وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

آيا در اين مدّت، حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ازدواج كرده است يا خير؟

آيا در اين مدّت، حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ازدواج كرده است يا خير؟
زمان انتشار :
یکشنبه 8 دی 1392 | 10:47
اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمه اش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

شخصی از روستا خدمت شیخ مفید رسید و سؤال کرد:

زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است، آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد و یا به همان حالت او را دفن کنیم؟

فتوایی که شیخ داد اشتباه بود اما با عنایت امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف اصلاح شد.

نهم آذر روز بزرگداشت «محمد بن محمد بن نعمان» (336 ـ 413) مشهور به شیخ مفید

یکی از بزرگترین علمای شیعه و اسلام  است.

به همین مناسبت عنایتی از امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف بر شیخ مفید را نقل می‌کنیم.

در زمان شیخ مفید، شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسید و سوال کرد:

زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است،

آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را  بیرون آورد و یا به همان حالت او را دفن کنیم؟

شیخ فرمود: با همان حمل، زن را دفن کنید.

آن مرد برگشت. ولی متوجه شد، سواری از پشت سر می‌تازد و می‌آید، وقتی نزدیک او رسید، گفت:

ای مرد! شیخ مفید می‌گوید: شکم آن زن را بشکافید و طفل را بیرون بیاورید، بعد او را دفن کنید. مرد روستایی همان کار را کرد.پس از مدتی، ماجرای آن سوار را برای شیخ مفید نقل کردند.

شیخ فرمودند: من کسی را نفرستاده بودم.

معلوم است آن شخص، نماینده حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام بوده‌اند،

حال که ما در احکام شرعی اشتباه می‌کنیم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم.

 لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد.

 اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام توقیعی برای شیخ صادر شد:

بر شماست فتوا دادن و بر ماست که نگذاریم شما در خطا واقع شوید.

با صدور این توقیع، شیخ مفید بار دیگر به مسند فتوا نشست.

 (معلم، سید جواد، برکات حضرت ولی عصرعجلّ الله تعالی فرجه الشریف، انتشارات تکسوار حجاز، چاپ یازدهم، 1383، ص216)

كسی كه شیفته واقعی امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست،

بلكه از عمق جان دعا می كند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد.

1ـ دعا برای شناخت امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف
معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا كه طبق حدیث نبوی مرگ كسی كه نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است.

 بنابراین یكی از وظایف یك مسلمان این است كه امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ كوششی دریغ نورزد.

از جمله كوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است كه از خدا استعانت بجوید.و بخواهد كه معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.

2
ـ دعا برای سلامتی امام زمانعجلّ الله تعالی فرجه الشریف

یكی از وظایف دوستان امام این است كه برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی كه جان امام را تهدید می كند، با هر زبانی كه بدان مسلط‌اند، دعا كن‌اند و بهتر آن است كه دعاهای مأثور را بخوان‌اند

 (مانند: دعای اللهم كن لولیك...)و ادعیه دیگر كه در مفاتیح الجنان آمده است.

3
ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمانعجلّ الله تعالی فرجه الشریف

یكی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان كسی است كه در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای دراز كرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.

عاشق دلباخته صبح و شام نمی‌شناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق علیه السّلام فرمودند:

فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً

باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.

یكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است،

 سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند،

مكان زندگى ،وضعيّت زندگى اولاد آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه مي شوند.

به گزارش ««مرکز تخصصی انتشار اطلاعات و اسناد علمی ، فرهنگی و آموزشی شیراز»»

يكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.


اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه :

آيا در اين مدّت، حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ازدواج كرده است يا خير؟
برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند:

اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمه اش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد،

 زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّه اى چنين نتيجهگيرى مي كنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكته  ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصى است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلى نيز نبوده است، و كسانى هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغرى نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخنى شنيده نشده است.
از سوى ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام)، سؤالات ديگرى نيز ميسازد.

