وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

انتظار، ارزشمندترین کار

انتظار، ارزشمندترین کار
زمان انتشار :
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 03:00
در میان عبادت ها و اعمال اسلام، نزدیک به بیست کار، ارزشمند تر و برتر از دیگر عبادت هاست. و در مجموع نیز شاید، هیچ عملی بهتر و با فضیلت تر از «انتظار ظهور امام زمان علیه السّلام » نباشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

انتظار، ارزشمندترین کار

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله الحَکیم فِی کِتابِهِ الکَریم:

فَانتَظِرُوا! إِنِّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِرینَ

و قال مولانا علیّ بن موسی الرّضا علیه الصّلاة والسّلام:

«مَا أحسَنَ الصَّبر و انتِظارَ الفَرَجِ!»

در میان عبادت ها و اعمال اسلام، نزدیک به بیست کار، ارزشمند تر و برتر از دیگر عبادت هاست. و در مجموع نیز شاید، هیچ عملی بهتر و با فضیلت تر از «انتظار ظهور امام زمان علیه السّلام » نباشد.

برای این که این موضوع کمی روشن شود، برخی از کارها که از دید اسلام، با فضیلت تر به حساب می آید، نام می برم و آن ها رابا «انتظار تشریف فرمایی امام زمان علیه السّلام » مقایسه می کنم.

نمونه هایی از أفضل الأعمال

در حدیث داریم « رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم پس ازاین که نماز صبح را بجا می آورند، رو به مردم کرده و باآنان احوال پرسی می نمودند؛ گاهی هم فرمایشی و سخنی را بیان می کردند و تنها به همان خواندن نماز، بسنده نمی کردند».

مردم را نباید رها کرد. بایدبامردم سخن گفت؛ گرچه یک جمله یا یک روایت باشد.

روزی فرمودند:

«رَأَیتُ البارِحَةَ عَمّیَ حَمزَةَ بن عبدالمطلب وَ أخی جعفربن أبی طالب، من دیشب عمویم، حمزه و برادرم، جعفربن ابی طالب را دیدم».

حالا دراین روایت نیست که «در خواب دیدم یا بیداری»؛ البته خیلی هم مهم نیست، این ماییم که خواب و بیداریمان با هم فرق می کنداما انبیا، خواب و بیداریشان یکسان است. به همین دلیل اگر خواب هم ببینند، برای آنان «حجیّتِ شرعی » دارد و حتی خود رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره ی خود می فرمایند:

«تَنامُ عَلینایَ ولا یَنامُ قَلبی: چشمم می خوابد اما دلم نمی خوابد»،

روح القُدُس همیشه همراه معصومان علیه السّلام است.

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در ادمه ی آن فرمایش خود درباره ی حضرت حمزه و جعفر طیّارفرمودند: «دیدم یک طَبَقی از سِدردر برابر حمزه و جعفر طیّار بود. پس از مدتی دیدم به خرما تبدیل شد! و پس از مدتی دیدم خرما هم به انگور تبدیل شد!» البته باید توجّه داشت که منظور از این سدر و خرما و انگور، این معانی دنیوی نیست.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ادامه دادند:

«به حمزه و جعفر طیّار گفتم: بأبی أنتما! أیُّ الأعمالِ أَفضلُ؟:

پدرم به فدای شما! چه کاری ازهمه کارها ارزشمندتر و بالاتراست؟

گفتند: "پدر و مادرمان به فدای شما یا رسول الله! با فضیلت تر از دیگر کارها و به درد بخورتر ازدیگر اعمال دیدیم؛ یکی از الصلاةُ علیک؛ دیگری سَقیُ المآء و سومی حُبُّ علی بن أبی طالبٍ علیه السّلام

یعنی درود و صلوات فرستادن برشما، آب دادن و محبّت و دوستی امیرالمؤ منین علی علیه السّلام " »

یعنی حضرت حمزه و جعفر طیّار فرمودند:

«مادر دنیا می گفتیم اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و نتیجه اش را گرفتیم و دیدیم که افضل اعمال و ارزشمندترین کارها بود.»

در حدیث دیگری هم واردشده که

«مَا فِی المِیزانِ شَیءٌ أَثقَل مِنَ الصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد: هیچ چیزی در ترازوی اعمال مؤمن، به اندازه ی صلوات بر محمّد وآل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم سنگین تر نیست»

و در روایت دیگری هم از امام هادی علیه السّلام نقل شده که

«خداوند، حضرت ابراهیم را برای این دوست و خلیل خود گرفت که بر محمّد و آل محمّد زیاد صلوات فرستاد»

باز هم در فضیلت، از امام رضا علیه السّلام نقل شده که فرمودند:

«مَن لَم یَقدِرعَلی ما یُکَفِّر بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلیُکثِر مِنَ الصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّها تَهدِمُ الذُّنُوبَ هَدماً

هرکس قدرت وتوان ندارد که کفّاره گناهش را بپردازد، این قدر گناه کرده که قلبش سیاه شده و توفیق توبه ندارد، زیادصلوات بفرستد؛ زیرا صلوات زیاد، گناهان را مانند سیلی که ساختمان را از بیخ می کند و خراب می کند، نابودمی کند».

آن چنان که انسان دیگر نمی فهمد این جا ساختمان بود یا نه؟!

اما ما حاضر نیستیم صلوات به این آسانی را بفرستیم! البتّه این هم نیاز به توفیق دارد و توفیق، رفیقی است که به هرکس نمی دهند. دومین کاری که حضرت حمزه و جعفر طیّار فرمودند:«آن را افضل کارها یافتیم»، آب رساندن و آب دادن بود. چون آب مایه ی حیات انسان است. به علاوه این که در آب دادن انسان را عُجب و غرور نمی گیرد. کسی که نان و پول و غذا می دهد، ممکن است بگوید: «من پول دادم ؛ غذا دادم؛ خدمت کردم» اما آب دادن را به رُخ کسی نمی کشند و به این دلیل اخلاص در آن بیشتر است؛ پس از أفضل الأعمل حساب می شود.

سومین کاری که در این روایت از افضلِ اعمال شمرده شده (باید توجّه داشت که گر چه این افضلیّت را جناب حمزه و جعفر طیّار بیان کرده اند، اما همین که رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آن را از این دو بزرگوار نقل کرده اند و خود چیزی نفرمودند، نشانه ی تقریر و صحّه گذاشتن بر کلام آنان است. پس می توان گفت: خود رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم این اعمال را أفضل الأعمال معرّفی فرموده اند.) و بلکه در میان کارهای بهتر و افضل، باز ارزشمندترین عمل محسوب می شود، « محبت به امیر ألمؤمنین علیه السّلام » است. مرحوم مقدّس اردبیلی (احمد بن محمّد اردبیلی (وفات: 993ق) فقیه عابد و اهل احتیاط که در حیات خویش هم تشرّفاتی به خدمت امام زمان علیه السّلام یافت.) را هم در خواب دیدند و از ایشان پرسیدند: «چه خبر؟» فرمود: «بازار عمل، کساد و بی رونق است. اگر واقعاً بخواهند اعمال را در خوب حساب کنند و عیارشان را به دست آورند: غلّ و غش و تیرگی و آلودگی و ناخالصی در آن ها فراوان است.» و سپس افزود:«وَ مَا نَفَعنَا إِلّا حُبُّ صَاحِبِ هذا القَبرِ

(گفتی است که در همین صفحه از کتاب هدیة الأحباب آمده است: از ابن عبّاس روایت شده که سلمان را نیز در خواب دیدند و شبیه همین مسأله را از او پرسیدند و آن جناب هم فرمود: « چیزی با فضیلت تر از دوستی و پیروی حضرت علی علیه السّلام نیست».

هدیة الأحباب، ص265

:و چیزی جز محبّت وولایت صاحب این مرقد یعنی حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام به ما سود و بهره ای نرساند.»

در روایت دیگری از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده است:

أَفضَلُ الأَعمالِ أَحمَزُها

ارزشمندترین و با فضیلت ترین عبادت ها، آن کاری است که سخت تر و مشکل تر است.

بحار الانوار، ج 67، ص 237

مثلاً در زیارت رفتن؛ هم می توان با هواپیما رفت، هم با اتومبیل و هم پیاده. اما کدامشان سخت تر است؟ همان، افضل و برتر است.

