وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

تحريفات عاشورا(1)

تحريفات عاشورا(1)
زمان انتشار :
سه شنبه 21 آبان 1392 | 23:27
تحريف يعني منحرف کردن چيزي از مسير وضع اصلي خود که داشته است يا بايد داشته باشد.

بسم الله ادلرحمن الرحیم

انواع تحريفات

تحريف يعني چه؟

تحريف در زبان عربي از ماده حرف است، يعني منحرف کردن چيزي از مسير وضع اصلي خود که داشته است يا بايد داشته باشد به عبارت ديگر تحريف نوعي تغيير و تبديل است، ولي تحريف مشتمل بر چيزي است که کلمه تغيير و تبديل نيست.

شما اگر کاري کنيد که جمله اي، نامه اي، شعر و عبارتي آن مقصودي را که بايد بفهماند، نفهماند و مقصود ديگري را بفهماند، مي گويند شما اين عبارت را تحريف کرده ايد.

مثلا شما گاهي مطلبي يا حرفي را به يک نفر مي گوييد، بعد آن شخص، سخن شما را در جاي ديگري نقل مي کند، پس از آن کسي به شما مي گويد: فلاني از قول شما چنين چيزي نقل مي کرد شما مي فهميد که آنچه شما گفته بوديد با آنچه که او نقل کرده خيلي متفاوت است.

او سخنان شما را کم و زياد کرده است، قسمت هايي از خود به آن افزوده است، در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيز ديگري از آب در آمده است.

آن وقت شما مي گوييد اين آدم حرف مرا تحريف کرده است. مخصوصاً اگر کسي در سندهاي رسمي دست ببرد، مي گويند سند را تحريف کرده است.

اينها مثال هايي بود براي روشن شدن معني کلمه تحريف و اين کلمه بيش از اين احتياج به توضيح ندارد.

انواع و اقسام تحريف

تحريف بر دو نوع است: لفظي، قالبي و پيکري، ديگر معنوي.

از نظر موضوع عامل يعني محرف نيز بر دو قسم است: يا از طرف دوستان است يا از طرف دشمنان.

به عبارت ديگر یا منشأش جهالت دوستان است و يا عداوت دشمنان.

همچنان که از نظر يعني محرف فيه نيز بر چند قسم است: يا در يک امر فردي و بي اهميت است، مانند يک نامه خصوصي، و يا در يک اثر با ارزش ادبي است و يا در يک سند تاريخي اجتماعي است، مثل جعل کتابسوزي اسکندريه، و يا در يک سند اخلاقي و تربيتي و اجتماعي است.

تحريف لفظي و تحريف معنوي

تحريف لفظي اين است که ظاهر مطلبي را عوض کنند، مثلاً از يک گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا جمله ها را چنان پس و پيش کنند که معني آن فرق کند، يعني در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف کنند.

تحريف معنوي اين است که شما در لفظ تصرف نمي کنيد، لفظ همان است که بوده، ولي آن را طوري معني مي کنيد که خلاف مقصد و مقصود گوينده است. آن را طوري معني مي کنيد که مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلي گوينده.

خطر بزرگ

تحريف لفظي به اين است که مثلاً لفظي کم يا زياد مي کنند و يا کلمه يا جمله اي را پس و پيش کنند و به هر حال معني را کم و زياد کنند يا تغيير دهند. خطر بزرگ در تحريفات مغير معني است.

تحريف معنوي

تحريف معنوي يعني منحرف کردن روح و معني يک جمله يا يک حادثه، و چون بحث در اطراف حادثه است، پس تحريف معنوي يک حادثه يعني اينکه علل و انگيزه ها و همچنين هدف و منظورهاي آن حادثه را چيز ديگر غير از آنچه هست معرفي کنيم.

مثلاً شما به ديدن شخصي مي رويد، يا شخصي را به خانه يا مجلس خودتان دعوت مي کنيد، ديگري مي آيد ميگويد: مي داني منظور فلاني از آمدن به خانه تو چيست؟ (يا از دعوت تو چيست؟) مي خواهد مثلاً دخترش را به پسر تو بدهد؛ در صورتي که شما چنين منظوري هرگز نداريد.

