وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

امام خمینی و روابط مردم باهم و انتخابات

امام خمینی و روابط مردم باهم و انتخابات
زمان انتشار :
شنبه 18 خرداد 1392 | 15:45
الان شـمـا مـلاحـظـه مى كنيد كه رسانه هاى گروهى تمام چيزهايى كه در ايران ، چيزهاى خوبى كه در ايران هست ، اگر صحبت كنند به طور برق آسا ازش مى گذرند و تهمت مى زنند

a

و سر آن تهمت ايستادگى مى كنند. جنگ واقع مى شود، مى بينيد كه الان پيروزى هاى بـزرگ واقـع شـده اسـت ، ايـن را هـمـچـو مـى بـرنـدش و هـمـيـن طـور كـنـارش مى گذارند. اول كه اصل را ذكر نمى كنند، بعد هم اين ، اين را گفت ،
آن هم او را گفت و تا حالا تاء ييدى ازش نشده . خبرگزارى هايشان مى آيند اين جا، آنهايى كـه اغـراض دارنـد يك چيزى انبار مى كنند و مى فرستند آن جا و آنها هم مى دانند كه اينها انبار كردند و فرستاده اند، معذلك مى گويند كه
(چيز است ، ايران چه شده ، چه شده ، چـه شـده ، دليـل مـا آن كسى است كه مخالف با ايران هست ، آن مخالف با ايران اين طورى گـفـتـه ، درسـت اسـت لابـد. ايـن بـراى ايـن اسـت كـه دنـبـال ايـن هـسـتـنـد كـه يـك چـيـزى از مـا پـيـدا كـنـنـد و بـزرگـش كـنـنـد و مـا را در داخـل بـه هـم بـريـزند. عقل ما و ديانت ما و اسلام و همه چيز اقتضا مى كند كه ما حالا وقتى بـنـا شـد كـه هـمـه بـا ما بدند. با هم خوب بشويم، طرفدار هم باشيم.


ارتش طرفدار سـپـاه بـاشـد، سـپاه طرفدار ارتش باشد و همه ارگان ها طرفدار هم باشند. اين نخواهد ارتش را از بين ببرد، آن نخواهد سپاه را از بين ببرد، آن نخواهد دولت را از بين ببرد، آن نـخـواهد قوه قضايى را از بين ببرد، همه بايد با هم باشند.اين يك تلكيف الهى شرعى اسـتبـه عـهـده مـا و بـه عـهده همه ملت ،البته /در موقع / اگر خداى نخواسته يك وقت ما بـبـيـنـيـم كـه مـى خـواهـد يك همچو چيزى واقع بشود، تكليف شرعى مان اين است كه با هر تـرتـيبى كه مى شود جلويش را بگيريم ولو به افشا كردن ، ولو به اين كه يك نفرى را قربانى كنيم براى يك ملت ، يك دسته اى را قربانى كنيم براى يك ملت .