به حضرت ابوذر غفاری رحمة الله گفتند: «اگر شما در دو راهی انجام دو عمل قرار بگیری، کدامشان را انجام خواهی داد؟» فرمود: « آن عملی را انتخاب می کنم که برایم مشکل تر است».

روایت دیگری در باره ی بهترین اعمال بیان کنم؛

از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:

چه کاری بهتر و با فضیلت تر است؟

فرمودند:

الصَّلاةُ لِوَقتِها و بِرُّالوالِدَینِ و الجِهادُ فی سَبیلِ اللهِ

نماز را در اوّل وقت خواندن، نیکی و احسان به پدر و مادر و مجاهده در راه خداوند

بحار الانوار، ج 52، ص 392

کسی که مقیّد باشد نماز را در اول وقت بخواند (مخصوصاً نماز صبح را؛زیرا اوّلِ وقت خواندن نماز صبح، سخت تر از اول وقت خواندن نمازهای دیگر است)، به پدر و مادرش نیکی و خدمت کند و در راه خداوند، جهاد کند (هم جِهاد با دشمنان خدا و اسلام که جهاد اصغر نام دارد و هم جِهاد با نفس امّاره ـ نفس امّاره، یکی از سه حالت نفس که انسان را به کارهای بد و گناه امر می کند ـ دو دیگر نفس لَوّامه و مطمئنّه است ـ که جهاد اکبر نام دارد)، این فرد بهترین کارها را انجام داده است.

در روایت های دیگری هم رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:

أفْضَلُ الْعِبٰادَةِ إنْتِظٰارُ الْفَرَج

بهترین عبادت، چشم به راه  فرج بودن  است.

همچنین « أفْضَلُ أعْمٰالِ اُمَّتی، إنْتِظٰارُالْفَرَج: ارزشمندترین و با فضیلت ترین کارهای امّت من، منتظرِ فَرَج بودن است».

با بررسی روایات های شیعه و سنی به این نتیجه می رسیم که حدود بیست عمل، با فضیلت ترین اعمال شمرده شده است؛امّا در این میان کارها کدام یک افضل و بهتر از دیگر اعمال است؟

ارزشمندی هر عملی، بسته به آثار آن است.

برای دانستن این که کدام عمل، افضل است، باید ببینیم آثار آن کار چیست. ببینیم نماز اوّل وقت در وجود ما چه می کند.نیکی به پدر و مادر برای ما چه اثری دارد و همین طور کارهای دیگر.

با دقّت در آثار این اعمال، پی می بریم که«انتظار فرج» همه ی خوبی ها، کمالات و فضیلت ها را یک جا در انسان به وجود می آورد.

اگر انسان واقعاً در کلاس انتظار بنشیند و منتظرِ آمدن امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف باشد، این انسان، مؤمنی کامل، موحِّد، اهل تقوا و ورع و دارای همه ی صفات کمالی است.

با «انتظار»، انسان رنگِ امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف را می گیرد.

دقّت در روایات به ما می فهماند که انسانِ اهل انتظار، اهلِ نور و دانش و بینش و دید باطنی است. پس معلوم می شود که انتظار، جنبه ی تخریب نداردبلکه اثرش، سازندگی است. چگونه می شود من در انتظار فرد عادل مطلقِ الهی بسر ببرم اما خودم، ظلم و ستم کنم؟! چشم به راه آمدنِ انسانی کامل که مظهر حق است باشم ولی خودم را نسازم؟!

انتظار ظهور و قیام امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف را داشتن، جنبه ی سازندگی دارد؛ به همین سبب رتبه و مقام هیچ عملی به رتبه ی انتظار فرج نمی رسد.

ببینید اگر به مادری که سال ها پسرش در جنگ مفقودالجسد بود، خبر برسانند که «فرزند تو در دست دشمن، صدامِ جنایتکار، اسیر بوده، و اکنون آزاد شده و فردا به خانه می آید»، این مادر چه می کند؟

خانه را به چه وضعی در می آورد؟آیا همه جا را جارو و پاک و پاکیزه نمی کند؟! آیا آب پاشی نمی کند؟! چراغانی و قربانی نمی کند؟! همه ی ما دیده ایم که مادران این کارها را کردهاند. چرا؟چون چشم به راه فرزندانشان بودند.

اگر من وشما هم منتظر امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف هستیم، اول باید سر گوسفند (نفس اماره) راببریم !اول بایدنفس شیطانی ـ که ما را به بدی ها و پستی ها و زشتی ها دعوت می کند ـ را بکشیم ؛خودمان را آماده کنیم و الاّچه استقبالی از امام زمان کرده ایم ؟! خانه ی دل را از آلودگی ها و گناهان باید شست. باید این خانه را به یاد خدا و با صفات حمیده و پسندیده ی انسانی زینت داد و الاّ امام زمان علیه السّلام که به هر جایی پا نمی گذارند!

اگر از حضرتش دعوت علیه السّلام دعوت کنیم به خانه دلمان بیایند و ایشان هم آمدند، آیا بگوییم :«آقا!خواهش می کنم دم در بایستید! لحاف یک طرف و تشک به طرف دیگر افتاده! ظرف ها و کتابها هم در گوشه ای دیگر افتاده!  اتاق ها هم خیلی کثبف است! لطفاًاذن بدهید جارو بزنیم، بعد تشریف فرما شوید ؟!»

آدم از میهمان خجالت می کشد! یک گوشه ی دل، محبت دنیا؛ گوشه ای دیگر، گناهان دیگر و...

بعد هم بگوییم «بیا !بیا! که سوختم، ز هجر روی ماه تو »؟! چگونه سوخته ای؟! اگر سوخته بودی، آماده و مهیّای ظهور بودی. خودت را آماده و مهیّای قیام حضرت علیه السّلام می کردی.

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب

یکی از اولیای خدا، مرحوم ملاّ محمّد اشرفی

(حاج ملاّ محمّد بن محمّد مهدی معروف به حاجی اشرفی، یکی از عالمان عابد بود. از کتاب هایش می توان «شعائر الاسلام » را نام برد. وطن اصلی وی، اشرف بود امّا مرقدش در بابل قرار دارد.)

شاگردی به نام میرزا حسن لسان الاطباء داشت. استاد می خواست شاگرد را راه بیاندازد تا یک مقدار رابطه معنویش با امامان معصوم علیه السّلام بیشتر شود. زمانی شاگرد، روانه ی زیارت حضرت رضا علیه السّلام بود که مرحوم حاج اشرفی، نامه ای به وی داد و گفت :«همین که به حرم رسیدی، این نامه را تقدیم به امام علیه السّلام کن و هنگام بازگشت، پاسخش را بگیر و برای من بیاور ».

میرزا حسن می گوید :«من این امر ایشان را عوامانه پنداشتم و با خود می گفتم : چگونه من از امام رضا علیه السّلام جواب بگیرم ؟!

هنگام بازگشت از مشهد در عالم مکاشفه، در حرم امام رضا علیه السّلام، دیدم با نور سبزی به دیوار حرم این بیت شعر نوشته شده است :

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب          جاروبزن به خانه و پس میهمان طلب

پری طلعت :فرشته روی، زیبا

بیت از صائب تبریزی است البته در دیوان وی، ص 160

غزل 431 چنین آمده :

آئینه شو، وصال پری طلعتان طلب اول برو به خانه، سپس میهمان طلب

و پر پیداست که «جمال» با آئینه مناسبت دارد، نه «وصال».

و سپس مکاشفه ام پایان یافت و عقیده ام به استاد زیاد شد و بر غفلت خودم، غصّه خوردم

پس از رسیدن به اشرف، استاد وشاگردان به استقبال میرزا حسن می روند و هنوز شاگردش حرفی نزده، صوت استاد بلند می شود که «حاج میرزا حسن! آمدی قبول باشد!بله:

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب جاروبزن به خانه و پس میهمان طلب

البته این داستان در کرامات رضویه، ج2، ص63 و64؛ به گونه ای دیگر هم نقل شده است.

یعنی «شاگرد !من می خواستم تو را راه بیاندازم و الاّمن قضیه رافهمیدم و متوجّه هستم ».

