وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

«شهربانو» مادر امام سجاد عليه السلام

«شهربانو» مادر امام سجاد عليه السلام
زمان انتشار :
شنبه 26 دی 1393 | 22:31
درباره مادر بزرگوار امام سجاد عليه السلام ضرورت پژوهش، بيشتر خواهد بود; چرا که گوناگوني اقوال و ابهامات تاريخي، بيانگر «تحريف در گزارش وقايع‏» مي‏باشد...

بسم الله الرحمن الرحیم

طليعه

از آنجا که بخشي از زندگي و تربيت معصومان عليهم السلام به مسئله «مادر و نياکان مادري‏» آنان، اختصاص دارد; زيبنده است که در نگارش زندگي نامه هر معصومي، به اين موضوع نيز پرداخته شود.

درباره مادر بزرگوار امام سجاد عليه السلام ضرورت پژوهش، بيشتر خواهد بود; چرا که گوناگوني اقوال و ابهامات تاريخي، بيانگر «تحريف در گزارش وقايع‏» مي‏باشد.

از اين رو برخي از مورخان، محدثان و نويسندگان به «نقد علمي‏» اخبار و احاديث پرداخته و به نتيجه مطلوبي رسيده‏اند.

نام مادر امام سجاد عليه السلام

با بررسي منابع تاريخي و روايي، اين اسامي را مي‏توان به دست آورد:

ام‏ سلمه، جهان بانويه، جهان شاه، حرار، خوله، سلافه، سلامه، شاه زنان، شهربان، شهربانو، شهربانويه، شهرناز، شه‏ زنان، غزاله، فاطمه و مريم.

در منابع اهل سنت، بر نام‏هاي سلافه، سلامه و غزاله تاکيد شده; در حالي که در کتاب اي شيعي، نام «شهربانو» بيشتر آمده است.

اين نام را مي‏توان در قديمي‏ترين منابع اماميه يافت ; از جمله: بصائرالدرجات و اصول کافي.(1)

نياکان شهربانو

درباره خاندان اين بانوي ايراني، چند نظريه وجود دارد:

الف) ساساني بودن; ب) کابلي بودن; ج) سيستاني بودن; د) سندي بودن.

دانشوراني چون: يعقوبي (متوفاي 281 ق). ، محمد بن حسن صفار قمي (متوفاي290 ق).، کليني (متوفاي 329ق). ، شيخ صدوق (متوفاي 381ق). و شيخ مفيد (متوفاي 413ق). - با وجود اختلاف در نام وي - او را دختر يزدگرد سوم (آخرين پادشاه ساساني) دانسته‏اند.

عده‏اي نيز «نام پدر شهربانو» را اين گونه معرفي کرده‏اند:

1 . سبحان; 2 . سنجان; 3 . نوشجان; 4 . شيرويه . (2)

وجه مشترک و مورد قبول اين اقوال را مي‏توان در يک عبارت گنجانيد; يعني «شهربانو، دختر يکي از بزرگان و سرشناسان ايران ‏زمين مي‏باشد

قابل توجه است که عالمان و پژوهشگران برجسته‏اي چون «شهيد مطهري‏» بر شاهزاده بودن وي، اشکالاتي وارد ساخته‏اند; به طوري که آن استاد شهيد فرموده است:

«... اگر از زوايه تاريخ بنگريم، اصل داستان شهربانو و ازدواج او با امام حسين عليه السلام و ولادت امام سجاد عليه السلام از شاهزاده‏اي ايراني، مشکوک است ...» (3)

اسارت و آزادگي

در خصوص زمان و چگونگي ورود شهربانو به کشور اسلامي نيز روايات مختلفي وجود دارد که عبارتند از:

الف) به اسارت افتادن وي در دوره خلافت عمر بن خطاب.

ب) فرستادن وي و خواهرش به نزد عثمان از سوي والي خراسان.

ج) فرستادن دختران يزدگرد به حضور امام علي عليه السلام توسط کارگزار حضرت.

با توجه به اين تعارض، به نقد و بررسي هر يک از گزارش‏هاي تاريخي مي‏پردازيم.