از جمله اين كه:
آيا امام مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف داراى فرزند است؟

آيا مكان خاصّى براى زندگى وى و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براى آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگارى دارد؟
و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگرى كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضى از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلى و بيان ديدگاههاى متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسى دلائل، سعى ميشود تا به نتيجهاى مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند:

 حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:
ـ نظريّه أوّل: عدّه اى معتقدند كه حضرت مهدىعليه السلام ازدواج كرده است،

و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جستهاند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است،

 پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته،

 و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند:

 «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم»

در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم  است،

چرا كه آن حضرت صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

«نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست»

اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت:

 او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟

هرگز نميتوان اينگونه نتيجه گرفت، چرا كه او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و داراى همسر ميباشد.

در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرين وجود اهل و عيال براى امام مهدى(عليه السلام) چنين آمده است:

«چگونه ترك خواهند كرد، چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر امام هر عصر است، و تاكنون كسى ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است

و نيز در كتاب «الشموس المضيئة» آمده است:

«اگر در اين زمينه (داشتن همسر و خانواده) هيچ نقل روايى وجود نداشت، و فقط همين مطلبى كه آن حضرت با وجود سنّ زياد از نظر جسمي جوانى قويّ البنيه است...

و نيز ميدانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم عمل ميكند،

در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزندانى دارد كافى بود.

ـ نقد و بررسى:

دليل مزبور شامل دو قسمت است:
قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم ، و امرى نيكو و مستحبّ شرعى است.

قسمت دوّم: امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف لزوماً به اين سنّت و امر شرعى عمل مي كند.هر دو مقدّمه نيازمند بررسى و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج از آيات و روايات فراوانى استفاده ميشود مانند:

آيه شريفه (فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَآءِ)

 و آيه (وَأَنكِحُواْ الاَ يَـمَى مِنكُمْ وَالصَّــلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآلـِكُمْ )

و همچنين در حديثى رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم ازدواج را سنّت خود ميداند و در حديثى ديگر ميفرمايد:

 هر كسى از آن اعراض كند از من نيست.
و در رواياتى ديگر ازدواج امرى پسنديده و ممدوح دانسته شده و بر توليد نسل و بقاء آن توصيه شده و كثرت مسلمين مايه مباحات پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم شمرده شده است.

در اهميّت و تشويق به ازدواج چنين آمده است:

«هر كس ازدواج كند نصف دينش را بدست آورده است»

 و نيز امام صادق عليه السلام  مي فرمايد:

«دو ركعت نماز كسى كه ازدواج كرده با فضيلت تر است از هفتاد ركعت نماز كسى كه بدون همسر است»

 و همچنين در روايات فراوانى نقطه مقابل ازدواج يعنى ترك ازدواج مذمّت شده و از ناحيه ائمّه عليهم السلام امرى مكروه و ناپسند شمرده شده است.

كه اين روايات نيز به قرينه مقابل دلالت بر استحباب ازدواج دارند.
با توجّه به آيات و روايات فوق و وجود كلمات امر مانند «انكحوا» در آيات، و تشويق به ازدواج در روايات،

و توصيه كردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاى بزرگوار اسلام، استحباب شرعى ازدواج را استنباط كرده

و بر طبق آن به استحباب و بعضى به استحباب مؤكّد فتوى داده اند، و برخى آن را در شرايطى واجب ميدانند.

 و از سوى ديگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست ميآيد كه:

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غير دائم (موقّت) مستحب شرعى است.
ثانياً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و كسانى كه نيازمند به همسر ميباشند نيست، بلكه شامل غير مشتاقان و كسانى كه در خود احساس نياز به همسر نميكنند نيز ميباشد
چرا كه علّت اين حكم شرعى در اشتياق به جنس مخالف و يا اطفاء (خاموش كردن) غريزه جنسى خلاصه نشده است،

 تا گمان شود ازدواج براى غير مشتاقان استحباب ندارد، بلكه مواردى از قبيل: تكثير نسل، و ابقاء نوع انسانى، و كثرت

تعداد موحّدين، در استحباب شرعى ازدواج دخالت دارند.
پس اگر ازدواج براى تأمين اين اغراض هم باشد، از جهت شرعى مستحب است، و داراى مطلوبيّت شرعى است.