تحريفات واقعه عاشورا

در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا، ما هزاران تحريف وارد کرده ايم! هم تحريف هاي لفظي، يعني شکلي و ظاهري که راجع به اصل قضايا، راجع به مقدمات قضايا، راجع به متن مطلب و راجع به حواشي مطلب است، و هم تحريف در تفسير اين حادثه.

با کمال، تأسف اين حادثه، هم دچار تحريف هاي لفظي شده و هم دچار تحريف هاي معنوي. گاهي از اوقات تحريف هايي که مي شود لااقل با اصل مطلب هماهنگي دارد، ولي گاهي وقتها تحريف، کوچک ترين هماهنگي که ندارد هيچ، قضيه را هم مسخ مي کند، قضيه را به کلي واژگون مي کند و به شکلي در مي آورد که به صورت ضد خودش در مي آيد.

باز هم با کمال تأسف بايد بگويم تحريف هايي که به دست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است، همه در جهت پايين آوردن و مسخ کردن قضيه بوده است هم در جهت بي خاصيت و بي اثر کردن قضيه بوده است و در اين قضيه، هم گويندگان و علماي امت و هم مردم تقصير داشته اند.

شومي محرم به خاطر شهادت امام حسين

دهم محرم روزي بوده که از اولي که عالم ساخته شده اصلاً اين روز، بد ساخته شده، شوم ساخته شده و حادثه کربلا در روزي واقع شد که با لذات شوم بود و قهراً قبل از اينکه امام حسين هم شهيد بشود، هر سال روز دهم محرم مي آمد روز شومي مي آمد، از زمان حضرت آدم و قبل از حضرت آدم اين روز شوم بوده و الان هم روز دهم محرم شوم است، تا قيامت هم اين روز از آن جهت که اين روز است.

حادثه کربلا هم در يک روز شوم واقع شد. يک وقت انسان اين طور فکر ميکند اين طرز فکر اساسي نمي تواند باشد. نه عقل مي تواند آنرا قبول کند و نه از نظر نقل ما، مي توانيم تأييدي براي آن بياوريم. ولي يک وقت به آن معناي دوم است: هجدهم ذي الحجه، چون در اين روز براي ما حادثه مبارکي رخ داده است، ما اين روز را مبارک مي شماريم. هجده ذي الحجه مبارکي خودش را از حادثه غدير دارد نه حادثه غدير از هجدهم ذي الحجه.

دهم محرم شومي خودش را نه اينکه بالذات شوم است از شهادت امام حسين دارد نه کشته شدن و قتل امام حسين شومي خودش را از دهم محرم دارد.

شدت تحريفات در واقعه کربلا

من نمونه اي از بعضي هايي که در لفظ ظاهر، يعني در شکل قضيه وجود آورده اند و چيزهايي که نسبت داده اند را ذکر مي کنم.

مطلب آن قدر زياد است که قابل بيان کردن نيست آن قدر زياد است که اگر بخواهيم روضه هايي دروغي را که مي خوانند جمع آوري کنيم شايد چند جلد کتاب پانصد صفحه اي بشود!

سرچشمه تحريفات

(حاج ميرزا حسين نوري اينگونه مي گويد که:)

براي مصيبت حسين بن علي علیه السّلام بايد گريست، ولي نه براي شمشيرها و نيزه هايي که در آن روز بر پيکر شريفش وارد شد، بلکه به خاطر دروغ ها...

و در مقدمه کتاب هم نوشته است که فلان عالم بزرگ از علماي هندوستان نامه اي به من نوشته و از من خواهش کرده است که کاري بکنم و کتابي بنويسم که جلوي روضه هاي دروغ در آنجا گرفته شود. بعد مرحوم حاجي مي نويسد: اين عالم هندي خيال کرده است که روضه خوانها وقتي به هندوستان مي روند، دروغ مي گويند، نمي داند که آب از سرچشمه گل آلود است و مرکز روضه هاي دروغ، کربلا و نجف و ايران يعني همين مراکز تشيع است!

جامعه ما، جامعه مرده

يکي از دلايلي که جامعه ما، جامعه مرده است، همين جرياني است که ما فعلاً در روز اربعين مي بينيد، در اين روز واقعاً دو موضوع مهم داريم که بسيار شايسته اهميت است.

يکي آمدن جابر که آمدنش يک تابلو بزرگ است و ديگر زيارت اربعين.