شاهزادگان و خليفه دوم

موقعي که اسراي ايران در مدينه بر عمر بن خطاب وارد شدند، شاه‏زنان که ديد مسجد پر از جمعيت است و خليفه مسلمين تند به او نگاه مي‏کند، صورت خود را پوشانيد و به سبب شدت ناراحتي، فرياد زد:

«سياه باد روزگار هرمز که فرزندانش اسير شدند!» × خليفه که به زبان فارسي آشنايي نداشت، گمان کرد که شاه‏زنان وي را دشنام مي‏دهد، خشمگين شد.

در اين هنگام، امام علي عليه السلام با ترجمه سخن او به عربي، خشم عمر را فرو نشانيد.

خليفه تصميم گرفت دختران شاه ساساني را همچون ديگر اسيران جنگي، به مزايده بگذارد; اما امام علي عليه السلام به او چنين گوشزد کرد که:

بر اساس فرمايش و سيره پيامبر صلي الله عليه و آله بايد به «بزرگ زادگان‏» اکرام و احترام نمود. (4)

در ادامه اين ماجرا و چگونگي آزادي آنان، چند قول وجود دارد:

الف) عمر تصميم گرفت آنان را بفروشد، امام علي عليه السلام فرمود:

طريقه فروش آنها چنين است که قيمت هر يک را بايد مشخص ساخت تا هر مسلماني هر کدام را که خواست، خريداري کند.

پس از تعيين بهاي دختران، امام آنان را خريداري کرد.

ب) امام فرمود: بر طبق سيره رسول‏خدا صلي الله عليه و آله آنها را نمي‏توان فروخت‏بلکه مختارند يکي از مسلمانان را به عنوان همسر خود برگزينند و از سهميه غنيمت و بيت‏المال آن مسلمان به شمار آيند. (5)

ج) امام در حضور جمعيت فرمود: «من نصيب خودم را از اسيران، در راه خدا آزاد کردم .»

بني‏هاشم نيز سهام خودشان را به اميرمؤمنان عليه السلام بخشيدند، آنگاه حضرت عرض کرد:

«خدايا! شاهد باش که آنچه بني‏هاشم از نصيب خود به من بخشيده‏اند، من همه آنان را في سبيل‏الله بخشيدم

مهاجرين و انصار پس از مشاهده اين صحنه زيباي معنوي، با مسرت و علاقه‏اي خاص عرض کردند:

يا علي! ما نيز حقمان را در اختيار تو مي‏گذاريم.

از اين رو، امام يکبار ديگر خداوند را گواه مي‏گيرد که پس از قبول کردن سهام مسلمانان، دختران اسير را در راه خدا آزاد نموده است.

اما خليفه دوم با ناراحتي خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام گفت:

چرا تصميم مرا درباره اسيران عجم برهم زدي؟

چه قصدي از اين کار داشتي؟!

آن حضرت مجددا يادآور شد که: اين اسيران به «اسلام‏» علاقه‏ مند و مايل هستند و روش پيامبر صلي الله عليه و آله چنين بود که بزرگان هر قوم و خانداني را محترم مي‏داشت.

عمر بن خطاب بعد از شنيدن کلام مستدل امام علي عليه السلام، گفت:

اکنون من هم سهم خود را و بقيه آنچه را که به غنيمت مسلمانان درآمده، همه را به تو بخشيدم.

در اينجاست که اميرمؤمنان عليه السلام آخرين مرحله «آزادي‏» شاهزادگان ايراني را با اين گفتار به اجرا مي‏گذارد:

«خدايا! گواه باش که آنچه او به من بخشيد، پذيرفتم و آنها را در راه تو آزاد ساختم .» (6)

حال اگر بخواهيم اين داستان را مورد نقد و بررسي قرار دهيم، به چند مسئله مي‏توان بسنده کرد:

1 . گوناگوني و تعارض موجود در متن روايات و گزارش‏هاي تاريخي.

2 . ضعف سند، به جهت وجود راوياني چون: عمرو بن شمر و ابراهيم بن اسحاق احمر; چرا که آنان از ديدگاه دانشوران علم رجال و حديث، ثقه و مورد تاييد نيستند.