بديهى است كه استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نيست، بلكه شامل غير دائم و مِلك يمين (كنيزان) نيز ميشود. و به همين جهت اينگونه به نظر ميرسد كه تحقّق يك مرتبه از ازدواج در طول عمر براى عمل كردن به اين مستحبّ شرعى كافى است، اگر چه بنا به عللى بين زوج و زوجه جدايى حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در رواياتى كه در آن عزوبت (همسر نداشتن) مكروه دانسته شده است حتّى براى مدّتى اندک، معلوم ميشود كه مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پايان عمر است.
پس عمل كردن به استحباب ازدواج در صورتى كافى است كه استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن،

همانطور كه اين استحباب فقط به داشتن يك همسر نيست بلكه تعدّد آن نيز مستحب شرعى است.

بنابراين در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم ، و امرى مستحب است)

 چنين نتيجه ميگيريم:
 1.ازدواج مستحب شرعى است، خواه نياز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.
2.
اين استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان ميشود.
3.
تعدّد همسر نيز مستحب شرعى است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام عليه السلام  به امر شرعى و سنّت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ) در اذهان سؤالاتى را به وجود ميآورد، از جمله اينكه:
با كثرت امور مستحبّى، آيا امام(عليه السلام) به همه آنها عمل ميكند؟

 

 يا اينكه از آن امور انتخا ب كرده و گزينشى عمل ميكند؟

آيا لزوم عمل به امور مستحب براى امام ضرورى است؟

بدون ترديد امامان مانند پيامبران چون هدايت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهى محسوب ميگردند، هميشه در عمل به احكام الهى پيشقدم بوده اند، و اساساً رسالت آنان ايجاب ميكرد كه أوّل خودشان عامل به احكام الهى باشند، و از دستورات الهى سرپيچى نكنند، و در صحنه عمل براى ديگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نكردن به اوامرى كه حكايت از محبوبيّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براى رهبران دينى مذموم است،

و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد كه آنها به دستورات واجب و مستحب عمل كنند،

 پس امام(عليه السلام) نيز به آنها عمل ميكند.


بنابراين، دو نكته در لزوم عمل كردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1.
هدايت و رهبرى و الگوى كامل بودن براى مردم كه ايجاب ميكند امام در زندگى و معاشرت و در برخورد با ديگران به نحو احسن عمل كند، و در عمل به دستورات دينى (واجب و مستحب ) پيشقدم باشد.

2.
 اقتضاى شأن و منزلت انسان كامل ايجاب ميكند كه به مستحبّات عمل كند، بدون ترديد نكته أوّل در زمان غيبت امام(عليه السلام) موضوعيّت ندارد، زيرا امام(عليه السلام) در مرأى و منظر مردم نيست، و امامت وى در باطن است، نه در ظاهر.

ولى نكته دوّم در رسيدن به مطلوب (امام پايبند به مستحبّات شرعى است، و سزاوارتر از ديگران است) كافى است.

با توجّه به دو مقدّمهاى كه گذشت، عدّهاى معتقدند كه امام زمان(عليه السلام) در عصر غيبت ازدواج كرده و صاحب همسر و فرزند است.

ب: استدلال به روايات:
دليل ديگر معتقدين به ازدواج حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف تمسّك به بعضى از روايات است، از جمله:

1 ـ مفضّل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود:

 . از مكان او هيچ يك از اولاد و ديگران اطلاع نمييابد، مگر مولايى كه متولّى امر اوست

، در اين روايت وقتى كه سخن از جا و مكان و محلّ زندگى آن حضرت ميشود، امام صادق عليه السلام ميفرمايد:

 كسى از مكان او اطلاع ندارد حتّى اولادش، پس معلوم ميشود او اولادى دارد، و داشتن اولاد حاكى از ازدواج امام است.

امّا با تأمّل در اين روايت نكاتى به نظر ميرسد كه مانع از استدلال بر ازدواج آن حضرت است، آن نكات عبارتند از:

الف ـ اين روايت در كتاب الغيبه نعمانى نيز نقل شده است،

 با اين تفاوت كه به جاى كلمه «ولد» كلمه «ولى» آمده است :

«ولا يطّلع على موضعه أحد من وليّ ولا غيره از مكان او كسى از ولى و غير ولى اطّلاع نمييابد»،

يعنى دوست و غير دوست، آشنا و غير آشنا، از مكان او خبرى ندارند، و نميدانند او كجاست.