دل را باید آینه کنیم. سنگ، عکس رخ یار را نشان نمی دهد! اگر شما هزار سال هم به سنگ نگاه کنید، قیافه و چهری شما را نشان نمی دهد. اوّل باید دل را آینه کنیم. سپس آینه را صیقل بزنیم تا زنگار از آن برود و گرد و غبار نداشته باشد.

آینه ی گرد و غباری هم، چیزی رانشان نمی دهد. حتی می گویند :«آینه تاب آه ندارد !»

حافظ گوید :تا چه کند با رخ تو، دود دل تو آینه دانی که تاب آه، ندارد.

یعنی اگر شما در برابر آینه، یک آه هم بکشید، باز دمتان آینه را تیره و تار می کند و آینه، رو می گیرد، یعنی تحمّل یک آه را هم ندارد !

چگونه با هزاران گناه و آلودگی، باز هم می خواهم، آینه ی دلم، امام زمان علیه السّلام را نشان بدهد؟!

یک ویژگی دیگر آینه این است که باید در مقابل چیزی باشد که قرار است، تصویر آن در آینه بیفند.

اگر آینه را پشت به چیزی بگیریم، تصویری در آن نمی افتد! در روایات هم از قلب وارونه و پشت کرده، سخن به میان آمده وآن را به «قلب معکوس» تعبیر نموده اند.

قلب انسان هم باید پاک و پاکیزه باشد، و هم به سمت چهارده معصوم علیه السّلام باشد تا کمالات و صفات آنان در دل انسان جا بگیرد.

خانه دلت را جارو کن، آن وقت بگو :«آقا !امام زمان!تشریف بیاورید!»

ابته اگر ما کمی خود رابسازیم و آماده کنیم، آن وقت از امام زمان علیه السّلام، دعوت هم نمی کنیم، خود آن حضرت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف می آیند.

اصلاً خانه برای اوست که ما غصب کرده ایم !

خداوند انشاءالله لطف کند و خودش جارو به دست بگیرد و خانه ی دل ما را برای تشریف فرمایی امام زمان علیه السّلام آماده کند !


ویژگیهای منتظران

شناخت امام زمان علیه السّلام

بسم الله الرحمن الرحیم

قال اللهُ الٛحَکیم فِی کِتابِهِ الٛکَریم

وَقُلِ اعٛمَلُوا!فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمٛ وَرَسُولُهُ وَالٛمُومِنونَ وَسَتُرَدُّنَ الی عالِمِ الٛغَیٛبِ وَالشَّهادَة فَیُنَبِّکُمٛ بِماکُنٛتُمٛ تَعٛمَلونَ

و بگو {هر کاری می خواهید }بکنید که حتماًخدا و پیامبر او و مومنان، کردار شما را خواهند نگریست و حتما ًبه سوی دانای نهان و آشکار، باز گردانیده می شوید ؛پس در آن هنگام شما را به آنچه انجام می دادید آگاه خواهد کرد.توبه /105

وقال مَولانا الٛمَهٛدیُّ علیه السّلام :

انایُحیطُ عِلٛمُنا بِانٛبائکُم فَلا یَعٛزُبُ عنَّا شَیءٌ مِن ٛاخٛبارِکُم

علم ما به کارها و اخبار شما احاطه دارد و آن ها را فرا گرفته است؛ بنابراین هیچ خبری از اخبار شما، از ما پنهان نمی ماند.

بحار الانوار، ج53، ص 175

ما وقتی به روایات موجود در باب انتظار مراجعه می کنیم می بینیم هیچ گاه مساله انتظار و منتظر به تنهایی ذکر نشده بلکه در کنار صفات وویژگی هایی عنوان و مطرح شده است.

یکی از ویژگی های منتظر، شناخت و معرفت به امام زمان علیه السّلام است.

امّا افسوس که حتّی صفات ِظاهری ایشان علیه السّلام را هم چندان نمی شناسیم!

برتری «مهدی باوران » زمان غیبت

این روایت بسیار جالب که نکات مهمّی ازآن برداشت می شود را این جا ذکر کنم و به حقیقت باید آن را با آب طلا نوشت. حضرت امام زین العابدین علیه السّلام می فرماید :

«انَّا اهٛلَ زمانِ غیبَتِهِ الٛقائلینَ بامامَتهِ المُنٛتَظِرینِ لِظُهوره افٛضَلُ مِنٛ اهٛلِ کُلِّ زَمانٍ لِاَنِّ الله َتَعالی ذِکّرُهُ اعٛطاهُم مِنَ العُقُولِ و الافٛهام و الٛمَعرِفة ما صارَتٛ بِه الغیبة عِنٛدهِم بمنزاة المشاهدة؛ اولئِکَ الٛمخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدّعاةُالی دین الله سرّاًوجهراً

الاحتجاج، ج2، ص50؛ بحارالانوار، ج36، ص387

روایت می فرماید: «شیعیان در زمان غیبت، بالاترین و برترین مردم همه ی زمان ها می باشند» حتی بالاتر از مردم زمان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و مردم عصر امیر المومنین علیه السّلام. (البته بجز یاران حضرت سیّد الشهدا در عاشورا. آنان استثنا هستند و بهترین امّت همه ی تاریخ اند) اما کدام شیعیان در زمان غیبت، برتر از همه ی مردم هستند؟ آنان که «الٛقائلینَ بِامامَتِه »هستند، به آن حضرت –عجلّ الله تعالی فرجه الشریف – و امامت ایشان، اعتقاد و باور دارند و «المنتظرین َلظهوره»؛

چشم به راه ظهور وقیام آنحضرت علیه السّلام هستند. پس «معرفت» با «انتظار »به هم گره خورده اند و در کنار هم هستند.

چرا این ها افضل ند؟ چون خدا یک دایت وعقل و بینش و معرفتی به مردم آن زمان می دهد که غیبت باری ایشان، مشاهده می شود یعنی جوری حرکت می کنند و عمل می کنند گویا این که اما م زمان علیه السّلام را می بینن و مشاهده می کنند.

دومین راه شناختن امام عصرعجلّ الله تعالی فرجه الشریف

گفتیم که باید معرفت خودمان را نسبت به امام زمان علیه السّلام گسترش بدهیم زیرا اولین ویژگی یاران و منتظران آن حضرت علیه السّلام، معرفت به ایشان است و می توان دو راه را برای این کار معرفی کرد.

راه اول: مطالعه ی کتاب هایی در این زمینه :

یک راه شناخت ولی عصر علیه السّلام، خواندن کتاب هایی است که در این زمینه نوشته شده است. مانند کتاب مکیال المکارم که ـ طبق گفته نویسنده اش ـ به فرمان خود امام زمان علیه السّلام نگاشته شده و حتی نام کتاب را هم خود حضرت علیه السّلام بر آن نهاده اند.

مکیال المکارم، ج1ص49، گفتنی است که این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است

و در موضوع خودش، بی نظیر است (نمی گویم کم نظیر، می گویم بی نظیر! )یک دوره، امام شناسی است.

راه دوم: دعاو توسل:

همان دعا و تضرع در برابر خدا و دست به دامن خود اهل بیت علیه السّلام شدن است. با التماس بخوانیم :

اسٛألُکَ أَنٛ تَجٛعَلَنِی فِی جُمٛلَةِ الٛعارِفین بِهِم وَبِحَقِّهِمٛ

خدایا !از تو می خواهم که مرا از آشنایان به امامان علیه السّلام و به حق و حقوق آنان قرار دهی!

مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت جامعه کبیره

و بگوییم:

اللهُمَّ عَرِّفٛنی نَفٛسَک فَأِنَّکَ أِنٛ لَم تُعَرِّفٛنی نَفٛسَک لَمٛ أَعٛرِف نَبِیَّک...

خدایا!تو خودت را، پیامبر خودت را و امام خود را به من معرفی کن که اگر این ها را نشناسم از دینم خارج خواهم شد.

از خود اهل بیت علیه السّلام، از امام رضا علیه السّلام و حضرت معصومه علیه السّلام هم هنگام زیارتشان باید این را بخواهیم.

این راه دوم، اساسی تر و ریشه ای تر و عمیق تر از راه اول است.