3 . بنا بر قول مشهور، امام سجاد عليه السلام در سال 37 هجري به دنيا آمده و عمر بن خطاب در سال 23 هجري کشته شده است; يعني اگر شهربانو در آخرين سال خلافت عمر به اسارت درآمده و با امام حسين عليه السلام ازدواج نموده باشد; معنا و مفهوم آن، چنين خواهد شد که وي حداقل بعد از 14 سال «نازايي‏» به ولادت فرزندش امام سجاد عليه السلام نايل آمده است.

و به راستي که پذيرش اين مطلب، بسيار دشوار و شگفت‏بوده و نياز به توجيه دارد!

4 . و آخرين کلام اينکه، گزارش فوق با روايات بعدي در تعارض کامل است . (7)

از خراسان تا مدينه در کتاب عيون اخبار الرضا آمده است که سهل بن قاسم نوشجاني مي‏گويد:

امام رضا عليه السلام به من فرمود: بين ما و شما نسب و رابطه خويشاوندي وجود دارد.

پرسيدم: چگونه؟! فرمود:

«هنگامي که عبدالله بن عامر [بن کريز] خراسان را فتح کرد، دو نفر از دختران يزدجرد بن شهريار را به دست آورد; آنها را به مدينه و نزد عثمان فرستاد.

خليفه، يکي را به حسن عليه السلام و ديگري را به حسين عليه السلام بخشيد و هر دو، در حال نفاس از دنيا رفته‏اند.

و آن دختري که به حسين عليه السلام بخشيد، مادر علي بن الحسين عليه السلام بود .» (8)

آقاي عبدالرزاق مقرم، در ارزيابي اين روايت، مي‏گويد:

«روايت فوق تقريبا صحيح به نظر مي‏آيد; زيرا فتح خراسان در سال 30 هجري -ششمين سال خلافت عثمان - واقع شد و در همين سال نيز يزدگرد در مرو کشته شد.

بر اين اساس، بعيد نيست که شهربانو به مدت شش سال باردار نشده باشد.» (9)

اما آقاي دکتر شهيدي اين روايت را نيز مردود شمرده است . (10)

در بارگاه خورشيد

شيخ مفيد، فتال نيشابوري و فضل بن حسن طبرسي اين گونه روايت کرده‏اند:

وقتي اميرمؤمنان عليه السلام به خلافت و حکومت رسيد، حريث‏بن جابر حنفي را به عنوان کارگزار خود به مشرق زمين اعزام کرد.

وي پس از مدتي، دو نفر از دختران يزدگرد را به دست آورد; لذا آنان را نزد اميرمؤمنان عليه السلام فرستاد.

آن حضرت، شهربانو (شاه‏زنان) را به حسين عليه السلام بخشيد - که زين‏العابدين عليه السلام از او متولد شد - و ديگري را به محمد بن ابي‏بکر بخشيد - که از وي قاسم به دنيا آمد - لذا اين دو مولود، پسرخاله يکديگر هستند . (11)

آقاي مقرم مي‏گويد:

«بر هيچ انديشمندي پوشيده نيست که روايت‏شيخ مفيد، فتال و طبرسي ... به حقيقت نزديک‏ تر است; زيرا امام سجاد عليه السلام بدون اختلاف، در زمان خلافت جدش اميرمؤمنان عليه السلام متولد شد و سه سال با آن حضرت بود(12)

به عقيده آقاي مقرم: «هيچ‏کدام از اين دو روايت (فرستادن شاهزادگان به حضور عثمان و امام علي عليه السلام)، دلالت‏بر اين ندارد که اين دو بانو به اسيري گرفته شده باشند.

و شايد علاقه آنها به مسلمانان [و دين اسلام] موجب شده بود که واليان بتوانند به آنها دست‏يابند .» (13)

دکتر شهيدي در اين خصوص مي‏گويد:

«با اين دو روايت، مشکل زمان - که در روايت کافي ديده مي‏شد - برطرف شده و استبعاد فاصله ازدواج و تولد امام عليه السلام نيز از ميان رفته است.

اما اين روايت نيز درست ‏به نظر نمي‏رسد; چه نام حريث‏بن جابر در شمار کارگزاران علي عليه السلام ديده نمي‏شود

وي سپس اسامي کارگزاران حکومت علوي در خراسان و عدم اسارت دختران يزدگرد را، به تفصيل بيان کرده است. (14)

وليکن نويسنده سيماي کارگزاران علي بن ابي‏طالب اميرالمؤمنين عليه السلام(15) مي‏گويد:

«... اين احتمال به ذهن مي‏رسد که حريث‏بن جابر همراه با خليد بن قره يربوعي به خراسان رفته است و به اين خاطر، عده‏اي از راويان تاريخ، وي را و عده‏اي ديگر، خليد را به عنوان والي خراسان ذکر کرده‏اند .»