آدم يـك وقـت از خـودش تـعريف مى كند براى اين كه هدايت كند ديگران را، اين نفس رحمان است
مـن دارم بـه شـمـا آقـايـان عـرض مـى كـنـم هـمـه تـوجـه بـه ايـن داشـتـه بـاشـيـد كـه دنبال اختلاف نرويد. فردا ممكن است كه انتخابات پيش بيايد، خوب ! در موقع انتخابات البـته صحبت ها خواهد شد، دنبال اين نرويد كه به هواى نفسانى خودتان براى خودتان درسـت كـنـيـد. مـى خـواهـد يـك قـضـيـه اى واقـع بـشـود در ايـران ، دنـبال اين نباشيد كه به نفع من باشد، آن يكى بگويد به نفع من باشد، اين مبدا اختلاف اسـت . انـبيا و اوليا و كسانى كه وارسته از دنيا هستند، اين معانى را ندارند. شما هم اگر تبعيت از انبيا داريد، تبعيت از اميرالمؤ منين سلام الله عليه داريد، بايد اين معنا را نداشته بـاشـيـد. اميرالمؤ منين سلام الله عليه تمام دنيا پيشش هيچ بوده ،من گاهى فكر مى كردم كـه حـضـرت امـيـر و همين طور در بين انبيا هم همين طور، در بين ائمه هم همين طور گاهى از خودشان تعريف مى كنند، اين چيه ؟ اين مبداش همانى است كه خداى تبارك و تعالى به آدم گفت ، وادارش كرد به اين كه آن آسمايى را كه خدا به او تعليم كرده است امر بهش كرد كه بايد بگويى .اگر اين امر را نكرده بود آدم نمى گفت .اينها مأ مورند كه چون مقام ، مقام بزرگى است به مردم معرفى كنند اين مقام را براى تبعيت مردم ، نه براى اين كه مى خـواهـنـد خودشان را چه بكنند.حضرت امير كه در بسيارى از جاها از خودش تعريف مى كند كـه مـن اعـتـناى به دنيا ندارم ، او مأ مور است اين را بگويد، بهش هم سخت است اين . /به / انبياى ديگر هم كه از خودشان يك چيزى صحبت مى كردند براى اين كه اين راه هدايت بوده اسـت ، نـه بـراى ايـن كـه بـراى خـودشـان بـوده ، راه هـدايـت بـه عـالم غـيـب بـوده . مثل يك طبيبى كه هيچ قواى نفس ندارد، لكن مى بيند كه اگر چنانچه طب خودش را نشان ندهد مردم به مرض مى افتند، به يك مرضى مى افتند، اين مجبور مى شود در عين حالى كه نمى خواهد از خودش تعريف كند، از طب خودش و اين كه من متخصص در اين امرم تعريف كند. دو جور تعريف داريم . يك وقت اين است كه آدم تعريف مى كند مى خواهد خودش را نشان بدهد، اين ابليس است . يك وقت اين است كـه آدم تـعـريـف مـى كند مى خواهد خودش را نشان بدهد، اين ابليس است . يك وقت از خودش تعريف مى كند براى اين كه هدايت كند ديگران را، اين نفس رحمان است . حضرت امير كه مى فـرمـايد كه من ، قسم مى خورد به اين كه اگر همه دنيا و چه را به من بدهند، من ظلم حتى به آن طور نمى كنم ، اين وادار شده است از طرف خداى تبارك و تعالى به اين كه اين را بـگـويـد تا مقام معلوم بشود. مردم تبعيت كنند، مثل همان طبيب مى ماند، نمى خواهد خودنمايى كند مثل امثال ماها كه اگر فرض كنيد يك شعرى بلد هستيم مى خواهيم خودنمايى كنيم كه من آنم كه شعر گفتم ، اگر يك درسى خوانديم خودنمايى كنيم كه من آنم كه درس خواندم ، او مـى خـواهـد هـدايـت كـند مردم را به راهى كه غير از اين نمى شود و لهذا در عين حالى كه برايش مشكل است ، مى گويد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در عينى كه برايش مشكل بود كه حضرت امير را معرفى كند و راه هدايت را به