راه اول، راه کامپیوتری و معرفت مغزی و علمی به ما می دهد اما راه دوم، شناخت قلبی و روحی و باطنی به ما عنایت می کند.


سه معرفت در باره ولی عصر علیه السّلام

الف: قبله ی حقیقی، امام زمان علیه السّلام است.

خوب است همین جا در زمینه ی معرفت به مقام امام زمان علیه السّلام مطلبی رابگویم ؛آیا کسی می تواند نماز را روبه امام زمان علیه السّلام بخواند؟ فرض کنید شخصی خدمت آن حضرت علیه السّلام رسیده، آیا در هنگام نماز، می تواند به جای آن که رو به کعبه کند، رو به آن حضرت علیه السّلام نماز بخواند ؟

البته چه برای نماز واجب و چه برای نماز مستحب، بنده در مقام فتوا دادن نیستم ؛اما برای بیان محوریت علمی و حقیقی حضرت ـ عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ـ دو نکته رامطرح می کنم.

نکته اول: پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند :

«خداوند در شب معراج، امامان معصوم علیه السّلام و انوار مقدس و اشباهِ مطهَر آنان را به من نشان داد و دیدم که امامان معصوم علیه السّلام حلقه زده اند و امام زمان علیه السّلام در میان حلقه گرفته است ؛ الٛمَهٛدِیُّ فِی وَسَطِهِم ؛امام زمان علیه السّلام در خرمنی و دریایی از نور بود کَأنَّهُ الٛکوکَبُ الدُّرّیُ...، گویا درآن میان، ستاره ی درخشان و پر فروغ است و بر گونه ی راستش هم خالی داشت وهمه ی امامان معصوم علیه السّلام بر گِرد ایشان ایستاده و نماز می خوانند !»

بحار الانوار، ج27 ص200

نکته ی دوم: وقتی حسن بن مثله جمکرانی در جمکران خدمت امام زمان علیه السّلام رسید، دید که آن امام علیه السّلام بر روی تختی نشسته و حضرت ـ علی نبینا و آله و علیه السّلام ـ دو زانو و مودَّب برروی زمین روبروی حضرت علیه السّلام نشسته است. عدهّای از سادات و بزرگان را هم دید که اطراف ولی عصر علیه السّلام به شکل دایره، حلقه زده اند و مشغول خواندن نمازند.

بحار الانوار، ج53 ص230

یعنی قبله ی آنان، حجّت خداوند، امام زمان علیه السّلام بود.

من ار به قبله رو کنم، به عشق روی او کنم

اقامه ی نماز را به گفتگوی او کنم

گر از وطن سفر کنم، سفر به کوی او کنم

ز حجّ بیٛت بگذرم، طواف کوی او کنم

محتوای شعراز روایت ها گرفته شده است.

و اگر هم شنیدید که گفته اند : هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السّلام شهر قم قبله و حجت برای همه می شود

بحار الانوار، ج 57 ص213

وحشت نکنید، تعجب نکنید! زیرا:

کعبه یک سنگ نشانی است که ره گُم نشود

حاجی احرام دگر بند، ببین یار کجاست !

ب: مهدی علیه السّلام آب حیات است.

خداوند متعال برای این که انسان ها کمی بیدار شوند و احساس نیاز و ضرورت به وجود امام علیه السّلام بکنند، از حضرت با یک تشبیه زیبا و جالبی یاد کرده است :

قُلٛ أرَأیٛتُمٛ أِنٛ أصٛبَحَ ماءُکُمٛ غَوٛراً، فَمَنٛ یأتیکُمٛ بِماءٍمَعینٍ

بگو:به من خبر بدهید، اگر آب {آشامیدنی}شما {به زمین} فرو رود، چه کسی آب روان برایتان خواهد آورد ؟!

ملک/30

آب مایه آبادانی است و جایی که آب ندارد ویرانه و خرابه است. به همین جهت انسانها احساس ضرورت و نیاز نسبت به آب دارند و زندگی بر محور آب می چرخد.

این ظاهر آیه ی قرآن است؛ اما آیا خدای مَنان همین مطلب رامی خواهد بگوید یا نه ؟!این مَثَلی برای یک مطلب بسیار مهم دیگر است. یعنی خدا می فرماید :

ای پیغمبر !به مردم بگو اگر خداوند امام شما را غایب و پنهان بکند، چه کسی توانایی دارد این آب زلال رابه شما برساند ؟!

تفسیر القمی، ج2، ص397 (به نقل از امام رضا علیه السّلام )

امام زمان علیه السّلام  یعنی آب.

همان گونه که آب ظاهری، مایه ی حیات است، امام عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف و رابطه با او مایه ی حیات معنوی و روحی انسان است. حیات ما کاملاًبه وجود ایشان وابسته است.

این نکته را هم بگویم با این که آب، در عالَم خارج وجود دارد، امااگر ما به سراغ آن نرویم و از آن استفاده نکنیم باز می میریم. صِرف وجود آب در عالم، برای بشر کفایت نمی کند. آیا اگر من تشنه باشم، تنها با به ذهن آوردن معنای آب ودر دریاچه ی خزر، سیراب می شوم؟! پیداست زمانی سیراب می شوم که «خود آب» رابه دست بیاورم و بنوشم. امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف هم، آب حیات است، باید به دنبال ایشان رفت وبا حضرت ارتباط پیدا کرد چون تنها با دانستن فایده ای نخواهیم برد. باید صبح جمعه بنشینی وآن حضرت را یاد کنی! یاد نمودن از امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف همان معنای خوردن آب را دارد. توسّل به ایشان و خواندن زیارت «آل یاسین » همان آب خوردن است. یکی ازبزرگان-که ازدنیارفته –می فرمود «حضرت ولی عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف به سیّد بزرگواری سفارش فرمودن که زیارتِ آل یاسین بخوانید».

مطلب دیگر این که آیه « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»

آل عمران /200

ای کسانی که ایمان آورده اید !صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگبهانی کنید (یا :به امام بپیوندید )و از خدا پروا کنید. امید است که با این کارها رستگار شوید.

علاوه براین که امر به ارتباط با امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف می کند، این نکته ی لطیف را هم دارد که به ما امر به ارتباط می کند، نه به امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف. نمی گوید:«ای مهدی ! برو بامردم رابطه پیدا کن!» زیرا امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف رابطه و حضور دارد.

دوست، نزدیک تر از من به من است

وایــن عجب تر که من از وی دورم!

به مجرد اینکه انسان از آن حضرت یاد می کند ایشان علیه السّلام حضور می یابند. مگر نه این است نام حضرت خضر – علی نبینا و آله و علیه السّلام –ایلیاست، پس چرا به ایشان «خضر»گفته اند ؟! چون هر جا که ایشان وارد می شوند سبز و خرم می شود

بحار الانوار، ج13، ص278

همچنین در روایت داریم هرگاه و هرجا نام ایشان برده شود، ایشان حاضر می شوند؛

وسائل الشیعه، ج12، ص85؛ کمال الدین، ج2، ص390

به همین دلیل هم فرمودند: تا نامش برده شد، بگویید: سلام الله علیه!

وسائل الشیعه، ج12، ص85

چطور حضرت خضر با آوردن نامش، حاضر می شود.

اما حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف حاضر نشوند؟!

انسان باید این مطلب را دریافت کند که ایشان با ما ربط دارند و به ما و کارها و اخبارمان، آگاهی و احاطه دارند.

نــزدیــک تر از قــــلب منی با مــن مهــجور

دوری ز من است و ز تو ما را گله ای نیست!

همین که او را خواندی کنارت حاضر است. ما رابطه را قطع کرده ایم؛ او که قطع و قهر نکرده! این منم که با گناه و اخلاق پست و وابستگی های مادی و دنیوی، خود را از آن حضرت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف بریده ام .والّا

هُوَ مَعَکُمٛ أَیٛنَمٰا کُنٛتُم

هر کجا باشید، او با شماست

حدید/4

این آیه درباره خداست و روایت داریم که درباره امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف نیز می باشد.