عروس عترت

در ادامه روايت و گزارش «اسارت دختران يزدگرد در عصر خليفه دوم‏» آمده است:

بسياري از مسلمانان به دختران شاه پيشنهاد ازدواج دادند; اما اميرمؤمنان عليه السلام مردم را آگاه ساخت که آنان در «انتخاب شوهر» آزاد هستند.

يکي از دختران (شهربانو) از ميان جمعيت، دست‏بر شانه امام حسين عليه السلام نهاد و سپس اميرمؤمنان علي عليه السلام را وکيل خود قرار داد تا وي را به عقد پسرش درآورد ... (16)

امام علي عليه السلام نخست از وي پرسيد:

- نام تو چيست؟

- جهان‏شاه (شاه‏زنان) .

- نه، شهربانو .

در اين گفت و گو، که به زبان فارسي دري صورت گرفت، امام عليه السلام نام عروس خود را تغيير مي‏دهد; چرا که فقط حضرت فاطمه عليها السلام شايسته لقب و عنوان «خيرالنساء» و «ملکة‏النساء» (سرور و ملکه بانوان) بوده و براي همسر فرزندش حسين عليه السلام نام يا لقب شهربانو (ملکة المدينه و بانوي شهر) زيبنده خواهد بود . (17)

شايان توجه است که طبق نقل دلائل الامامة، وقتي شهربانو، امام حسين عليه السلام را به همسري خود برگزيد، خواهرش مرواريد×× هم امام حسن عليه السلام را انتخاب کرد. (18)

هم‏چنان که بر اساس عيون اخبار الرضا، عثمان يکي از دختران را به امام حسن عليه السلام و ديگري را به امام حسين عليه السلام بخشيد.

و بنا به روايت ارشاد، اميرمؤمنان علي عليه السلام شاه‏زنان را به حسين عليه السلام و ديگري را به محمد بن ابي‏بکر داد.

ولي در نقل ربيع‏الابرار آمده است که در خلافت عمر، سه دختر يزدگرد اسير شده بودند ... علي عليه السلام شخصا قيمت آنان را به خليفه پرداخت و سپس ميان حسين عليه السلام، محمد بن ابي‏بکر و عبدالله بن عمر قسمت کرد و به ازدواج آنها درآورد . (19)

نور محبت

همان‏طور که بيان شد، شهربانو از ميان تمام مسلمانان، امام حسين عليه السلام را به عنوان شوهر برگزيد.

برخي علت اين «انتخاب‏» را چنين نقل کرده‏اند:

پيش از آنکه اين بانو به دست مسلمانان بيفتد; يک شب، پيامبر صلي الله عليه و آله و امام حسين عليه السلام را در عالم خواب مي‏بيند که آن حضرت وي را براي نوه‏اش خواستگاري مي‏کند; لذا محبت‏ حسين عليه السلام در دلش ايجاد مي‏شود.

و در شب دوم، حضرت فاطمه عليها السلام را مشاهده مي‏کند که به وي بشارت مي‏دهد: به زودي مسلمانان پيروز مي‏شوند و او به وصال فرزندش حسين عليه السلام، که پيامبر صلي الله عليه و آله او را به ازدواج وي درآورده، خواهد رسيد و غير او هيچ‏يک از مسلمانان به وي دست نخواهند يافت.

حضرت فاطمه عليها السلام دين اسلام را به شهربانو عرضه مي‏کند و او نيز در عالم رؤيا مسلمان مي‏شود.(20)

شهربانو نيز در اين باره مي‏گويد:

«... خداوند مرا حفظ کرد تا اينکه مرا به مدينه آوردند.

وقتي امام حسين عليه السلام را ديدم، دانستم که همان است که در خواب ديدم و پيامبر مرا به او تزويج کرد; لذا وي را به همسري برگزيدم(21)

افتخار مادري

شهربانو به سبب پيوند ازدواج با امام حسين عليه السلام، مرحله جديدي از زندگي را آغاز کرد که قبل از آن فقط در عالم رؤيا و آرزو قابل تحقق بود.