يک جريان ساختگي که در هيچ کتاب معتبري وجود ندارد و تنها در يک کتاب وجود دارد که آن کتاب به اتفاق تمام مقاتل معتبر نيست، اين است که در روز بيستم ماه صفر، اسراء، اهل بيت پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله، اهل بيت امام حسين عليه السلام از شام مي آيند به کربلا.

ما آن دو جريان اصيل را به کلي فراموش کرديم، شايد در ميان همه ما دو نفر نباشند که زيارت اربعين را به قصد پيوند با حسين بن علي عليه السلام خوانده باشند يا داستان جابر را از روي تدبر گوش کرده باشند، هر جا که مي رويم صحبت از اين است که اهل بيت امام حسين عليه السلام آمدند کربلا به سر قبر امام حسين عليه السلام، بعد چه شعرها، چه مرثيه ها، چه سينه زني ها، همه بر اساس دروغ!!!

تحريف در اربعين

نمونه ديگر، اربعين است. اربعين که مي رسد، همه، اين روضه را مي خوانند و مردم هم خيال مي کنند اين طور است که اسراء از شام به کربلا آمدند و در آنجا با جابر ملاقات کردند و امام زين العابدين هم با جابر ملاقات کرد.

در صورتي که به جز در کتاب لهوف که آن هم نويسنده اش يعني سيد بن طاووس در کتاب هاي ديگرش آن را تکذيب کرده و لااقل تاييد نکرده است؛ در هيچ کتاب ديگري چنين چيزي نيست و هيچ دليل عقلي هم اين را تاييد نمي کند.

ولي مگر مي شود اين قضايايي را که هر سال گفته مي شود از مردم گرفت؟!

جابر اولين زائر امام حسين عليه السلام بوده است و اربعين هم جز موضوع زيارت قبر امام حسين عليه السلام هيچ چيز ديگر ندارد. موضوع، تجديد عزاي اهل بيت نيست، موضوع آمدن اهل بيت به کربلا نيست، اصلاً راه شام از کربلا نيست، راه شام، به مدينه، از همان شام جدا مي شود.

تحريف زمان خروج امام از مدينه

نمونه ديگري که تحريف و جعل کردند اين است که قاصدي براي اباعبدالله عليه السلام نامه اي آورده بود و جواب مي خواست، آقا فرمود که سه روز ديگر بيا از من جواب بگير. سه روز ديگر که سراغ گرفت، گفتند: آقا حرکت کردند و امروز عازم رفتن هستند.

او هم گفت: پس حالا که آقا مي روند بروم ببينم جلال و کوکبه پادشاه حجاز چگونه است؟ رفت و ديد آقا خودش روي يک کرسي نشسته و بني هاشم روي کرسي هاي چنين و چنان. بعد محمل هايي آوردند، چه حريرها، چه ديباج ها، چه چيزها در آنجا بود. بعد مخدرات را آوردند و با چه احترامي سوار بر اين محمل ها کردند.

اينها را مي گويند و مي گويند تا ناگهان به روز يازدهم گريز مي زنند و مي گويند: اينها که در آن روز چنين محترم آمدند روز يازدهم چه حالي داشتند.

حاجي نوري مي گويد:

اين حرف ها يعني چه؟ اين تاريخ است که مي گويد: امام حسين در حالي که بيرون مي آمد اين آيه را مي خواند: فخرج منها خائفا يترقب يعني در اين بيرون آمدن خودش را به موسي بن عمران که از فرعون فرار مي کرد تشبيه کرده است: قال عسي ربي ان يهديني سواء السبيل. يک قافله بسيار ساده اي حرکت کرده بود مگر عظمت ابا عبدالله به اين است که يک کرسي مثلاً زرين برايش گذاشته باشند؟!

غني بودن واقعه کربلا

آن چيزي که بيشتر دل انسان را به درد مي آورد اين است که اتفاقاً در ميان وقايع تاريخي، کمتر واقعه اي است که از نظر نقل هاي معتبر به اندازه حادثه کربلا غني باشد. من در سابق خيال مي کردم که اساساً علت اينکه اين همه دروغ در اين مورد پيدا شده، اين است که وقايع راستين را کسي نمي داند که چه بوده است، بعد که مطالعه کردم، ديدم اتفاقاً هيچ حادثه اي در تاريخ هاي دوردست مثل سيزده، چهارده قرن اول و دوم قضايا را با سندهاي معتبر نقل کردند و اين نقل ها با يکديگر انطباق دارد و به يکديگر نزديک هستند، و يک قضايايي در کار بوده است که سبب شده جزئيات اين تاريخ بماند.