یعنی اَلٛاِمٰامُ مَعَکُمٛ أَیٛنَمٰا کُنٛتُم

ر.ک. به: الصافی، ج4، ص401 و نور الثقلین، ج4، ص617 که آمده: عن أمیرالمؤمنین عجلّ الله تعالی فرجه الشریف و هو معکم اینما کنتم «فانما أراد بذالک استیلاء أمنائه بالقدرةالتی رکبها فیهم علی جمیع خلقه وان فعلهم.

هر کجا باشید امام زمان علیه السّلام با شماست، هیچ جای عالم نیست که آن حضرت، حضور نداشته باشد.

ج:ولی عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ولیّ مهر است نه ولی قهر !

سومین مسأله ای که مربوط به شناخت امام زمان علیه السّلام است و باید گفت، این است که ایشان «امام مهرند نَه امام قهر! بعضی ها امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف را-نعوذبالله –به عنوان قاتل انسان ها معرفی می کنند ! حتی با هم این مزاح را می کنند «بیا گردنت را که جای شمشیر امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف است ببوسم !

رکب به :المیزان، ج4 ص137

(به نقل از تفسیر عیاشی)امام رضا علیه السّلام فرمودند:الٛاِمامُ الوالِدُالشِّفیقِ وَالٛأمُّ الٛبَرَّةَ

الکافی، ج1، 200


امام، پدری دلسوز و مانند مادری مهربان است.

در روایتی امام صادق علیه السّلام به مفضّل فرمودند :وقتی امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ظهور بفرمایند در مکه جانشینی قرار می دهند که پس از بیرون رفتن ایشان، مردم او را می کشند. بار دیگر که حضرت بر می گردند، مردم سرها را به زیر افکنده و می گویند: «توبه کردیم ».سپس ایشان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف آن ها را موعظه می کند و جانشین دیگری نسب می کند و از شهر خارج می شود. این بار نیز مردم شورش کرده و جانشین حضرت را می کشند. در این هنگام امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف به یارانش فرمان می دهد که «به مکه بر گردید و در آن جا به جز اهل ایمان، احدی راباقی نگذارید.

این ها جای عذر را بریدند و اگر رحمت گسترده خدا بر همه ی اشیاء نبود، با شما همراه می شدم "فَلَوٛلاأنٛ رَحمَةَالله وَسِعَتٛ کُلَّ شَی ءلَرَجَعٛتُ إلَیٛهِمٛ مَعَکُمٛ"و لیکن من آن رحمتم وَأنَاتِلٛکَ الٛرَّحٛمَة»

نوائب الدهوری علائم الظهور، ج3ص124

آن حضرت – عجلّ الله تعالی فرجه الشریف - «رحمت واسعه»، «وعدۀ غیر دروغ» (برگرفته از فرازهایی از زیارت آل یاسین) و «رحمت موصوله اند». (برگرفته از فرازی از زیارت جامعه کبیره)

ایشان مانند پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم مهربانند و ما دامنی پرمهرترو دستی پربرکت تر از دست ایشان نداریم.

اصلاً وقتی ایشان تشریف آوردند، به دامن خود ایشان فرار کن! این چه منطقی و چه کلامی است که بعضی ها دارند که حضرت علیه السّلام را با چهره ی خشم و غضب و قهر به جامعه و انسان ها معرفی می کنند؟!

باید به نیاز خود به ولیّ عصر عجلّی الله تعالی فرجه الشریف پی برد.

اما آیا ما آن احساس ضرورت و نیازی که به آب ظاهری می کنیم، به امام علیه السّلام هم-که آب زندگی است_می کنیم؟!

حقیقت این است که احساس نیاز نمی کنیم؛ اگر احساس نیاز می کردیم که همیشه می گفتیم:«یا ابن الحسن! یا ابن الحسن!»

اگر می خواهی روحت آباد و پاک شود، باید در کلاس«نیاز» و کلاس«اطاعت از فرمان های حضرت حجّت علیه السّلام» بنشینی.

شخصی آمد به محضر شریف امام صادق علیه السّلام و عرضه داشت:«یا ابنَ رسول الله! من از بادیه ها آمده ام؛ راهم دور است. آن قدرها برایم امکان ندارد که در محضر مبارک و شریف شما باشم؛ دست کم لطف و عنایتی بفرمایید، تا گاهی شما را در خواب زیارت کنم».

امام صادق علیه السّلام فرمودند:«وقتی به منزل رفتی، نمک و آب شور زیاد بخور».آن شخص هم صاف و ساده بود؛ رفت و تا توانست آب شور و نمک خورد. شب که خوابید، تا صبح ده ها بار خواب آب دید! به قول ما یک بار دریاچه خزر را دید، یک بار اقیانوس اطلس را، بار دیگر اقیانوس آرام را!

از خواب بیدار شد و با خودگفت:«چرا امشب دائماً خواب آب دیدم؟! » به محضر مبارک امام صادق علیه السّلام آمد و گفت «یا ابن رسول الله! من آن کار را کردم و در خواب فقط آب دیدم!»

حضرت علیه السّلام فرمودند: «این یک مثال بود، خواستم آگاه بشوی. ما دانی چرا همه اش آب می دیدی؟ چون بدنت احساس نیاز و ضرورت به آب می کرد. اگر می خواهی ما را هم ببینی، احساس نیاز کن و تشنه باش».

آب کم جو، تشنگی آور به دست *** تا بجوشد آب از بالا و پَست

یکی از اصحاب پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، ده ها فرسخ راه را پیمود تا یک حدیث از کسی که آن را از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیده بشنود!

سفینة البحار، ج1، ص230

 الان این همه احادیث و روایت ها به دنبال ما می گردند. مگر این مراجع تقلید، کتاب ها و نویسندگان، روایات اهل بیت علیهم السّلام را بیان نمی کنند؟! اما کجاست کسی که تشنه باشد؟! چند نفرند؟!

بله؛ ما تشنه ایم اما تشنۀ پول! تشنۀ دنیا! به این ها خوب احساس نیاز می کنیم! اما به معصوم علیه السّلام احساس نیاز نداریم.

ببنید حضرت یونسف_ علی نبینا و آله و علیه السّلام- را به چه قیمتی فروختند:بِثَمَنٍ بَخسٍ؛ دَراهِمَ مَعدُودَةٍ(یوسف/21) : به بهای ناچیزی؛ چند درهم.» به هفت-هشت درهم!! در برخی روایت ها آمده که روزی بچه ها دور رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را گرفتند و گفتند: «نمی گذاریم به مسجد بروی!»

حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم بلال را فرستاد تا چند گردو بیاورد. گردو ها را که آورد، پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آنها را به بچه ها داد و بچه ها ایشان را رها کردند. در آن هنگام فرمودند: «برادرم یوسف را به چند درهم فروختند و مرا به چند گردو!»

داستان ها و پندها، ج2، ص101

ما با خدا و اسلام و قرآن، همین معامله را کردیم! گاهی برای یک تومان، قسم دروغ می خوریم!

«أُولٰئکَ الَّذینَ اشٛتَرَوُاالضَّلالَةَ بِالٛهُدٰی فَمٰا رَبِحَتٛ تِجٰارَتُهُمٛ وَ مٰا کٰانُوا مُهتَدینَ»

بقره / 16؛ همان کسانی اند که گمراهی را به [بهای] هدایت خریدند در نتیجه داد و ستدشان سودی نیاورد و هدایت یافته، نبودند.

از خدا بخواهیم این احساس نیاز و ضرورت به امام علیه السّلام را در وجود ما زنده کند که اگر این ادراک و احساس آمد، همه چیز حل می شود.

لطف ها و برکت های امام عصرعجلّ الله تعالی فرجه الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

قٰالَ اللهُ الٛحَکیم فی کِتٰابِهِ الٛکَریم: «وَ لِلهِ الٛأَسٛمٰاءُ الٛحُسٛنٰی فَادٛعُوهُ بِهٰا»

اعراف/180؛و نام های نیکو، ویژۀ خداست؛ پس او را با آنها بخوانید.

وَ قٰالَ مَولٰانَا الٛمَهٛدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریف: «أَنَا خٰاتَمُ الأَوٛصِیٰاءِ؛ بِیَ یَدٛفَعُ اللهُ الٛبَلٰاءَ عَنٛ أَهٛلِی وَشِیعَتی».