آري! وي از ميان بسياري از دوشيزگان به اين سعادت و عزت رسيده است که براي پيامبر و خاندانش عليهم السلام «عروسي ممتاز» باشد; چرا که در همان روز نخستين آشنايي با خاندان نبوت و امامت و به هنگام عقد ازدواج، از زبان اميرمؤمنان عليه السلام اين بشارت را شنيد که حضرت به پسرش امام حسين عليه السلام فرمود:

«يا اباعبدالله! احتفظ بها فانها ستلد لک خير اهل الارض و هي ام الاوصياء الذرية الطيبة; اي اباعبدالله! از او محافظت کن; زيرا به زودي بهترين اهل زمين را برايت متولد خواهد ساخت.و او، مادر امامان از ذريه طيبه است(22)

سرانجام پس از مدت زماني (يک يا چند سال) انتظار به سر رسيد و بشارت آسماني تحقق يافته و بهترين اهل زمين، علي بن الحسين عليه السلام، متولد شد و ديدگان پدر، مادر و خاندان علوي روشنايي ديگر يافت.

عروج به ملکوت

از آنجا که شهربانو در همان روزهاي آغازين ميلاد امام سجاد عليه السلام چشم از دنيا فروبسته است و تاريخ رحلت وي، با فاصله‏اي کوتاه، با تاريخ ولادت آن حضرت مقارن مي‏باشد; سزاوار است اقوال مورخان را درباره روز

تولد امام عليه السلام يادآور شويم:

- پنجم شعبان;

- هشتم شعبان;

- نهم شعبان;

- يازدهم رجب;

- هشتم ربيع‏الاول;

- نيمه جمادي‏الاول;

- نيمه جمادي‏الثاني . (23)

البته در تعيين سال تولد نيز اختلاف وجود دارد (35، 36، 37، 38، 48 و 49) . (24)

به هر حال، شهربانو بعد از چند روز از تولد يگانه فرزندش و در همان دوره نفاس به علت‏بيماري، رحلت کرد و پيکر مطهرش در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد و شهر مدينه به سوگ «بانويي مقدس‏» سيه‏پوش گرديد.(25)

جايگزين مادر

چند روز از ولادت امام سجاد عليه السلام نگذشته بود که مادرش شهربانو رحلت کرد; از اين رو، امام حسين عليه السلام دايه‏اي انتخاب کرد تا براي نوزادش مادري کند و در تربيت وي بکوشد.

به همين جهت است که امام سجاد عليه السلام تا سنين بزرگسالي از زحمات دايه مهربانش قدرداني نموده و نام مقدس «مادر» را برايش برگزيده بود.

امام سجاد عليه السلام با مادر ناتني خود، هم‏غذا نمي‏شد; زيرا مي‏فرمود:

«از آن مي‏ترسم که مادرم بخواهد لقمه‏اي را بردارد و من بر او سبقت‏بگيرم و عاق او گردم .» (26)

عده‏اي از دانشمندان معتقدند: «دايه حضرت، کنيز امام حسين عليه السلام بود .» (27)

و آقاي عمادزاده احتمال مي‏دهد که مربي و دايه حضرت، يا خواهر شهربانو باشد و يا کلفت وي . (28)

به هر حال، آن امام همام بعد از حادثه «عاشورا» مادر ناتني‏اش را به عقد غلامي (زيد يا زبيد) درآورده و در پاسخ به برخي گلايه‏ها و شايعات، مي‏فرمود که اين بانو، دايه و مربي وي مي‏باشد نه مادر اصلي‏اش . (29)

تحريفاتي ديگر در برخي از کتاب‏ها، متاسفانه تحريفاتي ديده مي‏شود که فاقد ارزش علمي است; از جمله:

الف) حضور شهربانو در کربلا;

ب) غرق شدن و خودکشي شهربانو در رودخانه فرات;

ج) سوار شدن وي بر ذوالجناح يا اسبي ديگر و آمدنش به ايران و سرانجامغائب و پنهان گشتن او در کوه (کوه بي‏بي شهربانو شهر ري).