يکي از چيزهايي که سبب شده متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است که در اين حادثه کربلا و چه در خطبه ها اين طور بوده است. لذا خطبه زياد است، چه قبل در جاهاي ديگر خطبه هايي ايراد کردند و اصلاً هدف آنها از اين خطبه ها اين بود که مي خواستند به مردم اعلام کنند که چه گذشت و قضايا چه بود و هدف چه بود، اين خودش يک انگيزه اي بوده که قضايا نقل شود.

در قضيه کربلا سوال و جواب زياد شده است و همين ها در متن تاريخ ثبت است که ماهيت قضيه را به ما نشان مي دهد.

تحريف در مصيبت علي اکبر

نمونه ديگر از تحريف در وقايع عاشورا که يکي از معروف ترين قضايا شده است و حتي يک تاريخ هم به آن گواهي نمي دهد، قصه ليلا مادر حضرت علي اکبر است.

البته ايشان مادري به نام ليلا داشته اند، ولي حتي يک مورخ نگفته که ليلا در کربلا بوده است. اما ببينيد که چقدر ما روضه ليلا و علي اکبر داريم، روضه آمدن ليلا به بالين علي اکبر. حتي من در قم، در مجلسي که به نام آيه الله بروجردي تشکيل شده بود که البته خود ايشان در مجلس ‍ نبودند، همين روضه را شنيدم که علي اکبر به ميدان رفت، حضرت به ليلا فرمود که:

از جدم شنيدم که دعاي مادر در حق فرزند مستجاب است، برو در خيمه خلوت موهايت را پريشان کن، در حق فرزندت دعا کن، شايد خداوند اين فرزند را سالم به ما برگرداند! اولاً ليلايي در کربلا نبوده که چنين کند. ثانياً اصلاً اين منطق، منطق حسين نيست. منطق حسين در روز عاشورا، منطق جانبازي است، تمام مورخين حسين نوشته اند که هر کس ‍ اجازه مي خواست، حضرت به هر نحوي که مي شد عذري برايش ذکر کند ذکر مي کرد، به جز براي علي اکبر

فاستاذن في القتال اباه فاذن له

يعني تا اجازه خواست، گفت: برو.

حال چه شعرها که سروده نشد! از جمله اين شعر که مي گويد:

 

خيز اي بابا از اين صحرا رويم

اينک به سوي خيمه ليلا رويم.

نذر عجيب ليلا

نمونه ديگري در همين مورد را که خيلي عجيب است من در همين تهران، در منزل يکي از علماي بزرگ اين شهر، در چند سال پيش، از يکي از اهل منبر که روضه ليلا را مي خواند شنيدم و من در آنجا چيزي شنيدم که به عمرم نشنيده بودم.

گفت: بعد از اينکه حضرت ليلا رفت در آن خيمه و موهايش را پريشان کرد، نذر کرد که اگر خدا علي اکبر را سالم به او برگرداند و در کربلا کشته نشود، از کربلا تا مدينه را ريحان بکارد.

يعني نذر کرد که سيصد فرسخ راه را ريحان بکارد!؟ اين را گفت و يک مرتبه زد زير آواز:

نذر علي: لئن عادوا و ان رجعوا

لازرعن طريق التفت ريحانا

من نذر کردم که اگر اينها برگردند راه تفت را ريحان بکارم. اين شعر عربي بيشتر براي من اسباب تعجب شد که اين شعر از کجا پيدا شده؟ بعد به دنبال آن رفتم و گشتم، ديدم اين تفتي که در اين شعر آمده کربلا نيست، بلکه تفت سرزمين مربوط به داستان ليلي و مجنون معروف است که ليلي در آن سرزمين سکونت مي کرده و اين شعر مال مجنون عامري است براي ليلي، اين آدم اين شعر را براي ليلا مادر علي اکبر و کربلا مي خوانده.