در اين روايت هيچ سخنى از فزرند و فرزندان نيست، بنابراين، با توجه به اين نقل اعتمادى بر آن روايت نيست.

ب ـ در روايت سخن از فرزند است، ولى از اين جهت كه بگوييم الآن امام عجلّ الله تعالی فرجه الشریف داراى فرزند و همسر باشد نيست، و به اصطلاح مجمل است، چرا كه امكان دارد منظور فرزندانى باشند كه در آستانه ظهور و يا پس از ظهور امام عجلّ الله تعالی فرجه الشریف به دنيا ميآيند.

ج ـ ممكن است اين روايت و امثال آن بيانگر مبالغه در خفاى شخص باشد، يعنى هيچ كس نميداند كه او در كجاست،

 حتّى اگر داراى فرزند هم باشد، فرزندانش نيز از جايگاه او اطّلاع ندارند.

د ـ از جهت سند مخدوش است، زيرا يكى از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.با توجّه به نكات فوق، استدلال بر ازدواج امام(عليه السلام) در عصر غيبت مشكل، بلكه بعيد به نظر ميرسد.

ن ـ سيّد ابن طاوس از امام رضا(عليه السلام) نقل كرده است، كه آن حضرت فرمود: خدايا، مايه چشم روشنى و خوشحالى امام زمان(عليه السلام) را در او و خانواده و فرزندان و ذرّيه و تمام پيروانش فراهم فرما»در اين روايت سخن از خانواده و فرزندان آن حضرت است، ولى چون معلوم نيست كه وجود اين فرزندان پيش از ظهور است يا پس از آن، از اين جهت مجمل است، و نميتوان به آن استناد كرد.

و ـ ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:

 «گويا ميبينم كه قائم ما با خانوادهاش در مسجد سهله اقامت گزيده است،

 ابو بصير مي گويد: گفتم منزلش آنجاست؟

فرمود: آرى. گفتم: فدايت شوم! قائم هميشه در آن مسجد است؟ فرمود: آرى..

اين روايت نيز دلالت بر وجود فرزند براى امام عجلّ الله تعالی فرجه الشریف پيش از ظهور ندارد، و چه بسا مرادش اولاد آن حضرت پس از ظهور باشد، همانطور كه از سياق كلام در اكثر روايات كه به نمونه هايى از آنها اشاره خواهيم كرد،

 اين گونه استفاده ميشود.

2
ـ روايتى مرحوم مجلسى(رحمه الله) در بحار الأنوار از على بن فاضل نقل كرده است،

كه در آن به مكان و جزيرهاى اشاره شده كه نسل و فرزندان آن حضرت، زير نظر وى جامعه نمونه اسلامي تشكيل داده و براى خود حكومت دارنداين مكان نامعلوم است،

 و هر كس نميتواند به آنجا برود، و دسترسى براى عموم مردم ممكن نيست.

تمسّك به اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت ازدواج كرده و در نتيجه فرزندانى دارد و لازمه آن نيز زندگى در مكان خاصّ است،

 زيرا اولاًّ: از نوع بيان روايت به دست ميآيد كه اين روايت اعتبار قابل ملاحظهاى در نزد مرحوم مجلسى

(رحمه الله)نداشته است،

 زيرا ميگويد:
«
چون اين حديث را در كتابهاى معتبر نيافتم آن را به طور مستقل و جدا ميآورم»

ثانياً اين داستان با وجود تناقضات فراوان و سخنان بی اساس و نيز مجهول بودن عدّه اى از روا یا ت آن، قابل استناد نيست، حتّى بعضى از محقّقين با بررسى هاى گسترده اى كه انجام داده اند،

معتقدند جزيره خضراء افسانه اى بيش نيست و واقعيت ندارد.

و برخى همچون آقابزرگ تهرانى ميگويند: اين داستان تخيّلى است.

3 ـ روايتى كه ابن طاووس از امام رضا عليه السلام نقل كرده است. كه فرمود:

«اللّهمّ صلّ على ولاة عهده والأئمّة من ولده

ابن طاووس ميگويد: روايت فوق اينگونه نيز نقل شده

«اللّهمّ صلّ على ولاة عهده والأئمّة من بعده
اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت داراى فرزند است.