مردم بگويد، براى اين كه مى ديـد مـمـكـن اسـت يـك وقـت اخـتـلاف بـشـود، معذلك خدا الزامش كرد كه بايد بگويى ، اگر نـگويى كارى نكردى . اينها الزامى است . اين كه در لسان ائمه مى بينيد كه از خودشان تـعـريـف مـى كـنـند گاهى ، اين يك الزامى است كه از طرف غيب /بر آن شده است / بر آنها شـده اسـت كـه بـايـد اين كار را بكنيد مردم طبيب را بشناسند. مردم يك ظاهرى مى بينند كه ظـاهر اين و آن يكى مثل هم است ، گاهى هم مى بينند كه خوب ! اين آدم هم مى كشد، اين مامور اسـت كـه بـه آنـهـا بـفـهـمـانـد كـه ايـن آدمـكـشـى چـى اسـت و راه هـدايـت ايـن اسـت ، مثل همان طبيب . اگر ما شمه اى از اين معنا پيدا بكنيم كه اگر هم معرفى مى خواهيم خودمان را بـكـنـيـم مـا نـبـايد بكنيم البته ، ما همچو ماءموريتى نداريم ، لكن اگر بخواهيم بكنيم بـراى ايـن بـاشـد كـه هـدايـت بـشـونـد مردم ، اگر ديديد براى خود است بدانيد كه دست شيطان در كار است . اگر ديديد كه يك وقتى ما مخالفت مى كنيم با رئيس جمهور، يا شما مـخالفت مى كنيد بدانيد كه براى خدا نيست ، دست ابليس در كار است . و همين طور اگر از دولت ، اگـر مـا از دولتـى كـه الان دارد خـدمت مى كند و خدمتش هم شايان است و مورد اعتماد اسـت ، مـا بـخـواهـيـم تكذيب بكنيم ، بدانيد كه دست شيطان در كار است ، براى خدا نيست . اگـر بـخـواهيم از ارتش بدگويى كنيم ، بدانيد دست شيطان در كار است ، از سپاه بكنيم بدانيد دست شيطان در كار است ، دست الهى نيست . امروز شماييد و همه عالم دشمن شما، الا معدودميزان را خود انسان در باطنش غالبا مى فهمد و اگر بخواهد بفهمد هم ميزان دارد.اين آدمى كه در رأس يك امرى واقع هست ، پيش ‍ خودش يك وقت شايد فكر كند كه اگر اين امر دست آن يكى باشد، بهتر از من است ، ببيند راضى هست واقعا بين خودش و خداى خودش كه او باشد و خودش نباشد؟ اگر ديد راضى هست به اين امر، بداند كه يك چيزى از عالم غيب درش هـسـت و اگـر راضـى نيست بداند كه عيب درش هست ، نفسانيت درش هست . البته ما نمى توانيم ازنـفـسانيت خودمان به طور مطلق جلوگيرى كنيم ، ما همچو قدرتى نداريم ، اما قدرت اين را داريـم كـه جـلوى خـودمـان را بـگيريم اظهار نكنيم . قدرت نداريم اگر با يك كسى واقعا مـخـالفـيـم ، مـخـالفـت را در قلبمان هم نداشته باشيم ، اما قدرت اين را داريم كه در مقام عـمـل ، در مـقـام اظهار نكنيم اين كارها را. و ما امروز ملكف شرعى هستيم ، تكليف الهى است كه اگـر در دلمـان /هـم از بـعـضـى مـان / بـعـضـى مـان از بعضى مان خوشش نمى آيد در مقام عـمـل ، در مـقـام ذكـر، در مـقـام تـبـليـغ بـر خـلاف نـفـس خـودش عـمـل بـكـنـد، ايـن يـك امـرى اسـت كـه قـدرت دارد انـسـان ، اگـر آن را قـدرت نـدارد، لكـن عـمـل را، فعل را قدرت دارد و لهذا خدا از انسان مؤ اخذه مى كند. مؤ اخذه نمى كند كه چرا در قـلب تو اين واقع نشد، حالا نقص انسان ، اما اين مؤ اخذه اين طورى ندارد. اما مى توانستى در عـين حالى كه خوش نيستى با اين ، دوست ندارى ، اين را ذكر نكنى ، اين را قدرت دارى ، نـكـردى مـعـاقـبـى . و /مـا/ امروز قضيه شخصى نيست كه يك كسى معصيت خدا را مى كند و مـعـاقـب اسـت ايـن