارد.

پیروزی به هر شکل ممکن از معاویه، مقابله به مثل از عمر و عاص و رعایت اصول اخلاقی از حضرت علی علیه السّلام.

چقدر دوریم؟

هر چند در نزد ما که خود را پیرو، محب و شیعۀ حضرت علی علیه السّلام می دانیم

تفکرات، عقاید وشیوۀ عملکرد معاویه و عمر وعاص را ناپسند و مذموم می دانیم، اما اگر نیک به زندگی خود واطرافیان بنگریم،

به کرات و دفعات همین طرز تفکر را، در لایه هایی از زندگی برخی از افراد می بینیم.

متأسفانه در جامعۀ امروز رفتارهابرگرفته از شیوه های مذموم وناپسند «مقابله به مثل»

و «منفعت طلبی وخودخواهی های ناعادلانه» است زیرا به نظر می رسد

که مردی که سنگ حضرت علیعلیه السّلامرا به سینه می زنند و خود را طرفدار ایشان معرفی می کنند،

در خوش بینانه ترین حالتممکن است، اگر کسی به آنها بدی نمود، صرفاًبرای یک دو بار جواب او را با خوبی بدهند

اما در صورت ادامه از سوی طرف مقابل، دیگر جواب سلام او را نخواهند داد

و به بدترین شکل ممکن به عیب جویی او می پردازیم.

این در حالی است که اگر فرض مثال، جریان نبردصفین سالها به طول می انجامید

و تسلط بر آبراهۀ فرات تا آخرین لحظات آن جنگ طولانی ادامه پیدا می کرد،

همچنان حضرت علی علیه السّلام به همان صورت اول و مطمئناً

معاویه نیز همچنان به مرام نخستین خود اقدام می نمود.

این مطلب و رعایت اصول اخلاقی حتی در سیاست و صحنه نبرد و پرهیز از ظلم به دیگران،

نه تنها شعار، بلکه عمل بزرگ مردی را خاطر نشان می کند که دشمن سرسخت او (معاویه) درباره ایشان گفتند:

 «دنیا عقیم است مانند علی را بزاید»

اسلام و مقتضیات زمان

همچنین در کتاب گرانمایه و بسیار با ارزش نهج البلاغه هم ایشان (حضرت علی علیه السلام) می فرماید:

«... به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهندتا خدا را نافرمانی کنیم

که پوست جوی را از مورچه ای به ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد

و همانا این دنیای آلودۀ شما نزد من از برگ جویده شدۀ دهان ملخ پست تر است.

علی را با نعمت های فنا پذیرو لذتهای ناپایدار چه کار؟! به خدا پناه می بریم

از خفتن عقل و زشتی لغزش ها واز او یاری می جوئیم.

نهج البلاغه خطبه 224، ص 461

بدین ترتیب باید گفت:

یاران حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف کسانی هستند

که جزء این طرزتفکرو شیوۀ عمل،

هیچ مرام دیگری را نمی شناسند و همچون مولای خود

با این دیده و باور به دنیا می نگرند و ماچقدر دوریم از این طرز تفکر!

تمام ایمان و اعتقادات خود را می دهیم، مبادا که به دنیایمان ذره ای خسران و زیان وارد شود.

به کوچکترین آزمایشی، زبان به کفر می گشائیم و می گوئیم (نعوذبالله) این چه خدایی است

و این چه عدالتی است، پس رحمت خدا کجا رفته؟و یا بدتر از اینزبان به دروغ و افتراء (عدم رعایت حقوق دیگران).

متأسفانه چقدر در روابط و کنش های اجتماعی به گونه ای رفتار میکنیم

که طرز عمل «عمروعاص» را تداعی می کند و خود از این موضوع غافلیم،

چرا که اگر بدانیم رفتار وکردارمان برگرفته

از طرز عمل و تفکر «مقابله به مثل» حیله گر تاریخ است، شاید این گونه رفتار نکنیم.