زيرا با وجود دو گونه نقل معلوم نيست مقصود فرزندان بعد از آن حضرت است، يا امامان پس از او،

 بنابراين روايت مجمل است، علاوه اين دو روايت ناظر به پس از ظهور حضرت است نه پيش از آن.


هــ صاحب كتاب الشموس المضيئة پس از نقل هفت روايت در باره اقامتگاه و خانواده داشتن آن حضرت كه بعضى از آن را آورده ايم، چنين نتيجه ميگيرد.

 «
از مجموع اين روايات معلوم مي شود كه حضرت حجّت عجلّ الله تعالی فرجه الشریف خانواده و اقامتگاه دارد، هر چند كه جزئيّات آن را نميدانيم سپس اضافه ميكند كه داستان جزيره خضراء به نقل از مرحوم علامه مجلسى(رحمه الله) و داستانى قريب به آن در اثبات الهداة با اين قيد كه شيعيان آن جزيره از تمام مردم دنيا تعداد شان بيشتر است و هر يك از فرزندان امام عليه السلام در آن جزيره ها حكومتى دارند،

 چنين آورده است:

«با توجه به عمر طولانى و مبارك ايشان ممكن است آن حضرت همسر و فرزندان متعدّدى داشته باشد كه بعضى مرده و برخى زنده اند.

بنابراين، آن حضرت فرزندان و نوادگان زيادى خواهد داشت كه شمارش آنها به سادگى ممكن نيست با عنايت و دقّت در مطالب كتاب مذكور توجّه به چند نكته ضرورى است:

اوّلا: نميتوان به آن هفت روايت در اثبات ازدواج آن حضرت و در نتيجه وجود فرزندان و داشتن اقامتگاه استناد كرد، چرا كه برخى از آن روايات همان رواياتى است كه قبلا به آنها اشاره شد.

و برخى ديگر گوياى وجود همسر و فرزند براى آن حضرت نيست و بعضى ديگر با خفاى شخصى و عدم اطلاع از مكان او سازگارى ندارد.

ثانياً: وجود فرزندان بى شمار آن حضرت با فلسفه غيبت منافات دارد، زيرا ممكن است فرزندان در صدد تشخيص هويّت خود برآيند، و خواهان دانستن حسب و نسب خود باشند.

ثالثاً: چطور ممكن است شيعيان آن جزيره (بنابر نقل وى از كتاب إثبات الهداة) تعدادشان از تمام مردم دنيا بيشتر باشد.

با اينكه علم پيشرفت هاى نقشه بردارى و جغرافياى امروز در شناسايى نقاط اين كره خاكى چيزى را از قلم نينداخته است، و امروزه جايى وجود ندارد كه ناشناخته باشد، حتّى مثلث برمودا، كاملا شناخته شده و اسرارش (خواص مغناطيسى) آشكار گشته و تعداد زيادى به آن مكان رفته اند و گزارشهاى متعدّدى ارائه كرده اند.

بنابراين معقول نيست كه جمعيّتى چند ميلياردى بيش از جمعيّت فعلى جهان در مكانى زندگى كنند و كسى هم از آنها هيچگونه اطلاعى نداشته باشد.

به هر جهت اينگونه مطالب نميتواند دليلى قاطع بر اثبات ازدواج و در نتيجه فرزندان و مكان اقامت خاصّى براى آن حضرت باشد.

برخى ممكن است براى اثبات ازدواج و فرزند داشتن حضرت مهدى(عليه السلام) به كنيه مشهور آن حضرت يعنى «أبا صالح» استدلال كنند، و بگويند اين كنيه به معناى پدر صالح است.

و اين دلالت بر وجود فرزندى بنام صالح براى آن حضرت دارد.

اين نيز سخن درستى نيست زيرا:

اوّلا: با جستجو و تفحّص در ميان كنيه هاى نقل شده براى حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى معتبر، چنين كنيهاى نقل نشده است، بلكه به نظر ميرسد اين كنيه بر اثر كثرت استعمال در ميان مردم، معروف شده است، و در بعضى از مجلاّت و كتابها كه در پاسخ از اين سؤال مطالبى گفته شده است، بيشتر جنبه هاى ذوقى و استحسانى، با احتمالاتى بدون ذكر سند و دليل در نظر گرفته شده است،

مثلا: گفته شده است كه اين كنيه ممكن است از آيه شريفه

(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ) گرفته شده باشد.