بـه انـدازه شـخـصـيـت خـودش و بـه انـدازه حـال خـودش مـعـاقـب است . ما اگر امروز مخالفت با هم بكنيم ، قضيه يك ملت در كار است ، قـضيه ملت هاى اسلامى در كار است ، قضيه اسلام در كار است ، قضيه ارزش هاى الهى در كـار اسـت ، قـضيه ملت هاى اسلامى در كار است ، اين جرمش غير آن جرمى است كه كسى تو خـانه اش نشسته ، يك معصيتى مى كند، آن هم جرم است . اما كسى مخالفت بكند با يك كسى كه دارد خدمت به خلق مى كند اين غير آن جرمى است كه مخالفت بكند با يك شخصى كه در بـين خانه خودش فرض كنيد كه در عائله خودش مى كند، آن هم جرم است . اما كسى مخالفت بكند با يك كسى كه دارد خدمت به خلق مى كند اين غير آن جرمى است كه مخالفت بكند با يك شخصى كه در بين خانه خودش فرض كنيد كه در عائله خودش مى كند، آن هم جرم است . امـا ايـن جـرم از آن جـرم خـيـلى بـالاتـر اسـت و ايـن يـك چـيـزى اسـت كـه مشكل است خداى تبارك و تعالى انسان را ببخشد. امروز خيلى تكليف به عهده ماست ، تكليف هـاى شاق هم به عهده ماست .امروز شماييد و همه عالم دشمن شما الا معدود، البته بين ملت هـا زيـاد هـسـت /شـمـا/ بـه شـمـا توجه دارند. اما دولت ها معدودى هستند كه مخالف با شما نـيـسـتـند، همه مخالفند.اگر ما هم بخواهيم خودمان با هم مخالفت كنيم ، اين يك جرمى است كـه تـا ابـد به عهده ما خواهد ماند و براى ما يك جرم ابدى ثابت خواهد شد، يك روسياهى ابدى پيش خداى تبارك و تعالى براى ما پيدا خواهد شد.حضرت امير سلام الله عليه در بـسـيـارى از امـورى كـه بـرايش خيلى سخت بود، دندان روى جگر مى گذاشت و موافقت مى كـرد بـراى مـصـالح كـلى ، براى مصالح اسلام . ما اگر تبعيت از او داريم بايد اين طور بـاشـيـم ، اگر يك مقدار هم تبعيت داريم ، يك مقدارى همين طور باشيم . در هر صورت آنى كـه در يـك همچو موقعى براى ما بايد خيلى مورد نظر باشد، اين كه الان دارند از اطراف دنـبـال ايـن مـى رونـد كـه مـا را از بـاطـن از بـيـن بـبـرنـد، در داخـل مـا را خـرد كنند، نتوانستند در خارج بكنند، نقشه ها همه نقش بر آب شد و از بين رفت لكـن حـالا الان ايـن نـقـشـه ، نـقـشـه مـهـمـى اسـت كـه مـى خـواهـنـد در داخل ، هى چيزهايى مى گويند در كجا چى واقع شده ، معلوم شد چه شده است ، كى با كى دعـوا دارد، كـى بـا كـى چـه دارد و ايـنها تأثير دارد اگر چنانچه توجه نكند انسان به خداى تبارك و تعالى ، از خداى تبارك و تعالى در واقع نخواهد اين را كه انسان را از اين شرها نجات بدهد، ممكن است انسان در دام بيفتد. و ما بحمدالله امروز همه با هم خوب هستيم ، انشاءالله و اميدوارم خداى تبارك و تعالى همه را تاءييد كـنـد و هـمـه شـما ديگرى را تأييد كنيد، همه ملت دولت را تأييد كند، دولت همه ملت را تـأيـيـد. كـنـد و مـجـلس و هـمين طور همه با هم باشند تا انشاءالله خداى تبارك و تعالى قدرت بدهد به همه و توجه كند به همه و اين ملت را از شر اشرار نجات بدهد.
والسلام عليكم و رحمة الله

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:11:12
طلوع خورشید 05:29:44
اذان ظهر 11:30:07
غروب خورشید 17:30:04
اذان مغرب 17:45:52
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