بحارالأنوار، ج52، ص30؛

 من پایان دهنده و نگین جانشینان پیامبرانم و خداوند به وسیلۀ من؛ گرفتاری را از خویشان و شیعیانم برطرف می کند.

امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف برای همه، مایۀ لطف و برکت هستند به علاوه این که به دوستان و شیعیان خود، لطف ها و مهربانیهای خاص دارند.

در اینجا به بحث در زمینۀ عنایت های ایشان می پردازیم تا معرفت و محبتمان به حضرتش علیه السّلام بیشتر شود.

در دعای عدیله می خوانیم: «بِیُمٛنِهِ رُزِقَ الٛوَریٰ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الٛأَرٛضُ وَ السَّمٰاء؛ (مفاتیح الجنان،(فرازی از دعای عدیله)؛ مستحب است این دعا را بر بالین محتضر، یعنی کسی که در حال جان دادن است، بخوانند.) به یُمن و خجستگی امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف به همۀ خلق روزی داده می شود و به وجود ایشان، زمین و آسمان برقرار و آرام است.»

به وجود آقا امام عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف آسمان و زمین در هم نمی ریزد. آسمان ثابت است و زمین آرام. یعنی این سفرۀ پهناوری که خدا گشوده است و ما نشسته ایم و از آن بهره مند می گردیم:

این همه آوازها از شَه بوَد *** گرچه از حلقوم عبدالله بود

امام مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریف برطرف کنندۀ گرفتاری هاست.

یکی از خادمانِ حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام می گوید: «من کنار گهوارۀ امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفتم. جلو رفتم تا چهرۀ زیبای آن حضرت را تماشا کنم. حضرت علیه السّلام از درون گهواره از من پرسیدند: «من کیستم؟» جواب دادم: «شما مهدی، فرزند امام حسن عسکری علیه السّلام هستید.» حضرت حجت علیه السّلام فرمودند: «من این را اراده نکرده بودم. این را همه می دانند!» گفتم: «آقا جان! من بیش از این بلد نیستم.»

حضرت ولی عصر علیه السّلام خود فرمودند:

«أَنَا خٰاتَمُ الٛأَوٛصیاء؛ بی یَدٛفَعُ الله الٛبَلآء عَنٛ أَهٛلی وَ شیعَتی؛

بحارالانوار، ج52، ص30

من زینت بخش و پایان دهندۀ جانشینان رسولان هستم. خداوند به [برکت و وجود] من، بلا و گرفتاری را از خویشان، و دوستان و شیعیانم، دور و برطرف می کند».

این جایگاهِ آقا امام زمان علیه السّلام است و به عنایت های ایشان گرفتاری ها از عالم شیعه، دفع می شود و شیعه از بدبختی ها رهایی و نجات پیدا می کند.

امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف مانند مادرشان، مهربان است. از زبان شریف حضرت ولی عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف روایت بسیار زیبایی وارد شده:

وَ فی ابٛنَةِ رَسولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم لِی أُسٛوَةٌ حَسَنَة؛

بحارالانوار، ج53، ص180؛ و الغیبة (للطوسی)، ص286

 من در [وجود] دختر حضرت رسول الله الأعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم، زهرای اطهر –سلام الله علیها – اسوه و الگوی زیبا و خوبی دارم».

مهدی جان! مادرتان از چه نظر برای شما اسوه و نمونه است؟ جواب این سؤال را در ابتدای روایت، فرموده اند.

فرموده اند: «اگر ما نسبت به شما دلسوزی و مهربانی و رحم نداشتیم، و اصلاح شما را نمی خواستیم. لَکُنّٰا عَنٛ مُخاطَبَتِکُمٛ فی شُغلٍ؛ از گفتگو و خطاب قرار دادن شما، رو برگردانده و سرگرم کار دیگری بودیم.» از شما بی نیاز بودیم؛ شما را به حال خودتان رها می کردیم تا سراغ کارتان بروید. ما هم که مشغول کار خودمان بودیم!

فرمودند: «شما خیلی بد عمل کردید؛ اما چون من به مادرم اقتدا کرده ام، به شما دلسوزی دارم. مادرم خیلی مهربان بود. شما را رها نکرد. دید اگر پشت درِ خانه نیاید، خطبه نخواند، محسنش را تقدیم نکند و شهادت را نپذیرد، در آینده همۀ انسان ها گمراه می شوند. و دوست نداشت مردم گمراه شوند. وگرنه بانوی دو عالم سلام الله علیها و خود مولیٰ علی علیه السّلام چه نیاز داشتند؟! در خانه شان می نشستند».

همۀ هستی در دست قدرت آنان قرار دارد و با این حال، برای من و شما آنچنان به میدان آمدند.


حفظ شیعه و ایران اسلامی از ضربه های دشمن

می دانید اگر امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ما را به خودمان واگذار می کرد چه شد؟!

حضرت ولی عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف سه توقیع

توقیع، نامه های امام زمان علیه السّلام در زمان غیبت است که به بعضی از بزرگان همچون احمد بن اسحاق قمی، القمری، محمد بن جعفر اسدی و شیخ مفید – رضوان الله علیهم أجمعین – نوشته اند.برای مرحوم شیخ مفید فرستادند که در یکی از آنها – که خیلی زیباست – می فرمایند: «إِنّا غَیٛرُ مُهمِلِینَ لِمُراعاتِکُم و لٰا نَاسِینَ لِذِکٛرِکُمٛ و لَوٛ لٰا ذَلِکَ، لَنَزَلَ بِکُم اللَّاوٰاء وَ اصٛطَلَمَتٛکُمُ الٛأَعٛدٰاءُ

بحارالأنوار، ج 53، ص 157.

 ما نسبت به رعایت شما و حقوق شما بی اعتنا نیستیم و شما را از یاد نبرده ایم. و اگر این طور نبود، پی درپی شما گرفتاری و بلا داشتید و دشمنان، استخوان های شما را در هم می شکستند.

دشمنان خیلی برای ما خواب دیده اند! اما احمق و نادان هستند؛ نمی دانند ما «مهدی (عجلّ الله تعالی فرجه الشریف)» داریم.

رئیس سابق سازمان «سیا»یآمریکاگفته بود:«ما مانده ایم با ایران قدرتمند چه کنیم! قرار بود سال 2002م. از هم فرو بپاشد، ولی هنوز هم پا برجاست». هزار بار برای فروپاشی ایران اسلامی نقشه کشیدند، امّا فرو نپاشید. خیال می کنند کشور ما هم یک کشور سیاسی است و می شود با کودتا و شایعه و اختلاف آن را از میان برد.

نمی دانند که ما «مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریف » داریم. و آن ها بی مهدی اند! این نکته را نفهمیده اند؛ اگر بفهمند، با ما در نمی افتند و نمی جنگند.

ما خراب کاری می کنیم امّا حضرت ولیّ عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریفعنایت دارند و جبران می کنند.

مگر دنیا نمی خواهد استخوان های ما را در هم بشکند؟! امریکا همین را می خواست و این همه پول گذاشت و بواسطه ی صدام با ما جنگید. مواد شیمیایی و موشک به او داد. همه ی ابزار های جنگی را به او داد، ولی چرا نتوانست ایران اسلامی را از میان ببرد؟! (از آن جمله می توان به لطف امام رضا علیه السّلام در از میان بردن توطئه ی طبس اشاره کرد. همان جریان طبس، برای به آتش کشیدن تهران، کافی بود. پیش بینی کرده بودند تا یک میلیون را بکشند. چه شد؟! یک مرتبه همه ی اوضاعشان به هم ریخت و پا به فرار گذاشتند و سر از رسوایی درآوردند.

من همان زمان در روزنامه ی جمهوری اسلامی خواندم که عدّه ای از زائران امام رضا علیه السّلام جریان را دیده بودند! و در مصاحبه اینطور گفته بودند که « ما هنگام رفتن به مشهد، ناگهان با وضع عجیب و غریبی برخورد کردیم؛ افرادی که همه غریبه بودند و هلیکوپتر و هواپیما داشتند، جلوی اتوبوس ما را گرفتند و همه ی مسافران را بردند و سوار هواپیمای خود کردند و گفتند: "این جا باشید؛ عملیاتمان که تمام شد، آزادتان می کنیم".