و يا ميگويند: چه مانعى دارد كه ما به آن حضرت بگوئيم أبا صالح يعنى پدر تمام نيكىها و خوبيها؟
وممكن است برخى استدلال كنند به احاديثى كه در آنها واژه أبا صالح و صالح بكار رفته است.
مرحوم مجلسى(رحمه الله) نيز در اين رابطه داستانى در بحار الأنوار نقل كرده است،،

 در حاليكه با رجوع به آن احاديث و دقّت در آنها معلوم ميگردد، صالح يا أبا صالح نام جنّى است كه مأموريت دارد تا اشخاص گمشده را هدايت و راهنمايى كند.

در كتاب من لا يحضره الفقيه چنين آمده است:

«امام صادق عليه السلام فرمود:

هرگاه راه را گم كردى صدا بزن يا صالح! يا بگو:

 يا أبا صالح راه را به ما نشان دهيد، خداوند شما را رحمت كند
امّا مرحوم مجلسى(رحمه الله) در حكايات و داستانهاى اشخاصى كه امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف را ديدهاند

«قضيهاى را از پدرش نقل ميكند و او نيز از شخصى بنام امير اسحاق استرآبادى كه چهل مرتبه با پاى پياده به حجّ مشرّف شده بود نقل ميكند كه در يكى از سفرهايش قافله را گم كرد و متحيّر با حالت عطش و بىآبى مانده بود، سپس صدا زد يا صالح يا أبا صالح ما را راهنمايى بفرما، ناگاه شخص سوارهاى را از دور ديد كه آمد و او را راهنمايى كرد و به قافلهاش رساند، وى ميگويد: پس از آن قضيّه من متوجه شدم كه او حضرت مهدى عجلّ الله تعالی فرجه الشریف بوده است

روشن است كه اين قضيه ارزش علمي و استدلالى ندارد، و صرفاً داستانى بيش نيست،

 زيرا معلوم نيست كه شخص مورد نظر واقعاً امام عجلّ الله تعالی فرجه الشریف را ديده باشد.

ثانياً: با توجّه به معانى مختلف كلمه «أب» در لغت عرب كه تنها به معناى پدر نيست،

 بلكه به معناى صاحب و غير آن نيز آمده است

و همچنين در روايتى از رسول خداصلى الله عليه وآله وسلمآمده است كه فرمود:

 «من و على پدران اين امتيم»،

مي توان استفاده نمود كه مقصود از اين كنيه معناى پدرِ فرزندى به نام صالح نيست،

بلكه أبا صالح يعنى كسى كه افراد صالح و شايسته در اختيار دارد.

ونيز ممكن است كنيه ابا صالح بدين جهت باشد كه امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشرف پدر و مجرى اصلاح جامعه است،

يعنى او تنها كسى است كه به اذن خدا جامعه بشرى را اصلاح خواهد نمود.


بنابراين با عنايت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نميتوان از اين كنيه بر ازدواج و داشتن فرزند براى آن حضرت استفاده كرد.

پس دليل دوّم قائلين به ازدواج آن حضرت كه روايات است مخدوش مي شود، و جايى براى استفاده واستدلال به آن باقى نمي ماند، لذا نميتوانيم به آن روايات تمسّك كنيم.

امّا دليل أوّل كه براى ازدواج آن حضرت به استحباب شرعى ازدواج، و سنّت بودن آن استدلال شده بود، دليل محكم و قابل قبولى است، چون مقتضى موجود است، اگر چه زمان استنتاج هنوز نرسيده، و زود است تا قضاوت قطعى بشود، چرا كه بايد ديدگاه مقابل را نيز بررسى كرد و از نبودن مانع و يا وجود امرى مهمتر از ازدواج نيز مطمئن شد

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:11:12
طلوع خورشید 05:29:44
اذان ظهر 11:30:07
غروب خورشید 17:30:04
اذان مغرب 17:45:52
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