رفتار «مقابله به مثل» گونه ای که در جای جای زندگی ما به وضوح نمایان است

و آنچه در اینجا به آن اشاره می شود، تنها نمونه هایی از این طرز عمل است.

جملاتی که در ذیل می آید را شاید بارها و بارها خود و یانزدیکانمان به زبان آورده ایم.

1. می خواست دروغ نگویدتا دروغ نشنود.

2. همین طور که سلام کرد جواب شنید. می خواست بهتر سلام کندتا بهتر جواب بشنود.

3. به من چه؛ مهمانی اوست، مگر او برای مهمانی من چکار کرد؟

4. یک بار دیگر با من این طوری حرف زدی، آن چنان با تو رفتار کنم که آبرویت برود.

5. مگر وقتی ما خانه خریدیم، آنها برای ما چه آوردند، که ما بخواهیم این قدر هزینه کنیم،

همین هم که می خریم و هزینه میکنیم از سرشان زیاد است.

6. من پایم را خانۀ برادرت نمی گذارم، می دانی چند روز است خانۀ ما نیامده

و حتی سراغی هم از ما نگرفته اند من هیچ وقت خودم را از «تا» نمی اندازم.

امّااگر بدانیم همین گونه رفتار ما طبق احادیث وارده از ائمۀ اطهار باعث می شود

که ما باچنین کسانی در روز قیامت محشور شویم، شایداین چنین تلافی جویانه عمل نکنیم.

 (هرکسی در روز قیامت با هم کیش خود از نظر عقیده ومرام محشور میشود).

البته لازم به ذکر است که بسیاری از ما در زندگی خود، این چنین رفتارهایی از خود نشان می دهیم،

مخصوصا صفت حسادت و رفتار تلافی جویانه، اما به زودی نادم وپشیمان شویم

و با ترک رفتار گذشته، طلب استغفار از ذات احدیت و حلالیت طلبی از فردی که نسبت به او چنین رفتار زشتی را مرتکب شده ایم،

توبه نموده و به آمرزش الهی پناه ببریم، مطمئناً مشمول این روایت نخواهیم شد،

زیرا طبق آیۀ 46 سوره واقعه «مداومت بر گناه کبیره» ما را در شمار افرادی قرار می دهد

که نامۀ عملشان در دست چپ آنها خواهد بود و جزء «اصحاب شمال» قرار گرفته

و طبق این حدیث، با هم کیشان خود محشور می شوند.

بدین ترتیب 313 یار امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف عاری از این گناهان و حتی

«رفتارهای تلافی جویانه» هستند، زیرا ملاک و معیارشان قران کریم و فرمایشات اولیاء او است

که در کتاب هایی چون «بحار الانوار»، «نهج البلاغه»، «نهج الفصاحه» و «صحیفه سجادیه» گرد آوری شده

و در دسترس بشریت قرار گرفته است.

آنها کسانی هستند که از این فرمایش مولای متقیان علیه السّلام درس گرفته، آن جا که فرمود:

«ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از «پر کاه خشکیدهوتفاله های قیچی شدۀ دامداران» بی ارزش تر باشد،

از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آنکه آیندگان از شما پند گیرید،

این دنیای فاسد نکوهش شده را رها کنید، زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد. »

نهج البلاغه، خطبه 32 ص85

وما چقدر دوریم آن چنان دنیای حرام چشم وگوش مان راکور وکر ساخته که این سخنان حق را نمی شنویم و

با کوچکترین حادثه ای عنان ایمان خود را از دست می دهیم و

نمونۀ این مطلب را در جامعۀ فعلی بسیار می بینیم ومن باب مثال می توان گفت:

1. پدر ومادری که بین فرزندان خود فرق قائل هستند.

2. فرزندی که حرمت پدر ومادر را رعایت نمی کند.

3. مدیری که با کارمندخودمدارا نمی کند و از رعایت حال او غافل است.

4. کارمندی که از حسن خلق و انعطاف پذیری مدیرش سوء استفاده می کند...