ما هم که حالا اسیر آمریکایی ها شده بودیم، به آقا امام رضا علیه السّلام متوسل شدیم و کمی گریه کردیم:

دست من و دامان تو، درد من و درمان تو       چشم من و احسان تو، جانم رضا جانم رضا!

ناگهان دیدیم نوری از سمت مشهد مقدس دارد می آید. نور آمد و به سرزمین طبس رسید. یک مرتبه شن ها در هم ریخت. و یکی از هواپیمایشان آتش گرفت و مشاهده کردیم که دارند فرار می کنند! ما هم سوار اتوبوس خودمان شدیم و به سمت مشهد حرکت کردیم.

این جا، یک نظر و یک نگاهی در کار است که همان لطف و نظر آقای آقایان، امام زمان، مهدی موعود عجلّ الله تعالی فرجه الشریف است. ما بد می کنیم امّا آقا علیه السّلام به این زودی از خلاف کار و بد کار، دست بر نمی دارد و به او عنایت دارد و می خواهد هدایتش کند.


دعای امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفدر حق شیعه

سید بن طاووس- أعلَی الله مقامه الشریف- هم که فراوان به خدمت حضرت ولیّ الله الأعظم- عجل الله فرجه-رسیده، جریان جالب و زیبایی نقل می کند.

می گوید:« در سامرا، وارد سراب مقدّس شدم. دیدم حضرت مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریفمشغول دعاست و این جملات را می فرماید: خدایا! دوستان ما گاهی گناه می کنند و می گویند ما تکیه گاه داریم. اهل بیت علیهم السّلام از ما شفاعت می کنند. اهل بیت علیهم السّلام به ما توجّه دارند. خدایا! گناه آنان را بیامرز!»

بحارالانوار، ج 53، ص 304؛

اللهم ان شیعتنا منا و مضافین الینا و انهم قد اساؤا و قد قصروا و اخطاؤا رأونا صاحبا لهم رضا منهم رضا منهم، و قد تقلبنا عنهم بذنوبهم، و تحملنا خطیاهم لان معولهم علینا ورجوعهم الینا فصرنا لا ختصاصهم بنا واتکالهم علینا کانا اصحاب الذنوب، اذالعبد مضاف الی سیده ومعول الممالیک الی موالیهم. اللهم اغفرلهم من الذنوب مافعلوه اتکالا علی حبنا وطمعاً فی ولایتنا وتعویلا علی شفاعتنا ولا تفضحهم بالسیئات عند اعائنا ولنا امرهم فی الاخرة کما ولیتنا امرهم فی الدنیا وان احبطت اعمالهم فثقل موازینهم بولایتنا، وارفع درجاتهم بمحبتنا.

توکه بادیگران نظر داری!

کلیات سعدی، ص1

دوستان را کجا کنی محروم            توکه با دشمنان نظرداری

شخصی به نام یاقوت، روغن فروشی سنّی مذهب بود وبه بیابان نشین ها روغن می فروخت. پدرش سنّی ومادش شیعه بود واو هم برمذهب پدرش بود.

یک بارکه به سمت روستایی می رفت، راه راگم می کند. درهمان بیابان خشک، هرچه خلیفه های مذهبش را صدا می زند، می بیند خبری نشد!

ناگهان به یادش می افتد که مادرِ شیعه اش می گفت: «ما شیعیان هرگاه دربیابانی گم شویم وگرفتاری برایمان پیش بیاید، آقا ومولایمان حضرت مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریفرا صدا می زنیم ومی گوییم:« یَا أبَاصالح! أَرٛشِدٛنَا! اوهم به دادِ ما می رسد».

با خود می گوید:« من که هرچه آن خلفا را خواندم، خبری نشد! حالا امامِ مادرم راصدا می زنم؛ اگربه دادم رسید، شیعه می شوم» وصدا زد«یَاأَ بَاصَالِح! أَرٛشِدٛنَا! مهدی جان! من گٌم شده ام؛ به داد من برس!» یک مرتبه حضرت عجلّ الله تعالی فرجه الشریفتشریف آوردند وراه رابه اونشان دادند وفرمودند:« آن جا، جاده ای است؛ ازجاده می روی؛ دیگر چیزی ازراه نمانده تابه روستابرسی».

یاقوت می گوید:« به حضرت عجلّ الله تعالی فرجه الشریفعرض کردم: آقاجان! می شود لطف کنی تامن در خدمت شما باشم وباهم به روستا برویم؟! حضرت حجّت عجلّ الله تعالی فرجه الشریف  فرمودند: نه؛ الان دردورترین مناطق عالَم، هزارنفر به من متوسّل شده اند. باید بروم وجواب همه شان را بدهم

بحارالأنوار، ج53، 293.

درست است که امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفغایب است وچشم های ظاهری ایشان را نمی بیند ولی ایشان سرگرمِ گشودن گره ها وحل کردن مشکلات مردم است.

آقای عالَم، یاعالِم؟!

مرحوم شیخ محمد کوفی ازاولیای خدا ودوستاران امام زمان بود. تشرفاتی هم خدمت امام عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریفروزی وی گشت وحتیّ یک بار، نامه ای ازحضرت عجلّ الله تعالی فرجه الشریفبرای آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی آورد.

آیة الله سید عبدالکریم کشمیری که وی رااز نزدیک دیده بود، می فرمود:« آقایی، یک عدّه، ازجمله مرحوم شیخ محمّد کوفی رابه مهمانی دعوت کرده، وبرای غذایشان برنج تهیه کرده بود.

یکی ازمهمان هاهنگام غذا خوردن به همه گفت: دراین برنج، فضله ی موش هست.

ومرحوم شیخ محّمد کوفی بلافاصله گفت: شاید ازریش توافتاده باشد! اوهم بی اختیار دستش رابه ریشش کشید ودید یک مُشت فضله ی موش به دستش آمد! واین تصرّفات وکرامات شیخ محمّد بود تاآن شخص دیگر این کار را نکند.

این توضیح لازم است که برابر احکام وآداب اسلامی، اگر مهمانی چنین چیزی را هم در غذا دید، تنهاخود نباید ازآن غذا بخورد امّا حق این را هم ندارد که به مهمان های دیگراین موضوع را بیان کند.

برای استاد ما، مرحوم میرزااسماعیل دو لابی بیان کرده بود که« روزی برای تجدید وضو ازمسجد سهله بیرون آمدم وبا دوآقا ملاقات کردم.

یکی جوان زیبا ودیگری پیرمرد ریش سفیدی که کنار اوبود. به آنان سلام کردم وپاسخ سلامم رادادند.

آن آقای جوان، ظرف آبی در دستش بود آن را به من داد وفرمود: شیخ محمّد! این آب رابگیر وبنوش! میل ندارم. پیر مرد که همراه ایشان بود، گفت: ازدست آقای عالم بگیر وبخور!

من گیج بودم ونفهمیدم آقای عالَم درست است یاآقای عالِم. راهم را کشیدم که بروم. چند قدم که رفتم دیدم آن دونفر نیستند. به سرم زدم وگفتم: وای به حال من! آن جوان، امام زمان علیه السّلام وآن پیرمرد حضرت خضر علیه السّلام بود. چرا آب را ازدستش نگرفتم وننوشیدم؟!» استاد ما، مرحوم میرزااسماعیل دولابی پس ازنقل این داستان می فرمودند:« هرکس به شما آب داد، احتیاطاً بگیریدو بخورید؛ شایدحضرت ولیّ عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریفباشد! نگویید تشنه ام نیست ونمی خواهم!»

مردم هم که می گویند:« آبِ نطلبیده، مراداست».

نماز بامُهر کربلای حضرت!

یکی ازدوستان ما اهل مکاشفه است؛ خدمت حضرت ولیّ عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریفهم رسیده است.ایشان درباره ی یکی از مکاشفاتشان که در مشهد اتفاق افتاده بود می گفت: خدمت حضرت ولیّ عصر عجلّ الله تعالی فرجه الشریفرسیدم، حضرت خضرنبی علی نبینا وآله وعلیه السلام- نیز درمحضر ایشان بود.

به امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفعرضه داشتم: آقا جان! کتابی درباره ی امام حسین علیه السّلام نوشته شده ودر آن گفته شده که- نعوذباالله- حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام نمی دانست که به کربلا می آیدو به شهادت می رسد! بعضی هم برآن کتاب تقریظ وتأیید نوشته اند! حضرت خضر- سلام الله علیه- فرمودند: به خودشان بد کردند! هرچه کردند، با خودشان کردند! به امام حسین علیه السّلام که نمی توانند ضربه وارد کنند».

اوّلین تشرّف ومکاشفه هم درمسجد جمکران رخ داد.

داستان اوّلین تشرّفش را این طور نقل می کرد که به جمکران رفته بود وکسی جز خودش راآن جا ندید. در همان حال، دید سیّدی تشریف آورد واو را صدا زد وگفت:« نمی خواهی با مُهر کربلا نماز بخوانی؟» گفت« بله؛ می خواهم» آن سیّد، مهری به دوست ما داد ورفیق ما می گفت:« من با آن مهربه نماز ایستادم. وقتی برای سجده، پیشانی برآن مهر می گذاشتم، چشمانم تاعرش کار می کرد!همه ی آسمان ها رامی دیدم. عرش راهم می دیدم. امّا سرم را که از سجده برمی داشتم، چیزی مشاهده نمی کردم! دوباره که سربه آن مهر می گذاشتم، چشمم تاعرش کار می کرد. دو رکعت نمازم که تمام شد، به آن سید گفتم: آقاجان! بفرمایید مُهرتان را بگیرید. آن قدر بیهوش وغافل بودم که نفهمیدم آخر این چه مُهری است که این اثررا دارد؟! این آقا کیست که چنین مُهری به من داده؟! تا به خود آمدم، دیدم کسی کنارم نیست. داخل وبیرون مسجد را گشتم واز افرادی هم که با آنان روبرو می شدم، پرسیدم امّا کسی آن آقاسیّد را ندیده بود! فهمیدم که او آقا امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفاست.»

انسان گاهی غافل وبی خبر است.

دیده ای خواهم که باشد شَه شناس         تا شناسـد شاه را در هــرلباس


او، آقای مسیح است!

گره های کور به دست حضرت ولیّ عصر، امام مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریفباز می شود. یکی ازعالمان ربّانی قم، فرمود: «یک سال که به مکّه مشرَّف می شدم، پس از سوار شده به هوا پیما، متوجه شدند که یک موتور! پس از مدتی که ازپروازهواپیما گذشت، در هواپیما اعلام وضع اضطراری کردند وگفتند امکان دارد هواپیما سقوط کند وچون تنها یک سیّد روحانی در هواپیما بود وآن هم من بودم، همه به سمت من ریختند وخواهش می کردند که چیزی بگویم وکاری بکنم! من هم گفتم: در این جا غیراز امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفکسی نمی تواند کاری بکند. امام زمان، مهدی موعود علیه السّلام را صدا بزنید!

همه ی جمعیت در هواپیما یک صدا گریه می کردند ویا صاحب الزمان! می گفتند. همان دم، ناگهان مهمان دار هواپیما اعلام کرد که مسافران محترم! خطر برطرف شد! خوشحال وآرام درفرودگاه جدّه به زمین نشستیم. خلبان هواپیما که بی دین وکمونیسم بود، جلو آمد وچون در شوروی سابق، نام حضرت عیسی- علی نبیتاوآله و علیه السّلام _ راشنیده بود، به واسطه ی یک دکتر مترجم به من گفت: این آقایی که شما صدایش می زنید، حضرت عیسی بن مریم بود؟! گفتم: چطور؟! گفت: هنگامیکه می خواستیم شروع به پرواز کنیم، یکی ازموتورهای هواپیما خراب بود. درهنگام پرواز هم، هواپیما مشکلی پیدا کرد ونزدیک بود سقوط کند. امّا یک مرتبه من دیدم مشکل از بین رفت وهوا پیما در شُرُف سقوط نیست! الان که هوا پیما نشسته است، به پایین رفتم ودیدم لوازم یدکی آن موتور خراب شده، در حال پروازِ ما ودر کمتر ازیک ثانیه بازشده وبه موتور بسته شده است که ما ازسقوط، نجات پیدا کردیم!

گفتم: نه؛ ما شیعه ایم وبه وجود دوازده امام معصوم عجلّ الله تعالی فرجه الشریفاعتقاد داریم. امام دوازدهم ما غایب است و ظهور خواهد کرد و حضرت عیسی عجلّ الله تعالی فرجه الشریفهم هنگام ظهور ایشان، اقتدا می کند. او خودش مسیحا دم است؛ عیسی بن مریم شاگرد او به شمار می آید! در سختی ها او را می خوانیم. این بار هم او به داد ما رسید.

خلبانی که کمونیسم و بی دین بود به مترجم گفت: من دوست دارم شیعه بشوم؛ آداب شیعه چیست؟ به من بگویید! از هواپیما پایین آمد و کناری نشستیم؛ با او صحبت کردم تا این که شهادت به توحید و رسالت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را بر زبان آورد و چون در مکه بود و قادر بود حجّ بجا آورد، به او گفتم: باید حجّ بجا آوری! و پیش از آن هم باید خود را ختنه کنی! نامش را هم که قبلاً یک نام کمونیستی بود، سلمان گذاشتیم. خلبانِ تازه مسلمان شده، اعمال حجّش را در کنار من انجام داد و شد حاج سلمان! و این ها همه به لطفِ یوسف زهرا، امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریفبود.»بنابر این تا این آقا را داریم، کجا برویم؟! درِ خانه ی چه کسی را بزنیم؟! هرگاه مشکلی بر ایمان پیش آمد، برویم مسجد جمکران.


نجات بی گناه از اعدام

یک اتفاقی هم که خودم شاهد آن بودم، بگویم. صاحبان این قضیّه هم اکنون هستند و گواهِ این داستان می باشند.

روزی از هَرسین کرمانشاه به بنده تلفن کردند و گفتند:« مأموران، شخصی که دو کیسه تریاک دستش بوده را تعقیب می کردند او هم که زیرک بوده، این دو کیسه را به شخصی می دهد و می گوید: این ها امانت است ! برو به خانه ی ما تحویل بده! مأموران هم آمده اند و این شخص بی گناه که دو کیسه تریاک را گرفته، دستگیر کرده اند و او هر چه حقیقت را می گوید، فایده ندارد و مأموران می گویند: برو! از این کلک ها زیاد است! و اکنون در سه دادرسی، قاضی در هر سه مرتبه به اعدام محکومش کرده؛ شما که با رئیس قوه ی قضائیه آشنایید، به ایشان بگویید که پرونده این گونه است». من گفتم:«تا من بروم و این مطلب را به رئیس قوه ی قضائیه بگویم، چهلم آن شخص هم گذشته است! من این مسأله را به آقای دیگری می گویم که در عرض یک ثانیه انجام می دهد وشغل و مقامش خیلی بالاتر از رئیس آن قوّهاست واو به گَرد ایشان هم نمی رسد» !

گفتند :«ایشان کیست ؟!»جواب دادم ":«حالا، به همین مفتی نمی گویم !بعداًخواهم گفت»

با دوستان به جاده ی جمکران رفتیم. عریضه ای نوشته و به دست رفیقم دادم تا در آب بیندازد. در عریضه نوشتم :«آقا جان !مهدی جان!اگر آن بنده ی خدا راست می گوید و بی گناه است، آزادش کنید !شما می توانید او را آزاد کنید ».عریضه را به آب انداختیم و آمدیم.

چند روز پس از جریان آن عریضه، باز از هَر سین تلفن کردند و گفتند :«آن شخص، از زندان آزاد شد!»از اعدام به آزادی رسید !بعد پرسیدند :«آن آقا چه کسی بود که کار راه انداخت ؟» گفتم :آقای عالم، امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف!

ایشان هم قدرت دارد و هم رحم و مردانگی و مروت. در خانه ی این و آن نروی !همه را رها کن !بزرگی و آقایی از اوست ».



جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:43:37
طلوع خورشید 06:06:47
اذان ظهر 12:37:36
غروب خورشید 19:08:49
اذان مغرب 19:25:14
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