قصه‏پردازان به انگيزه‏هاي مختلف، اين حکايات بي‏اساس را در ميان برخي کتاب‏ها و در بين عوام، چنان با آب و تاب وارد ساخته‏اند که جايگزين وقايع تاريخي شده است . از اين رو پژوهشگران، هر يک به نوبه خود، به

تجزيه و تحليل و نقد اين قبيل تحريفات پرداخته‏اند; همچون: شهيد مطهري، شيخ ذبيح‏الله محلاتي و دکتر سيد جعفر شهيدي. (30)

پي نوشت

1 . زندگاني علي بن الحسين (ع)، سيد جعفر شهيدي، ص 10 و 11، دفتر نشر

فرهنگ اسلامي، پنجم، 1373 ش; پرسش‏ها و پاسخ‏ها، دفتر سيزدهم، ص 74، دفتر نشر معارف، قم، اول، 1382 ش .

2 . زندگاني علي‏بن‏الحسين (ع)، ص‏11 و 12; زندگاني امام زين‏العابدين

(ع)، عبدالرزاق مقرم، ترجمه حبيب‏روحاني، ص 30، آستان قدس‏رضوي، اول،

1374 ش; پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 76 و 77 .

3 . ر . ک: خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 120 - 134، صدرا، قم، نهم، 1357 ش .

× به نقل ديگر: عمر خواست‏به صورت و چشم شهربانو نگاه کند; لذا وي مانع

شد و گفت: «سياه باد روز هرمز (پرويز) که تو به فرزند او دست دراز مي‏کني.» (ناسخ التواريخ حضرت علي بن الحسين السجاد (ع)، ج‏1، ص‏13 - 16،مؤسسه‏مطبوعات‏ديني، قم) .

4 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 25; رياحين الشريعه، شيخ ذبيح‏الله

محلاتي، ج 3، ص 13 .

5 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 25; زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 12 و 13 .

6 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 28 و 29 .

7 . ر . ک: همان، ص 29 و 30; زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 13 - 19;پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 75 - 79; خدمات‏متقابل‏اسلام‏وايران، ص‏131و132 .

8 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 24 .

9 . همان، ص 29 .

10 . ر . ک: زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص‏19و20 .

11 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 24 .

12 . همان، ص 29 .

13 . همان، ص 24 و 25 .

14 . ر . ک: زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 20 - 22 . 15 .سيماي‏کارگزاران علي‏بن ابي‏طالب اميرالمؤمنين(ع)، علي‏اکبر ذاکري، ج 1،

ص 428، دفتر تبليغات اسلامي، دوم، 1373ش .

16 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 25 - 27 .

17 . ر . ک: همان، ص 27 و 28 و منتهي الآمال .

×× به روايت‏شيخ مفيد، نام خواهرش «کيهان بانويه‏» بود . (رياحين

الشريعه، ج 3، ص 14).

18 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 28 .

19 . زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 20 .

20 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 30 و 31 .

21 . رياحين الشريعه، ج 3، ص 14 .

22 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 28 . و در متن عربي کتاب، ص 14 و 15 .

البته در روايت ديگر چنين آمده: احتفظ بها و احسن اليها فستلد لک خير اهل الارض (ر . ک: اصول کافي، ج 2، ص 369) .

23 . زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 39 و 40 .

24 . ر . ک: زندگاني علي بن الحسين (ع) ص 29 - 37 .

25 . ر . ک: زندگاني حضرت امام حسين سيد الشهداء (ثارالله)، عمادزاده، ص

127; امام سجاد; جمال نيايشگران، احمدترابي، ص‏17، آستان قدس رضوي، اول،1373 ش .

26 . ثارالله، ص 126 و 127; زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 35 .

28 . ثارالله، ص 127 .

29 . ر . ک: زندگاني امام زين‏العابدين (ع)، ص 33 و 34; امام سجاد; جمال

نيايشگران، ص 22 .

30 . ر . ک: حماسه حسيني، ج 2، ص 182، بيست و نهم، 1379 ش; ثار الله، ص

125 - 128; رياحين الشريعه، ج 3، ص 12; زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 11;

پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 73، 79 و 80 .

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 04:23:16
طلوع خورشید 05:42:07
اذان ظهر 11:24:04
غروب خورشید 17:05:38
اذان مغرب 17:21:40
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