مطمئناً توفیق یاری و یاوری امام زمان را از دست می دهد.

پس یاوران حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه الشریف منطقشان، منطق علی بن ابی طالب علیه السّلام است،

همان منطقی که چنانچه مورد ظلم واقع شدند صبر می کنند تا خدا انتقام این ظلم را بگیرد،

آنان کسانی هستند که همانند پرهیزگاران که حضرت علی علیه السّلام

در خطبۀ 193 نهج البلاغه اوصاف آنان را بیان نمود،

دیگران از شرّ آنان در امانند و مردم میدانند که از ناحیۀ آنها مورد ظلم، ضرر و زیان واقع نمی شوند.

منطق فکری یاران امام زمان

اما صرفاً این منطق برای رسیدن به آن توفیق کافی نیست، چرا که اگر صرفاًاین منطق کارگشا بود،

دیگر مسئلۀ آزمایش و غربال شدن منتفی می شد و این در حالی است که

مردم در «عصر ظهور» به توبه آزمایش می شوند تا خوب از بد جدا گردد و همانطور که در روایت

«... سعادتمند شود آنکه اهل سعادت است و به شقاوت برسد آن که شقاوت شدنی است»

بیان شد از طرف دیگر نفاق و دو رویی چیزی غیر از ناهماهنگی بین گفتار و کردار نیست

و چه بسا انسانها که در گفتار ادعای دیانت دارند

و خود را پیرو پیامبر و ائمۀ اطهار علیهم السّلام نشان می دهند اما عملشان و کردارشان چیزی غیر از گفته هایشان است

یعنی، در حالی که دیگران را از مسائلی چون ربا، رشوه و نزول و... منع می کنند

اما خود اگر به روزی تنگ آزمایش شوند به جای الگو گیری از حضرت علی علیه السّلام

(کاهش و مختصر نمودن هزینه های خوراک)، حتی ممکن است حقوق دیگران را نادیده گرفته

و حق تملک و مالکیت برای خود قائل شده و دخل و تصرف نابجا در اموال عمومی اقدام نمایند.

منافقینی که حضرت علی علیه السّلام در یکی از خطبه هایش (خطبه 194) به زیبایی

در وصف آنها می فرماید که: «... وصفشان دارو و گفتارشان درمان اما کردارشان دردیست بی درمان. »

و این سخن مولای متقیان علیه السّلام چیزی غیر از مطالبی که در سطور بالا به آن پرداخته شد نیست.

بدین ترتیب، ضرورت آزمایش و غربال شدن مردم (مسلمانان) در «عصر ظهور» آشکار می گردد.

چرا که صرفاً آن 313 نفر کسانی جز افرادی که حتی در تنگناها و عرصه های فشار

که زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد، گفتارشان عین کردارشان و کردارشان عین گفتارشان،

صورتی نیک داشته و مصداق آیات الهی و روایات ائمه می باشد

و ما چقدربا آن 313 نفر از نظر عقیده و مرام فاصله داریم، تا بتوانیم

به بهره کشی و ظلم (به زیردستان) می پردازیم و حق مالکیت برای خود و بردگی برای آنان قائل هستیم.

منابع و مؤاخذ:

1. قرآن کریم

2. نهج البلاغه، ترجمۀ محمد دشتی

3. اصول کافی، کافی

4. اسلام و مقتضیات زمان، استاد شهید مطهری

5. بحارالانوار، علامه مجلسی

6. بشارت الاسلام

7. تفسیر سورۀ نمل، مهدی طاهری کرچگانی

8. عصر ظهور، علی کورانی

9. کمال الدین

10. مکیال المکارم، مرحوم آیت الله موسوی اصفهانی، ترجمۀ سید مهدی حائری قزوینی

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:36:57
طلوع خورشید 06:03:32
اذان ظهر 12:44:50
غروب خورشید 19:25:45
اذان مغرب 19:42:35
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