تصور کنيد که اگر يک مسيحي يا يک يهودي يا يک آدم لامذهب آنجا باشد و اين قضايا را بشنود، آيا نخواهد گفت که تاريخ اينها چه مزخرفاتي دارد؟ آنها که نمي فهمند که اين داستان را اين شخص از خودش جعل کرده است، بلکه مي گويند: العياذ بالله زن هاي اينها چقدر بي شعور بوده اند که نذر مي کردند از کربلا تا مدينه را ريحان بکارند. اين حرف ها يعني چه؟!

اوج تحريف

از اين بالاتر، (حاجي نوري) مي گويد: در همان گرما گرم روز عاشورا که مي دانيد مجال نماز خواندن هم نبود، امام نماز خوف خواند و با عجله هم خواند. حتي دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند که امام بتواند اين دو رکعت نماز را بخواند، و تا امام دو رکعت نماز را خواندند، اين دو نفر در اثر تيرهاي پياپي که مي آمد از پا در آمدند: مجالي براي نماز خواندن به اينها نمي دادند، ولي گفته اند در همان وقت امام فرمود: حجله عروسي راه بيندازيد، من مي خواهم عروسي قاسم با يکي از دخترهايم را در اينجا، لااقل شبيه آن هم که شده ببينم، من آرزو دارم، آرزو را که نمي شود به گور برد!

آثار مخرب تحريف

تحريف و قلب و بدعت، آفت بزرگ دين است. تحريف، چهره و سيما را عوض مي کند، خاصيت اصلي را از ميان مي برد، به جاي هدايت، ضلالت مي آورد و به جاي تشويق به سوي عمل صالح، مشوق معصيت و گناه مي شود و به جاي فلاح، شقاوت مي آورد.

تحريف، از پشت خنجر زدن است، ضربت غير مستقيم است که از ضربت مستقيم خطرناک تر است.

يهوديان که قهرمان تحريف در تاريخ جهان اند هميشه ضربت هاي خود را از طريق غير مستقيم وارد کرده اند.

علي عليه السلام را دوستانه و از طريق تحريف، بهتر و بيشتر مي شود خراب کرد تا به صورت دشمنانه.

قطعاً ضرباتي که از طرف دوستان جاهل علي بر علي وارد شده، از ضربان دشمنانش کاري تر و بران تر بوده است.

تحريف، مبارزه بدون عکس العمل است. تحريف، مبارزه است با استفاده از نيروي خود.

موضوع تحريف سبب مي شود که سيماي شخص به کلي عوض شود، مثلاً علي عليه السلام به صورت يک پهلوان مهيب بدقيافه سبيل از بناگوش در رفته تجسم پيدا کند، به صورتي در آيد که هرگز نتوان باور کرد که اين همان مرد محراب، خطابه، حکمت، قضا و زهد و تقوا و خوف از خداست.

تحريف است که امام سجاد را در ميان ما به نام بيمار معروف کرده است. تنها در ميان فارسي زبانان اين نام به آن حضرت داده شده، کار به جايي رسيده که وقتي مي خواهيم بگوييم فلاني خود را به ضعف و زبوني زده، مي گوييم خود را امام زين العابدين بيمار کرده است؛در صورتي که اين شهرت فقط بدان جهت است که امام در ايام حادثه عاشورا مريض بوده اند نه اينکه در همه عمر تب داشته و عصا به دست و کمر خم راه مي رفته اند.

انحراف در هدف حسيني

من نمي دانم که کدام جاني هايي، جنايت را به شکل ديگري بر حسين بن علي وارد کردند، و آن اينکه هدف حسين بن علي را مورد تحريف قرار دادند و همان چرندي را که مسيحي ها در مورد مسيح گفتند، درباره حسين گفتند که حسين کشته شد، براي آنکه بار گناه امت را دوش بگيرد، براي اينکه ما گناه کنيم و خيالمان راحت باشد، حسين کشته شد براي اينکه گنهکار تا آن زمان کم بود، بيشتر شود.

بعد از اين انحراف چاره اي نبود جز اينکه ما فقط صفحه سياه و تاريک اين حادثه را بخوانيم، فقط رثاء و مرثيه ببينيم. من نمي گويم آن صفحه تاريک را نبايد ديد، بلکه آن را ديد و خواند، اما...

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 05:00:23
طلوع خورشید 06:24:42
اذان ظهر 11:34:32
غروب خورشید 16:44:18
اذان مغرب 17:01:48
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